تشكيل غار و بررسي آبخوانهاي كارستي با تاكيد ويژه برطبقه بندي مهندسي كارست

تشكيل غار و بررسي آبخوانهاي كارستي با تاكيد ويژه برطبقه بندي مهندسي كارست

مطالعه موردي: پي سنگ آهكي سد گلمن دره

خلاصه   

  نام كارست، از منطقه اي در يوگسلاوي گرفته شده كه درآنجا پوششهاي سنگي منطقه عمدتا از سنگ آهك مستعد به حفره زايي و تشكيل غار است. بدين ترتيب واژه كارست مترادف با خورندگي سنگهاي كربناته و دولوميتي توسط آب است كه بتدريج با گسترش تحقيقات در اين زمينه، واژه كارســت امروزه در مـورد سنـگهاي سولفـاته ( ژيپـس و انيـدريت) ، سنگهاي پريدوتيت، ماسه سنگ و كنگلومرا استفاده مي شود. بعنوان مثال در مورد سنگهاي خورد شده كربناته به سد لاردر ايران و سنگهاي خوردشده غير كربناته به سدهاي Mequinenza در اسپانيا، Krematsa در يونان و Yate در كالدونياي جديد اشاره كرد.

خواص خورندگي و يا انحلال در كربناتها

     عموما خواص خورندگي و يا انحلال سنگ در آب، در مورد سنگهاي سولفاته بمراتب بيشتر از سنگهاي كربناته مي باشد. سنگهاي دولوميت معمولا در مقابل انحلال آب مقاومت بيشتري نشان مي دهند. مقدار انحلال سنگهاي كربناته در آب خالص در شرايط مختلف تركيب شيميايي آن داراي تغييراتي است، ولي بطور متوسط، درجه اشباع انحلال سنگ آهك در آب خالص بين 350-400  ميلي گرم بر ليتر است .

      با افزايش ناخالصيها در آب خالص، زمان طولاني تري براي انحلال سنگ  آهك لازم است.

رخداد كارست ها

در امتداد گسلها و مناطق خرد شده، كارستي شدن سريعتر اتفاق مي افتد. بطوريكه اين پديده از امتداد گسلها، خطواره ها و هر گونه عوامل تكتونيكي تبعيت مي نمايد. مقدار نزولات جوي ساليانه و انحلال گاز كربنيك هوا در آب باران نيز در ايجاد و گسترش كارست نقش مهمي دارند. هر چه نزولات جوي بيشتر باشد، مسلما روند كارستي شدن شدت مي يابد. اقليم سرد، باعث تسريع پديده كارست آهكي مي شود.

در مقياس جهاني،  انحلال آهك و ژيپس توسط آبهاي طبيعي، اشكال گسترده و وسيع كارست(Karst) را ايجاد كرده كه براي مهندسين عمران نوعي از شرايط زمين شناسي بسيار متفاوت را بوجود آورده است. غارهاي حاصل، تهديدي بر فونداسيونها خواهد بود كه بطور قابل ملاحظه اي، عرض اين غارها از ضخامت سقفشان بيشتر است .

 

فرايندهاي كارستي شدن

دردرجه اول، كارستي شدن و پديده انحلال و مورفولوژي غاري شكل در سنگهايي گسترش مي يابند كه واجد شرايط _ از قبيل شكستگي_ بوده و مقاومت تراكم تك محوري در حالت سالم، 200-300 Mpa باشد. آهكهاي ضعيفتر، گل سفيد و رسوبات آهكي سخت نشده كه مقاومت كمي دارند، حفرات محدودتري نيز بوجود مي آورند .

رسوبات كربناته دور از ساحل، معمولا مورفولوژي كارست ندارند. كارستهاي ژيپسي همانند كارستهاي آهكي بوده، با اين تفاوت كه گسترش كارست بين چينه اي و لوله هاي برشي (breccia pipes) بيشتري داشته، ولي كارستهاي برجي(tower)  و مخروطي(cone) بالغي ندارند. سنگهاي نمك هم به سرعت حل مي شوندومورفولوژي مخصوص به خود را دارند .

 

نقش اقليم در فرايند كارستي شدن

اقليم منطقه، بكمك كنترل رژيم هاي جرياني آبي خود، تاثير زيادي بر توپوگرافي كارستيك دارد . به همين دليل، كارستهاي بالغ در محيطهاي گرمسيري (tropical) توسعه بيشتري دارند. در مناطق معتدل(temperate)، انحلال سنگ آهك كاهش مي يابد و در رژيمهاي مناطق خشك، يخچالي و برون يخچالي به مقدار مينيمم خود مي رسد . پس با توجه به اين موضوع، اقليم قديمه مورد توجه مهندسين عمران خواهد بود. بنابراين مورفولوژي محيطهاي قديمه كه مرطوبتر يا گرمتر بوده اند، اكثر آنها ممكن است بصورت كارستهاي قديمه)پالئو كارست( مدفون باشند .

سرعت انحلال سنگ آهك

انحلال سنگ آهك به آهستگي صورت مي گيرد، بطوريكه در هر يكصد سال، تنها چند ميليمتر انحلال داريم؛ وليكن تحت شرايط ويژه اي مثل جريان شديد آب، سرعت انحلال افزايش يافته و بطور مثال مي تواند باعث نشت در سدها شود . از نظر مهندسي، خطر اصلي اين پديده، روند شستشوي خاكهاي درون حفرات سنگهاي قديمي و پايدار بسمت پايين تا مرحله شكست است . انحلال ژيپس سريعتر بوده و پتانسيل حفر يك متر در يكصد سال را دارند .

مورفولوژي كارست

1- مورفولوژيهاي كوچك مقياس سطحي : شيارهاي با عمق كمتر از يك متر، حاصل فرسايش انحلالي سنگ فاقد پوشش شامل :

Grykes         : شكستگي هايي كه قطعات سنگ آهك را از هم جدا مي كند .

Rundkarren       : مـورفولوژي انحـلالي كوچـك با عمق و عرض 50-500 mm  و در نهايت بريدگيها كه كارستهاي هرمي (مخروطي) با ارتفاع2-30m  را تشكيل مي دهند .

2- مورفولوژيهاي  بزرگ مقياس سطحي : دره هاي خشك، دولين ها، فروافتادگي (poljes) با طول و پهناي زياد و ديواره هاي پرشيب، مخروطها و برجها و تمام اشكال موجود در انواع مختلف كارستها با مقياس كيلومتري .

3- اشكال موجود در زير خاك: مورفولوژيهاي انحلالي پيچيده اي از توپوگرافي كارستي با برجستگيهاي محلي كه مي تواند به دهها متر نيز برسد .

4- فروچالها : فروافتادگيهاي سطحي متنوعي با طول1-1000 m  بسته به حفرات سنگي زيرين .

5- غارها : حفراتي با طول چند مترتا دهها متر، تشكيل شده در داخل سنگ تحت انحلال كه ممكن است خالي بوده يا با رسوبات پر شده باشند .

انواع كارست

مورفولوژيهاي سطحي بزرگ مقياس با هم تركيب شده و اشكال كارستيك مشخصي را بوجود مي آورند. مجموعه اشكال كارستيك، انواع اصلي كارستهاي آهكي را بوجود آورده كه هر كدام ويژگيهاي مشخص به خود را داشته و در رژيم اقليمي ويژه اي بطور وسيع گسترده شده اند .

1- كارستهاي يخچالي (glaciokarst) : سطوح سنگي بدون پوشش همراه با سنگ كف آهكي، پرتگاههاي سنگي و دره هاي عميق كه در عرضها و ارتفاعات بالا كه توسط يخچالهاي پلئيستوسن شسته شده و گسترش خاكهاي پس از يخچالي كمي دارند، بوجود آمده اند ؛ مثل منطقه Yorkshire Dalas در انگلستان) شكل1(.

2- كارستهاي آبرفتي(fluviokarst) : كه بصورت يك سيستم دندريتي) درختي( مشخصي از دره هاي خشك هستند و قبل از اينكه بوسيله زهكشي زير زميني در داخل غارها به دام بيفتند، توسط رودخانه ها قطع شده اند. اغلب در مناطقي بوجود آمده اند كه آن مناطق در مراحل سرماي پلئيستوسن دور از فرايند يخچالي شدن قرار داشتند . مثل منطقه  Derbyshire Peak در انگلستان .

3- كارستهاي دولين(doline karst) : داراي شبكه اي چند ضلعي از ميان آبهايي كه فروافتادگيهاي نزديك به هم را از هم جدا ساخته است . هريك با طول100-1000 m  كه بصورت مورفولوژيهاي غالب، بخاطر زهكشي هاي زيرزميني، جايگزين دره ها شده اند .

دولين ها، مورفولوژيهاي بالغي هستند كه در مناطق معتدل باآب و هواي مديترانه اي گسترش پيدا كرده اند . مثل كارستهاي قديميSlovenia وFlorida .

4- كارست مخروطيcone karst)ياكارست نوع ( fengcong : تپه هاي آهكي مخروطي يا نيمكروي با ارتفاع 30-100 m  حالت بينابيني دولين هاي ستاره اي شكل كوچك و حفرات آبرفتي بزرگ . كارستهاي مخروطي، مورفولوژيهاي خيلي بالغي هستند كه در ميان مناطق گرمسيري محدود شده اند ؛ مثل Cockpit country   در جامائيكا و منطقه Fengcong  در چين .

5- كارست برجي( tower karst ياكارست نوع Fenglin ) : از زيباترين اشكال كارستيك با برجهاي جدا از هم و پرشيب با ارتفاع  50-100 m بالاتر از دشتهاي كارستي آبرفتي و بارزترين نوع كارست، محدود در مناطق گرمسيري مرطوب و با گسترش طويل و غير منقطع ؛ مثل منطقه Guilin/Yangshuo  در چين .

زير تقسيمات ديگري نيز براي كارستها وجود دارد ؛ مثل كارستهاي مناطق خشكي كه محدود هستند ؛ ولي در طبقه بندي مهندسي كارست، توجه به مورفولوژي خاص كه تاثير اصلي را در شرايط زمين شناسي دارد از قبيل غارها، فروچالها و مورفولوژي خاص سطح كارست، مفيد خواهد بود .

غارها در كارست

غارها در هر سنگ قابل انحلالي كه جريان كافي آب وجود داشته باشد، تشكيل مي شود . سرعت جريان آب و درجه تحت اشباع بودن شيميايي آن ميزان ابعاد حفره را تعيين مي كند كه به سطوح لايه بندي و شكستگيهاي تكتونيكي بستگي دارد . بزرگ شدن شبكه شكافهاي باز و مسيرهاي جريان مناسب، به غارها و حفرات وابسته است . اگر آب خارج شود، رسوبات يا استالاگميت هاي آهكي بطور كامل يا بخشي، حفرات يا غارها را پر مي كنند؛ و يا اگر ناپايدار شوند، ممكن است فرو بريزند ( شكل ٢). حفرات پر شده، بشكل لوله هاي رسي يا ماسه اي در داخل سنگهاي سخت ظاهر مي شوند . ريزش پيشرونده سقف و توقف عمل انحلال كه بطرف بالا صورت مي گيرد، توده هاي انباشته از سنگهاي سقوط كرده در يك لوله برشي در سنگ آهك را ايجاد مي كند .

ابعاد غار، خيلي بزرگ است. در مناطق معتدل به قطري كمتر از  10mمي رسند. در مناطق مرطوب گرمسيري به 30m نيز مي رسند. بزرگترين حفره اي كه تاكنون مشاهده شده، كارستMulu  درSarawak مالزي باعرض 300m  و طول700m    مي باشد.

تمام حفرات موجود در بلوكهاي آهكي كارستي از طريق زهكشها به هم متصل هستند. شكافهاي باريك، دالانهاي رودخانه اي عريض و حفرات بزرگ، اجزاء يك سيستم حفره اي (غاري)  هستند. بنابراين مورفولوژي حفرات دردوره هاي زمين شناسي آهكي بايستي مورد مطالعه قرار گرفته، بطوريكه توزيع حفرات غاري شكل در توده هاي آهكي كشف نشده، قابل پيش بيني نيست و از اينرو يكي از مهمترين مشكلات براي مهندسين عمران خواهد بود.

توده سنگهاي كارستهاي آهكي تيپيك، كيفيت خوبي دارند ) رده III ( و در طبقه بندي بارتون و همكاران (1974) ، Q=4-10  و در رده بندي بنياوسكي ) (1973،  RMR=40-60 خواهند داشت. در چنين مواردي اگر ضخامت سقف سنگي، 70%  پهناي غار باشد، تحت بارگذاري فونداسيوني كه كه مقدار بارش از 2Mpa  تجاوز نكند (نصف فشار تحمل مجاز) ، ايمن خواهد بود. ) نمودار (.

فروچالها در كارست ( Sinkholes )

فرورفتگيهاي قيفي شكل در زمينهاي آهكي كه در اثر حل شدن سنگهاي مزبور و فروريختن سقف ايجاد مي شوند . بدينصورت كه سطح زمين حول يك نقطه زهكشي داخلي، فرسايش يافته است . ژئومورفولوژيستها اين فرورفتگيها را "دولين" مي نامند؛ اما مهندسين آنها را "فروچال يا سينك هول " مي خوانند . قطر فروچالها از 1m تا 1km  متغير بوده و عمقشان ممكن است تا500m  نيز برسد و به ٦  نوع مختلف طبقه بندي مي شوند (شكل5) كه هر كدام مكانيسم تشكيل مختص به خود را دارند . انواع فروچالها توسط Waltham et al (2005)  توضيح داده شده است . مورفولوژيهاي سنگي، در حالت طبيعي پايدار هستند، مگر اينكه داراي شكاف بوده يا بر روي حفرات قرار گرفته باشند . خطرات مهم و اصلي در زمينهاي كارستي، توسط فروچالهاي تشكيل شده در پوششهاي خاكي است .

انواع فروچالها

1- فروچالهاي انحلالي(Dissolution sinkholes): انحلالهاي آهسته درزير رخنمونها يا توپوگرافي هاي آهكي به كمك فروريختگيهاي كوچك مقياس. اين نوع از فروچاله ها از اشكال فراوان كارستيك بوده كه تشكيل آنها در مقياس هاي زماني زمين شناسي صورت مي گيرد. انواع قديمي شان كه 1000m طول و 10m عمق دارند، هنوز هم پتانسيل افزايش ابعاد را خواهند داشت . مورفولوژيهاي انحلالي، قابل مقايسه با Pothole  (ديگ غول يا گودالهاي گرد) و Shaft  (دودكشهاي بزرگ ، چاههاي عمودي) بوده با اين تفاوت كه اين اشكال، در گودالهاي كم عمق و داراي رژيم محدود جرياني تشكيل شده، در حاليكه فروچالهاي مخروطي، توسط آبهاي تراوشي پراكنده، بوجود مي آيند.

2- فروچالهاي ريزشي يا سقوطي(Collapse sinklohes)  :كه توسط شكست آني پيشرونده و سقوط سقفهاي آهكي بر روي حفرات بزرگ يا مجموعه اي از حفرات كوچك تشكيل مي شوند. سنگ آهكهاي سالم، مقاوم بوده و ريزشهاي حفره اي بزرگ مقياس نادري دارند ( اغلب دره هاي عميق آهكي، حفرات و غارهاي ريزشي نيستند)  هر چند كه فروچالهاي ريزشي بزرگ مقياس، معمول نيستند؛ وليكن ريزشهاي كوچك مقياس به فرسايش كارستها كمك كرده و يك پيوستگي ساختاري بين انواع فروچالهاي ريزشي و انحلالي بوجود مي آورند .

3- فروچالهاي داراي پوشش سنگي(Caprock sinkholes) : كه قابل مقايسه با فروچالهاي ريزشي هستند، با اين تفاوت كه يك سقوط و حفره زايي تحتاني پوشش سنگي غير قابل انحلال قرار گرفته روي حفرات كارستيك آهك زيرين نيز وجود دارد . اين فروچالها، در كارستهاي قديمه ( پالئو كارست) يا كارستهاي بين چينه اي همراه با حفرات بزرگ در سنگ آهكهاي دفن شده تشكيل شده و بنابراين در رخنمونهاي سنگي غير قابل انحلال، قابل رويت هستند .

4- فروچالهاي سقوطي يا فرونشستي( Dropout sinkholes) : در خاكهاي چسبنده اي كه آب باران باعث شسته شدن خاك به داخل حفرات و شكافهاي پايدار سنگ آهكهاي زيرين مي شود (شكل ٦ ) . وقتي كه به داخل درز و شكاف سنگ آهك زيرين شسته مي شود، حفراتي كه به آهستگي بطرف بالا عريض شده و سپس متوقف مي شوند، توسط خاك پر شده وسطح زمين بسرعت تخريب مي شود . به اين نوع از فروچالها، فروچالهاي فروريختگي سطحي نيز مي گويند .

5- فروچالهاي پر شونده (Suffosion sinkholes) : وقتيكه قسمتهاي پائيني خاك به داخل درز وشكاف سنگ آهك زيرين شسته شود، قسمتهاي فوقاني ريزش كرده وسطح زمين به آهستگي فرونشست ميكند (فرايند پر كنندگي). در يك خاك ماسه اي دانه اي، سالها طول مي كشد تا چنين فروچاله اي تشكيل شود. در خاكهاي رس چسبنده تا خاكهاي ماسه اي غير چسبنده، يك پيوستگي مورفولوژيكي و ژنتيكي بين فروچالهاي فرونشستي و پر شونده وجود دارد. هر دو نوع فروچاله ممكن است متواليا در يك منطقه با تغيير در شرايط بارش و جريان بوجود آيند؛ بطوريكه فرايند فرونشستي را مي توان همان فرايند پرشوندگي با سرعت بالا تصور كرد. اين دو نوع از فروچاله ها، از معمولي ترين انواع كارست بوده كه از هر دو نوع مي توان بعنوان فروچالهاي فرونشستي ياد كرد و از مهمترين خطرات مهندسي عمران بشمار مي روند.

6- فروچالهاي دفني(Buried sinkholes): زمانيكه فروچالهاي ريزشي يا انحلالي قديمه توسط خاك، واريزه و يا رسوبات بخاطر تغيير محيط پر شده باشند، بوجود مي آيند. فرونشست سطحي بخاطر تراكم خاك صورت گرفته و در صورت شسته شدن خاك به اعماق، شديدتر مي شود . اين فروچاله ها، توپوگرافي مشخص و بارزي دارند كه مي توانند پايداري فونداسيونها را بخطر اندازند. آنها ممكن است اجزاء اشكال منفرد و جداافتاده اي از يك مورفولوژي كارستيك هرمي باشند و همچنين مي توانند شامل فروچالهاي پر شده، لوله هاي پر شده با خاك و لوله هاي برشي كوچك بدون هيچگونه آثار و علائم سطحي باشند. لوله هاي برشي بزرگ، برروي تبخيريهاي دفني عميق تشكيل مي شوند. نشست آهسته مواد پركننده فروچاله هاي دفني كه شايد بدليل انحراف سطح آب زيرزميني باشد، فرونشستهاي سطحي كم عمقي را ايجاد مي كنند ؛ مثل فروچالهاي تراكمي آفريقاي جنوبي.

فروچالهاي خطر آفرين

مهمترين فروچالهايي كه در فعاليتهاي مهندسي عمران خطرناك هستند، انواعي هستند كه تحت شكستگي و فروريختگي سريع خاك صورت گرفته و تشكيل فروچاله هاي پر شونده و فرونشستي را مي دهند. كارستهاي نوع فرونشستهاي آني و سريع، تنها كارستهاي خطرناكي هستند كه هميشه باعث مرگ انسانها مي شوند و اغلب خاكها به اندازه كافي چسبنده هستند كه اين نوع كارستها بتوانند بطور ناگهاني در آنها تشكيل شوند. در پروفيلهاي خاكي نازك، شكست فروچاله ها به مقدار فراوان و در ابعاد كوچك صورت مي گيرد و اغلب مسائل مربوط به پي سازه ها، در خاكهاي با ضخامت 2-10m قرار گرفته بر روي توپوگرافي درز و شكافدار است.

توپوگرافي در كارست ها(Rockhead) ; مرز سنگي

نيمرخهاي حاصل ير روي سنگ بستر كارستيك مي تواند بي نهايت نامنظم باشد. جوينت هاي عمودي و مايل و سطوح لايه بندي شيبدار كه سنگهاي مدفون را قطع مي كنند، باعث ايجاد درز و شكافهايي شده كه در اثر نفوذ آب، اين درز و شكافها بزرگتر مي شوند. اين پديده بسرعت در سنگهاي انحلالي پيش ميرود. با گذشت زمان، قسمت فوقاني توده سنگ، خورد شده و بلوكهاي آهكي در مسير آب، اندازه شان كوچك و كوچكتر شده و از قطعات مجاور خود جدا مي افتند. محصول نهايي، توپوگرافي هرمي (مخروطي) شكلي است كه فعاليتهاي زمين شناسي مهندسي را مشكل ساز مي كند. توجه شود كه اين قطعات هرمي يا مخروطي شكل، تنها و تنها بوسيله خاكهاي اطراف نگهداشته شده اند. مابين اين بلوكهاي مخروطي آهكي، شكستگيهايي داخل حفرات بسمت پايين بوجود آمده است كه ممكن است خالي بوده يا توسط خاك پر شوند.

 

ابعاد كارستها

عموما اندازه قطعات، تابعي از شرايط اقليمي و تاريخ زمين شناسي منطقه است. بلوكهاي هرمي غول آسا(chaos)، در مناطق مرطوب گرمسيري مشاهده مي شوند كه زمان كافي و شرايط محيطي مناسب براي بلوغ كامل را داشته اند (شكل ٨). اكثر آهكهايي كه توسط يخهاي پلئيستوسن پوشيده شده اند، فقط سطوحشان شسته شده و انحلالهاي پس از دوره يخبندان فقط توانسته يكسري شكافهاي كوچك را در سطح آنها بوجود آورد . كارستهاي واقع در كف دره ها يا در محل رخنمونهاي شيلي، بدليل زهكش آبهاي اسيدي منطقه، شرايط و حالات پيچيده اي دارند. چنانچه يك كارست در سرتاسر يك سايت مهندسي واقع شود، معمولا فروچاله ها و حفرات پر كننده آنها چندان غير قابل پيش بيني هم نيستند تا نتوان يك سازه مهندسي منفرد را در آن احداث كرد.

 

طبقه بندي مهندسي كارست

طبقه بندي مهندسي كارست براي مهندسين عمران، بسيار مفيد و كارآمد است؛ بطوريكه اين طبقه بندي يك يا گروهي از پارامترها را درجه بندي و مشخص مي كند. اين طبقه بندي، تنوع ، فراواني فروچاله ها و اندازه حفرات زيرزميني را توصيف مي كند. انواع ديگر مورفولوژي كارستها از اهميت كمتري برخوردارند. مقاومت سنگ سالم در طبقه بندي لحاظ نمي شود، هر چند كه رده ها ممكن است به تعاريف گسترده اي از مقاومت توده مرتبط باشند. رده بندي ارائه شده مربوط به اشكالي است كه در سنگ آهكهاي مقاوم تشكيل مي شوند. اشكالي كه توسط ژيپس و انواع ديگر كارستها بويژه گل سفيد نامقاوم ظاهر مي شوند، انواع ديگري را تشكيل خواهند داد.

شرايط زمين شناسي كارست به 5 رده تقسيم مي شود كه شكل  ضميمه شده، اشكال مورفولوژيك تيپيك و جدول ۱، پارامترها را توضيح ميدهد . 5 رده مذكور، اساس طبقه بندي مهندسي را تشكيل مي دهند و كارستها را بر حسب پيچيدگي و سختي شرايط كار كه يك سازه مهندسي با آن مواجه مي شود را توصيف مي كند. شكل، كارست را در حالت لايه بندي افقي نمايش مي دهد؛ آهكهاي چين خورده ممكن است اشكال انحلالي پيچيده اي را بوجود آورند، كه البته تاثير چنداني بر طبقه بندي ارائه شده نخواهد داشت. پارامترهاي ليست شده در جدول ۱، كاملا استثنائي هم نيستند. چه بسا كارستهاي بياباني ممكن است هيچ توسعه انحلالي نداشته باشند و در ردهKI   قرار بگيرند.

 

Bored pile: ستونهاي حفر شده (شمع كوبي) در داخل كارست.

Driven pile: ستونهاي رانده شده (شمع كوبي) در داخل كارست يا شمع كوبيدني.

Raft: تير، ميله هاي زير زميني.

Beam: تير، ميله.

NSH: نرخ تشكيل فرو چاله هاي جديد در وسعت هر km2  در هر سال.

 (Number of sinkholes)

رده بندي هاي قديمي بر روي كارست

رده بندي هاي قديمي، با توجه به محيط اقليمي بوده است. پس كارستهايي كه در مناطق گرمسيري مر طوب تشكيل مي شوند، نسبت به مناطق سردتر يا خشك تر، درجه بلوغ بيشتري داشته و در واقع، درجه كارستي شدن بيشتري دارند. اولين طبقه بندي مهندسي كارست(Fookes and Hawkins, 1998) كه تصحيح شده طبقه بندي (fookes, 1987) مي باشد، جايگزين رده بندي هاي قديمتر شد. اين رده بندي بيشتر بر اساس دولين ها بوده تا ساختار هرمي)مخروطي( و به اندازه طبقه بندي قبلي خود جامع و كامل نبودند؛ بطوريكه همه ٥ رده آن در ٤ رده اول طبقه بندي ارائه شده در اين مقاله قرار مي گيرد. كارستها، مستثني از طبقه بندي سنگهاي هوازده هستند و در رده بنديهاي جديد مهندسين، توده هاي سنگي جداي از كارستها بحث مي شوند.

طبقه بندي كارستها ديد وسيعي از مشكلات مهندسي را پيش رو گذاشته و راهنمايي خواهد بود براي غلبه بر مشكلات، هر چند كه تقريبي يا تخميني باشد. فرايندها و اشكال كارستهاي ژيپسي بطور وسيعي با سنگ آهك قابل مقايسه است؛ باستثناء اينكه، ژيپس در آبهاي طبيعي با سرعت بيشتري حل شده و از لحاظ شيميايي از سنگ آهكها ضعيفتر هستند. طبقه بندي كارست در زمينهاي ژيپسي هم قابل استفاده است، هر چند كه رده KV در ژيپسها تكامل نمي يابد. قبل از اينكه ابعاد حفرات در كارستهاي ژيپسي به حد زيادي برسد، فروريخته، پرتگاههاي سطحي، ملايمتر شده و عمل فرسايش بطور كامل، ژيپسها را تخريب كرده، قبل از اينكه از مرحله بلوغ به مرحله نهايت درجه كارستي شدن(KV) برسد. مقاومت كم و سرعت انحلال زياد، فروچالهاي ريزشي بزرگ را توسعه داده و كارستهاي ژيپسي رده KIII  وKIV بصورت فروريزشهاي جدا و بزرگ قابل تشخيص اند.

بررسي زيرزميني روي كارستها

از مهمترين مسائلي كه در مهندسي عمران مطرح است، مربوط به كارستهاي زير زميني است. تجربه هاي قديمي براي تشخيص سايتهاي با كارستهاي ردهKI و KII كافيست؛ ولي در سايتهاي داراي كارستهاي با درجه بلوغ بالاتر(KIII-KIV-KV) ، به بررسي بيشتر و پيچيده تري نياز دارند.

اصليترين مشكل در بررسي كارست، تشخيص حفرات و غارهاي زيرزميني است. شايد چاره و راهكار اوليه، بررسي دقيق حفرات باشد؛ ولي در تعداد ٢٥۰۰حفره در يك هكتار، %٩۰ شانس مي خواهيم تا بتوانيم يك حفره به قطر ٥/٢  متر را پيدا كنيم. با اين وجود، بهترين انتخاب، بررسي در قاعده پايه ها است) مخصوصا در سايتهاي با كارستهاي بالغ (. شناسايي مورفولوژيهاي هرمي)مخروطي( در كارستهاي رده KIVوKV ، بررسي هاي دقيقتري نياز دارد؛ اما اينكه چه مقدار بررسي نياز هست، هنوز پاسخ مشخصي ندارد.

ژئوفيزيک روی کارستها

تفاسير ژئوفيزيکی بر روی حفرات زيرزمينی، بطورپيوسته تفاسير قابل قبول ومعتبری را ارائه نمی دهد، وليکن تکنولوژی در حال پيشرفت بوده و اکنون روشهايی وجود دارد که در موقعيتهای خاص، نتايج مفيدی را ارائه می دهد. صحت تمامی آنومالی های ژئوفيزيکی بايد توسط حفاری تائيد شود. در اينصورت با مشخص شدن هدف حفاری، هزينه بررسی ژئوفيزيکی کاهش می يابد. بررسی های ميکروگراويتی، توده ها و مواد مخفی داخل زمين را آشکار می کند.

حفرات منفرد، آنومالی منفی ايجاد کرده که باعث بزرگنمايی اندازه حفرات می شود ( دامنه،به اندازه حفره وابسته بوده و طول موج تابعی از عمق حفره است). از داده های مربوط به سايتهای بيشتر، مقادير گراويته و پروفيل های آنومالی می توان در طبقه بندی کارست استفاده کرد.

توموگرافی لرزه ای سه بعدی  3DTبرای شناسايی حفرات کاربرد داشته، وليکن برای جمع آوری داده ها به گمانه های عميق نياز داريم. برای بررسی پروفيل(نيمرخ) توپوگرافی مناطق کارستی، ازروش مقاومت ويژه الکتريکیresistivity استفاده ميشود، ولی بوسيله بررسی های ژئوفيزيکی سطحی، نمی توان مطالعات پيچيده کارستهای رده KIVوKV را مطالعه کرد. توموگرافی مقاومت ويژه الکتريکی، روشی است پرخرج، بااين وجود از تلفيق اين روش با روش ميکروگراويتی، می توان برای مطالعه فروچالهای دفنی استفاده کرد. رادار بررسی زمينی (GPR) ، به اعماق کم محدود می شود، ولی برای تشخيص فروچاله های اوليه مفيد است. در موقعيتهای مشابه، خاکهای دانه ای با چگالی کم، با مقدار  SPT کمتراز5 مشخص شده اند، وليکن هميشه نمی توانند به پرکننده های فعال و شکست فروچالهای بالقوه اشاره نمايند.

پی های واقع بر روی مناطق کارستيک

کارستهای رده KI ، بازگو کننده مناطق با حداقل خطر هستند، ولی دارای حفرات کم عمق و شکافهای پراکنده ای بوده که می بايست حين اجرای پروژه، به آنها دقت شود. مناطق کارستيک رده KII، نيز عموما دارای حداقل خطر هستند(شکل 11). شمع کوبی يا ميله های زيرزمينی مستحکم برای چنين سايتهايی مناسب بنظر می رسند. در کارستهای رده KIIIاز Raft يا ميله های زير زمينی برای پل زدن روی حفرات استفاده می شود. در فلوريدا در مناطق NSH>0.05 ،هم ميله و هم دوغاب ريزی با هم انجام می گيرد. ژئوگريدهای سنگين، پروفيلهای خاک را پايدار می سازند که می توانند که بمنظور کاهش فروريختگيهای آينده بکار روند. دوغاب ريزی خاکهای واقه بر روی مناطق با حجم زياد درز و شکاف، قبل از احداث پی در پروفيل خاک، نسبت به شمع کوبی اقتصادی تر است.

بررسي كارست در ساختگاه سد گلمن دره

مقدمه

حوضه آبريزرودخانه دشت واقع در شمال باختري شهرستان جاجرم در استان خراسان شمالي شامل سه حوضه اصلي به نامهاي گلمندره، قزل قلعه و دشت شخ مي باشد كه وسعت حوضه گلمندره حدود 539كيلومتر مربع معادل دو سوم حوضه حوضه آبريزدشت مي باشد و دو حوضه ديگر هر كدام حدود 100كيلومتر مربع وسعت دارند. طبق آمار سيلابهاي سالهاي 1380و1384 در منطقه، متوسط دبي پيك سيلاب در اين حوضه 840 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. بمنظور مهار سيلابها و استفاده بهينه از اين پتانسيل آب جهت تامين آب كشاورزي، ساخت سد گلمندره در اين منطقه پيشنهاد گرديده است .

هدف

هدف ازانجام اين مطالعات، بررسي خصوصيات ژئوتكنيك ساختگاه سد گلمن دره بويژه شناسايي كارستهاي ساختگاه و رده بندي مهندسي آن مي باشد. به همين منظور پس از مطالعات صحرايي و بازديدهاي محلي و همچنين مطالعات اوليه هيدرولوژي و زمين شناسي انجام شده توسط مهندسين مشاور كاوش پي مشهد، اقدام به حفر گمانه و انجام آزمايشات   صحرايي (لوژن، لوفران، CPT،SPT، RQDو...) و آزمايشگاهي (بر روي نمونه هاي خاك و ترسيم لاگ گمانه ها) گرديد.

موقعيت جغرافيايي و راههاي دسترسي

منطقه مورد مطالعه در شمال شرقي ايران و در مجاورت مرز استانهاي خراسان شمالي و گلستان واقع شده است. موقعيت جغرافيايي محل پروژه در عرض ˝ 6/30 ΄16 ˚37  شمالي و در طول ˝ 2/3 ΄ 5 ˚ 56  شرقي قرار دارد. ساختگاه سد در نزديكي روستاي چشمه خان واقع است.  

زمين شناسي عمومي منطقه

گستره مورد مطالعه در منتها اليه زون ساختاري- رسوبي ايران مركزي و درزون البرز واقع شده است. اين منطقه از نظر توپوگرافي، ادامه رشته كوههاي البرز مي باشد كه به كوههاي بينالود و آلاداغ مي رسد. توپوگرافي حوضه آبريز دشت شامل دوبخش كوهستاني و دشت مي باشد كه در بخش كوهستان ارتفاعات بين 1100 تا 1800 متر از سطح دريا ارتفاع داشته و شيب دامنه ها بين 70 تا 30 متغير است. قسمت دشت (Plate form) حوضه آبريز داراي شيب 20تا5 درجه و ارتفاع بين 900 تا 1200 متر متغير است.

پوشش ليتولوژيكي ارتفاعات، سنگي بوده و بيشتر از سنگهاي آهكي تشكيل شده است در حاليكه قسمت هاي پست و كم ارتفاع، داراي پوشش رسوبات نئوژن و آبرفت هاي كواترنر مي باشد. بعلت شرايط جوي و آب و هوايي، شدت بارندگي در منطقه زياد است و با توجه به اينكه پوشش گياهي منطقه از بين رفته است، بر اثر بارندگيهاي رگباري، سيلاب بسرعت جاري شده و شدت فرسايش زياد مي باشد و باعث جابجايي حجم زيادي از مصالح و رسوب مي گردد.  

چينه شناسي

واحدهاي چينه اي از پركامبرين تا عهد حاضر قابل مشاهده است، در حاليكه سازند باروت با ليتولوژي دولوميت، سنگ آهك دولوميتي، شيل و ماسه سنگ كوارتزي با سن پركامبرين بعنوان قديمي ترين سنگ شناخته شده در منطقه در محل گسل خوردگيها در شمال روستاي دشت با مرزهاي تكتونيكي رخنمون دارند. پس از آن سازندهاي نيور، خوش ييلاق و مبارك به سن پالئوزوئيك داراي رخنمونهاي محدودي در منطقه مي باشد. جنس ليتولوژيكي اين سازندها شامل شيل، ماسه سنگ، سنگ آهك، سنگهاي تبخيري و سنگ گچ و شيلهاي ماسه اي مي باشد.

از سازندهاي مزوزوئيك در حوضه آبريز منطقه سازندهاي شمشك، لار و آهكهاي ماسه مي باشد. تشكيلات شمشك شامل شيل، مارن، ماسه سنگ و گاهي آهكهاي نازك لايه  و سازند لار شامل لايه هاي آهكي توده اي و سنگهاي آهكي دولوميتي مي باشد. سازند سنوزوئيك كنگلومرايي فجن بعنوان آخرين آخرين واحد سنگي در محدوده طرح رخنمون دارند. آخرين تشكيلات رسوبي محدوده طرح، رسوبات آبرفتي تراسهاي جديد و قديم و رسوبات آبرفتي رودخانه اي مي باشد.

زمين شناسي مهندسي محل پروژه

محور پيشنهادي جهت احداث سد مخزني و جمع آوري سيلاب حوضه گلمندره در تنگترين نقطه ورودي اين سرشاخه به دشت مي باشد. عرض رودخانه در اين قسمت حدود 50متر است كه در جناح چپ يك تراس با شيب ملايم به عرض حدود 70 متر به آن اضافه مي شود. شيب توپوگرافي جناحين در سمت راست تند بوده و به حدود 50 درجه مي رسد و در جناح چپ، شيب مقداري ملايمتر است و به حدود 35 درجه مي رسد. شيب رودخانه در اين محل حدود 1.5 درصد بوده و بستر رودخانه بوسيله رسوبات آبرفت رودخانه اي نسبتا درشت دانه با ضخامت حدود 21 تا 30 متر پوشيده شده است. مصالح زمين شناسي محدوده طرح پيشنهادي سنگهاي آهكي كه در جناحين رخنمون دارند و رسوبات آبرفتي بستر رودخانه و رسوبات واريزه اي است .

از نقطه نظر بررسي خصوصيات ژئومكانيكي مصالح سنگي بعنوان توده سنگ در ظاهر بسيار خرد شده و توده سنگ ضعيفي بنظر مي رسد كه تحت تاثير عوامل مختلف فرسايشي و تكتونيكي، بصورت بلوكي و خرد شده در آمده است. در مقام مقايسه، تكيه گاه جناح راست شرايط نامطلوبتري نسبت به جناح چپ دارد، وليكن از نظر خصوصيات ذاتي، مصالح سنگي جناحين از مقاومت فشاري خوبي برخوردار بوده و سنگ مناسبي براي سازه هاي مختلف مي باشد. دانه بندي مصالح رودخانه اي از نظر طبقه بندي يونيفايد در كلاس GMو GP( مصالح شن و ماسه لاي دار ) بوده وداراي تراكم نسبتا كم ، نفوذ پذيري بالا، مقاومت برشي نسبتا خوب  و خاصيت تراكم پذيري بالا است .

گمانه اي اكتشافي و نتايج بررسي كيفيت سنگ بستر

در محدوده محور سد 17 حلقه گمانه اكتشافي و آزمايشات مورد نياز انجام شد كه نتايج آن ضميمه اين مطالعه گرديده است. رسوبات بستر رودخانه كه از بخشهاي فوقاني حوضه سرچشمه گرفته اند عمدتا آهكي بوده و از گردشدگي نسبتا خوبي برخوردارند. در مجموع 284.25 متر حفاري در آبرفت انجام شد كه بيشترين ضخامت حدود 31.45متر مي باشد. نفوذپذيري آبرفت متغير بين  10E-3تا 10E-6، و آزمايشات نفوذ ( SPT & CPT )، يك تراكم كم خاك تا عمق حدود 4متر و يك زون خاك ضعيف در عمق حدود 10 تا 20 متر به چشم مي خورد.

بنابراين در مناطقي كه SPT يا CPT كاهش يافته است، نقوذپذيري در آن نقاط تاحدودي افزايش نشان مي دهد. بر اساس حفاري هاي انجام شده ، توده سنگ داراي ليتولوژيكي آهكي است و فقط در برخي محدوده جناح راست، ماسه سنگ هم به چشم مي خورد. فرايندهاي هوازدگي، اغلب بر روي توده هاي سنگي اثر گذاشته و آنها را هوازده كرده است. علاوه بر اين بواسطه وجود سيستم درزها، مقاومت فيزيكي توده سنگ كاهش يافته است.  

جهت تعيين ميزان نفوذپذيري توده سنگ، از آزمايش لوژن روش مسدود كننده منفرد(Single packer) استفاده  شده است. نتايج نشان مي دهد در جناح چپ و در پاي ارتفاعات اين جناح، كيفيت سنگ خوب است. جناح راست داراي كيفيت متوسط و در پاي ارتفاعات اين جناح، كيفيت سنگ بسيار بد مي باشد. در نقاط خط القعر محدوده، بعلت عمق زياد سنگ كف، تعداد آزمايشات كمتري انجام شده و آزمايشات RQD كيفيت پايين سنگ بستر(RQD<50) را نشان مي دهد. آزمايشات انحلال در منطقه مورد بررسي قرار نگرفته است.

در نهايـت نـيز بدلـيل شـرايـط مسـتعد تشكـيل كارسـت منطـقه (بويژه ليتولوژي آهكي و اقليم با بارندگي زياد) يكسري آزمايشات ژئوفيزيكي به روش گراني سنجي انجام شد. نتايج حاكي از يك كارست شدگي شديد در پي سنگ آهكي منطقه(KIV) نشان داد كه لاگ مربوطه در ضميمه آورده شده است.

نتايج

     - نتايج حاكي از يك كارست شدگي شديد در پي سنگ آهكي منطقه(KIV)  را نشان مي دهد.

 - با استناد به نتايج آزمايشات مختلف بويژه گراني سنجي منطقه، پايدارسازي بستر كارستيك محور سد، اقتصادي نبوده و امكان پذير نمي باشد.

باتشکر از مجتبي لشكري پور-امير ميرزائي-پوريا كابلي که این مقاله را گرد آوری نموده اند.( مهدی داودی مدیر وبلاگ)

تحليل رواناب سطح شهر مشهد با استفاده از  تفسير تصاوير ماهواره اي

تحليل رواناب سطح شهر مشهد با استفاده از  تفسير تصاوير ماهواره اي

و ارائه روشهاي پيشنهادي براي کنترل و کاهش رواناب شهري

اداره کل منابع طبيعي استان خراسان رضوي

مهندس محمد آقابيگي – کارشناس ارشد مطالعات منابع آب با استفاده از سنجش از دور

مهندس محمد تقي لساني – کارشناس ارشد زمين شناسي و کارشناس ارشد جغرافيا

agha_gisrs@yahoo.com

mtlesa@yahoo.com

چکيده:

       شهروندان مشهدي در سالهاي اخير با ريزش هر باران بر سطح شهر ، شاهد حرکت آب در سطح کوچه و خيابان و آبگرفتگي و انواع و اقسام مشکلات مرتبط با آن هستند.

عامل اصلي ايجاد رواناب،افزايش سطوح نفوذناپذير، از قبيل : خيابانها و معابر پوشيده شده از آسفالت و موزائيک و ساير پوششهاي نفوذناپذيرمثل ايزوگام است که در سالهاي اخير کاربرد آنها  بشدت رواج يافته است و با توجه به گسترش وسعت شهر در هر سال، رواناب بيشتري توليد مي گردد.

        با بررسي و تفسير تصاوير ماهوار ه اي مشخص مي گردد که سطوح نفوذپذير دشت، دامنه هاي کم شيب ، حاشيه هاي رودخانه ها و اراضي کشاورزي به آسفالت خيابان و ساختمانها ي شهري تغيير فرم داده و بعبارت ديگر: سطوح نفوذ پذير به سطوحي کاملا غير قابل نفوذ تبديل شده اند.

      با توجه به عدم توسعه مسيلهاي شهري و متاسفانه در بسياري از موارد، تجاوز به حريم رودخانه ها ،مسيلها و کانالهاي شهري و کوچک شدن ابعاد و قابليت عبوردهي آنها، بروز هر گونه آب گرفتگي و نا کار آمدي آنها در قبال بارندگي هاي متوسط و شديد امري حتمي است.

        در اين مقاله علاوه بر تحليلهاي مبتني بر تفسيرتصاوير ماهواره اي متناسب با شرايط شهر مشهد ، پيشنهاداتي در جهت رفع اين مشکل مطرح شده که بر دو اصل  زير استوار است :

·         افزايش سطوح نفوذپذير براي کاهش رواناب

·          ايجاد تاخير در حرکت رواناب و تخليه آن در زمان طولاني تر

1- مقدمه:

    باران رحمت الهي است  و با برخورد قطرات پاک باران برسطح زمين بخشي از آن در زمين نفوذ کرده  و حفرات سطحي زمين را پر نموده و بخشي از آن بصورت روان آب جاري مي گردد. پستي و بلنديهاي سطح زمين روان آب ايجاد شده را در مسير هاي مشخصي هدايت نموده و بدين طريق مسير رودخانه ها و مسيلها شکل مي گيرند. ايجاد ساخت و سازهاي دست بشر و تغيير در شکل و فرم زمين ، اين سيستم طبيعي را مختل نموده و در صورتيکه اين ساخت و سازها با رفتار طبيعي اين رودخانه ها و مسيلها ، سازگاري نداشته باشند، دير يا زود صدمات مالي و جاني را بهمراه خواهند داشت.

   شهر مشهد با وسعتي بالغ بر 22530 هكتار بر پهن دشت مشهد در حال گسترش است و با گذشت هر روز بخشهاي بيشتري از سطح اين دشت در زير ساخت و سازهاي فضاي شهري قرار مي گيرد.

 

شکل 1 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service– محدوده شهر مشهد بر روي تصوير ماهواره لند ست 7 ، سال 1381

 نوع مصالح مورد استفاده در فضاي شهري ، شامل آسفالت سطح معابر و پشت بامها ، موزائيک پياده روها و حياط منازل و عايق ايزوگام در پشت بامها همگي از نوع نفوذ ناپذير بوده وبدين ترتيب با پوشيده شدن سطح دشت در هر نقطه ، از ميزان نفوذ آب کاسته شده و برعکس بر ميزان روان آب افزوده مي گردد.

امروزه تاثير اين پديده بر همگان آشکار شده است و شهروندان بوضوح شاهد جاري شدن آب در سطح خيابانها و معابر ولو با کوچکترين ميزان بارندگي هستند.

با گسترش شهر مشهد تعداد زيادي از مسيلهاي اصلي در داخل فضاي شهري قرار گرفته اند. كه بدليل خشك بودن آنها در اكثر ايام سال و بخصوص بروزخشكسالي چندين ساله در دو دهه اخير نقش آنها در هدايت سيلاب ناديده انگاشته شده و جهالت توام با سودجويي، تجاوز به حريم آنها و محدودكردن عرض آنها را امري عادي جلوه داده است.

گسترش سطوح نفوذناپذير در سطح دشت باعث افزايش ميزان رواناب شده است و از طرف ديگرمسيلها وحريم آنها مورد تعرض قرارگرفته اند و اين خطر بالقوه اي است كه بخشهايي ازشهر را در معرض تهديد جدي قرار مي دهد. دراين مقاله از بعدهيدرولوژي شهري موضوع مورد بررسي قرارگرفته و در خاتمه پيشنهاد هايي براي مقابله بامشكلات ارائه شده است.

2- بررسي گسترش شهرمشهد با استفاده از تصاوير ماهواره اي:

    شهرمشهد درطي دو دهه اخير رشد فزاينده اي داشته است وبدلايل مختلف ازجمله: جاذبه وجود بارگاه مطهرامام هشتم (ع) وجود امكانات  مناسب  و ارزان براي زندگي ، دور بودن ازخطوط جبهه دردوران جنگ تحميلي وامنيت آن و...،  مهاجريني ازسراسركشور و روستاهاي اطراف وسايرشهرهاي خراسان به اين شهر روي آورده اند. براي مشخص نمودن ميزان گسترش شهر از تکنيک هاي سنجش ازدور و تصاوير ماهواره اي دراين تحقيق استفاده شده است . قديمي ترين تصوير ماهواره اي در دسترس ازمحدوده شهرمشهد مربوط به ماهواره لندست5 ،سنجنده TM مربوط به سال 1987 ميلادي برابر با سال 1366شمسي است كه اين تصوير پس از افزودن نقاط كنترل زميني ومختصات دارشدن  (Georeferencing)   ،با استفاده ازباندهاي 1.4.7 درسيستم رنگ RGB رنگ آميزي گرديده و به عنوان مبناي مقايسه انتخاب شده است.  علاوه برآن تصويرسنجنده ETM+  ماهواره لندست 7 مربوط  به سال 2002 ميلادي  برابر با1381    شمسي و تصوير پانكروماتيك  (PAN)ماهواره IRS هندوستان مربوط به سال 2003 ميلادي برابربا1382 شمسي ودرنهايت تصوير پانكروماتيك ماهواره IKONOS مربوط به سال 2004 ميلادي برابربا 1383 شمسي ،پس ازانجام تصحيحات هندسي وپردازش بصورت مختصات يكسان برروي تصوير1366روي هم اندازي Overlay)) گرديد. بدين ترتيب امكان مقايسه با دقت بالا بوجودآمده وتغييركاربريها درسطح دشت وبخصوص گسترش فضاي شهري دربخشهاي مختلف قابل مشاهده و اندازه گيري مي باشد.

          با بررسي تصا وير و استخراج محدوده هاي مسكوني وساخته شده درطي يك دوره زماني حدود 16ساله مشخص مي گرددكه وسعت مناطق ذكرشده از 8380 هكتاربه 11197 هكتارافزايش يافته است كه اين معادل 32 درصدافزايش سطوح شهري است .اين درحالي است كه درطي اين مدت بسياري ازفضاهاي خالي داخل شهرو زمينهاي رها شده نيز بتدريج در زيرساخت وسازهاي شهري قرارگرفته و علاوه برآن معابرخاكي به معابرآسفالته تبديل شده اند.

همانگونه که در تصاوير نيز مشخص است، بيشترين گسترش سطوح شهري به منطقه قاسم آباد و بخش شمالي رودخانه کشف رود و کال چهل بازه تعلق دارد. همچنين شهر در حاشيه هاي شمالي با تغيير کاربري گسترده از زمينهاي کشاورزي به مسکوني مواجه بوده است.

تحليل رواناب سطح شهر مشهد با استفاده از  تفسير تصاوير ماهواره اي

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

شکل 2- منطقه قاسم آباد و حريم کال چهل بازه (تصوير لندست 5 - سال 1366)

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

شکل 3 - منطقه قاسم آباد و حريم کال چهل بازه (تصوير لندست 7 - سال 1381)

 

در بخش جنوبي و دامنه هاي با شيب کم تا متوسط نيز در محدوده آب و برق ، ميدان حر و بلوار سرافرازان ، خاقاني، طالقاني، بهارستان، و سيدي نيز سطوح شهري تا دامنه هاي فوقاني ارتفاعات کشيده شده است. بخشهاي آماده شده در قسمتهاي مختلف ، مبين اين واقعيت است که اين گسترش همچنان رو به افزايش بوده ودر ظرف چند سال آينده ، شهر تا دامنه هاي اين ارتفاعات کشيده خواهد شد.

3- مقايسه ميزان نفوذ و روان آب در سطوح مختلف دشت

بخشي از نزولات جوي پس از رسيدن به سطح زمين به داخل خاک نفوذ مي کند ( Infiltration ). پديده نفوذ شامل واردشدن آب بداخل خاک بوده و سرعت نفوذ به ارتفاع آبي گفته مي شود که اگر در روي زمين وجود مي داشت مي توانست در واحد زمان در زمين نفوذکند. مثلا اگر شدت نفوذ در خاکي 15 ميليمتر در ساعت باشد و باراني با شدت 10 ميلي متر در ساعت ببارد، تمام آب باران پس از برخورد در سطح خاک نفوذ خواهد کرد.

سيلابهاي حاصل از بارندگي علاوه بر شدت بارندگي به سرعت نفوذ آب در خاک نيز بستگي دارد.

براي مشخص شدن تاثير افزايش سطوح نفوذ ناپذيردر مناطق شهري انجام يک محاسبه ساده براي ميزان روان آب در سطح شهر مشهد مي تواند به روشن شدن مطلب کمک نمايد.

با استفاده از روش ساده استدلالي چنانچه بارندگي بر روي سطح شهر را يکنواخت و مدت بارش برابر زمان تمرکز در يک نقطه از خروجي سيلاب شهر فرض شود.

تحلیل رواناب سطحی شهر مشهد با استفاده از تفسیر تصاویر ماهواره ای

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

جدول 1 - ضريب روان آب در فرمول استدلالي

 

Qp = 2.87 . C i A

A = مساحت حوضه ( Km2 )

C = ضريب روان آب

i  = شدت بارندگي (cm/h)

Qp = حداکثر دبي سيلاب (m3/s )

 ميزان دبي لحظه اي سيل از طريق

فرمول با ثابت فرض کردن

A   ( سطح حوضه ) و i شدت بارندگي تابعي از C ضريب روان آب حوضه خواهد بود.

 

چنانچه بخواهيم حداکثر دبي طراحي را براي جمع آوري آبهاي سطحي در قسمتي از شهرمشهد که وسعت حوضه آن 3 هکتار باشد و حداکثر شدت بارش را 37 ميليمتر به مدت 30 دقيقه در نظر بگيريم، حداکثر دبي در دو حالت پوشش خاکي رسي با شيب متوسط و پوشش آسفالته بدين صورت محاسبه ميشود:

Qp = 2.87 . C i A

Qp = 2.87 * (0.15)*(3.7)* (0.03) = 0.048  m3/s ( براي پوشش خاکي)

Qp = 2.87 * (0.8)*(3.7)* (0.03) = 0.247   m3/s (براي پوشش آسفالته)

همانگونه که از جدول استنباط مي گردد، ضريب روان آب براي مناطق خاکي سطح دشت با شيب کم و همچنين بخشهاي خاکي دامنه هاي کم شيب در حدود 0.05     تا 0.2   بوده و اين در حالي است که اين مقدار براي مناطق آسفالته بين  0.7  تا 0.95   افزايش مي يابد. به عبارت ديگر با تغيير کاربري اراضي به بافت شهري و آسفالته کردن معابر و پشت بام ساختمانها ، ميزان روان آب تا چندين برابر افزايش مي يابد .

به ازاي يک بارندگي مشخص ميزان روان آبي که از يک مقطع مسيل و يا  کانال عبور مي کند، هيدروگرافي مطابق شکل خواهيم داشت .

 

تحلیل رواناب سطحی شهر مشهد با استفاده از تفسیر تصاویر ماهواره ای

 

 

شکل 4- هيدروگراف سيل            A )بصورت فعلي       B)بعد از روشهاي انجام مهار سيلاب و ايجاد تاخير

سطح زير منحني برابر با کل ميزان روان آب بوده و در صورتيکه اين مقدار از دبي پيش بيني شده براي عبور در مسيل کمتر باشد، بدون هيچ مشکلي ، از طريق مسيل منتقل خواهد شد .

با افزايش ميزان روان آب ، دبي ماکزيمم سيلاب افزايش يافته و از حد مجاز عبور دهي مسيل و يا کانال سر ريز مي شود. اين پديده در رودخانه هاي طبيعي ، دشت سيلابي را بوجود مي آورد که در واقع همان حريم طبيعي رودخانه است. متاسفانه اين واقعيت در بسياري از مسيل ها و کانالهاي داخل شهر ناديده گرفته شده و در صورت وقوع بارندگيهاي شديد با دوره برگشت بيشتر از 10 سال بروز خسارتهاي مالي و جاني اجتناب ناپذير است.

براي کنترل حجم روان آب بالاي منحني، يا همان سيلاب مازاد، دو راه بيشتر وجود ندارد.

الف -کاهش ميزان روان آب و کوچک کردن سطح زير منحني

ب – ايجاد تاخير در حرکت روان آب و افزايش زمان عبور سيلاب از مقطع مسيل

4- نتيجه و پيشنهادات :

 همانگونه که در بخشهاي قبلي توضيح داده شد، گسترش سطح شهر مشهد و پوشش معابر و پشت بام منازل با مصالح نفوذ ناپذير از يک طرف موجب افزايش روانآب ناشي از نزولات جوي به ميزان چندين برابر گرديده و از طرف ديگر با تجاوز به حريم مسيلها و کانالهاي عبور دهنده سيلاب در سطح شهر از ميزان ظرفيت عبور دهي آنها کاسته شده است . براي مقابله با خطر آب گرفتگي مناطق مسکوني و کنترل روان آب سطح شهر که پس از هر بارندگي بوجود مي آيد بايستي اقدامات پيشگيرانه اي انجام داد تا از بروز خسارتهاي مالي و جاني به شهر وندان جلوگيري بعمل آيد.

پيشنهادات بر دو محور کاهش روان آب و ايجاد تاخير در حرکت روان آب بدين شرح ارائه ميگردند:

الف - کاهش ميزان روان آب و کوچک کردن سطح زير منحني

1-           در پوشش سطح خيابانهاي فرعي ، اماکن دولتي ، پارکها ، مدارس ، پياده رو ها و ... بجاي آسفالت از سنگ چين بر روي ماسه بدون بکار گيري ملات سيمان استفاده گردد.

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 در اين نوع پوشش بر خلاف اسفالت، آب به راحتي ميتواند از فضاي ماسه اي بين سنگها بداخل زمين نفوذ کند. اين پوشش در کشورهاي اروپايي متداول بوده و با وجود مصالح ارزان قيمت سنگ و ماسه در کشور و شهر مشهد ، استفاده از آن مقرون به صرفه است. نمونه هايي از اين نوع کف پوش در پارک کوهسنگي در حال اجرا ميباشد، که با ترويج آن ميتوان در ساير قسمتهاي شهري بکار برده شود. علاوه بر مزيت نفوذ پذيري، اين نوع پوشش با ماهيت کارهاي عمراني و توسعه شهري سازگار بوده و هزينه هاي آسفالت شکافي و مرمتهاي بي قواره لکه هاي آسفالت را کاهش ميدهد.

 

1-           حفر و توسعه چاههاي جذبي در مسير کوچه ها و بخصوص کوچه هاي بن بست و ساير قسمتهاي شهري.

توسعه چاههاي جذبي با توجه به آبرفت نفوذپذير در زير شهر ، ميتواند علاوه بر حياط منازل در مکانهاي عمومي و معابر و کوچه ها به جذب روان آب کمک نمايد و باعث تغذيه سفره آب زير زميني گردد.

2-           افزايش تراوش و نفوذ آب در سر شاخه هاي منتهي به شهر با اجرا ي طرحهاي آبخيزداري در حوضه شهري .

در اين مورد ميتوان مقالات متعدد و جداگانه اي نوشت.

 

ب -  ايجاد تاخير در حرکت روان آب و افزايش زمان عبور سيلاب از مقطع مسيل

 

1-   استفاده از يک لايه گراول به ارتفاع 10 ال 15 سانتيمتر در پشت بامهاي آسفالته به جهت تاخير در حرکت آب ناودانها و جلوگيري از تخليه سريع آب پشت بامها.

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

اين نوع پوشش براي پشت بام ساختمان در کشورهاي اروپايي رواج گسترده اي داشته و به Gravel roof موسوم است. همانگونه که در شکل نيز ديده ميشود ، بر روي سطوح عايق آسفالت و يا ايزوگام يک لايه گراولي به ضخامت 10 تا 15 سانتيمتر ريخته ميشود که علاوه بر حفاظت از عايق در برابر نور آفتاب و ضربات باران ، تخليه روان آب در پشت بام با تاخير انجام گرفته و بدين ترتيب زمان عبور دهي سيلاب از کانالهاي شهر افزايش مي يابد.

1-      گسترش فضاي سبز شهري.

2-      هدايت بخشي از روان آب به فضاي سبز شهري:

وجود درختان و فضاي سبز شهري در حاشيه معابر و خيابانها ، پتانسيل مناسبي براي هدايت روان آب مازاد بداخل اين فضاي نفوذپذير بوجود مي آورد. در کنار تمام خيابانها ، کانالها و جويهاي هدايت آب وجود دارد که مي توان آب مازاد روان آب را بداخل فضاي سبز منحرف نموده و بدين ترتيب ضمن استفاده بهينه از آن ، ميزان نفوذ را بالا برد.

تصاویر فسیل شناسی

 

تصویر کوکولیتCoccolite


تصویر فسیل فنستلاfenestella


تصویر فسیل هگزاگوناریاhexagunaria


تصویر فسیل هالیسیتسhalysites


تصویر فسیل های رادیولرradiolar


تصویر فسیل روگزا


تصویر فسیل رینکونلاRhynchonella


تصاویر فسیل مورکسMurex


تصاویر فسیل زفرانتیسZaphrantis


تصاویر فسیل اسفنوپتریسsphenopteris


تصویر حرکت تریلوبیتtrilobte

زمينلرزه های سده بيستم و بيست و يکم ثبت شده توسط مراکز مختلف در گستره ايران

No. Date Time(UTC) Time(Local) Latitude Longitude Depth Magnitude Region

1 1903/03/22 14:35:00 18:05:00 35.00 60.00 Mb:5.5 North-West of Khaf, Khorasan(center) Province

2 1903/09/25 01:20:00 04:50:00 34.00 58.00 Mb:5.5 West of Ferdows, Khorasan(center) Province

3 1905/01/09 06:17:00 09:47:00 38.00 46.00 Mb:5.5 West of Osku, Azarbaijan Sharghi Province

4 1908/09/28 06:28:00 09:58:00 38.00 44.00 Mb:6 South-West of Salmas, Azarbaijan Gharbi Provi

5 1911/04/18 18:14:36 21:44:36 32.00 56.00 50 Mb:6.7 North-East of Bafq, Yazd Province

6 1918/03/24 23:14:54 02:44:54 34.50 57.10 Mb:5.7 North-East of Tabas, Yazd Province

7 1922/03/21 16:56:12 20:26:12 33.00 50.00 Mb:5.5 West of Fereydunshahr, Esfahan Province

8 1923/05/25 22:21:25 01:51:25 32.00 57.00 Mb:5.7 North-East of Ravar, Kerman Province

9 1923/09/22 20:47:33 00:17:33 29.50 56.00 Mb:6.7 East of Sirjan, Kerman Province

10 1923/09/23 03:18:58 06:48:58 29.50 56.00 Mb:5.5 East of Sirjan, Kerman Province

11 1924/01/18 14:56:20 18:26:20 29.50 56.00 Mb:5.5 East of Sirjan, Kerman Province

12 1924/07/03 08:08:30 11:38:30 35.50 55.00 Mb:5 South of Shahrud, Semnan Province

13 1927/07/22 03:54:54 07:24:54 34.70 54.00 Mb:6.5 South-East of Semnan, Semnan Province

14 1927/07/22 08:37:30 12:07:30 34.70 54.00 Mb:5.2 South-East of Semnan, Semnan Province

15 1927/07/23 20:17:46 23:47:46 34.70 54.00 Mb:5.7 South-East of Semnan, Semnan Province

16 1927/07/23 22:40:18 02:10:18 34.70 54.00 Mb:5.7 South-East of Semnan, Semnan Province

17 1928/03/08 18:13:54 21:43:54 32.00 59.00 Mb:5.2 South-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

18 1928/03/24 10:53:16 14:23:16 37.80 47.30 Mb:5 South-West of Sarab, Azarbaijan Sharghi Provi

19 1928/04/14 13:16:33 16:46:33 35.50 55.00 Mb:5 South of Shahrud, Semnan Province

20 1928/08/21 19:01:52 22:31:52 35.50 59.00 Mb:5.2 North-West of Torbat-e heydariyeh, Khorasan

21 1930/05/06 07:03:22 10:33:22 37.00 44.00 Mb:5.2 West of Oshnaviyeh, Azarbaijan Gharbi Provinc

22 1930/05/06 22:34:23 02:04:23 38.15 44.65 Mb:7.2 West of Salmas, Azarbaijan Gharbi Province

23 1930/05/08 05:29:30 08:59:30 37.50 45.50 Mb:5.2 East of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

24 1930/05/08 15:35:24 19:05:24 37.30 44.80 Mb:6.2 South-West of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Pro

25 1930/05/10 21:43:22 01:13:22 37.50 44.00 Mb:5.2 West of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

26 1930/05/23 09:48:20 13:18:20 37.50 45.50 Mb:5.2 East of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

27 1930/05/29 17:14:55 20:44:55 37.50 45.50 Mb:5.2 East of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

28 1930/06/04 07:28:10 10:58:10 37.90 45.10 Mb:5.5 North of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

29 1930/08/03 22:05:51 01:35:51 37.30 44.80 Mb:5 South-West of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Pro

30 1930/10/25 23:34:25 03:04:25 37.90 45.10 Mb:5 North of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

31 1931/04/27 16:50:45 20:20:45 38.70 46.10 Mb:6.5 North-East of Marand, Azarbaijan Sharghi Prov

32 1931/05/12 10:25:10 13:55:10 37.50 45.50 Mb:5.2 East of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

33 1932/03/15 07:44:34 11:14:34 39.70 44.00 Mb:5.2 North-West of Maku, Azarbaijan Gharbi Provinc

34 1932/09/08 07:25:39 10:55:39 30.70 58.40 Mb:5.5 North-East of Kerman, Kerman Province

35 1933/02/21 19:03:05 22:33:05 27.50 57.50 Mb:5.2 Manujan, Kerman Province

36 1933/10/05 13:29:53 16:59:53 35.10 57.80 Mb:6 South-West of Bardeskan, Khorasan(center) Pro

37 1933/11/28 11:09:26 14:39:26 32.00 56.10 Mb:6.2 North-East of Bafq, Yazd Province

38 1933/12/14 18:51:49 22:21:49 32.20 55.80 Mb:5.5 North-East of Bafq, Yazd Province

39 1934/01/02 20:55:38 00:25:38 30.00 57.50 Mb:5.5 South-East of Kerman, Kerman Province

40 1934/02/22 08:07:20 11:37:20 37.90 45.10 Mb:5.7 North of Orumiyeh, Azarbaijan Gharbi Province

41 1934/09/26 01:07:02 04:37:02 36.50 57.50 Mb:5 North-West of Sabzevar, Khorasan(center) Prov

42 1935/04/12 22:31:48 02:01:48 35.90 53.50 Mb:5.2 North of Semnan, Semnan Province

43 1936/06/30 19:26:07 22:56:07 33.50 60.50 Mb:6 South-East of Qaen, Khorasan(south) Province

44 1937/04/07 18:30:59 22:00:59 34.80 52.10 Mb:5.5 South-West of Garmsar, Semnan Province

45 1938/12/19 18:56:48 22:26:48 36.20 58.00 Mb:5.2 East of Sabzevar, Khorasan(center) Province

46 1939/06/10 08:36:39 12:06:39 33.00 58.00 Mb:5.2 West of Birjand, Khorasan(south) Province

47 1939/11/08 17:21:10 20:51:10 36.20 58.00 Mb:5.2 East of Sabzevar, Khorasan(center) Province

48 1940/05/04 21:01:55 00:31:55 35.80 58.10 Mb:6.5 North-East of Bardeskan, Khorasan(center) Pro

49 1940/10/18 12:25:44 15:55:44 38.50 45.00 Mb:5.2 Khoy, Azarbaijan Gharbi Province

50 1941/02/16 16:38:59 20:08:59 33.30 58.70 Mb:6.5 North-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

51 1942/07/29 20:22:04 23:52:04 29.50 57.50 Mb:5 North-East of Baft, Kerman Province

52 1946/10/03 15:37:39 19:07:39 39.50 44.00 Mb:5.5 North-West of Maku, Azarbaijan Gharbi Provinc

53 1947/09/23 12:28:10 15:58:10 33.30 58.70 Mb:7 North-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

54 1947/09/26 03:04:31 06:34:31 33.30 58.70 Mb:5.5 North-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

55 1947/10/06 15:18:14 18:48:14 33.30 58.70 Mb:5.2 North-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

56 1947/11/13 03:26:23 06:56:23 33.30 58.70 Mb:5.2 North-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

57 1948/03/14 21:18:12 00:48:12 33.20 59.00 Mb:5.2 North-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

58 1948/06/17 14:08:22 17:38:22 36.50 49.00 Mb:5.2 South of Abhar, Zanjan Province

59 1948/06/30 19:31:39 23:01:39 36.50 49.00 Mb:5.2 South of Abhar, Zanjan Province

60 1948/07/05 13:53:14 17:23:14 29.50 57.50 Mb:6 North-East of Baft, Kerman Province

61 1949/10/13 10:26:30 13:56:30 36.60 44.50 Mb:5.2 South-West of Piranshahr, Azarbaijan Gharbi P

62 1949/11/22 15:21:16 18:51:16 28.00 57.00 Mb:5.5 West of Kahnuj, Kerman Province

63 1950/05/01 08:14:54 11:44:54 38.50 45.00 Mb:5.2 Khoy, Azarbaijan Gharbi Province

64 1950/09/24 22:56:38 02:26:38 34.50 60.70 Mb:5.7 South-West of Taybad, Khorasan(center) Provin

65 1951/04/22 06:32:41 10:02:41 34.80 52.10 Mb:5 South-West of Garmsar, Semnan Province

66 1951/06/05 03:34:49 07:04:49 36.00 48.50 Mb:5.2 South of Qeydar, Zanjan Province

67 1951/08/16 23:52:10 03:22:10 28.00 57.00 Mb:5.7 West of Kahnuj, Kerman Province

68 1951/10/08 11:32:03 15:02:03 31.20 56.80 Mb:5 Ravar, Kerman Province

69 1951/12/30 18:21:07 21:51:07 28.00 57.00 Mb:5.5 West of Kahnuj, Kerman Province

70 1952/08/30 06:14:55 09:44:55 32.10 55.80 Mb:5.2 North-East of Bafq, Yazd Province

71 1952/09/30 02:50:40 06:20:40 38.90 44.00 Mb:5.5 South-West of Seyah Cheshmah, Azarbaijan Ghar

72 1953/02/12 08:15:31 11:45:31 35.80 55.00 Mb:7 South of Shahrud, Semnan Province

73 1954/10/22 22:47:30 02:17:30 38.90 45.90 Mb:5.2 East of Jolfa, Azarbaijan Sharghi Province

74 1955/03/13 16:58:05 20:28:05 28.00 56.70 Mb:5 West of Kahnuj, Kerman Province

75 1955/06/18 20:21:04 23:51:04 34.00 58.50 Mb:5 East of Ferdows, Khorasan(center) Province

76 1956/06/29 02:18:32 05:48:32 28.60 57.20 Mb:5.2 West of Jiroft, Kerman Province

77 1956/06/30 11:37:10 15:07:10 35.00 56.50 Mb:5 South-West of Bardeskan, Khorasan(center) Pro

78 1957/03/16 00:43:42 04:13:42 34.90 52.90 Mb:5.5 South-East of Garmsar, Semnan Province

79 1958/02/03 19:27:11 22:57:11 32.28 55.60 Mb:5.2 North-East of Bafq, Yazd Province

80 1959/10/23 16:54:22 20:24:22 33.34 58.84 Mb:5 South-West of Qaen, Khorasan(south) Province

81 1959/12/08 12:50:47 16:20:47 31.00 57.03 Mb:5.2 South-East of Ravar, Kerman Province

82 1960/03/07 00:51:40 04:21:40 34.84 55.35 Mb:5.2 South-East of Shahrud, Semnan Province

83 1960/06/02 07:22:27 10:52:27 33.17 60.34 Mb:5.2 North-East of Sarbisheh, Khorasan(south) Prov

84 1962/04/01 00:45:09 04:15:09 33.37 58.93 Mb:5.5 South-West of Qaen, Khorasan(south) Province

85 1962/09/01 19:20:40 22:50:40 35.58 49.88 29 Mb:7.2 South-West of Buinzara, Ghazvin Province

86 1962/09/04 13:30:14 17:00:14 35.60 49.70 53 Mb:5.2 South of Takestan, Ghazvin Province

87 1962/09/29 06:53:56 10:23:56 28.20 57.40 50 Mb:5.5 North-West of Kahnuj, Kerman Province

88 1962/10/05 20:02:23 23:32:23 35.22 58.73 Mb:5 East of Kashmar, Khorasan(center) Province

89 1962/10/13 10:23:38 13:53:38 35.70 50.07 35 Mb:5.5 Buinzara, Ghazvin Province

90 1962/12/02 22:21:29 01:51:29 35.80 50.10 Mb:5 Buinzara, Ghazvin Province

91 1964/05/11 06:07:41 09:37:41 28.13 57.38 68 Mb:5.3 North-West of Kahnuj, Kerman Province

92 1964/11/03 17:36:08 21:06:08 35.63 50.29 42 Mb:5.1 South-East of Buinzara, Ghazvin Province

93 1964/12/22 04:36:35 08:06:35 28.20 56.91 43 Mb:5.6 North-West of Kahnuj, Kerman Province

94 1965/02/10 16:09:54 19:39:54 37.66 47.09 45 Mb:5 North of Hashtrud, Azarbaijan Sharghi Provinc

95 1965/02/26 01:37:07 05:07:07 35.24 57.54 33 Mb:5.1 West of Bardeskan, Khorasan(center) Province

96 1965/11/08 01:57:27 05:27:27 29.92 56.89 63 Mb:5 East of Bardsir, Kerman Province

97 1967/03/01 10:12:53 13:42:53 28.09 56.90 80 Mb:5.1 North-West of Kahnuj, Kerman Province

98 1968/04/26 02:58:22 06:28:22 35.10 50.20 21 Mb:5.3 West of Saveh, Markazi Province

99 1968/04/29 17:01:55 20:31:55 39.24 44.23 17 Mb:5.3 West of Maku, Azarbaijan Gharbi Province

100 1968/06/09 00:56:32 04:26:32 39.09 46.10 31 Mb:5 North-East of Jolfa, Azarbaijan Sharghi Provi

101 1968/08/31 10:47:41 14:17:41 34.15 59.01 25 Mb:5.9 South-East of Gonabad, Khorasan(center) Provi

102 1968/08/31 11:34:33 15:04:33 34.00 59.19 26 Mb:5.4 North of Qaen, Khorasan(south) Province

103 1968/09/01 05:39:45 09:09:45 39.14 46.20 24 Mb:5 North-East of Jolfa, Azarbaijan Sharghi Provi

104 1968/09/01 07:27:30 10:57:30 34.09 58.24 14 Mb:5.9 Ferdows, Khorasan(center) Province

105 1968/09/03 09:53:50 13:23:50 34.02 59.26 30 Mb:5 North of Qaen, Khorasan(south) Province

106 1968/09/04 08:08:45 11:38:45 34.20 59.47 24 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

107 1968/09/04 11:19:35 14:49:35 34.00 59.31 25 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

108 1968/09/04 23:24:45 02:54:45 34.06 58.32 1 Mb:5.4 East of Ferdows, Khorasan(center) Province

109 1968/09/11 19:17:13 22:47:13 34.03 59.54 33 Mb:5.2 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

110 1969/08/23 19:16:17 22:46:17 33.90 58.90 32 Mb:5.1 North-West of Qaen, Khorasan(south) Province

111 1969/09/02 13:30:03 17:00:03 30.20 57.70 20 Mb:5.3 East of Kerman, Kerman Province

112 1969/11/11 00:30:35 04:00:35 33.40 55.00 Mb:5 South-West of Tabas, Yazd Province

113 1969/12/02 22:46:15 02:16:15 33.90 58.60 Mb:5.1 South-East of Ferdows, Khorasan(center) Provi

114 1970/03/01 20:12:44 23:42:44 34.00 58.90 39 Mb:5.2 South-East of Gonabad, Khorasan(center) Provi

115 1970/03/14 01:51:44 05:21:44 38.60 44.70 23 Mb:5.3 West of Khoy, Azarbaijan Gharbi Province

116 1970/03/17 23:19:42 02:49:42 33.90 59.70 19 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

117 1970/04/01 23:54:05 03:24:05 28.00 56.70 62 Mb:5.1 West of Kahnuj, Kerman Province

118 1970/10/25 11:22:18 14:52:18 36.80 45.10 19 Mb:5.5 Piranshahr, Azarbaijan Gharbi Province

119 1970/11/09 17:41:42 21:11:42 29.50 56.90 106 Mb:5.5 North-East of Baft, Kerman Province

120 1971/01/20 21:32:03 01:02:03 35.10 46.90 57 Mb:5.1 South of Sanandaj, Kordestan Province

121 1971/05/26 02:41:46 06:11:46 35.50 58.20 26 Mb:5.4 North-East of Bardeskan, Khorasan(center) Pro

122 1972/04/03 09:07:16 12:37:16 28.10 57.20 52 Mb:5 North-West of Kahnuj, Kerman Province

123 1972/11/04 09:32:26 13:02:26 28.14 57.00 94 Mb:5 North-West of Kahnuj, Kerman Province

124 1972/12/01 11:39:03 15:09:03 35.48 57.92 25 Mb:5.2 North of Bardeskan, Khorasan(center) Province

125 1973/05/11 13:52:28 17:22:28 33.41 57.48 22 Mb:5.1 South-East of Tabas, Yazd Province

126 1973/05/17 16:11:35 19:41:35 35.54 57.75 29 Mb:5 North-West of Bardeskan, Khorasan(center) Pro

127 1973/08/23 12:26:26 15:56:26 31.87 51.01 49 Mb:5 West of Borujen, Chaharmahal Bakhtiari Provin

128 1973/11/20 02:23:16 05:53:16 32.04 54.58 31 Mb:5 East of Ashkezar, Yazd Province

129 1974/11/17 15:05:47 18:35:47 32.80 55.10 43 Mb:5.2 North-East of Ardakan, Yazd Province

130 1975/04/28 02:01:17 05:31:17 33.30 54.80 42 Mb:5.3 North-East of Ardakan, Yazd Province

131 1976/11/07 04:00:51 07:30:51 33.80 59.16 13 Mb:5.6 Qaen, Khorasan(south) Province

132 1976/11/09 17:59:54 21:29:54 33.79 59.23 29 Mb:5.1 Qaen, Khorasan(south) Province

133 1976/11/13 10:12:32 13:42:32 28.18 57.40 33 Mb:5 North-West of Kahnuj, Kerman Province

134 1976/11/24 12:22:18 15:52:18 39.12 44.03 36 Ms:7.3 West of Seyah Cheshmah, Azarbaijan Gharbi Pro

135 1976/11/24 12:36:45 16:06:45 39.24 44.27 33 Mb:5.5 West of Maku, Azarbaijan Gharbi Province

136 1976/11/24 15:11:05 18:41:05 39.02 44.18 40 Mb:5 West of Seyah Cheshmah, Azarbaijan Gharbi Pro

137 1976/11/25 09:49:26 13:19:26 39.03 44.29 34 Mb:5 West of Seyah Cheshmah, Azarbaijan Gharbi Pro

138 1977/05/03 16:26:57 19:56:57 31.72 56.24 42 Mb:5 North-East of Bafq, Yazd Province

139 1977/05/25 11:01:45 14:31:45 34.88 52.05 26 Mb:5.4 South-West of Garmsar, Semnan Province

140 1977/12/19 23:34:34 03:04:34 30.95 56.47 31 Ms:5.8 North of Zarand, Kerman Province

141 1978/02/22 20:17:57 23:47:57 28.02 56.89 23 Mb:5.1 West of Kahnuj, Kerman Province

142 1978/02/23 23:24:47 02:54:47 28.05 56.90 24 Mb:5.2 North-West of Kahnuj, Kerman Province

143 1978/05/22 06:18:14 09:48:14 31.83 56.17 34 Ms:5.3 North-East of Bafq, Yazd Province

144 1978/05/23 11:31:43 15:01:43 31.87 56.17 25 Mb:5 North-East of Bafq, Yazd Province

145 1978/09/16 15:35:56 19:05:56 33.38 57.43 33 Ms:7.4 South-East of Tabas, Yazd Province

146 1978/09/17 08:17:24 11:47:24 33.66 57.00 33 Mb:5 Tabas, Yazd Province

147 1978/12/06 17:18:13 20:48:13 33.29 57.15 28 Mb:5.3 South-East of Tabas, Yazd Province

148 1979/01/16 09:50:10 13:20:10 33.89 59.47 33 Ms:6.7 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

149 1979/01/17 03:29:49 06:59:49 33.75 57.09 33 Mb:5.1 North-East of Tabas, Yazd Province

150 1979/01/18 00:25:02 03:55:02 33.91 59.46 33 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

151 1979/01/19 19:29:45 22:59:45 33.91 59.37 33 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

152 1979/02/13 10:36:16 14:06:16 33.31 57.43 33 Mb:5.5 South-East of Tabas, Yazd Province

153 1979/03/04 05:43:42 09:13:42 28.30 57.25 34 Ms:5 North-West of Kahnuj, Kerman Province

154 1979/09/05 09:26:53 12:56:53 33.80 56.95 33 Mb:5.2 North of Tabas, Yazd Province

155 1979/11/14 02:21:22 05:51:22 33.91 59.79 33 Ms:6.6 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

156 1979/11/15 05:06:54 08:36:54 33.92 59.82 33 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

157 1979/11/23 18:22:48 21:52:48 33.98 59.83 33 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

158 1979/11/27 07:12:36 10:42:36 33.97 59.84 17 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

159 1979/11/27 17:10:32 20:40:32 33.96 59.72 10 Ms:7.1 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

160 1979/12/07 04:24:00 07:54:00 34.03 54.81 31 Ms:6 North-West of Tabas, Yazd Province

161 1979/12/09 09:12:06 12:42:06 35.05 56.81 48 Ms:5.3 South-West of Bardeskan, Khorasan(center) Pro

162 1979/12/11 02:16:58 05:46:58 33.78 59.65 33 Mb:5.2 East of Qaen, Khorasan(south) Province

163 1979/12/16 22:35:40 02:05:40 33.99 59.32 33 Mb:5 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

164 1980/01/12 15:31:41 19:01:41 33.49 57.19 33 Ms:5.9 South-East of Tabas, Yazd Province

165 1980/12/19 01:16:56 04:46:56 34.58 50.65 33 Ms:5.8 West of Qom, Ghom Province

166 1980/12/22 12:51:21 16:21:21 34.50 50.59 41 Mb:5.5 South-West of Qom, Ghom Province

167 1981/06/11 07:24:25 10:54:25 29.91 57.71 33 Ms:6.7 South-East of Kerman, Kerman Province

168 1981/07/23 00:05:30 03:35:30 37.14 45.23 33 Mb:5.6 East of Oshnaviyeh, Azarbaijan Gharbi Provinc

169 1981/07/28 17:22:24 20:52:24 30.01 57.79 33 Ms:7.1 South-East of Kerman, Kerman Province

170 1981/10/14 09:12:38 12:42:38 29.89 57.69 33 Mb:5.1 South-East of Kerman, Kerman Province

171 1982/01/02 19:00:49 22:30:49 30.65 57.51 33 Mb:5 North-East of Kerman, Kerman Province

172 1982/10/15 02:53:49 06:23:49 28.08 57.30 33 Ms:5.2 North-West of Kahnuj, Kerman Province

173 1982/12/19 19:40:53 23:10:53 30.57 57.52 40 Ms:5.9 North-East of Kerman, Kerman Province

174 1983/01/31 18:56:49 22:26:49 28.88 57.29 10 Mb:5.1 North-West of Jiroft, Kerman Province

175 1983/07/15 02:01:14 05:31:14 27.71 57.94 33 Mb:5 South-East of Kahnuj, Kerman Province

176 1983/07/22 02:41:00 06:11:00 36.94 49.18 41 Mb:5.6 East of Abhar, Zanjan Province

177 1984/08/06 11:14:37 14:44:37 30.84 57.15 33 Ms:5.3 East of Zarand, Kerman Province

178 1984/08/15 02:00:58 05:30:58 30.88 57.08 33 Mb:5.1 East of Zarand, Kerman Province

179 1984/10/11 05:09:26 08:39:26 29.64 57.97 33 Mb:5 North-West of Bam, Kerman Province

180 1986/07/25 10:08:05 13:38:05 28.08 57.28 34 Mb:5.2 North-West of Kahnuj, Kerman Province

181 1987/04/11 23:50:29 03:20:29 31.56 56.03 24 Mb:5 East of Bafq, Yazd Province

182 1987/11/24 11:23:16 14:53:16 32.65 59.10 41 Mb:5.3 South-West of Birjand, Khorasan(south) Provin

183 1988/04/20 03:50:08 07:20:08 39.10 44.12 55 Mb:5 West of Seyah Cheshmah, Azarbaijan Gharbi Pro

184 1988/12/03 01:23:33 04:53:33 30.24 57.54 28 Mb:5.2 East of Kerman, Kerman Province

185 1989/04/02 06:42:04 10:12:04 28.25 57.31 44 Mb:5.3 North-West of Kahnuj, Kerman Province

186 1989/11/20 04:19:04 07:49:04 29.89 57.71 18 Ms:5.7 South-East of Kerman, Kerman Province

187 1990/10/15 19:06:52 22:36:52 33.64 56.80 33 Mb:5 West of Tabas, Yazd Province

188 1991/07/24 09:45:41 14:15:41 36.52 44.06 26 Mb:5.4 South-West of Piranshahr, Azarbaijan Gharbi P

189 1991/12/19 18:55:17 22:25:17 28.10 57.30 27 Mb:5.3 North-West of Kahnuj, Kerman Province

190 1993/04/12 14:00:40 18:30:40 28.33 57.14 33 Mb:5.2 South-West of Jiroft, Kerman Province

191 1993/06/09 17:33:36 22:03:36 34.76 53.27 30 Mb:5 South-West of Semnan, Semnan Province

192 1994/04/14 11:03:40 15:33:40 29.16 55.34 22 Mb:5.2 South-West of Sirjan, Kerman Province

193 1994/12/14 20:43:53 00:13:53 35.10 58.63 33 Mb:5.3 South-East of Kashmar, Khorasan(center) Provi

194 1996/02/25 16:14:11 19:44:11 35.72 56.99 33 Ms:5.1 South-West of Sabzevar, Khorasan(center) Prov

195 1996/02/25 17:42:04 21:12:04 35.69 57.04 33 Mb:5.3 South-West of Sabzevar, Khorasan(center) Prov

196 1996/02/26 08:08:19 11:38:19 28.28 57.06 32 Mb:5.3 North-West of Kahnuj, Kerman Province

197 1996/02/26 08:09:24 11:39:24 28.34 57.08 33 Mb:5.4 South-West of Jiroft, Kerman Province

198 1996/04/22 14:42:32 19:12:32 39.17 47.37 29 Mb:5 North-East of Kaleybar, Azarbaijan Sharghi Pr

199 1997/04/19 05:53:14 10:23:14 28.04 56.89 27 Mb:5.5 West of Kahnuj, Kerman Province

200 1997/05/10 07:57:29 12:27:29 33.83 59.81 10 Ms:7.3 East of Qaen, Khorasan(south) Province

201 1997/05/10 10:27:20 14:57:20 33.73 59.95 10 Ms:5.4 East of Qaen, Khorasan(south) Province

202 1997/06/25 19:38:40 00:08:40 33.94 59.47 10 Ms:5.8 North-East of Qaen, Khorasan(south) Province

203 1997/10/20 06:09:04 09:39:04 28.50 57.28 33 Mb:5.6 South-West of Jiroft, Kerman Province

204 1998/03/14 19:40:27 23:10:27 30.15 57.60 9 Ms:6.9 South-East of Kerman, Kerman Province

205 1998/06/10 08:30:13 13:00:13 28.27 58.54 88 Mb:5.1 South-East of Bam, Kerman Province

206 1998/11/18 07:39:23 11:09:23 30.27 57.40 33 Mb:5.2 East of Kerman, Kerman Province

207 1999/01/14 22:12:49 01:42:49 29.15 56.35 33 Mb:5.1 West of Baft, Kerman Province

208 1999/03/04 05:38:26 09:08:26 28.34 57.19 33 Ms:6.7 South-West of Jiroft, Kerman Province

209 1999/03/04 05:47:49 09:17:49 28.32 57.15 33 Mb:5.6 North-West of Kahnuj, Kerman Province

210 1999/03/04 05:50:28 09:20:28 28.41 57.10 33 Mb:5.1 South-West of Jiroft, Kerman Province

211 1999/03/04 07:16:36 10:46:36 28.50 57.08 33 Mb:5 South-West of Jiroft, Kerman Province

212 1999/03/04 07:19:18 10:49:18 28.13 57.11 33 Mb:5.3 North-West of Kahnuj, Kerman Province

213 1999/03/04 07:26:04 10:56:04 28.47 56.94 33 Mb:5.2 South-West of Jiroft, Kerman Province

214 1999/03/04 09:52:03 13:22:03 28.51 57.21 33 Mb:5.3 South-West of Jiroft, Kerman Province

215 1999/12/05 13:12:36 16:42:36 35.63 61.21 64 Mb:5.1 North-East of Torbat-e jam, Khorasan(center)

216 2000/02/02 22:58:01 02:28:01 35.24 58.18 33 Mw:5.4 East of Bardeskan, Khorasan(center) Province

217 2000/03/28 17:55:49 22:25:49 35.29 58.19 33 Mb:5.1 East of Bardeskan, Khorasan(center) Province

218 2001/11/01 19:54:36 23:24:36 28.17 57.50 33 Mb:5 North-West of Kahnuj, Kerman Province

219 2001/11/25 21:30:53 01:00:53 28.32 57.27 33 Mb:5.1 North-West of Kahnuj, Kerman Province

220 2002/04/05 18:40:18 23:10:18 32.01 55.97 33 Mb:5.2 North-East of Bafq, Yazd Province

221 2002/04/24 19:48:07 00:18:07 34.64 47.40 33 Mb:5.2 South-West of Sonqor, Kermanshah Province

222 2002/06/22 02:58:20 07:28:20 35.62 49.05 10 Mw:6.5 North of Razan, Hamedan Province

223 2002/06/22 06:45:33 11:15:33 35.64 48.91 10 Mb:5.1 North-West of Razan, Hamedan Province

224 2002/09/02 01:00:03 05:30:03 35.70 48.84 10 Mb:5.1 North-West of Razan, Hamedan Province

225 2003/07/03 14:59:31 19:29:31 35.45 60.74 33 Mb:5.4 North-East of Torbat-e jam, Khorasan(center)

226 2003/08/04 03:28:19 07:58:19 29.08 59.74 33 Mw:5.6 East of Bam, Kerman Province

227 2003/08/21 04:02:09 08:32:09 29.09 59.81 20 Mw:5.9 East of Bam, Kerman Province

228 2003/12/26 01:56:56 05:26:56 29.08 58.38 13 Ms:6.5 Bam, Kerman Province

229 2003/12/26 03:06:16 06:36:16 28.91 58.32 15 Ms:5.1 South of Bam, Kerman Province

230 2004/10/06 11:14:27 14:44:27 28.90 57.99 15 ML:5.2 North-East of Jiroft, Kerman Province

231 2004/10/07 12:54:55 16:24:55 28.41 57.27 10 ML:5 South-West of Jiroft, Kerman Province

232 2004/10/14 02:28:42 05:58:42 31.73 57.11 16 ML:5.1 North-East of Ravar, Kerman Province

233 2005/02/22 02:25:21 05:55:21 30.80 56.76 14 MS:6.4 East of Zarand, Kerman Province

234 2005/05/01 18:58:38 23:28:38 30.80 57.00 14 ML:5.1 East of Zarand, Kerman Province

235 2005/05/14 18:04:57 22:34:57 30.72 56.65 14 ML:5.2 Zarand, Kerman Province

236 2005/06/19 04:46:04 09:16:04 33.13 58.20 15 ML:5.2 South of Ferdows, Khorasan(center) Province

237 2006/02/18 11:03:31 14:33:31 30.75 55.89 14 ML:5 North-West of Rafsanjan, Kerman Province

238 2006/07/20 23:46:50 03:16:50 29.11 55.21 14 ML:5 South-West of Sirjan, Kerman Province

هشدار!!!:آیا می دانید که به احتمال بسیار قوی تا سال 1400

هجری شمسی با توجه به شواهد وقرائن زمین لرزه ای با قدرت

بیش از 7ریشتر در یکی از مراکز پر جمعیت شهری کشور رخ خواهد

داد؟

مطالعات آب شناسی حوضه آبریز سنگرد شهرستان سبزوار

جهت دانلود مقاله مطالعات آب شناسی حوضه آبریز سنگرد کلیک نمایید.

آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی از فعالیت گسل و ضرورت جابجایی آنها

آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی از فعالیت گسل و ضرورت جابجایی آنها

(نمونه موردی: روستاهای واقع در امتداد گسل شمالی میشو)

دکتر داود مختاری  استادیار گروه پژوهشی جغرافیا، دانشگاه تبریز

 

چکیده

گسل شمالی میشو با جهت شرقی  غربی در دامنۀ شمالی تودۀ کوهستانی میشوداغ آذربایجان )شمالغرب

ایران) کشیده شده است . مطالعات انجام شده روی عملکرد این گسل و شاخه های فرعی آن نشانگر فعال بودن آنهاست. گسل مزبور واحدهای زمین شناختی و توپوگرافیکی دامنۀ شمالی میشو را از هم جدا نموده و از این طریق نه تنها نقش مؤثری در مکان گزینی روستاهای واقع در مسیر یا مجاورت گسل)گلجار، محبوب آباد، انامق،عیش آباد، پیربالا، ارلان، باغلار، سرخه، گزافر و زنجیره ( داشته، بلکه فعالیت آن مشکلاتی ر ا نیز برای ساکنین این روستاها فراهم آورده است. در این تحقیق سعی شده است با استفاده از داده های حاصل از مطالعات میدانی و اسناد و مدارک کتابخانه ای، میزان آسیب پذیری هریک از این سکونتگاه ها از فعالیت گسل با توجه به ویژگیهای زمین شناختی ، ژئومرفولوژیکی، توپوگر افیکی، و نوع مصالح بکار رفته در ساختمان ها مورد بررسی ومطالعه قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که مهم ترین خطر تهدیدکنندۀ روستاهای واقع در مسیر یا مجاورت گسل شمالی میشو و شاخه های فرعی آن، خطر فعالیت های احتمالی گسل و لرزش های حاصل از آن است

عوامل دیگری از قبیل نامناسب بودن ساخت و سازها، مقاومت کم مصالح بکار رفته در ساختمان ها و عمر زیادآنها، استقرار بر روی عناصر منفصل و نامقاوم، شیب زیاد و خطر سیالی شدن مواد سازندۀ نشستگاه روستاها وبالاخره ناپایداری دامنه های مشرف به روستاها و خطر حرکات توده ای، آسیب پذیری این روستاها را تشدید میکند. بر این اساس، توجه به عوامل ژئومرفولوژی و تأثیر پدیده های مرفوژنیک در تصمیم گیری هایی که منجربه تهیۀ طرح های عمران روستایی می شود، ضرورت دارد.

مقدمه

مشکل خطرات طبیعی از دیرباز گریبانگیر بشر بوده و همیشه قسمتی از تاریخ زندگی بشری را تشکیل داده است . درجهان امروزی، فاصلۀ بین یافته های علوم بشری و توانایی آنها برای حفظ جان و مال مردم روز به روز افزایش می یابد وخشم طبیعت همچنان به قلع و قمع خود ادامه می دهد . علوم، خود نیز در افزایش این خطرات تا حدودی سهیم اند واشکال جدیدی از خطرات را با جلوه هایی تازه که ناشی از بکارگیری ناصحیح فناوری می باشد، ایجاد نموده.نقش مطالعات ژئومرفولوژیکی و تهیۀ نقشه های ژئومرفولوژی ویژه در عمران روستایی نیز بسیار مهم است ولی دراکثر موارد درتصمیم گیریهایی که منجربه تهیۀ طرحهای عمران روستایی می شود، عوامل ژئومرفولوژی و تأثیر پدیده های مرفوژنیک به فراموشی سپرده شد ه و مورد توجه قرار نمی گیرد . در سایۀ چنین مطالعاتی زمین های پایدار و ناپایدارو نحوۀ بی ثباتی آنها با مکانیسم های مؤثر مشخص می شود (رجایی 1373 ، ص 61)

گسل شمالی میشو با جهت شرقی  غربی در دامنۀ شمالی میشوداغ آذربایجان واقع شده است و مسیر آن از نظر

ناپایداری های دامنه ای و پدیده های ژئومرفولوژیکی دارای ویژگی های خاصی است که بنظر می رسد ارتباط مستقیمی با عملکرد این گسل و شاخه های فرعی آن دارد . از دیدگاه زمین ساخت جهانی ،منطقۀ مورد مطالعه روی کمربند زلزله خیز مدیترانه – آسیا واقع شده است که حدود 15 % زلزله های بوقوع پیوسته در جهان مربوط به آن است )مونرو و وایکاندر 2001 ، ص178 ) منطقۀ مورد نظر از نظر پهنه بندی خطر نسبی زلزله نیز در محدودۀ خطر بالا قرار دارد (پورکرمانی و آرین 1376 )(شکل شماره 1)

اهمیت و ضرورت انجام چنین تحقیقی از این حیث است که حدود ده روستا (گلجار، محبوب آباد، انامق، عیش آباد،پیربالا، ارلان، باغلار، سرخه، گزافر و زنجیره) درست در مسیر گسل و یا در شعاع نیم کیلومتری آن قرار گرفته اند .

اساسی ترین اقدام برای جلوگیری از این خسارات، آگاهی ازکم وکیف ساختار زمین شناسی منطقه ب ه ویژه ساختارتکتونیکی آن می باشد.

در این تحقیق سعی شده است تا میزان آسیب پذیری هر یک از این سکونتگاه های روستایی با توجه به ویژگی های زمین شناختی، ژئومرفولوژیکی، توپوگرافیکی و نوع مصالح بکار رفته در ساختمان ها مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد.

روش تحقیق

بررسی های میدانی وضعیت ژئومرفولوژیکی استقرارگاه های روستایی و مصاحبه با ساکنین روستاها در مورد پیشینۀزلزله در منطقه، مرحلۀ اصلی این تحقیق بشمار می آید . اطلاعات حاصل از مطالعات میدانی، با داده های نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی وعکس های هوایی منطقه و همچنین جایگاه زمین ساختی منطقه و سابقۀ لرزه خیزی آن مطابقت داده شده و آسیب پذیری روستاهای منطق ه از هر کدام ازعوامل تهدید کنندۀ محیطی مرتبط با فعالیت گسل ها مورد ارزیابی قرار گرفته است . با توجه به این که امکان ذکر ویژگی های همۀ روستاها درقالب این مقاله مقدور نبود، لذا ویژگی های سه روستایی، که هرکدام از یک بخش دامنۀ شمالی میشو بوده و نمایانگر سه دسته ازروستاهای واقع در مسیر یا مجاورت گسل شمالی میشو هستند، به همراه تصاویر و اشکال شماتیکی تهیه شده از آنها ذکر شده است.

آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی از فعالیت گسل و ضرورت جابجایی آنها

ویژگی های کلی سکونتگاه های منطقه

گسل شمالی میشو ساختارهای زمین شناسی و واحدهای توپوگرافی منطقه را از هم جدا کرده است )شکل شماره 2) هر کدام از این ساختارها و واحدها امکانات به خصوصی را برای ساکنین منطقه فراهم می آورند که خواسته یا ناخواسته در جایگزینی سکونتگاه ها تأثیر بسزایی داشته است.

وجود رسوبات میوسن (تناوبی از مارن،شیل، ماسه سنگ و کنگلومرا ) با ترکیبات نمکی و گچی در لابه لای آنها،

نقش مهمی در موقعیت روستاها داشته است . معاش اکثر اهالی منطقه ازطریق دامداری تأمین می شود و اهالی برای امرار معاش وچرای دام های خودنیاز به چراگاه داشته اند: آنچه که دامنه های متشکل ازرسوبات میوسن به ویژه درمیشو شرقی، ازآن بی بهره است.

هستۀ مرکزی کوهستان در میشو شرقی دارای چراگاه هایی بسیار خوب و منابع آبی سرشار و شیرین است ، ولی توپوگرافی دامنه ها بسیار خشن بوده و زمین های مسطح کمتر بچشم می خورد . از سوی دیگر ، مردم برای ارتباط با سایر مراکز سکونتی واقع در دشت مرند سعی داشته اند تا روستای خود را در نزدیک ترین فاصله از آنها بنا کنند . مجموعۀ این عوامل موجب شده تا روستائیان محل تلاقی این واحدها را که درست منطبق با مسیرگسل شمالی میشو )شکل شمارۀ 2) است، انتخاب کنند. روستاهای گلجار، عیش آباد، پیربالا و ارلان از آن جمله هستند.

در میشو غربی روستاها نه در داخل دره ها ، بلکه در دهانۀ حوضه ها و محل تلاقی دشت و کوهستان، منطبق بر مسیر گسل شمالی میشو جای گرفته اند (شکل شمارۀ 2 )تا هم از چراگاه های واقع در جنوب گسل بهره مند شوند و هم ازمنابع آب منطقه برای کشاورزی در واحد دشت استفاده نمایند . روستاهای زنجیره، گزافر، سرخه و باغلار در این ردیف قرار می گیرند.

به دلیل گستردگی رسوبات پلیو - کواترنری )کنگلومرای نیمه متراکم ) در شرق میشو و وجود زمین های حاصلخیز و دسترسی به مناب ع آب ، دو روستای محبوب آباد و انامق در فاصله ای بیشتر نسبت به سایر روستاها از مسیر گسل )شکل شمارۀ 2 )در روی واحد فلات جای گرفته اند که روستای محبوب آباد در این موقعیت هم، بر روی یکی از شاخه های مهم گسل شمالی میشو قرار گرفته است( شكل شماره 2:گسل F2)اکثر مردم این دو روستا به کشاورزی اشتغال دارند.

روستاهای واقع در مسیر گسل شمالی میشو با جمعیتی بالغ بر 11250 نفر و تعداد 1850 واحد مسکونی عمدتاً درروی خط گسل و یا درشعاع حداکثر سه کیلومتری )روستای انامق ( آن قرارگرفته اند )جدول شمارۀ 1 ).

به دلیل زیاد بودن شیب دامنه ها و وجود ناپایداری های دامنه ای از جمله لغزش، ریزش و سقوط قطعه سنگ ها، ساکنین منطقه خانه های خود را اکثراً در دره های رودخانه ای و بر روی تراس های آبرفتی دو سوی رودخانه و یا یکی از تراس های آن بنا نموده اند. روستاهای گلجار، محبوب آباد، عیش آباد، پیر بالا، سرخه و زنجیره از جملۀ این روستاها هستند. چهار روستای دیگر منطقه بر روی نهشته های کواترنری منطقه استقرار یافته اند . مواد سازندۀ زیربنای همۀ روستاها عناصر منفصل )مخلوطی ازرس، ماسه، قلوه سنگ ودر مواردی قطعه سنگ ( است )جدول شمارۀ 1 ) شیب محل استقرار روستا ها نیز در مجموع زیاد است؛ به طوری که در روستای عیش آباد این مقدار به 28 % می رسد.

 

آنچه در بازدیدهای میدانی بیش از همه نظر محقق را جلب کرد، وجود آثاری از محل قدیمی روستاها نسبت به محل فعلی (بنا به گفتۀ اهالی محلی ( بود که خود نشانگر عملکرد احتمالی خطرات طبیع ی از قبیل زلزله و ناپایداری های دامنه ای در گذشته های نه چندان دور است . اکثر سالخوردگان منطقه وقوع زلزلۀ شدید سلماس در اردیبهشت 1309 )ذکاء1368، ص( 161 را به یاد می آورند و به گفتۀ آنان حدود یک هفته لرزش ها ادامه داشته و مردم منطقه در بیرون از خانه های خود شب را بسر می برده اند . سیمای فعلی بیشتر روستاهای مورد مطالعه نیز در همان نگاه اول بسیار آسیب پذیر می نماید و مجموعۀ شرایط جغرافیایی و زمین شناسی و نوع مصالح ساختمانی بکار رفته، همگی دلالت بر آسیب پذیری این روستاها به ویژه هنگام زلزله می باشد.

نام روستا

تعداد

جمعیت

تعداد واحد

مسکونی

نوع مصالح مساکن

( به ترتیب اولویت)

فاصله از خط

گسل )به متر)

محل گسل نسبت به

روستا

شیب زمین(%)

نشستگاه روستا

گلجار

582

103

آجر و چوب، خشت و گل،

خشت و چوب،سنگ و

چوب، آجر و تیر آهن

150

بالادست و یک گسل

فرعی از پائین دست

20

تراس های آبرفتی دو سوی رودخانۀ

گلجار چای متشکل از رس، ماسه

و،قلوه سنگ و قطعه سنگ

انامق

1744

251

آجر و چوب، خشت و گل،

خشت و چوب،سنگ و

چوب، آجر و تیر آهن

3000

بالادست

9

نهشته های کواترنری

(رس ، ماسه و قلوه سنگ)

محبوب آباد

1499

231

آجر و چوب، خشت و گل،

خشت و چوب،سنگ و

چوب، آجر و تیر آهن

 از گسلF1

1600 و بر روی

 گسل F2

از بالادست گسلF1

واز پائین دست گسل F2

10 -15

تراس های آبرفتی دو سوی رودخانۀ

ماهبابا چای )عمدتا در روی تراس

غربی( متشکل از رس، ماسه و ،قلوه

سنگ و قطعه سنگ

عیش آباد

423

79

خشت و گل، خشت و

چوب،سنگ و چوب، آجر و

چوب، آجر و تیر آهن

0

پائین دست

28

تراس آبرفتی غرب رودخانۀ عیش

آبادچای متشکل ازرس، ماسه

و،قلوه سنگ و قطعه سنگهای

بزرگ

پیر بالا

983

191

آجر و چوب، خشت و گل،

خشت و چوب،سنگ و

چوب، آجر و تیر آهن

0

پائین دست

23

تراس آبرفتی غرب رودخانۀ

پیربالاچای متشکل از رس، ماسه

و،قلوه سنگ و قطعه سنگ

ارلان

2176

389

آجر و چوب، خشت و گل،

خشت و چوب،سنگ و

چوب، آجر و تیر آهن

200

پائین دست

7

نهشته های کواترنری

متشکل از رس ، ماسه و قلوه سنگ

باغلار

-

-

خشت و گل، خشت و چوب،

سنگ و چوب، آجر و چوب

1300

بالا دست

20

نهشته های کواترنری متشکل از رس

، ماسه و قلوه سنگ و قطعه سنگ

سرخه

421

70

خشت و گل، خشت و

چوب،سنگ و چوب، آجر و

چوب، آجر و تیرآهن

0

پائین دست

16

تراس های آبرفتی دو سوی رودخانۀ

کت چای)عمدتا درروی تراس

غربی( متشکل از رس، ماسه و قلوه

سنگ

گزافر

644

91

آجر و چوب، خشت و گل،

خشت و چوب،سنگ و

چوب، آجر و تیر آهن

900

بالادست

5

نهشته های کواترنری

متشکل از رس ، ماسه و قلوه سنگ

و قطعه سنگ

زنجیره

2526

395

آجر و چوب، خشت و گل،

خشت و چوب،سنگ و

چوب، آجر و تیر آهن

0

پائین دست

10-15

تراس های آبرفتی دو سوی رودخانۀ

زنجیره چای (عمدتا در روی تراس

غربی) متشکل از رس، ماسه و، قلوه

سنگ و قطعه سنگ

جدول 1- ویژگی های عمومی سکونتگاه های واقع در مسیر گسل شمالی میشو

روستای عیش آباد )میشو شرقی(

این روستا بر روی تراس غربی رودخانۀ عیش آبادچای جای گرفته است)شکل شمارۀ( 3 و به دلیل شیب زیاد سطح تراس، خانه های روستایی به صورت پلکانی بر بالای یکدیگر قرار گرفته اند )شکل شمارۀ 4: الف(. عناصر سازندۀ این تراس، عناصر منفصل از قبیل رس ، ماسه، قلوه سنگ و بعضا تخته سنگهای بزرگ به ابعاد بیش از یک متر هستند )شکل شمارۀ 4: ب ( سطح تراس که روستا در یال مشرف به رودخانۀ آن واقع شده، دارای یک لایۀ پوششی ضخیم و سخت ازجنس آهک است که عناصر منفصل زیرین را از فرسایش محافظت می کند . گسل شمالی میشو از بخش شمالی این روستا عبور می کند و اکثر خانه های واقع دراین بخش به صورت مخروبه هستند )شکل شمارۀ 5) دامنه های واقع درمجاورت روستا در شمال گسل شمالی میشو که از جنس رسوبات میوسن هستند به شدت ناپایدارند و در فصول مرطوب سال لغزش های متعددی در شعاع 500 متری روستا رخ می دهد ؛ به طوری که حتی طی بازدیدهای میدانی )دراردیبهشت 1383 ) نمونه هایی از این پدیده در محل دیده شد که یکی از آنها تخریب جادۀ روستا )شکل شمارۀ 6: الف( ودیگری تخریب کانال آ بیاری روستا را بدنبال داشت . سایر دامنه های مشرف به روستا در جنوب گسل از جنس سنگهای آذرین هستند که پدیدۀ غالب ناپایداری در آنها ریزشهای سنگی است . تراس آبرفتی که روستا بر روی آن استقرار یافته نیز بر روی همین سنگهای آذرین قرار گرفته است . مجاورت با گسل فعال شم الی میشو، سست بودن عناصرآبرفتی زیرروستا، شیب زیاد )متوسط( 28 % و نامناسب بودن شیوه ساخت و ساز و مصالح ساختمانی به کار رفته در واحدهای مسکونی )شکل شمارۀ 6: ب و پ( این روستا را به صورت آسیب پذیرترین روستا از خطرات طبیعی از قبیل زلزله درآورده است.

آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی از فعالیت گسل

 

 

شکل 5- موقعیت روستا نسبت به خط گسل و به خانه های مخروبۀ واقع در روی خط گسل که محدودۀ آن مشخص شده است، توجه شود.

 

شکل 6- الف( ناپایداری زمین )لغزش( موجب تخریب و تهدید راه روستای عیش آباد شده است. ب( ترکیدگی دیوار در اثر ناپایداری زمین و مصالح ساختمانی نامقاوم و پ( تصویری از یک خانه در مجاورت گسل، تعدد ستون های چوبی نشان از ناپایداری منطقه و مقاومت کم خانه ها در مقابل آن دارد.

روستای ارلان )میشو میانی(

این روستا بر روی نهشته ه ای کواترنری که به وسیلۀ رودخانۀ ارلان چای برجای گذاشته شده، قرار گرفته است .امروزه این رودخانه در دره ای عمیق )بیش از سی متر( در جنوب این روستا جاری است و در واقع مسیر خودرا تغییر داده است. مواد سازندۀ این نهشته ها از عناصر منفصل از قبیل رس، ماسه و قلوه س نگ است که به صورت پوششی بر روی قدیمی ترین تشکیلات منطقه )رسوبات پرکامبرین ( قرار گرفته اند )شکل شمارۀ 7)گسل شمالی میشو از شمال این روستا و از فاصلۀ 200 متری آن می گذرد )شکل شمارۀ 8: الف( از نظر توپوگرافی نشستگاه این روستا بخشی از فلات میانی دامنۀ شمالی  میشو داغ است که وجود استوک گچی قلعه سی ، نقش عمده ای درشکل گیری آن داشته است )خیام

و مختاری 1380 ، ص 53 ) نامقاوم بودن نهشته ها موجب شده تا رودخانه ها بستر خود را به عمق ببرند و این مسئله در محل انطباق رودخانه ها با مسیر گسل شدیدتر است و به تبع از آن ناپایداریها ی دامنه ای نیز شدت دارد )شکل شمارۀ 9)نکته قابل توجه در مورد این روستا احداث سد خاکی دربالا دست روستا است که پس از آبگیری موجبات ناپایداری بیشتر نشستگاه روستا و تخریب برخی از خانه های روستایی را بدنبال داشته است . در فصول مرطوب سال نهشته های زیرین روستا به دلیل نفوذپذیری از آب اشباع می شوند که وقوع یک زلزله می تواند آنها را به حالت سیال در آورده وحرکات توده ای را به همراه داشته باشد. مصالح ساختمانی بکار رفته در واحدهای مسکونی روستا نیز عمدتاً از مصالح بومی بوده و استحکام کافی را ندارند )شکل شمارۀ 8:ب(

شکل 7- مقطعی از موقعیت زمین شناسی و ژئومرفولوژیکی روستای ارلان

 

این روستا در منتهی الیه شرق منطقۀ مورد مطالعه و درجنوب گسل شمالی میشو واقع شده است . نشستگاه روستا برروی نهشته های آبرفتی رودخانۀ زنجیره چای می باشد که ضخامت آن دربرخی قسمت ها به بی ش از چهل متر می رسد.این نهشته ها خود بر روی رسوبات میوسن بر جای گذاشته شده اند(شكل شماره 10)

بررسی وضعیت ژئومرفولوژیکی روستا نشان می دهد که:

(1تشکیل یک مخروط افکنۀ تودرتو ) تلسکوپی(درپائین دست گسل )خیام و مختاری1382 ) و در امتداد رودخانۀ زنجیره چای و نیز بریده شدن رسوبات کواترنری نشان از شدت عمل تکتونیک در این بخش از میشو غربی نسبت به سایرقسمت ها دارد.

2)وجودرسوبات میوسن و انطباق شیب لایه ها و شیب توپوگرافی در دامنه های مجاور روستا ناپایداری های دامنه ای مثل لغزش به ویژه در فصول مرطوب سال را بدنبال دارد )شکل شمارۀ 11 : الف(

3)بخشی از دامنه های واقع در غرب روستا متشکل از برش های آتشفشانی، توف و کنگلومرا است که اثرهوازدگی موجب سقوط قطعه سنگ ها می شود )شکل شمارۀ 11 : الف(

 

سیل وبررسی وضعیت سیل کشور

مقدمه
مطابق آمار تهیه شده توسط سازمان ملل متحد در میان بلایای طبیعی، سیل و طوفان بیشترین تلفات و خسارات ر ا به جوامع بشری وارد آورده اند، بگونه ای که تنها در یک دهه میزان خسارات ناشی از سیل و طوفان بالغ بر 21 میلیارد دلار در مقابل 18 میلیارد دلار خسارات ناشی از زلزله بوده است. این امر در کشور ما نیز صادق است و در اغلب سالهای گذشته حدود 70 % اعتبارات سالانه طرح کاهش اثرات بلایای طبیعی و ستاد حوادث غیر مترقبه صرف جبران خساران ناشی از سیل شده است . ضمن اینکه باید توجه داشت بدلیل بهبود روشهای ساخت و ساز و رعایت ضوابط و مقررات، ایمنی سازه ها و تأسیسات در مقابل خطراتی چون زلزله افزایش می یابد ولی متأسفانه روند طبیعی تو سعه در کشورهایی نظیر ایران باعث تخریب محیط زیست و منابع طبیعی شده و خسارات سیل مرتباً افزایش می یابد . رشد 250 درصدی خسارات ناشی از سیل کشور در پنج دهه گذشته مؤید این مدعاست. متأسفانه موضوع سیل و مدیریت و کاهش خسارات آن در کشور مورد توجه جدی قرار نگرفته و فقط زمانی که سیلاب مخربی جاری می شود و فاجعه ای بوجود می آید، توجه مسئولین و متخصصین به آن جلب می گردد. اگر چه بررسی طرحهای مهار سیلاب که به صورت محدود و پراکنده در سطح کشور مطالعه و اجرا شده اند، نشان می دهد یک راه حل مشخص و مطمئن برای کلیۀ مناطق سیلگیر وجود ندارد اما بدیهی است پدیدۀ سیل علیرغم همۀ پیچیدگیهایش قابل بررسی و مطالعه بوده و می توان در جهت مهار وکاهش خسارات آن و حتی بهره برداری اقتصادی از سیل راه حل های مناسبی جستجو کرد. بر این اساس برنامه ریزی و انجام اقدامات جامع جهت پیشگیری و کاهش خسارات سیل در قالب طرحهای مطالعاتی و اجرایی از اهمیت بسزایی در راستای دستیابی به اهداف توسعۀ پایدار برخوردار می باشد.

طبقه بندی سیل های کشور

جریان سیل به طور عمده ناشی از رواناب سطحی می باشد که حاصل خصوصیات بارش و خصوصیات حوزۀ آبخیز است که در این میان، تأثیر پوشش گیاهی و خاک در کاهش جریان سیل حوزه های کوچک کمتر از حوزه های با مساحت زیادی می باشد. دریک طبقه بندی کلی می توان سیلابهای رخداده در کشور را در دسته های زیر تقسیم بندی نمود:
الف) سیل ناگهانی (Flash Flood)  : ناشی از بارش شدید در حوزه های معمولاً کوچک مانند سیل گلابدره تهران ( 1366 ) ،ماسوله ( 1377 ) ، خیاو چای مشکین شهر ( 1380 ) ، گلستان ( 1381 و 1380 ). وقوع این2 نوع سیلابها معمولاً در فصل بهار و تابستان ناشی از عکس العمل سریع هیدرولیکی حوزه نسبت به بارش شدید می باشد و بدلیل ماهیت غافلگیرکنندۀ این نوع سیلاب، منجربه خسارات و ضایعات قابل توجهی می شود.

ب) سیل رودخانه ای :( River Flood) ناشی از بارش نسبتاً شدید و طولانی مدت در حوزه های با مساحت زیاد و یا بارشهای متوالی بیش از ظرفیت نفوذپذیری حوزه مانند آنچه که در سال 1371 در جنوب کشور اتفاق افتاد و سیل استانهای سیستان و بلوچستان ، کرمان ، هرمزگان، بوشهر، فارس و خوزستان را در برگرفت .
ج) سیل دریایی :( Sea Flood) به خاطر بالا آمدن سطح آب دریا و یا دریاچه ها مانند  بالا آمدن سطح دریاچۀ خزر در سالهای 1371 تا 3751                                                                                 د) سیل ناشی از ذوب برف :( Snow Flood) ناشی از ذوب برفهای بالادست به دلیل افزایش ناگهانی دما که می تواند توام با بارندگی نیز باشد نظیر سیل رودخانه کارون در فروردین سال 1377

خسارات سیل کشور
خسارات ناشی از سیل شامل خسارت محسوس (Tangible Losses) و خسارت نامحسوس (IntangibleLosses) می باشد که خسارت محسوس خود به دو صورت مستقیم (Direct) و غیرمستقیم
 (Indirect) طبقه بندی می گردند.
خسارات محسوس مستقیم شامل موارد زیر می تواند باشد:
 - تلفات و ضایعات انسانی
 - آبگرفتگی منازل و اماکن مسکونی و صنعتی
- آبگرفتگی مزارع و از بین رفتن محصولات کشاورزی و تلفات دامی
- تخریب تاسیسات زیربنایی نظیر جاده ها و پلها و خطوط انتقال برق و شبکه های آب و گاز
 خسارت محسوس را می توان براحتی کمی کرده و در محاسبات توجیه اقتصادی مدنظر قرار داد.

سیل وبررسی وضعیت سیل کشور

مهمترین دلایل تشدید خسارات سیل کشور         

 بی شک مهمترین علت وقوع سیلها در رودخانه ها و مسیلهای کشور، بارش در حوزه آبریز مناطق سیل گرفته و بالادست آنها می باشد اما آنچه که مهم می باشد بررسی دلایل تشدید خسارات سیل ناشی از چنین بارندگیهایی می باشد درزیر مهمترین عوامل مؤثر درتشدید خسارات سیل بطورمختصر تشریح می شود:

(1دخل و تصرف غیر مجاز در بستر و حریم رودخانه و مسیل ها که مطابق قانون توزیع عادلانه آب در اختیار وزارت نیرو بوده ومعمولا با توجه به سیلاب با دوره بازگشت 25 ساله تعیین می شود . اشغال مجرا  و بستر رودخانه تقریبا در تمام سیلهای حادثه اصولا عامل اصلی ایجادخسارت و تلفات انسانی می باشد.

سیل وبررسی وضعیت سیل کشور

 (2تخریب منابع طبیعی و پوشش گیاهی منطقه از یک طرف ناشی از خشکسالی سالهای اخیر و از طرف دیگر در اثر توسعه بی رویه و دخل و تصرف غیرمجاز توسط عوامل انسانی بوده است. بدلیل کاهش پوشش گیاهی و تغییر کاربری اراضی، رواناب ناشی از بارش بعضاً تا بیش از 30 بر ابر افزایش یافته و در بخشی از مناطق که دارای شیب تند و از نظر زمین شناسی دارای خاک فرسایش پذیر بوده است، گل و لای زیادی جابجا شده و خسارات و تلفات بسیاری به بار آورده است.

 (3احداث سازه های تقاطعی نظیر پل و جاده بر روی آنها بدون توجه به شرایط هیدرولیکی و
سیلابی رودخانه که منجر به تنگ کردن مسیر عبور جریان و بعضاً حتی انسداد مجرا می شود .
در سیل های اخیر این مسئله عامل عمده افزایش تلفات جانی که اغلب از سرنشینان خودروهای
عبوری از محورهای ارتباطی منطقه بوده اند، به شمار می رود.

 (4عدم توجه مناسب به هشدار و پیش بینی سیل و اتخاذ تدابیر مناسب در مواجهه با آن توسط
دستگاه های ذیربط و مردم.

روشهای پیشگیری و کاهش خسارات سیل                                                                           :  با توجه به عملکرد و تجربه ده ساله گذ شته در زمینه مطالعه و اجرای طرحهای ساماندهی رودخانه و
مهار سیل، ذیلا پنج محور اصلی طرحهای پیشگیری و کاهش خسارات سیل ارائه می گردد . بدیهی است
اجرای هماهنگ و تؤام این محورهای پنجگانه می تواند به نتایج مؤثری جهت کاهش خسارات ناشی از
سیل بیانجامد.
محور اول : مطالعه و اجرای طرحهای سازه ای مهار سیل

این محور شامل سه بخش زیر می باشد و مطالعات و اجرای بخشهای مختلف آن می تواند توسط
دستگاههای اجرایی ذیربط انجام شود:

الف) ساماندهی و مهندسی رودخانه به منظور اصلاح و حفاظت مسیر رودخانه، تثبیت
بستر و کنترل فرسایش و رسوب و طراحی سازه های کنترل سیل نظیر گوره هاو ...

به دلیل رفتار طبیعی رودخانه و عدم تثبیت سواحل، سالانه شاهد جابجایی مسیل و فرسایش در نقاط
دیگر رودخانه ها می باشیم و لذا تاخیر در اجرای پروژه های ساماندهی رودخانه ها، منجر به افزایش
حجم کارهای باقیمانده می گردد.

ب ) لایروبی و بازگشایی مسیر رودخانه به منظور افزایش ظرفیت عبوری جریان.

ث ) بهسازی و افزایش ظرفیت آبگذری سازه های تقاطعی رودخانه و نیز حفاظت پایۀ پلها
در مقابل آب شستگی.

محور دوم : مطالعه و اجرای طرحهای غیر سازه ای

این محور یکی از محورها و راهکارهای بسیار کارآمد و مؤثر در کاهش خسارات سیل می باشد که در
دنیا مورد توجه قرار گرفته است . هدف اصلی این محور، دور کردن مردم از جریان سیل می باشد و شامل
سه بخش اصلی است:

الف) تهیۀ نقشه های پهنه بندی سیل و پیاده سازی حد بستر و حریم رودخانه ها به منظور مدیریت توسعه
سیلابدشت
یکی از مهمترین عوامل تشدید خسارت سیل های اخیر در کشور، توسعه ساخت و ساز در سیلابدشت ها
و دخل و تصرفات غیرمجاز در بستر و حریم رودخانه ها ومسیلها می باشد . تعیین بستر وحریم رودخانه ها
 و مسیلها و تهیه نقشه های پهنه بندی سیل یکی از ملزومات و پیش نیازهای کلیه طرحهای پیشگیری و کنترل
سیلاب از جمله سیستمهای هشدار سیل ، بیمه سیل، نحوه تعیین کاربری اراضی حاشیه رودخانه و آزادسازی محل عبور ایمن جریان رودخانه می باشد . وجود این نقشه ها در تعیین و ارزیابی خسارات وارده مورد نیاز بوده و ضرورت اجرای آن مورد تأئید وزارت کشور به عنوان مسئول ستاد حوادث غیر مترقبه کشور نیز می باشد.
 لازم به ذکر است که تاکنون مجموعا 5000 کیلومتر از طول رودخانه های کشور تعیین حد بستر و حریم شده و برآورد می شود 37000 کیلومتر دیگر از طول رودخانه ها، دارای اولویت جهت انجام مطالعات پهنه بندی سیل و تعیین حد بستر و حریم می باشد.

سیل وبررسی وضعیت سیل کشور

ب ) ایجاد سیستم های پیش بینی و هشدار سیل هواشناسی و هیدرولوژیکی

پیش بینی سیل در مدت زمانی قبل از وقوع آن، که این زمان بستگی به ویژگی های حوضه آبریز و
عوامل آب و هواشناسی منطقه دارد، فرصتی است که به سازمانهای مسئول و خود مردم این امکان را
می دهد که نسبت به هشدار سیل و انجام اقدامات ضروری تصمیم گیری کنند و از خسارات سیل و
تبعات آن بکاهند.

ث ) برنامه ریزی و مدیریت چند مخزنۀ سدهای ساخته شده با هدف کنترل سیل و پیش بینی
اثرات بهره برداری از سدهای در دست احداث.

محور سوم : مدیریت حوزه و حفاظت آبخیز

یکی از محورها و راهکارهای بسیار مؤثر در پیشگیری و کاهش خسارات سیل انجام پروژه ها و
عملیات آبخیزداری است و خوشبختانه مطالعات و پروژه های زیادی در کشور انجام شده است، ولی به
دلیل عدم حفاظت عرصه ها و آبخیزها، ضرورت توسعه و افزایش این اقدامات ، هم از طریق افزایش
اعتبارات و هم پشتیبانی های اجرایی وجود دارد.

الف) آبخیزداری شامل عملیات بیولوژیکی و مکانیکی به منظور تقویت پوشش گیاهی ،
حفاظت خاک و افزایش نفوذپذیری و در نتیجه کاهش پتانسیل سیلخیزی منطقه.
ب ) مطالعات آبخوانداری و پخش سیلاب به منظور استفاده موثر از جریا ن سیل و کاهش
خسارات آن.
ث ) مطالعات اصلاح و تغییر کاربری اراضی و ارائه کاربری های مجاز خصوصاً با توجه به
مطالعات پهنه بندی سیل و سیلخیزی در کوتاه مدت و دراز مدت.

محور چهارم : تهیه و تدوین نظامنامۀ مدیریت سیل و طرح عمل در مواقع بحران

به منظور ای جاد آمادگی و هماهنگی بین مسئولین دستگاههای ذیربط در سه مرحلۀ زمانی قبل و بعد از
وقوع سیل تهیه می شود که براساس آن تمهیدات سازمانی از قبل مشخص شده ای مانند تخلیه شهرها و
روستاها یا بستن جاده ها و ... به مورد اجرا گذاشته می شود تا خسارات و خصوصاً تلفات ناشی از سیل به
حداقل برسد . برای اجرای این پروژه پیشنهاد می شود گروه کاری متشکل از نمایندگان دستگاه های ذیربط
تشکیل گردد.
محور پنجم : آموزش همگانی و تخصصی

هدف این محور ایجاد آمادگی در برابر سیلاب، لزوم توجه به هشدارهای صادره در این زمینه و ارائه
پیامهای ایمنی و امدادی جهت کاهش خسارات سیل می باشد که می تواند از طریق چاپ و انتشار پوستر،
بروشور، کتاب، تهیۀ فیلم و برگزاری کارگاه و نمایشگاه و ... انجام شود . انجام این پروژه از طریق کمیتۀ
فرعی تخصصی پیشگیری از سیل و نوسانات آب دریا و طغیان رودخانه پیشنهاد می شود.

 

آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی از فعالیت گسل

بحث و نتیجه گیری

لرزش زمین اولین علامت وقوع یک زلزله است و یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در شدت تکان های زلزله ونوع مواد سازندۀ زیرین منطقۀ مورد نظر می باشد . ساختمان های ایجاد شده بر روی سنگ ما در مقاوم نسبت به ساختمان های واقع بر روی مواد نامتراکم و نامقاوم از قبیل نهشته های سطحی اشباع از آب و مواد پرشده به وسیلۀ انسان،خسارات کمتری را متحمل می شوند )مونرو و وایکاندر 2001 ، ص( 189 ساختمان های واقع برروی ساختارهای با فشردگی کم و مواد اشباع از آب لرزش های طولانی تر و نوسان های بزرگتری از امواج Sرا نسبت به سنگ مادر

فشرده تجربه می کنند (شکل شمارۀ 12 ) در مجموع رسوبات پرشده و اشباع از آب میل به سیالیت داشته و همانند یک مایع عمل می کنند : فرآیندی که از آن تحت عنوان سیالی شدن  یاد می شود . در این فرآیند به هنگام وقوع لرزش ، پیوند میان دانه های سازندۀ رسوبات از بین رفته و زمین شروع به حرکت می کند )گودی 2004 ، ص 624)

- گسل شمالی میشو در ردیف گسلهای فعال قرار دارد )اسدیان و همکاران 1373 ، ضمیمۀ نقشه – جعفرخانی-5  1374مختاری 1379 ، ص  73 و 1380 ص 811 و 1381 ، الف: ص 198 و ب: ص 68 ، حسامی و همکاران 1375)

طبق آمارهای موجود طی 88 سال اخیر، زلزله های متعددی که کانون آنها در 33 تا 39 کیلومتری اعماق زمین بوده و 3/2تا 4/5 ریشتر بزرگی داشته، در منطقه اتفاق افتاده است )نوری 1376 ؛ سایت اینترنتی پژوهشگاه بین المللی زلزله ) (شکل

شمارۀ 2)ساکنین سکونتگاه های منطقه نیز بدون آگاهی از وجود چنین وضعیتی، مراکز کوچک و بزرگ سکونتگاهی ازچنین مناطقی با عنوان «مخاطرات محیطی » را در مجا ورت این گسل ایجاد نموده اند) . اسمیت 1992 ، ص 122 در کتاب مناطق مسئله دار برای ساخت و ساز یاد می کند.)

بر اساس یافته های تحقیق، آسیب پذیری روستاهای منطقه باید از دو دیدگاه مد نظر قرار گیرد:

-1 فعال بودن گسل شمالی میشو و تحمیل خسارات جبران ناپذیر در صورت فعالیت آن؛

-2 ویژگی های زمین شناختی و ژئومرفولوژیکی نشستگاه روستاها و همچنین ویژگیهای خانه های روستایی از نظرنحوۀ ساخت و ساز و نوع مصالح بکار رفته در آنها.اکثر روستاهای مورد مطالعه بر روی تراسهای رودخانه ای متشکل از عناصر منفصل قرار گرفته و با توجه به شیب زیاد و مجاورت با رودخانه و در نتیجه اشباع لایه های زیرین آنها، در فصول مرطوب سال وقوع پدیدۀ سیالی شدن دوراز انتظار نیست )شکل شمارۀ 13 )همچنین با توجه به ماهیت مواد سازندۀ دامنه های مشرف به روستاها که عمدتا ازرسوبات میوسن و برش های ولکانیکی پلیوسن هستند، امکان وقوع حرکات توده ای در آنها وجود دارد . چنین پدیده هایی در حالت معمولی نیز در منطقه شایع است، ولی نگرانی زمانی بیشتر می شود که مناطق مستعد برای این گونه فرآیندها تحت تأثیر شوک های حاصل از زمین لرزه قرار گیرند که بدون شک تعداد و گستردگی آنها بسیار بیشتر ازحالات معمولی خواهد بود . حال اگر عوامل دیگر از قبیل نامناسب بودن ساخت و سازها و نامقاوم بودن مصالح بکاررفته در واحدهای مسکونی نیز بدان افزوده شود، ابعاد فاجعه بسیار بیشتر از این خواهد بود.

شکل شماره ( 14 ) جایگاه هریک از سکونت گاه های منطقۀ مورد مطالعه را از نظر آسیب پذیری از عوامل مختلف زمین شناختی، ژئومرفولوژیکی، توپوگرافیکی و تکتونیکی نشان می دهد . بر اساس این شکل، مهم ترین خطرتهدیدکنندۀ روستاهای واقع در روی یا مجاورت گسل شمالی میشو و شاخه های فرعی آن، خطر فعالیت های احتمالی گسل و لرزش های حاصل از آن است و عوامل دیگری از قبیل نامناسب بودن ساخت و سازها، مقاومت کم مصالح بکاررفته در ساختمان ها و عمر زیاد آنها، استقرار برروی عناصر منفصل و نامقاوم، شیب زیاد و خطر سیالی شدن نشستگاه روستاها و بالاخره ناپایداری دامنه های مشرف به روست اها و خطر حرکات توده ای، آسیب پذیری این روستاها را تشدید می کند. از میان روستاهای منطقه، روستاهای انامق، گزافر و باغلار از موقعیت بهتری نسبت به بقیۀ روستا ها برخوردارند.

 

منابع و ماخذ

-1 اسدیان وهمکاران ( 1373 )، نقشۀ زمین شناسی به مقیاس مرند، سازمان زمین شناسی کشور.

-2 پورکرمانی، محسن و آرین، مهران ( 1376 )، سایزموتکتونیک لرزه زمین ساخت، شرکت مهندسی مشاوردزآب.

-3 جعفرخانی، علی ( 1374 )، بررسی پترولوژی و ژئوشیمی توده های گرانیتوئیدی جنوب غرب مرند و سنگ های مجاور با نگرش به پتانسیل کانی سازی آن )در محدودۀ روستاهای محبوب آباد، پیربالا و عیش آباد ( پایان نامۀکارشناسی ارشد، دانشکدۀ علوم، دانشگاه تبریز.

-4 حسامی، خالد .،کارخانیان،آرکادی و جمالی ، فرشاد ( 1375 )، گزارش مقدماتی شناسایی تعدادی از گسلهای فعال منطقۀ آذربایجان، مؤسسۀ بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله.

-5 خیام، مقصود و مختاری کشکی، داود ( 1380 )، استوک گچی قلعه سی و اثر آن در مورفولوژی دا منه های اطراف آن: مجله فضای جغرافیایی، شمارۀ 3. صفحۀ 54-41، دانشگاه آزاد اسلامی اهر

-6 خیام، مقصود و مختاری، داود ( 1382 )، ارزیابی عملکرد فعالیت های تکتونیکی براساس مرفولوژی مخروط افکنه ها (مورد نمونه : مخروط افکنه های دامنۀ شمالی میشو داغ ). پژوهش های جغرا فیایی، شمارۀ 44 ، صص1- 10

-7 ذکاء، یحیی ( 1368 )، زمین لرزه های تبریز، انتشارات کتاب سرا، تهران.

-8 رجایی، عبدالحمید ( 1373 )، کاربرد ژئومورفولوژی درآمایش سرزمین و مدیریت محیط، نشرقومس، تهران.

-9 سایت اینترنتی پژوهشگاه بین المللی زلزله به آدرس اینترنتی www.iiees.al.ir/index.html

-10 ظاهری،محمد ( 1378 )، بررسی وضع مسکن در سکونتگاه های روستایی دامنه های شمالی و جنوبی کوه میشو، مرکز پژوهش های جغرافیایی، دانشگاه تبریز.

-11 مختاری، داود ( 1379 )، آسیب پذیری سکونتگاه های واقع در مسیر خطوط گسل و عمران روستایی . مجله مسکن و انقلاب( پاييز وزمستان)صفحه70-  74

-12 مختاری، داود ( 1380 )، گسل شمالی میشو و نقش آن در مورفولوژی دامنۀ شمالی میشوداغ )آذربایجان – ایران)، مجموعه مقالات دومین کنفرانس زمین شناسی و محیط زیست ایران، جلد دوم،-)، صفحه 813- 801دانشگاه تربیت مدرس.

-13 مختاری ، داود ( 1381 )، الف: عوامل مؤثر در گسترش و تکامل مخروط افکنه های کواترنری در دامنه شمالی میشوداغ )آذربایجان- ایران ( و ارزیابی توان های محیطی آن . پایاننامه دورۀ دکتری ، دانشکده علوم انسانی واجتماعی دانشگاه تبریز.

-14 مختاری، داود ( 1381 )، ب : نقش فعالیت های تکت ونیکی در تکامل مخروط افکنه های دامن ۀ شمالی میشو داغ ،شمال غرب. فضای جغرافیایی، شمارۀ 5

-15 نتایج سرشماری عمومی نفوس ومسکن شهرستان مرند ( 1375 )، شناسنامۀ آبادی های کشور، شمارۀ6-10

16 - نوری، زهرا ( 1376 )، بررسی خواص دینامیکی زلزله های ایران. مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، تهران.

17-Goudie,A.S.,(2004).Encyclopedia of geomorphology.Routledge pub. Vol.2

18-Monroe,J.S.,Wicander,R.,(2001).The changing earth, Exploring geology and

evolution.Brooks/ Cole Pub.

19-Smith, K.,(1992).Environmental hazards: Assessing risk & Reducing disaster.

Routledge, Pub.

Malachite & Azurite

Malachite

مالاکيت

فرمول شيميايي :Cu2(CO3)(OH)2

گروه کاني شناسي (شيميايي): کربنات

رنگ:سبز

جلا:تيره

سيستم تبلور:مونوکلينيک

کليواژ: خوب در يک جهت

شکستگي :صدفي

سختي: 3.5-4

رنگ خاکه:سبز

وزن مخصوص :3.9

کانيهاي همراه: اغلب کانيهاي مسدار

شرايط تشکيل: مالاکيت يکي از کانيهاي مهم و خيلي عمومي در اغلب سنگها است. نام اين کاني از ريشه يوناني آن گرفته شده است. انواع داراي لايه هاي روشن وتيره آن داراي ارزش کلکسيوني دارد. مالاکيت بر اثر اکسيداسيون و کربناته شدن اغلب کانيهاي مس دار ايجاد ميشود.

Azurite

آزوريت ، سنگ درمان فكر و تقويت اعصاب
فرمول شيميايي :
Cu3(CO3)2(OH)2
گروه کاني شناسي (شيميايي): کربنات
رنگ: آبي و آبي لاجوردي
جلا: شيشه اي
سيستم تبلور: مونوکلينيک
کليواژ: کامل در جهت 011 و ضعيف در جهت 100
شکستگي: صدفي
سختي: 3½ - 4
رنگ خاکه: آبي روشن
وزن مخصوص: 3.77
شرايط تشکيل:آزوريت يکي از ترکيبات مس است که با اغلب کانيهاي مس دار ديده مي شود و بر اثر اکسيده شدن بيشتر اين کانيها نيز مي تواند تشکيل شود. اين کاني اغلب با مالاکيت ديده مي شود. نمونه هاي بلوري اين کاني داراي ارزش کلکسيوني و همينطور جواهري دارد. نام ديگر آن
Chessylite مي باشد.
اين سنگ را مى توان روى چاكراى پيشانى قرار داد تا باعث باز شدن چشم سوم شود، هرچند كه اين سنگ براى تمام چاكراها مناسب است.

زمین شناسی نفت

زمین شناسی نفتgeology of petroleum

منابع:

زمین شناسی نفت محمد رضا رضایی (انتشارات علوی)

زمین شناسی نفت تالیف مرحوم عباس افشار حرب(انتشارات پیام نور)

زمین شناسی نفت  فریدون سحابی (انتشارات دانشگاه تهران)

فصل اول

کلیات

1-1مقدمه

زمین شناسی نفت کاربرد زمین شناسی دراکتشاف واستخراج نفت وگاز است نفت وگازدوفازمختلف یک ماده ی معدنی درطبیعت آن چنان به هم وابسته اندکه واژه ی نفت دربیش ترنوشتار ها به معنی نفت وگازبه کارمی رود.ریشه ی واژه ی نفت به گمان زبان شناسان در زبان اوستایی نپتا بوده است که اعراب آن را نفتا خواندند پترولیوم peroleumواژه ی لاتینی است که در زبان فارسی معادل مناسبی ندارد ولی به آن روغن سنگ هم می گویند.پترولیوم مخلوطی طبیعی وپیچیده ای از هیدروکربن های مختلف است که ازفاز های مختلفی نظیر فاز گازی (گاز طبیعی Natural gas)،فاز مایع (نفت خام crud oil)فاز جامد(قیر یاآسفالت Asphalt)هستند که در خلل وفرج وشکستگی ها ی سنگ ها تجمع پیدا می کنند.

هیدروکربن به معنی ترکیبات آلی هیدروژن با کربن است که می تواندهر یک از سه فاز گفته شده رابسازد به طورکلی وجود 5عامل برای تجمع اقتصادی نفت وگازلازم است:

1-سنگ منشاء بالغ(Mature Source rock)که بتواند هیدروکربن تولید کند.

2-سنگ مخزن (Reservoir rock)که بتواندهیدروکربن رادرخود جای بدهد.

3- مهاجرت هیدروکربن (Migration)تا مهاجرت بین سنگ منشاء ومخزن عملی باشد.

4- پوش سنگ (Cap rock)پوش سنگ ناتراوا که ازخروج نفت ازداخل سنگ جلوگیری نماید.

5- تله ی نفتی (Oil trap )که درآن نفت به صورت اقتصادی متمرکز می گردد.

که دراین درس این 5عامل به تفسیرمورد بررسی قرار می گیرد.

1-2 تاریخچه ی اکتشاف نفت درجهان

بشر از گذشته ی بسیاردور نفت رامی شناخته واز آن استفاده می کرده است.به عنوان مثال درتورات به قیراندود کردن کشتی نوح وهم چنین سبدی که مادرحضرت موسی را درآن سپرد وبه نیل انداخت اشاره شده است هم چنین درمصر باستان به جای ملات بین آجرها،به عنوان روغن سبز کاربرد دارویی وهم چنین درجواهر سازی برای چسباندن نگین برروی دستبند ،مومیایی کردن اجساداستفاده می کردند.درنوشته های تاریخی آمده است که ایرانیان درمحاصره ی شهر آتن در480سال قبل از میلاد مسیح از گلوله های آتشین استفاده می کردند. هم چنین درکتب ادبی ما به استفاده های آتش اشاره شده است مثلا درشاهنامه آمده است :

                   به اسب وبه نفت آتش اندر زدند*********همه هندیان دست برسر زدند

 

سیرتحول

اولین چاه اکتشاف نفت درسال 1745 درفرانسه حفر شد واولین چاه استخراج نفت توسط کلنل دریک درسال 1859در پنسیلوانیا ی آمریکا حفاری شد بیش ترین مصارف نفت درابتدا برای روشنایی بود واز وقتی که شخصی به نام ژوژر بیسل  شرکتی به منظور اکتشاف واستخراج نفت تاسیس کرد کاربردهای نفت علاوه برآن که متنوع تر شده بود استفاده از نفت سفید برای روشنایی بااستقبال زیادی مواجه شده بود.چاه کلنل درکناریک چشمه ی نفتی حفرشده بودودرعمق 21متری به نفت رسید وبهره دهی چاه 25بشکه درروز بود قدیمی ترین تئوری برای اکتشاف نفت تئوری تاقدیس بود که به وسیله ی هانت درسال 1861معرفی شد بعد از اواسط دهه ی 1920باروی کارآمدن روش های جدیداکتشاف نفت (روش های ژئوفیزیکی مثل مطالعات لرزه ای ،ثقل سنجی ومغناطیس سنجی )ذخایر زیادی ازنفت اکتشاف شد.درسال 1927درفرانسه اولین نمودارهای ژئوفیزیکی مورد استفاده قرارگرفت. دردهه ی 1960میکروپالئونتولوژی یامیکروفسیل کمک شایان توجهی برای نفت نمود.دردهه ی 1970پیشرفت درپردازش اطلاعات لرزه ای توسط کامپیوترهای سریع وازدهه ی 1980تاکنون پیشرفت درتکنولوژی های گذشته وبه خصوص معرفی نرم افزار های جدید باعث شده است که اکتشافات نفت آسان تر سریع تر ومطمئن تر انجام گیرد.

1-3 تاریخچه ی نفت درایران

شخصی به نام ماریوت به نمایندگی شرکت ویلیام ناکس دارسی درسال 1901به دربار مظفرالدین شاه قاجارآمد وامتیازاستخراج واکتشاف نفت درتمام ایران به جز 5ایالت شمالی را ازمظفرالدین شاه گرفت.درسال1903اولین چاه نفت درایران درعمق 507متری درمنطقه ای به نام چیاه سرخ یا چاه سرخ درشمال غرب قصرشیرین به نفت رسید بابهره دهی حدود 175بشکه درروزبه علت دوری از آب این منطقه را رها کردند ودرخوزستان درمحلی به نام مسجد سلیمان درجایی که امروزه میدان نفتون خوانده می شودبرروی تاقدیس مامتین حفرشد. که درسال 1908درعمق 360متری به نفت رسیدفقط یک سال بعدشرکت سابق نفت ایران وانگلیس تشکیل شدکه تا سال 1329ه.ش   29 اسفندباملی شدن صنعت نفت ازشرکت نفت ایران وانگلیس خلعیت به عمل آمد اما پس از کودتا ی 28مرداد1332کنسرسیونی ازشرکت های نفتی تشکیل شد که درواقع کارشرکت نفت ایران وانگلیس را انجام می دادازدهه ی 1950اکتشاف نفت درخلیج فارس نیز انجام گردید ووجود نفت درآن به اثبات رسید.واولین میدان نفتی به نام بهر گانسردرسال 1960کشف گردید.

درطول این مدت عملیات اکتشافی دربرخی نقاط ایران انجام شدودرپاره ای موارد به نتایجی هم رسیدبه عنوان مثال درنواحی سمنان ودامغان چاه حفرشده به نفت رسیدیا درنواحی مازندران شرق بابلسرگرگان جنوب قم نواحی دشت مغان درآذربایجان ونواحی ای ازسرخس درخراسان رضوی که بعد ها درسال 1347گنبد عظیم خانگیران ودرسال 1360درهمان منطقه میدان گازی گنبد لی کشف گردید.

ارتباط زمین شناسی نفت با سایر علوم

ارتباط مستحکمی بین زمین شناسی نفت وعلوم دیگرمثل شیمی ،فیزیک وزیست شناسی وجود داردعلم فیزیک با زمین شناسی ساختمانی ورسوب شناسی ومخصوصا اکتشافا ت ژئوفیزیکی مرتبط است.علم شیمی درپی بردن به ترکیب شیمیایی مخازن به ما کمک می کند علم شیمی آلی کمک بزرگی برای ارزیابی سنگ های منشاء می باشد.

مطالعه ی فسیل ها وبیوزون های مربوط به آن ها براساس مفاهیم زیست شناسی وتکاملی موجودات درطی زمان کمک بزرگی برای اکتشاف نفت است.هم چنین کاربرداکولوژی درشناسایی محیط های رسوبی قدیمه.

1-4 آمارمختصری درمورد نفت وگاز

تاکنون بیش از 6/3میلیون چاه نفت به وسیله ی شرکت های نفتی حفر شده است که از این مقدارحدود 60000چاه تولید نفت است با مقدارخیلی کم باتولید ی به طور متوسط 3مترمکعب درروز درصورتی که درخاورمیانه تعداد چاه ها بسیارکم تر ولی متوسط تولید نفت حدود هزار متر مکعب درروز است تعداد حوزه های نفت وگاز شناخته شده درجهان بیش از32000است که از این تعداد 18000درامریکاست بیش از 3000حوضه درروسیه 1000حوضه درکانادا وکل خاورمیانه فقط 150حوضه وجود دارد درحدود95درصد ازنفت شناخته شده جهان فقط در50حوضه ی رسوبی و70تا 75آن در10چاه وجود دارد.خلیج فارس به تنهایی نیمی از نفت جهان را داراست .امروزه ثابت شده است که به جزء کشور سورینام درآمریکای جنوبی که فاقد هرگونه ذخیره ی گازی است درتمام کشورهای جهان مقداری ذخایرگازی شناخته شده است.وتقریبا درهمه ی کشورهای جهان به غیرازکشورهای افغانستان ،ایرلند،تانزانیا ،سومالی،رواندا،موزامبیک،نامیبیا وماداگاسکارنفت شناخته شده است.تاپایان 1998میلادی میزان ذخایرنفتی جهان 000/664/185/019/1بشکه نفت ومیزان ذخایرگازی جهان 469/086/5میلیارد فوت مکعب یا به طورتقریبی1/5 میلیارد فوت مکعب شناخته شده که ازا ین مقدار1/78درصد ذخایرنفتی و7/42درصد ذخایر گازی متعلق به کشورهای عضواوپک است .حفظ نسبت تولید به اکتشاف نفت از اهمیت خاصی برخورداراست درسال 1999کشور ایران با تعداد4اکتشاف نفتی بزرگ به میزان 5000میلیون بشکه درصدر کشورهای جهان قرار داشت درحال حاضر (1998)میزان نفت اوپک که اصلی ترین تولید کنند ه ی نفت جهان است حدود26میلیون بشکه درروز است که عربستان بابیش از 8میلیون بشکه درروز مقام اول وایران با حدود4میلیون بشکه مقام دوم رادارد .ذخایرنفت ایران باتوجه به آخرین اکتشافات به عمل آمده تاسال 2000حدود550میلیارد بشکه است که ذخیره ی قابل استحصال نهایی آن حدود90 میلیاردبشکه ارزیابی شده است.

امادرارتباط با گاز میزان گاز تولیدی درخاورمیانه درحال حاضر درحدود110میلیون تن می باشد از20منطقه مهم گازی جهان 9منطقه درخلیج فارس قراردارد.لذا خلیج فارس غنی ترین منطقه ی گازی جهان است.برای مثال حوضه ی پارس جنوبی واقع درخلیج فارس درحدود8تریلیون متر مکعب گاز دارد که ازاین نظر ایران دومین کشور بعداز روسیه به لحاظ گازی است.

زمین شناسی نفت

فصل دوم

تشکیل نفت وارزیابی سنگ منشاء

2-1مقدمه دراین فصل درباره ی منشاءنفت (نظریات قدیمی وجدید)بحث می شودودردنباله ی آن به ارزیابی سنگ منشاء خواهیم پرداخت:

درابتدابه نظریه ی تشکیل نفت خواهیم پرداخت:

2-2نظریات درارتباط باتشکیل موادهیدروکربوری(فرضیه های قدیمی)

فرضیه های ارائه شده درباره ی منشاءنفت را براساس آلی یا غیرآلی بودن آن به دوگروه آلی یاغیرآلی(معدنی)تقسیم کرده اند.ازاواخرقرن19منشاءآلی نفت جنبه ی عمومی یافت ولی این که نفت ازکدام ماده ی آلی مشتق شده است مورد اختلاف بود تا این که درقرن 20باتوسعه ی علم ژئوشیمی وشیمی آلی به بسیاری ازاین مسائل پاسخ داده شد . به طور کلی نظریات تشکیل نفت به شرح زیر است:

الف)فرضیه های غیرآلی یامعدنی

1)منشاء آذرین یا آتش فشانی :خروج گاز متان ازمجاری آتش فشان فعال وهم چنین هم راهی میادین عظیم نفتی با کمربند های آتش فشانی ممکن است ازاین منشاء حمایت کند.حتی تشکیل گل فشان رابه شباهت آن فوران آتش فشانی نسبت داده انددرصورتی که تجمع نفت درسنگ های آذرین ودگرگونی آن هم به صورت استثنائی مربوط به ایجاد شکاف ودرز وگسل درآن سنگ هاست که هیدروکربن توانسته است ازسنگ مادربه آن سنگ ها مهاجرت کندودرآن جا به تله بیافتد.ویامکانیزم تشکیل گل فشان به این صورت است که گاز از مخازن هیدروکربنی عمیق به سطح زمین فرار می کند دربین راه با آب های زیرزمینی مخلوط شده وازبین لایه های رسی ومارنی می گذرد وبه صورت گل به هم راه گاز به سطح زمین می رسد.درسطح زمین گاز از گل جدا شده ومتصاعد می گرددوگل به صورت مخروط دراطراف محل خروج درمی آید.

2)منشاء ازواکنش های شیمیایی :ازمعروف ترین این نظریات می توان به فرضیه ی برتلو به نام ترکیب فلزهای قلیایی گرم باگاز کربنیک وهم چنین فرضیه ی مندلیف  به نام ترکیب کربوریاکربیدگرم باآب وتولید هیدروکربن نام برد وبراساس فرضیه ی برتلو درداخل زمین ودردرجه حرارت های بالا فلزات قلیایی آزاد وجود دارد که درتماس با آب وگاز کربنیک  استیلن تولید می کنند که یک نوع هیدروکربن است راتولید می کنند.

2CO2+6H2O+10Na→C2H2+10NaOH                                                  

وبنابرنظریه ی مندلیف درداخل پوسته ی زمین لایه هایی ازکربورآهن (C2Fe)وجودداردکه دربرخوردبا آب های زیرزمینی ونفوذی استیلن تولید می کنند برطبق رابطه ی زیر:

C2Fe+2H2O→C2H2+Fe(OH)2                                                                             

این دونظریه دربیان علت تنوع شیمیایی هیدروکربن ها عاجزند.

3)فرضیه ی فضایی نفت:وجود هیدروکربن درسنگ های فضایی وهم چنین ترکیب بخش عظیمی از جو سیاراتی مانند مشتری کیوان اورانوس که از گاز متان تشکیل شده اند این ایده رابه وجود آورد که هیدروکربن ها بخشی از مواد تشکیل دهنده ی منظومه ی شمسی بوده وپس ازتشکیل سیارات دراعماق زمین قرارگرفته اند. وکم کم به سطح زمین گریخته اند این فرضیه توضیحی برای تنوع نفت وهم چنین نحوه ی توزیع آن درپوسته ی زمین ندارد.

ب)فرضیه های منشاء آلی نفت

نخستین  فرضیه های ارائه شده درباره ی منشاءآلی نفت نیز پایه درآزمایشات شیمی داشته است. دراین تجربه های آزمایشگاهی موادآلی حیوانی وگیاهی درحد تخریب بافت تقطیرمی شوندوگاه پژوهشگران هیدروکربن های مایعی شبیه نفت چشمه های نفتی به دست می آوردند. که این خود باعث شد که دانشمندان دو گروه شوند:

گروهی که معتقد بودند هیدروکربن هامشتق ازمواد گیاهی هستندکه خودبه منشاء از زغال سنگ – منشاء ازگیاهان خشکی ومنشاءازگیاهان آب زی تقسیم می شدند.ودرمنشاءجانوری نیز ازتقطیر بافت های نرم بدن موجودات هیدروکربن به دست آوردندمثلا ازتقطیر ماهی .هم چنین برخی وجود نفت درپوسته ی دوکفه ای هارا به عنوان دلیل ارائه می کردند.

2-3فرضیه های جدید منشاءنفت

نخسیتین فرضیه های ارائه شده درخصوص منشاء آلی نفت مانند فرضیه های غیرآلی پایه درآزمایش های شیمی داشت دراین تجربه های آزمایشگاهی  مواد آلی حیوانی وگیاهی ودرحدتخریب بافت تقطیر می شدند وگاه پژوهش گران هیدروکربن های مایعی شبیه به نفت چشمه های نفتی به دست می آوردند سه تفکرمهم دراین خصوص غالب بود:

1)هیدروکربن ها مشتق از موادآلی گیاهی اند.

2)هیدروکربن ها مشتق ازمواد آلی جانوری اند.

3)عامل تبدیل مواد آلی به هیدروکربن تقطیر است.

براین اساس گروهی زغال سنگ را منشاء نفت سفید دانستند چون ازتقطیر آن هیدروکربن به دست آمد.گروهی گیاهان خشکی (تقطیر چوب وبرگ های سوزنی کاج ،هم چنین وجود گازمردابی درخشکی)وگروهی گیاهان آب شور (جلبک ها،خزه های دریایی ودیاتومه ها)رامنشاء هیدروکربن دانستندودرمقابل گروهی که منشاء جانوری رامطرح می کردنددلایل زیر را ارائه می کردند:

- وجود موادنفتی درپوسته ی دو کفه ای ها

- به دست آمدن نفت ازتقطیر بسیاری ازجانوران

اما امروزه ثابت شده است که با وجود آن که هیدروکربن ها منشاء آلی دارند،اما نه به این صورت که ارائه شد.

2-4 نظریه ی امروزی تشکیل نفت (ازماده ی آلی تانفت)

ماده ی اصلی که ازآن هیدروکربن شکل می گیرد ماده ای آلی (Organic matter)تشکیل شده درسطح زمین است.فرآیند تشکیل ماده ی آلی بافتوسنتز شروع می شودگیاه درحضورنورخورشید طبق فرمول زیر آب وCO2رابه گلوکزوآب واکسیژن تبدیل می کند:

CO2+12H2O→C6H12O6+6H2O+6O2                                                 

گلوکزماده ی آغازی جهت ساختن ترکیبات پیچیده تری می باشد فتوسنتز قسمتی از چرخه ی عظیم کربن است.معمولا بیش ترمواد آلی تولید شده به وسیله ی فتوسنتز مجددا به صورت CO2به اتمسفربازگردانده می شود ازطریق تنفس حیوانات  یا اکسیداسیون یا تخریب باکتریایی موجود مرده مقدارکمی ازمواد آلی (001/0%)معمولا ازاین چرخه فرارکرده و دفن می شود درطول زمان زمین شناسی این حجم کم مقداربسیارعظیمی ازماده ی آلی فسیلی راتولید می کند.

مرگ ومیرجانوران وگیاهان سبب انباشته شدن مواد آلی می شود  این مواد آلی می توانند به صورت انواعی از ملکول های زیستی باشند که خود می تواند منشاءهیدروکربن شود عمده ی مواد آلی موجود دراقیانوس ها دراثر فرآیند فتوسنتزتشکیل شده اند.تولید کننده های اصلی مواد آلی فیتوپلانکتون ها هستندکه گیاهان شناورمیکروسکوپی نظیردیاتومه ها داینوفلاژله ها وجلبک  های سبز آبی می باشند.فیتوپلانکتون ها درانتهای زنجیره ی غذایی وجود دارند دیگر تولید کنندگا ن مواد آلی زئوپلانکتون ها ی میکروسکوپی وجانوران آلی ترندکه ازفیتوپلانکتون ها تغذیه می کنند.

میزان تولید فیتوپلانکتون ها وجلبک ها به متغیر های فیزیکی وشیمیایی محیط بستگی دارد نورو شفافیت آب گرمای محیط میزان ورود موادغذایی مثل فسفات ها ونیترات ها که برای رشد گیاهان وجانوران حیاتی اند ازجمله ی این عواملند.

مرگ ومیرجانوران سبب انباشته شدن مواد آلی می شوداین موادآلی می توانند به صورت الواری ازملکول های زیستی باشند که خود منشاء هیدروکربن ها می شود.ازملکول های زیستی مهم می توان به لیپید ها(هم درجانوران وهم درگیاهان)پرتئین ها(بیش تر درجانوران کم ترگیاهان)کربوهیدرات ها یاسلولز(فقط گیاهان)ولیگنین(لیگنین که یک ماده ی آلی با وزن ملکولی بالاست و دارای انواع مختلف حلقه های آروماتیک کربن است وفقط درگیاهان آلی پیشرفته دیده می شود.)

بیش ترمواد آلی درمحیط های آرام وکم انرژی رسوب می کنند وحفظ می شوند عموما درمحیط های پرانرژی ومتلاطم ماده ی آلی ازداخل رسوب شسته می شوددرصورتی که درآب های آرام ماده ی آلی می تواند ته نشین شود.بنابراین ماده ی آلی می تواند درانواع سنگ های دانه ریز نظیر شیل ها یا گل آهکی (میکرایت)یافت شود. حفظ ماده ی آلی تابع دو مقداراست:

1-میزان تولید ماده ی آلی که باید بالا باشد.

2-میزان تخریب ماده ی آلی که باید پایین باشد.

ازنظر شرایط محیط رسوبی دوشرط اساسی برای حفظ مواد آلی لازمست:

1-سرعت رسوب گذاری مناسب 2-وجود آب های فقیر از اکسیژن

اگرسرعت رسوب گذاری خیلی کم باشد میزان اکسیداسیون زیاد وتجزیه ی موادآلی شدت می گیردواگرسرعت رسوب گذاری خیلی زیاد باشد مواد آلی بادرصد کم تری دررسوب پراکنده خواهند شد درشکل زیر سرعت رسوب گذاری متفاوت برای حفظ حداکثر کربن آلی درداخل رسوبات نشان داده شده است.

 

پس به این ترتیب رسوبات دارای TOCبیش تر که درشکل گیری سنگ های منشاء هیدروکربن که درتشکیل سنگ مادر هیدروکربن نقش دارنددر شرایط ومحیط های احیایی نظیر مناطق با جریان ها ی بالارونده (Upwelling)،محیط های دریاچه ای بزرگ احیایی درمناطق استوایی ،حوضه های نیمه محدود،حوضه های نیمه عمیق واقیانوسی تشکیل می شوند.رسوبی قادربه تولید نفت وگاز است که دارای حداقلی ازمقدارکل کربن آلی (Total organic carbon)باشد.این حداقل برای سنگ های کربناته وتخریبی متفاوت است جدول زیر تقسیم بندی سنگ های منشاء هیدروکربن رابراساس محتوی TOCنشان می دهد.

-5 توزیع کربن آلی درمکان وزمان

توزیع کربن آلی درمکان وزمان متغیراست فراوانی کربن آلی برای سنگ های مختلف متفاوت است احتمال تولید وحفظ کربن آلی درسنگ های تخریبی دانه ریز (شیل ها )بیش تر ازسایر سنگ های رسوبی است ازنظر زمانی فراوانی مواد آلی وگسترش سنگ های منشاء دردوچرخه یا زمان اصلی رخ داده است این چرخه های منطبق بربالا آمدن جهانی سطح آب دریا ها درطی پالئوزوئیک   ژوراسیک   وتشیری موجب به وجود آمدن بیش از85درصد ازذخایر هیدروکربنی جهان شده است.درخاورمیانه و به خصوص درایران سنگ های منشاء اصلی درطی چرخه ی دوم درزمان کرتاسه نهشته شده اند.

2-6 تولید هیدروکربن

پس از دفن رسوبات طی سه مرحله ی اصلی دیاژنز کاتاژنزو متاژنزمواد آلی تکامل یافته وبه هیدروکربن تبدیل می شود.

الف)مرحله ی دیاژنز

این مرحله ازهمان لحظه ای که رسوبا ت دفن می شوند آغاز می گردد.این رسوبات بیش از 70%آب وخلل وفرج دارندولی بیش تر تخلخل ها در500متر اول دفن واز بین می روند پس از آن فشردگی شیل ها خیلی آهسته تداوم می یابد هر ماده ی آلی که درداخل شیل باشد نیز تغییرات پیچیده ای را تحمل می کند.بیو پلی مر ها که متشکل از پروتئین ها ، لیپید ها ،هیدرات های کربن ولیگنین هستند منشا زیستی داشته ودراین مرحله طی تجزیه ی بیوشیمیایی اول پروتئین ها وبعد هیدرات های کربن تجزیه شده به ملکول های ساده تر ی به نام ژئومونومرشکسته می شوند.بعضی از ژئومونومرها که بیش تر فعال هستند با یکدیگر به طور خود به خود واکنش انجام داده تا درنهایت ژئوپلی مرهای پیچیده ی پایدارتری به وجود می آید این تغییرا ت درابتدا توسط فرآیند های باکتریایی وشیمیایی وسپس با شکست حرارتی دنبال می شود .باافزایش عمق تدفین موادآلی بیش تر نیتروژن ،اکسیژن ،گوگردوکمی ازهیدروژن خود را از دست می دهندتنها هیدروکربن تولید شده درمرحله ی دیاژنز متان CH4است .این هیدروکربن گاز بیوژنیک (Biogenic Gas)یا گاز مرداب(Marsh Gas) نامیده می شودکه از تجزیه ی مواد آلی توسط باکتری های بی هوازی به وجود می آید محصول نهایی درطی مرحله ی دیاژنزکروژن است که درمورد آن بیش تر توضیح خواهیم داد.

درشکل زیر مراحل نمودار کلی تشکیل هیدروکربن با افزایش عمق نشان داده شده است.

 

ب)مرحله ی کاتاژنز

درطی تدفین با افزایش حرارت وفشار ساختمان کروژن از لحاظ ترمودینامیکی ناپایدار شده ودراثر فشار وحرارت درطی زمان زمین شناسی تغییراتی درآن به وجود می آید که به آن بلوغ (Maturation)می گویندکه شامل تجزیه ی حرارتی وشکستن کروژن به ملکول های کوچک تر وتبدیل آن به یک ماده ی پایدار غنی از کربن نظیر هیدروکربن است درطی مرحله ی دوم کاتاژنز که دراعماق حدود یک کیلومتری به بعد وحرارت بالاتر از 80درجه ی سانتی گراد به وجود می آید ملکول های هیدروکربن به صورت نفت وسپس گاز ها مرطوب از کروژن شکسته وجدا می شود.

ج)مرحله ی متاژنز

درنهایت دراعماق زیاد (حدود عمق 4کیلومتر ودردمای ˚c225)تولید مستقیم هیدروکربن از کروژن متوقف می شود اما متان قابل توجهی می تواند کماکان ازنفت تولید شده ی قبلی توسط دگرسانی حرارتی تولید شود.درنهایت این مرحله پس از تشکیل متان با منشاء حرارتی ترکیب کروژن به کربن خالص (گرافیت )نزدیک می گرددهمان گونه که درنمودار دیده می شود فسیل های ژئوشیمیایی نیز ممکن است درطی این مراحل به ویژه در مرحله ی کاتاژنز تشکیل شود .فسیل ها ی ژئوشیمیایی ترکیبات هیدروکربنی با وزن ملکولی بالایی هستند که دربسیاری ازنفت های خام وجود دارند این هیدروکربن ها ملکول هایی هستند که از موجودات زنده درطی رسوب گذاری سنگ منشاء به وجود آمده وحفظ شده است  ولذا می تواند به عنوان نشانه های زیستی (Biomarkers)درشناسایی نوع ماده ی آلی به وجود آورنده ی نفت به کاربرده شود مثلا الکل های حلقوی پیچیده جزءفسیل های  ژئوشیمیایی می باشند.

2-7کروژنKerogen

کروژن به مواد آلی موجود درسنگ های رسوبی گفته می شود که درحلال های آلی حل نمی شود به دلیل اندازه های بزرگ ملکول ها و ساختمان پیچیده ی آن ها ،بخشی از کروژن که درحلال های آلی قابل حل است بیتومین(Bitumen)نامیده می شود.کروژن درواقع منشاء ترکیبات نفتی است ونوع آن نوع هیدروژن تولید شده را کنترل می کند .درزیرمیکروسکوپ کروژن به صورت خرده های آلی پراکنده دیده می شود برخی ازاین خرده ها ساختمان دارهستندیعنی دارای ساختمان مشخصی هستند وبرخی فاقد ساختمان اند.خرده های ساختمان دارمی توانند به واحد های بیولوژیکی مشخصی به نام ماسرال ها (Macerals)طبقه بندی شوند . ماسرال ها درکروژن هم ارز مینرال ها در سنگ ها هستند.سه گروه اصلی ماسرال ها که ازبقیه مهم ترند شاملِ:-ویترینایتVitrinite- اگزینایتExiniteیا لیپتینایتLiptinite-اینرتینایتInertinite

ویترینایت ماسرال اصلی دربسیاری از کروژن هاست ومهم ترین سازنده ی زغال سنگ  می باشد تقریبا به طور کامل از بافت ها ی چوبی گیاهان مشتق می شود از آن جایی که ویترینایت به سختی تجزیه می شود لذا درهمه ی محیط های دریایی وغیر دریایی دیده می شود.ماسرال اگزینایت که به آن لپتینایت هم می گویند عمدتا ازجلبک ها ،پولن ها ،اسپورهاوکوتیکول برگ به وجود می آید .اگزینایت معمولا درمقادیر بالا وجود ندارد وبیش تر دردریاچه ها ی پلایایی ومحیط های باتلاقی کم عمق وجود دارد.ماسرال اینر تینایت می تواند از منشاء های متفاوت به وجود آید ولی قبل از نهشته شدن شدیدا اکسید شده است.لذا ازاجزای فرعی کروژن است علاوه برماسرال های دارای ساختمان برخی از اجزای سازنده ی کروژن ها بی شکل یا آمورف هستند که به آن ها کروژنیت یا ساپروپلیک می گویند .علت بی شکل بودن مواد کروژنیک تجزیه ی شیمیایی شدید و خرد شدن مکانیکی شدید می باشد.این مواد آلی شفاف دارای رنگ قهوه ای مایل به زرد تاقهوه ای تیره هستندوعمدتا از گروه ماسرال های اگزینایت  می باشد چراکه این گروه از ذرات نرم با پیچیدگی ملکولی کم تری تشکیل شده اند که نسبت به گروه ویترینایت آسان تر وسریع ترتجزیه می شود.

2-8طبقه بندی کروژن ها

انواع کروژن رامی توان بااستفاده ازمطالعات میکروسکوپی یا پارامترهای حجمی مثل نسبت اتمی H/CوO/Cکه از تجزیه ی کروژن به دست می اید تفکیک نمود.براین اساس انواع متفاوت کروژن به دست می آید نمودارون کرولن به خوبی مسیر بلوغ انواع کروژن رانشان می دهد. اگرنمودارنسبت اتمی H/Cدرمقابل O/C راترسیم کنیم برای چهارنوع کروژن معروف روند  مشخصی به نام مسیر تکاملی دیده می شود این مسیر برای انواع کروژن هامتفاوت است ولی در کل باافزایش درجه ی بلوغ حرارتی وکاهش نسبت های H/CوO/C این مسیر ها به یکدیگر ملحق می گردند.

 

اما درارتباط با انواع کروژن و نوع هیدروکربن تولید شده از آن ها نمودار زیر ارائه شده است.

همان گونه که از شکل مشخص است کروژن های نفت زا معمولا ممکن است بیش از65%قطعات اگزینایت وآمورف داشته باشد این کروژن های نفت زا خود به دودسته تقسیم می شوند:

کروژن نوعI(جلبکی)که لیپید ها از اجزای اصلی این نوع کروژن ها می باشند وبه تولید نفت خام های غنی از هیدروکربن های اشباع شده متمایل هستند.

کروژن نوع IIکه به آن کروژن لیپتنیک نیز می گویند منشاء دریایی داشته ،ذرات تشکیل دهنده ی آن غالبا آمورف هستند و ازتجزیه ی فیتوپلانکتون ها ،زئو پلانکتون ها وبرخی جانوران آلی تر حاصل شده اند . کروژن نوعIIتمایل به تولید نفت غنی از آروماتیک ونفتنیک دارد.وگاز بیش تری نسبت به کروژن نوع Iتولید می کنند.

کروژن نوعIIIیا کروژن های زغالی ازماسرال ویترینایت غنی است ظرفیت تولید نفت بسیار کمی دارد وبه طور عمده گازتر ومیعانی وگاز خشک تولید می کند.

کروژن نوع IVغنی از ماسرال اینرتینایت است که به شدت کمیاب هستند این نوع کروژن خنثی است وتوانایی تولید نفت وگاز راندارد.

*سنگ های رسوبی معمولا حاوی ترکیبی ازانواعی از این کروژن ها می باشند بسیاری از شیل های نفتی اغلب کروژن نوع I(جلبکی)دارند. زغال سنگ وبرخی سنگ منشاء تخریبی ساحلی مثل محیط های دلتایی دارای کروژن نوع III یاکروژن زغالی است.وبالا خره انواع مهم کروژن ها رابرمبنای نسبت H/CوO/Cطبق جدول زیرتقسیم بندی می کنند.

 

 

 

 

 

۲-9سنگ منشاء وارزیابی آن

سنگ منشاء ازنظرتعریف سنگ دانه ریز غنی از ماده ی آلی است که قادر است دراثر تکامل حرارتی تولید هیدروکربن نماید. سنگ منشاء رامی توان درسه گروه قرار داد سنگ منشاء مفید(Effective Source Rock) که نفت خود را تولید وازخود خارج نموده است .

سنگ منشاء محتمل(Possible Source Rock) که پتانسیل منشاء بودن آن هنوز ارزیابی نشده است ولی احتمال دارد نفت تولید کرده باشد وبالا خره

سنگ منشاء بالقوه(Potential Source Rock)به سنگ رسوبی نابالغی گفته می شود که توانایی تولید هیدروکربن رادرصورت رسیدن به درجه ی بلوغ دارد.همان گونه که دربخش 2-6گفته شد،حرارت با افزایش عمق تدفین زیاد می شود وعمق واقعی برای یک سنگ منشاء خاص برای تولید هیدروکربن به همان اندازه که به نوع کروژن وتاریخچه ی تدفین بستگی دارد به شیب زمین گرمایی (Geothermal)ناحیه وابسته است.

همان گونه که گفته شد ازنقطه نظر حرارتی پنجره ی نفتی وقتی شروع می شود که سنگ منشاء درحرارتی بیش از c˚60 گرفته باشد. نفت حاصله دراین درجه حرارت پایین سنگین ونابالغ است.با افزایش درجه  حرارت نفت سبک تر تولید می شود . حداکثر تولید نفت دردرجه  ی حرارت حدودc˚100 رخ می دهد وسپس کاهش می یابد . سپس دردمای حدود c˚175 پنجره ی نفتی بسته و زون اصلی تولید گاز شروع می شود . تولید هیدروکربن تا دمای حدود c˚225 متوقف می شود ،اما متان حرارتی هم چنان تا دمای بیش تراز c˚315 درنقطه ای که سنگ منشاء متحمل دگرگونی ناحیه ای می شود از شکسته شدن نفت ،تولید می شود.

قوانین شیمی بیان می کند که نرخ واکنش های شیمیایی تابع حرارت وزمان است .شکل زیر نشان می دهد که دمای تولید نفت برای سنگ های منشاء پالئوزوئیک کم تراز c˚60 است . درصورتی که این دما برای سنگ منشاء های سنوزوئیک به بیش از c˚150 می رسد ؛یعنی ممکن است زمان اثر درجه ی حرارت یا بالعکس درجه ی حرارت اثر زمان را جبران کند . به طور مثال سنگ منشاء هایی که همیشه نسبتا سرد باقی مانده اند ممکن است 100 میلیون سال یا بیش تر را پشت سر بگذارند تا نفت تولید کنند درحالی که سنگ منشاء های جوان ممکن است فقط درطی چند میلیون سال هیدروکربن تولید کنند درصورتی که درمعرض درجه حرارت بالا قرارگیرند .

پس معمولا درجه ی حرارت نقش مهم تری نسبت به زمان دربلوغ سنگ منشاء دارد.

2-10 :روش های ارزیابی سنگ منشاء هیدروژن »به طور کلی ارزیابی سنگ منشاء به دوروش آزمایشگاهی و رسم منحنی های تاریخچه ی تدفین  انجام می گیرد که در این جا به شرح آن ها می پردازیم:

1 – روش های آزمایشگاهی :دراین روش از سه متد کلی پتر گرافی آلی ،آنالیز شیمیایی و ارزیابی حرارتی استفاده می شود.که به وسیله ی آن پارامترهایی نظیر مقدارو نوع ماده ی آلی ونیز درجه ی بلوغ ماده ی آلی مشخص می گردد.پتروگرافی آلی شامل مطالعه ی مواد آلی توسط میکروسکوپ های بانورعبوری ،نور انعکاسی ونور ماورای بنفش می باشد.دراین روش با استفاده از برخی ویژگی های قابل مشاهده نظیر ساخت داخلی ، شکل  ، رنگ وشدت انعکاس  نور می توان اجزای تشکیل دهنده ی کروژن را شناسایی نمود .ازروش های مهم شیمیایی می توان تجزیه ی عنصری کروژن (O,C,H) ،اسپکتروفنومتری مادون قرمز،رزونانس چرخش الکترون وایزوتوپ کربن رانام بردوبالا خره

 پایرولیز(Pyrolysis)مواد آلی یک روش حرارتی است که برای تشخیص کیفیت وبلوغ حرارتی سنگ های منشاء استفاده می شود.

این روش با حرارت دادن ماده ی آلی درغیاب اکسیژن انجام وجهت  تولیدوآزاد شدن هیدروکربن ازمواد آلی وتعیین پتانسیل هیدرکربن زایی باقیمانده ی مواد آلی موجود درسنگ به کار برده می شود.برای انجام این آنالیز ازدستگاه راک اول پایرولیز

(Rock Evel Pyrolysis ) استفاده می شود درطی این آنالیزچندین پیک شاخص درحرارت های مختلف به دست می آید که هرکدام معنا وتفسیر خاص خود دارد.

 

دردمای حدود c˚300 پیک S1 برحسب میلی گرم هیدروکربن درهرگرم سنگ حاصل می شود .این پیک بیان گر میزان هیدروکربن ها ی آزادی است که درزمان رسوب گذاری درسنگ وجود داشته ویا ازکروژن در طی تدفین رسوبات شکل گرفته است .دردمای بین c˚ 300- 600 پیک S2 برحسب میلی گرم هیدروکربن درهر گرم سنگ ظاهر می شود .این پیک ناشی از شکسته شد ن کروژن وبیتومین های سنگینی است که تا دمای c˚300 مقاوم بوده اند.

دراین درجه حرارت  مقدارهیدروکربن های تولید شده از شکستن حرارتی کروژن درحد نهایی خود است .پیک S3بیان گر مقدار CO2 است که از شکسته شدن گروه های کربوکسیل ودیگر ترکیبات اکسیژن دار کروژن دردمای c˚390 حاصل می شود.پیک S4 میزان CO2 آن برحسب میلی گرم CO2 درهر گرم سنگ است واز اکسیداسیون کربن آلی باقی مانده دردمای c˚600 وتحت فشار اتمسفر وسپس ازپشت پیک S2 به دست می آید.

با استفاده از آنالیز دستگاه راک اول پایرولیز(Rock Evel Pyrolysis ) باز متد هایی نظیر »

پتانسیل زایش(Genetic Potential )                         =S1+S2 

شاخص زایش (Production Index)                        =       

شاخص هیدروژن(Hydrogen Index )                     =   

شاخص اکسیژن (Oxygen Index)                          =       بدست آورد.

برای اندازه گیری مقدارکل کربن آلی  درسنگ منشاء دوروش وجود دارد .روش اول که امروزه کم تر از آن استفاده می شود بااستفاده از سوزاندن مستقیم نمونه است .دراین روش بعد از پودر کردن وشستن نمونه بااسید کلرید ریک برای ازبین بردن کربنات بعد نمونه دربرابر اکسیژن وفشار اتمسفری درحرارت حدود ˚c1000 سوزانده  می شود وCO2حاصل ازسوختن مواد آلی مقدار کربن آلی رامشخص می کند.درروش جدید که نسبت به روش قدیم دقیق تر است با آنالیز نمونه توسط دستگاه پایرولیز راک اول  TOC برحسب درصد وزنی وبراساس پیک های پایروگراف ازرابطه ی زیر به دست می آید:

= کربن پایرولیز شده   

  = کربن باقی مانده

 2- 10 – 2 اندازه گیری درجه ی بلوغ حرارتی ماده ی آلی:اندازه گیری حداکثر درجه حرارتی که یک سنگ منشاء خاص طی آن پخته شده بسیار مهم است .برای این منظور نیاز به حرارت سنج های دیرینه (پالئوترمومترPaleothermometer ( داریم . روش های متعددی برای اندازه گیری حداکثر درجه حرارتی که یک سنگ منشاء تحمل کرده است وجود دارد که دراین جا به مهم ترین آن ها اشاره می گردد:

1)پس از آن که کروژن از سنگ منشا ء جدا شده محتوی (O,C,H) ازطریق آنالیز شیمیایی مشخص و از طریق نسبت H/CوO/C روی دیاگرام ون کرولن پلات می شود .به خاطر داشته باشید که برای انواع کروژن کاهش نسبت زیاد فوق به علت افزایش درجه ی بلوغ آن یعنی افزایش درجه ی حرارت است .

2)رنگ برخی از ماسرال های کروژن نیزمی تواند برای پالئو ترمومتری به کارآید.اسپورها وپولن ها درابتدا بی رنگ هستند.افزایش درجه حرارت سبب کاهش هیدروژن واکسیژن مواد آلی وغنی شدن آن ها از کربن می شود به این شاخص شاخص دگرسانی حرارتی می گویند(Thermal Alteration Index TAI=) که از یک تا پنج است وشامل ده رنگ است.که با افزایش درجه ی بلوغ حرارتی ،رنگ اولیه اجزای گیاهی که ابتدابی رنگ یازرد کم رنگ است به زرد تیره ،نارنجی ،قهوه ای متوسط ،قهوه ای تیره،وسیاه تبدیل می شود .رنگ زرد نشان گر مرحله ی نابالغ مواد آلی

 (ایم مچور تا ساب مچورSub mature – Immature)است که طی آن نفت سنگین ایجاد می شود.وجود رنگ نارنجی وقهوه ای متوسط در مواد آلی مرحله ی بلوغ (مچور) آن ها را نشان می دهد که طی آن نفت وگاز ترونفت میعانی تولید می شود وبالاخره رنگ قهوه ای تیره تاسیاه بیان گر مرحله ی سوپر مچور یا اورمچور است که مصادف با تولید گاز خشک است .بهترین حالت حالت مچور است .برای زمان های قبل از دونین که گیاهان وجود نداشتند درجه بلوغ حرارتی را می توان از شاخص رنگ کنودونت ها تعیین کرد.

3)روش دیگر براساس ضریب انعکاس ویترینایت است ویترینایت ماسرال چوبی مشتق شده از گیاهان خشکی آلی است .هنگامی که کروژن حرارت می بیند لایه های آروماتیک موجود درساختمان ویترینایت بیش تر منظم می شوند .که این رویداد ضریب انعکاس یا درخشش ویترینایت را به طور تدریجی افزایش می دهد.

4)استفاده از کانی شناسی به ویژه کانی شناسی رس ها درپالئومتری مفید است به عنوان مثال می دانیم که کانی های رسی درطی تدفین باافزایش فشارو حرارت  آب خود را ازدست می دهند ومنظم تر می شوند وعموما رس های لایه مختلف ومونت موریونیت وانواع دیگر رس ها ازقبیل ایلیت وکلریت تبدیل می شود وبیشتر این اتفاق در محدوده ی پنجره ی تولید نفت اتفاق می افتد.

5)یکی از راه های اندازه گیری تغییرا ت ناشی از درجه ی حرارت دررس هاتعیین درجه تبلور ایلیت می باشد .پیک های مربوط به ایلییت درگراف های XRD هنگامی که درجه حرارت افزایش پیدا می کند تیز تر ،باریک تر ومتقارن تر می شود.

2 – 10 – 3 ارزیابی سنگ های منشاء بااستفاده از تاریخچه ی تدفین»

روش لوپاتین با ترسیم یک منحنی تاریخچه ی تدفین برای قدیمی ترین سازند شروع می شود .به عنوان مثال دریک منطقه ای ،رسوبات به طورپیوسته اما درنرخ های متفاوتی از زمان نهشتگی قدیمی ترین سازند در 100میلیون سال پیش تجمع یافته اند ودر حال حاضر این رسوبات درعمق 3700متری قراردارند.حال به صورت قدم به قدم منحنی تاریخچه ی تدفین را می سازیم .برای این کار از اطلاعات جدول زیر استفاده می کنیم .

 

زمین شناسی نفت

 

قدم بعدی نشان دادن اطلاعات جدول برروی نمودار زمان – عمق می باشد

ما بایستی درنمودار زمان عمق ابتدا دونقطه را که یکی زمان نهشته شدن رسوب ودیگری موقعیت کنونی آن است را روی نمودار مشخص کنیم .حال بایستی با اطلاعات جدول مکان هندسی نقاط را روی نمودار مشخص کنیم (6نقطه ) .برای پیدا کردن مکان دقیق نقاط به این موضوع بایستی توجه کرد که امروزه (سن صفر) رسوبات ما 3700متر عمق دارند .درده میلیون سال گذشته ضخامت رسوبات 500 – 3700 برابر با 3200متر بوده ودرصد میلیون سال قبل ضخامت رسوبات 3700-3700برابر صفر بوده است.با این محاسبه 6نقطه برروی نمودار زمان عمق مشخص می گردند .اتصال این نقاط به یکدیگر منحنی تاریخچه ی تدفین را  کامل می کند .درقدم بعدی منحنی های تاریخچه ی تدفین همه ی افق های کم عمق تر وجوان تر به همان ترتیب رسم می شود تمام این منحنی ها موازی با قدیمی ترین افق است .

گام بعدی تهیه ی تاریخچه ی درجه حرارت هم راه با منحنی تاریخچه ی تدفین است . درجه حرارت زیر سطحی هر عمقی باید درتمام مدت مربوط به گذشته ی زمین شناسی مشخص شده باشند .ساده ترین راه این است که شیب زمین درتمام مدت ثابت باقی مانده باشد فرض کنیدبرای چاه فرضی درجه حرارت سطحی c˚19 ودرجه حرارت درعمق 3700 متری چاه c˚133 اندازه گیری شده باشد .با استفاده از این داده ها می توانیم شبکه درجه حرارت را بسازیم.

 

بعد ازساخته شدن منحنی های تاریخچه ی تدفین وشبکه های درجه حرارت باید آن ها را روی هم نمایش داده شکل بالا (برای جلوگیری از اتلاف وقت منحنی اصلی نمودارزمان – عمق روی شبکه درجه حرارت ترسیم می کنیم .)دراین شکل محل تقاطع منحنی تاریخچه ی تدفین با هرایزوترم (خطوط هم حرارت )به وسیله ی نقاط مشخص شده است.

اینتروال های درجه حرارت توسط فواصل ایزوترمی برای هر ده درجه ی سانتی گراد تعریف شده است یک فاصله ی زمانی ،مدت زمانی است که سنگ درمحدوده ی درجه حرارتی خاص گذرانده است .بلوغ کل با جمع نمودن بلوغ اضافه شده درهر محدوده درجه حرارت محاسبه می شود.برطبق محاسبات بلوغ برای تعریف هردوفاکتور زمان و درجه حرارت به هریک ازمحدوده های درجه حرارت به نموداربالانیازاست .فاکتوردرجه حرارت به طور نمایی باافزایش دما ،افزایش می یابد.لوپاتین ،اینتروال 100تا110 درجه سانتی گراد رابه عنوان مبنا انتخاب نمود وآن رابه یک مقدارشاخص (n=0) نسبت داد مقادیر شاخص n مرتبا دردرجه حرارت های بالا افزایش می یابد ودردرجه حرارت های پایین کاهش پیدامی کند .هرمحدوده ی درجه حرارت را باγ نمایش می دهند که مقدارآنγ=  است .بنابراین فاکتورγ به صورت نمایی وابستگی بلوغ به درجه حرارت را نشان می دهد .

از ضرب فاکتورزمان هرمحدوده حرارتی در فاکتورγ  اندیس زمان – حرارت (Time Temprature Index) (TTI)به دست می آید.مقدارTTI بلوغ بدست آمده ی سنگ را درآن محدوده ی حرارتی نشان می دهد .برای بدست آوردن بلوغ کل باید تمام مقادیرTTI سنگ راجمع نمود .برای مثال TTI  کل درطول الیگوسن پیشین (36میلیون سال قبل )برابر 6/10بوده است.

 

زمین شناسی نفت

2 – 10 – 4 فاکتورهای تدفین موثر بربلوغ حرارتی »

چون بلوغ حرارتی توسط زمان وحرارت وپختگی کنترل می شود تاریخچه ی تدفین به شدت بلوغ حرارتی سنگ منشاءراتحت تاثیر قرارمی دهد.شکل زیرچهارنوع مسیری را که توسط یک سنگ قدیمی 80میلیون ساله که عمق دفن کنونی آن سه هزارمتر است را نشان می دهد درشکل A سنگ بایک نرخ ثابت درتمام تاریخ 80 میلیون سال دفن شده است .درشکل B دفن درطی 60 میلیون سال اول خیلی آهسته بوده ودر 20میلیون سال آخرکاملا سریع شده است .درشکل C برعکس دفن سریع درطی 20 میلیون سال اول رسوب گذاری را نشان می دهد که با یک هیاتوس(گپ) رسوبی غیرفرسایشی هم راه بوده است .برای 60 میلیون سال آخر درشکل D ،40میلیون سال دفن سریع تا عمق 4000متری سپس یک هیاتوس رسوبی (غیرفرسایشی) از40 تا 20میلیون سال (طی 20 میلیون سال) وبعد در طی 20میلیون سال آخر بالا آمدگی وفرسایش به عمق سه هزار متری ورسوبات اتفاق بلوغ محاسبه شده برای این 4شکل نشان می دهد که این مقدار درشکل D به مراتب بالاتراست زیرا رسوبات به عمق 4000 متررسیده ودراین جا درجه حرارت بالا تراست وحتی برای مدت زمانی بدون آن که فرسایشی دررسوبات انجام گیرد دراین عمق ودرجه حرارت قرار گرفته است.

 

-11 شیل های نفتی

سنگ منشاء هایی هستند که هیچ گاه به درجه حرارت لازم جهت زایش نفت وگاز نرسیده اند .این سنگ های دانه ریزکه عمدتا ازجنس شیل می باشند مقدار قابل توجهی کروژن دارند یک شیل نفتی ویک سنگ منشاء نفت به مقدارزیادی با یک دیگر متفاوتند.شیل نفتی نابالغ است وفقط تحت تجزیه ی حرارتی ، نفت تولید می کند .ولی ازنظر غنی بودن ازکروژن معمولا ازسنگ مادر غنی تر است .شیل ها یی که غنی از ماده ی آلی اند وبه طور عمیق دفن شده اند وشیل های پر باری نیستند درشیل های نفتی نفت  درساختمان پیچیده ی کروژن قراردارد که این نفت فقط با حرارت دادن شیل نفتی تابیش از ˚c500 وطی فرایند پایرولیز تولید می شود معمولا حداقل 5% وزنی محتوی مواد آلی (TOC) برای شیل نفتی درنظر گرفته می شود .تمامی شیل های نفتی عمدتا کروژن نوع یک و نوع دو دارند.شیل های نفتی دربسیاری ازنقاط دنیا درزمان ها مختلف یافت می شوند .یکی از بهترین نمونه های شیل های نفتی مربوط به سازند گرین ریور(Green River) به سن ائوسن درغرب امریکا ست این شیل یک شیل واقعی نیست بلکه مارن غنی از کروژن نوع یک  است که حدود دو تریلیون بشکه نفت دارند .تخمین زده می شود که شیل های دنیا بیش از 4تریلیون بشکه نفت دارند که حدود دو درصد آن با تکنولوژی امروزی قابل استخراج است.

2- 12 محیط های رسوبی سنگ های منشاء

ازمدت ها قبل رسوبا ت ریز دانه ی آواری وکربناته (شیل ومیکرایت)به عنوان سنگ های اصلی منشاء نفت شناخته شده اندکه بایستی دارای مقداری مواد آلی باشند .دردریا مواد آلی درقسمت هایی حفظ می شوند که ازنظر اکسیژن فقیر باشند واین قسمت ها درلایه های پایین آب قرار دارند .هم چنین تجمع مواد آلی درقاره ها احتیاج به شرایط خاصی دارد ازجمله باتلاق های پیتی (Bog Peat) که درآب وهوای مرطوب درمرحله ی اول زغال سازی تشکیل می شوند این مواد آلی عمدتا ازقطعات گیاهی تشکیل شده که سرعت اکسیداسیون وتجزیه ی باکتریایی کم تری دارند وازنظر تولید نفت نسبت به نوع دریایی غنی نیستند.پس علاوه بر مقدار ونوع ماده ی آلی وجنس سنگ منشا ء ومچوریتی آن فاکتورهای دیگری نیز درارزیابی نفت زایی سنگ منشاء نقش مهمی دارند که مهم ترین آن ها عبارتند از :فاکتورهای چینه شناسی ،ضخامت ،گسترش جانبی وحجم سنگ منشاء . دراین قسمت به محیط های رسوبی مناسب برای رسوب گذاری سنگ منشاءاشاره می شود»

1)حوضه های بسته ی دریای عمیق:

حوضه های بسته ی فاقد اکسیژن مکان های عمده ی تشکیل سنگ منشاء هستند دریای سیاه رامی توان به عنوان نمونه ی امروزی مثال زد.دراین نوع حوضه ها کنترل کننده ی عمده ی رسوبات غنی ازکربن آلی ،آب های کف فاقد اکسیژن است که منجربه حفظ زیاد کربن آلی می شود.این حوضه ها باجابجایی کم آب بین سطح وعمق مشخص می شوند .غالبا دراین حوضه ها یک زون باریک درستون آب وجود دارد که خصوصیات فیزیکی وشیمیایی آب هم چون دما ،چگالی ،شوری ،اکسیژن وH2S به صورت ناگهانی تغییر می کند درزیر این زون تجزیه ی مواد آلی محدودمی شود لذارسوبات این زون غنی از کربن آلی است.

2)مناطق با جریان های روبه بالا (Up Welling) :

این مناطق نواحی هستند که توده های بزرگی از آب های سرد اقیانوسی موادغذایی واکسیژن محلول را ازاعماق اقیانوس به سطح انتقال می دهند .این آب ها دارای مواد مغذی هم چون نیترات ،فسفات وسیلیکات هستند بنابراین باعث تولید موجودات زیادی می شوند .امروزه سواحل شمال غرب وجنوب غرب افریقا ،پرو  وشمال غرب امریکا مناطقی ازاین نوع می باشند .

3)فلات های قاره ای بدون اکسیژن:

شیل های سیاه که درمحیط های کم عمق دریایی رسوب کرده اند عمدتا مربوط به پالئوزوئیک ومزوزوئیک هستند.چرخه های پیش روی وپس روی دریای اپی کانتی ننتال Epicontinental (کنار قاره ای )روی زغال سنگ های نارس باتلاقی وپهنه های دلتایی انجام می شود وباعث فراوانی وجریان مواد غذایی درمحیط دریایی می شود. وبه همین ترتیب محیط مناسبی به دلیل وجود شرایط احیایی برای تشکیل شیل های سیاه فراهم می گردد.

4)مخروط های زیردریایی پیش رونده:

مخروط های زیردریایی پیش رونده سکانس های رسوبی هستند که دردریای عمیق نزدیک قاره تجمع می یابند وتوسط رودخانه تغذیه می شوند .مواد آلی رسوب یافته دراین مخروط ها منشاء تخریبی دارند .وفقیر از هیدروژن اند.ودراثر جریان های توربیدایتی دفن سریع می یابند . ودرنتیجه مواد آلی حفظ می شود مثال امروزی ؛مخروط های می سی سی پی  وبنگال است.

5)محیط های تبخیری:

مطالعات اخیرنشان داده که توده های زیستی می توانند درحد زیادی درمحیط های تبخیری وجود داشته باشند .مواد آلی موجود درلاگون خیلی شور ،شامل فرش های میکروبی مانگروها وعلف های دریایی(Sea Grass )است.مثالی ازاین نوع محیط هاامروزه درحوضه ی تبخیری الیگوسن فرانسه دیده می شود.

6)دریاچه ها :

به عنوان مکان هایی مناسب برای رسوب گذاری سنگ های غنی ازنفت شناخته شده اند.غنی شدگی رسوبات دریاچه بستگی به تامین موادغذایی ازطریق رودخانه هایی که به دریاچه می ریزند وهم چنین پایداری این مواد درداخل دریاچه است که اکثر مواد الی درعمیق ترین قسمت دریاچه رسوب می کند وشرایط حاکم بردریاچه ها معمولا احیای است.

7)سکانس های دلتایی – رودخانه ای :

رسوبات رودخانه ای دلتایی مهم ترین سنگ منشا برای گاز طبیعی هستند البته بعضا به عنوان سنگ منشا نفت نیز گزارش شده اند.ماسرال غالب درکروژن این گروه ویترینایت است که منجربه تشکیل زغال سنگ می شود که زغال منشاء گاز طبیعی ومتان می شود.

2 – 13 تکتونیک وسنگ منشاء»پراکندگی سنگ منشاءها درطول زمان زمین شناسی نشان می دهد که شرایط خاص تکتونیکی برای گسترش سنگ های منشا لازم است .حداکثر گسترش سنگ های منشا دریایی دردونین پسین ودرژوراسیک پسین – کرتاسه است که دقیقا منطبق بر اشتقاق قاره ها وحداکثر فعالیت کششی ازجمله درحوضه های حواشی غیرفعال یکی از دلایلی که توسعه ی سنگ منشا را درشرایط کششی توجیه می کند بالا آمدن جهانی سطح آب دریاهاست که سبب گسترش فلات های قاره،جایی که سنگ های منشا دریایی نهشته می شوند می گردد.

 

زمین شناسی نفت

فصل سوم

خواص فیزیکی وشیمیایی هیدروکربن ها

3-1 مقدمه

روش بهره برداری درمهندسی تولید ومهندسی مخزن به خواص فیزیکی و شیمیایی هیدروکربن های موجود دریک مخزن بستگی دارد دراین بخش خواص فیزیکی وشیمیایی نفت های خام و هیدروکربن ها مورد بررسی قرارمی گیرد.

3-2 گازهای زیر سطحی گازهای طبیعی به مخلوطی ازگازهای هیدروکربن زیرسطحی گفته می شود که ممکن است دارای مقادیری گازهای هیدروکربن نیز باشند.

3-2-1 گازهای غیرهیدروکربن: گازهای هیدروکربن مهم درصنعت نفت CO2 وH2S هستند .این گازها ممکن است به صورت آلی یا غیرآلی تشکیل شوند .منشا غیرآلی معمولا با فرآیندهای زمین گرمایی وآتش فشانی هم راه است.CO2 بیش تراز اکسیداسیون مواد آلی به وجود می آید H2S نیز یک گاز مضر است که به واسطه ی خاصیت خورندگی اش برای ابزارهای حفاری ،تولید وانتقال ایجاد مشکل می کند.ترش یاشیرین بودن گاز بستگی به مقدار H2S آن دارد .ازروش های مهم تولید گاز H2S می توان به نقش باکتری های تولید کننده ی سولفات های فلزی اشاره نمود.که می تواند درحضور ترکیبات کربن وآب ،کربنات فلزی به همراه گاز CO2 وH2S طبق رابطه ی زیر تولید کند.

(فلز)MSO4→2C+ H2S→(فلز)MCO3+CO2 + H2S

ازدیگر گازهای هیدروکربن می توان به گاز های بی اثر (رادون ،کریپتون ،آرگون،نئون وهلیوم )اشاره کرد.دربعضی اوقات تجمع گازهای بی اثر به صورت استثنایی درزیر زمین مقادیر زیادی از آن ها رادر دسترس قرارمی دهد .مثلا درغرب کانادا دریک لایه ی سیلتستونی که برروی توده ی آتش فشانی قراردارد .حدود 2%گاز هلیوم درمخزن دیده می شود.

3-2-2 گازهای هیدروکربنی :درابتدا لازم است که چند واژه مهم توضیح داده شود

-          گاز آزاد (Free Gas) یک گازهیدروکربنی است که هم درمخزن وهم بعد از استخراج به صورت فاز گازی باقی می ماند.

-          گاز محلول (Dissolved Gas) گازطبیعی حل شده درنفت خام یک مخزن می باشد .هنگام بهره برداری نفت ازیک مخزن اغلب دراثرکاهش فشار گاز محلول ازنفت جدا شده وبه صورت گاز آزاد درمی آید .

-          گاز هم راه(Associated Gas) گازطبیعی است که به صورت کلاهک گازی (Gas Cap) دربالای ستون نفت خام یک مخزن حضوردارد.

-          گازغیرهم راه(Non Associated Gas) گازطبیعی درون یک مخزن است که فاقد نفت خام است .

-          گازهای طبیعی را هم چنین براساس ترکیب هیدروکربنشان طبقه بندی می شوند .متان CH4 سبک ترین ترکیب هیدروکربنی بوده وتشکیل دهنده ی اغلب گازهای طبیعی می باشد.

-          گازخشک ( Dry Gas) غالبا وفقط ازمتان تشکیل شده است ودرحالی که گاز تر (Wet Gas) علاوه برمتان از ترکیبات هیدروکربنی گازی سنگین تر ازقبیل اتان ،پروپان وبوتان تشکیل شده است.بسیاری از هیدروکربن ها که درمخزن به صورت مایع درمی آیند وبالعکس برخی از هیدروکربن ها که درمخزن به صورت مایع است درسطح زمین به فاز گازی تغییر حالت می دهند.

واژه هایی که بیان گر این حالت هستند عبارتند از:

NGL(Natural Gas Liquid):مایع هیدروکربن جدا شده درجریان تولید گاز است که شامل نفت میعانی می شود وعمدتا دارای ترکیب پنتانی است .

LPG(Liquified Petroleum Gas ) ازهیدروکربن های سنگین ترنظیر بوتان وپروپان است که تحت تاثیر فشار به صورت مایع درآمده است .

LNG(Liquified Natural Gas) که غالبا ازمتان تشکیل شده و تحت تاثیر فشار به صورت مایع درآورده شده که برای حمل ونقل ونگه داری مناسب است.

3-3 چگونگی زایش گازهای هیدروکربنی :اکثرگازهای هیدروکربنی ازتغییرشکل مواد آلی تولید می شوند مقداربسیارجزئی ازگازهای هیدروکربنی درفعالیت های آتش فشانی وزمین گرمایی وجود دارد ویک گروه ازگازهای هیدروکربنی که به گازهای مردابی ( Marsh Gas) معروفند به طور بیولوژیکی دراثر تجزیه ی باکتریایی مواد آلی تشکیل می شود این عمل فقط در سطح یا نزدیک سطح زمین اتفاق می افتد .درصورتی که دراعماق بیش تر زمین عمدتا گاز های طبیعی ازتغییر شکل حرارتی مواد حاصل می شوند.

3-4 خواص هیدروکربن های گازی »خواص هیدروکربن های گازی هنگامی که روابط حجم، فشار ودما ( PVT) می تواند به صورت ساده به هم مرتبط شوند نسبتا ساده می شود این قانون به نام قانون گاز ایده آل نامیده می شود.

PV=nRT

P:psiفشار

V:حجم (پای مکعب)

N:تعدادملکول های گاز

R:ثابت کلی گاز

T:درجه حرارت مطلق

این معادله درجایی که فشارکم وثابت فرض شود باارزش می باشد ولی درمخازن هیدروکربن واقعی که درجه حرارت وفشاربالاست درفشارگازها ازقانون کارایده آل منحرف می شود.درچنین حالتی رفتاراین گازهای حقیقی بافاکتور تراکم پذیری یا Z تصحیح می شود.وبه صورت قانون گازحقیقی درمی اید.

PV=ZnRT                        =Zفاکتور تراکم پذیری

فاکتورZ به ترکیب گاز ،فشارودرجه حرارت بستگی داردهم چنین هرچه که فشاربه صفرنزدیک می شود تاثیرمتقابل ملکولی کم می شود ورفتارگازبه گاز ایده آل نزدیک می شود.به عبارتی Z به یک نزدیک می شود.ارتباط بین حجم گازهای زیر سطحی وسطحی بااستفاده از قانون حقیقی قابل مطالعه است.زیرا که خریدو فروش گاز برحسب حجم آن درشرایط استاندارد (حرارت وفشار استاندارد) محاسبه می شود.برای پی بردن به تغییرات حجمی گاز ازشرایط فشار ودرجه حرارت وفشار استاندارد درسطح زمین ازفاکتور انبساط گازی (Expansion Factor)می توان استفاده کرد.

E=

مقدارEمی تواند برای گاز یک مخزن بافشارPودرجه حرارت T به صورت زیر محاسبه شود:

E=

 

ارزش E بنابه فشارودرجه حرارت مخزن می تواند بسیار متغیر باشد ولی به صورت معمول مقدارEحدود 200برابرمی باشد .شرایط استاندارد درجه حرارت وفشارمعمولا 60درجه ی فارنهایت ویک اتمسفر یا 7/14psi  می باشد وبالاخره چگالی گاز(Pg) می تواند درهرفشارودرجه حرارتی برای قانون گاز حقیقی محاسبه شود.ازرابطه ی زیر:

که درآن Mوزن ملکولی گاز می باشد

چگالی گاز درشرایط مخزن برای محاسبه ی شیب فشارگاز مناسب است .زمانی که درجه حرارت وفشارگاز افزایش می یابد گرانروی گاز بیش تر می شود.چون حرکت کم ترملکول ها با هم وتصادف آزادانه ی بیش ترآن ها اتفاق می افتد گرانروی یا ویسکوزیته برحسب پوآز یا سانتی پوآز اندازه گیری می شود.یک سانتی پوآز گران روی آب دردمای ˚c20 است.دامنه ی تغییرات گران روی گاز درمخزن 01/0 تا 05/0 سانتی پوآز می باشد.اندازه گیری گران روی گازدرفشارودرجه حرارت مخزن یک روش پیچیده است واغلب به صورت تقریبی به کاربرده می شود.

3-5 نفت خام(Crude Oil )

نفت خام مخلوطی طبیعی از هیدروکربن های مایع است که هم درمخازن زیرزمینی وهم درسطح بعد از گذر از تفکیک کننده های مختلف به صورت مایع باقی می ماند .خواص فیزیکی وشیمیایی هیدروکربن برای مهندسی مخزن وتولید بسیارمهم است .زیرا خواص فیزیکی وشیمیایی هیدروکربن برروی حرکت درون مخزن ومقدارواقعی تولید هیدروکربن تاثیرخواهد گذاشت.

3-6 انواع عمده نفت خام

نفت خام عمدتا شامل هیدروژن وکربن است ولی علاوه برآن مقدارکمی N,S,O ومقادیرکم تری فلزات کم یاب مانند وانادیوم ونیکل دارد .عموما 4 گروه ترکیبات عمده درنفت خام وجود دارد که شامل پارافین ها ،نفتن ها ،آروماتیک ها،رزین ها وآسفالتین ها می باشد.

1-      پارافین ها :اولین نوع عمده ی نفت خام پارافین ها هستند که آلکینز هم نامیده می شوند فرمول کلی این گروهCnHn+2 می باشد. ساده ترین وسبک ترین ملکول سری پارافین ها متان (CH4) می باشد .پارافین ها با کم تراز 5اتم کربن (متان ،اتان،پروپان،بوتان) درفشاروحرارت عادی به شکل گاز می باشند .از C5 تا C15 پارافین ها درحرارت وفشار عادی مایع می باشند واز C15 بیش تر به شدت گران رو یا ویسکوز می باشند.وحالت واکس جامد به خود می گیرند .پارافین ها تشکیل دهنده ی اصلی هیدروکربن های گازی هستندهم چنین درنفت سفید وگازولین(بنزین)که بیش از 30%نفت خام راتشکیل می دهندفراوان اند.پارافین ها هیدروکربن های اشباع می باشند.

2-      نفتن ها یا سیکلوآلکینزها:دومین هیدروکربن عمده درنفت خام است با فرمول کلی CnH2n اشباع شده می باشند ولی دارای ساختمان ملکولی حلقوی می باشند.

 

3 – آروماتیک ها:سومین گروه اصلی ترکیبات هیدروکربن ها درنفت های خام آروماتیک ها هستند که برخلاف نفتن ها وپارافین ها نسبت به هیدروژن غیراشباع هستند ساختمان آن ها برپایه ی یک حلقه ی شش اتمی کربنی است که با توجه به ساده ترین عضو این خانواده یعنی بنزن C6H6 ،حلقه ی بنزنی نامیده می شود.مهم ترین ترکیبات آروماتیکی درنفت خام تولوئن می باشد که درآن CH3  جانشین یک حلقه ی هیدروژنی می شود.

 

هیدروکربن های آروماتیک درفشارو حرارت عادی مایع هستند آن ها درنفت سبک به مقدار کم ترودرنفت های سنگین بیش تر می باشد .

4 – رزین ها وآسفالتین ها :چهارمین گروه مهم ترکیبات نفت خام رزین ها یاآسفالتین ها می باشند این هیدروکربن ها ی ناخالص اغلب دارای مقدارزیادی N,S,O می باشند که باعث بالارفتن وزن ملکولی هیدروکربن می شود.پس رزین ها وآسفالتین ها سنگین ترین اجزای تشکیل دهنده ی نفت های خام می باشند.

 

-7عناصر فرعی درنفت خام :

پس ازکربن وهیدروژن گوگرد سومین عنصرفراوان درنفت خام است که حدود 65/0%وزنی راتشکیل می دهد نفت خامی که دارای کم تراز 1%گوگرد باشد نفت کم گوگرد ونفت خام دارای بیش تریک درصد گوگرد به نفت های پرگوگرد معروفند .پس ازگوگرد اکسیژن باحدود نیم درصد وزنی درنفت خام دیده می شود .اکسیژن عمدتا درترکیبات آلی که شامل اسید ها والکل هاست دیده می شود.پس ازاکسیژن نیتروژن قراردارد (بین 9/0- 1/0) درصدوپس از آن ترکیبات ارگانومتالوژی (آلی – فلزی) که مهم ترین آن ها وانادیوم ونیکل می باشند (1200PPM-1) .

3-8 تشخیص انواع هیدروکربن های نفت خام از یک دیگر:

برای تشخیص ترکیب نفت می توان ازکروماتوگراف گازاستفاده کرد .دراین آزمایش نفت دریک حلال حل شده وسپس دریک وسیله ی خاص به نمونه حرارت داده می شود چون نقطه ی جوش ترکیبات مختلف هیدروکربن بایکدیگر متفاوت است لذا درنمونه ابتدا نفت های خام با درجه جوش پایین تر(سبک تر) بخارمی شوند وسپس آنهایی که درجه ی بالاتری دارند بخارمی شوند (نفت های سنگین).پدیده ی بخارشدن هرترکیب به صورت پیک های مشخص درروی منحنی ظاهر می گردد هرپیک بسته به درجه حرارتش نشان دهنده ی یک نوع هیدروکربن می باشد.شکل زیر

 

زمین شناسی نفت

 

3-9 طبقه بندی انواع نفت خام:

نمودارهای متنوعی برای طبقه بندی انواع نفت خام پیش نهاد شده است شکل زیر دیاگرام مثلثی ارائه شده توسط تیسوت – ولته نشان داده شده است.

این نمودار برپایه ی فراوانی آروماتیک ها پارافین ها ونفتن ها وآسفالتین ها می باشد .این طبقه بندی به دلیل آن که علاوه بر تفکیک نوع هیدروکربن ها مسیر دگرسانی نفت به وسیله ی بلوغ حرارتی یا تجزیه ی باکتریایی رانشان می دهدازسایرطبقه بندی هامهم تراست.

 

نفت های پارافینی عموما سبک هستند و گوگرد آن هاکم است ونفت های بالغی محسوب می شوند.

مثال ازنفت های پارافینی »قطب شمال ،لیبی ،واندونزی

نفت های پارافینیک – نفتنیک که بخش میانی نمودار نموداررااشغال می کنند معمولا دارای چگالی متوسطی بوده وحاوی نفت ویسکوزبا گوگرد پایین می باشد مثال ،نفت های دونین – کرتاسه وترشیری شمال وغرب افریقا .نفت های آروماتیک حدواسط نسبتا سنگین بوده وحاوی گوگرد زیادی می باشند.مثال ،حوضه ی زاگرس ایران ،تگزاس غربی ،برخی از چاه های ونزوئلا وکالیفرنیا .

عمده ی نفت های خام دنیا ازنوع پارافینی- نفتنی ویاآروماتیک حدواسط هستند که ذخایرعظیم کرتاسه وژوراسیک خاورمیانه راتشکیل می دهند.

 

۳-10 پالایش نفت:

عمل پالایش نفت خام درپالایشگاه به منظور تفکیک بخش های مختلف هیدروکربنی است که مواد استفاده ی مختلف دارند اساس کار پالایشگاه درواقع تقطیریا تفکیک مواد هیدروکربنی بااستفاده از حرارت است .حرارت سبب می شود که اجزای هیدروکربن جوشیده وتبدیل به بخار شوند .به واسطه ی این امرمی توان بخش های مختلف هیدروکربن را که نقطه ی جوش متفاوت دارند ازیک دیگرتفکیک نمود .باافزایش وزن ملکولی هیدروکربن ودرپی آن افزایش چگالی وگرانروی درجه ی حرارت وجوش آن افزایش می یابد.تقطیر نفت خام نشان می دهد که حدود 70-80 درصد آن ها ازهیدروکربن های سنگین تراز C10 تشکیل شده اند.درطی تقطیر نفت خام مواد هیدروکربنی زیربه ترتیب حاصل می شوند:

1.گازولین ونفتا(C4-C10)

2.نفت چراغ(C11-C13)

3.نفت گازسبک یا گازوئیل سبک(C14-C18)

4.نفت گازسنگین(C19-C25)

5.روغن های روان کننده (C26-C40)

6.موادباقی مانده و نفت های سوختنی سنگین (بیش ازC40)

ارزش یک نفت خام بستگی به مقدار درصد هرکدام ازبخش های فوق دارد .وهرچه نفت سبک تر باشد دارای ارزش بیش تری است.

3-11خواص فیزیکی نفت خام:

مهم ترین ویژگی های نفت خام که تخت تاثیر خواص شیمیایی آن می باشد به شرح زیر است:

1)رنگ:نفت به رنگ های مختلف ازجمله زرد ،سبز، قهوه ای ،قهوه ای تیره وسیاه دیده می شود.نفت های پارافینی به رنگ های روشن و سبزدرنورانعکاسی هستندونفت های آسفالتین غالبا قهوه ای تاسیاه هستند.هیدروکربن هاوقتی درمعرض اشعه ی ماروای بنفش قرار می گیرند تحریک می شوند واز خود خاصیت فلورسانس نشان می دهند .

2)گرانروی یاویسکوزیته:ویسکوزیته یا گرانروی اصطکاک درونی یک سیال است که درمقابل جریان یافتن آن سیال مقاومت می کند .گرانروی نفت به تعداد اتم های کربن وهم چنین به کازهای حل شده درآن بستگی دارد هر چه تعداد اتم های کربن زاید تر ومیزان گاز حل شده درنفت کم تر شود گران روی بیش تر می شود .گران روی نفت دامنه ی بسیار وسیعی بین 2/0-50 سانتی پوآزدارد .به طوری که برخی ازنفت های خام یا گران روی بالا قادر نیستند درخطوط لوله پمپاژشوند.برخلاف گازها گران روی مایع با افزایش حرارت کاهش می یابد واصطکاک درونی اش کم می شود وقتی نفت به سطح زمین می رسد چون دما کاهش پیدا می کند وگاز خارج می شود درنتیجه گران روی آن افزایش می یابد.

3)نقطه ی ریزش(Pour Point):نقطه ی ریزش یک راهنمای خوب برای تعیین گران روی است .نقطه ی ریزش یک نفت خام کم ترین دمایی است که نفت می تواند تحت شرایط استاندارد جریان پیدا کند. نقطه ی ریزش یک نفت خام سنگین حدودc˚40 وبرای نفت خام سبکc˚26- است.

4)چگالی(Density):چگالی نفت درسطح زمین به وسیله ی قراردادن نمونه دریک تنگ استوانه ای با استفاده از یک هیدرئومتر اندازه گیری می شود چگالی نفت معمولا درواحد API (American Petroleum Institute)که به وسیله ی موسسه ی نفت آمریکا تعریف شده بیان می گردد.فرمول زیر:

API=

درجه ی APIباچگالی نفت نسبت معکوس دارد .نفت های سبک وزن مخصوص پایینی دارند(وزن مخصوص کم دارای APIبالاهستند)مثلانفت خام دارای API  40دارای وزن مخصوص 83/0ونفت خام دارای APIکم تر از 25دارای چگالی 9/0می باشد.

ρ=83/0 →   API=40

ρ=9/0    →     API=25↓

ρ=1      →      API=10

به طورکلی درطبقه بندی جهانی نفت های خام سبک وسنگین نفت های باAPI بیش از 30 به عنوان نفت خام سبک 22- 30به عنوان نفت خام متوسط وکم تر از 22APIبه عنوان نفت خام سنگین درنظر گرفته می شودبهترین نفت های خام دارای APIبالای 37هستند که درخاورمیانه – دریای شمال ولیبی یافت می شود.نفت های خام خیلی سبک درالجزایر ،استرالیا واندونزی ونفت های خیلی سنگین درایران وکالیفرنیا یافت می شود.نفت های خام لزوما فقط هیدروکربن مایعی که ممکن است ازیک مخزن زیرزمینی تولید شود نیست غالبا هم راه باتولید گاز طبیعی یک هیدروکربن سبک وروشن باAPIبالا به دست می آید که نفت میعانی (Condensate) نامیده می شود که شامل گازهای هیدروکربنی سنگین است که درشرایط وفشارودمای مخزن به صورت فازگازی است ولی وقتی که به سطح می رسد میعان یافته وبه شکل فازمایع درمی آید. 

5)قابلیت تراکم پذیری نفت(Compressibility)قابلیت تراکم پذیری نفت به میزان گازحل شده در آن بستگی دارد.نفت های باقابلیت تراکم کم که مقدار گازمحلول کمی دارند .درهنگام تولید فشارآن ها به زودی پایین می آید

6)دگرسانی نفت:نفت خام ممکن است باافزایش حرارت وفعالیت های باکتریایی دگرسان شود.دگرسانی نفت های خام به وسیله ی بلوغ حرارتی باافزایش عمق تدفین وزمان رخ می دهد .اجزای سنگین ترنفت های خام دراثرفرایندشکست ملکولی سبک تروپارافینی تر می شود.یعنی محتوی گاز↑ومحتوی S↓خواهد داشت.نفت های خام رامی توان ازنظر سن وعمق تدفین تقسیم بندی نمود .دراین تقسیم بندی نفت هابه چهار گروه کم عمق جوان ،عمیق جوان ،وعمیق قدیمی وکم عمق قدیمی تقسیم می شوند:

کم عمق جوان دارای ویسکوزیته ی بالا

عمیق جوان دارای گران روی یا ویسکوزیته ی کم و APIبالا تر

عمیق قدیمی دارای کم ترین گران روی وکم ترین چگالی وکم ترین محتوی S را دارایند(بهترین کیفیت)

کم عمق قدیمی که قابل مقایسه با عمیق جوان می باشد وتقریبا بیش ترویژگی های آن رادارا می باشد.

علاوه برتاثیردما وعمق تدفین برروی کیفیت نفت نوع سنگ منشاءنیز مهم است به عنوان مثال نفت تولید شده ازرسوبات احیایی دریایی معمولا ازنوع آروماتیک – حدواسط با گوگرد بالا ست.درصورتی که رسوبات دلتایی یاساحلی سنگ منشاء بهتری هستند ونفت خام ازنوع پارافینی تا پارافینی – نفتنی باگوگرد کم ترازیک درصد تولید می کنند .جریان های آب زیرزمینی وبرخی فعالیت های باکتریایی می توانند نفت سنگین ونهشته های ماسه ی قیری (Tar Sand) رابه وجود آورند.

7)رفتارفازی هیدروکربن ها:درک ارتباط بین دما وفشار وحجم درمورد یک ترکیب می تواندبرای درک رفتارفازی ترکیبات پیچیده نفتی باشد.این ارتباط به راحتی درآزمایشگاه با اندازه گیری تغییرات فشاروحجم ترکیب دردماهای ثابت به دست می آید به دست می آید .فاز درتعریف یعنی ناحیه ای مجزاوهم گن ازنظر خواص فیزیکی که ازنواحی دیگر به وسیله ی مرزهای مشخص جدا می شودبرای مثال یک لیوان آب بامقداری یخ تشکیل دهنده (آب)دارد که سه فاز جامد مایع وگاز است در صنعت نفت وگاز دوفازمایع(نفت وآب)وگازبسیار اهمیت دارد وفاز جامد ازاهمیت کم تری برخورداراست .درشرایط فشار ودمای متفاوت فازهای هیدروکربنی تغییر می کند.پیش گویی تغییرات فازی با تغییرات درجه حرارت وفشار درمخزن ازاهمیت زیادی برخوردار است .شکل زیررادرنظرمی گیریم تاثیر دوعامل فشار وحجم برفازهای مختلف هیدروکربن بررسی شده است.

 

 

 این نموداریک نمودار فشار- حجم (P-V) است .ناحیه ی Iبیان گر خواص مایع متراکم است. منحنی A-Cیامنحنی نقطه ای نقطه ی حباب مکان هندسی نقاط وفشاروحجم است که درآن جا اولین حباب های گاز تشکیل می شود.ناحیه ی II منطقه ی دوی فازی است .منحنی B-C یامنحنی نقطه ی شبنم مکان هندسی نقاطی از فشاروحجم که درآن ها اولین نظرات مایع تشکیل شده است راتوصیف می کند .ناحیه ی III بیان گر خواص گاز است ومنحنی نقطه ی شبنم ونقطه ی حبا ب B-C درنقطه ی C (نقطه ی بحرانیCritical Point ) به هم می رسندفشار ودما وحجم بحرانی به ترتیب Pc,Tc,Vc نشان داده می شود.درنقطه ی بحرانی فازهای مایع وگاز رانمی توان ازیک دیگر تشخیص داد،زیراخواص آن ها مشابه است.

اگرفشارنقطه ی حباب وفشار نقطه ی شبنم روی نمودارP-V برای ایزوترم های مختلف به عنوان تابعی ازدما رسم شود یک نمودار فشار – دما (P-T) به دست می آید (شکل 3-22) همان گونه که درشکل دیده می شود خطوط خط چین داخل منحنی خطوط کیفیت نا م دارند وبیان گر شرایط دما وفشار درحجم های مساوی مایع است وبالاخره درشکل (3-24)توصیف فازدیاگرام های انواع اصلی سیالات مخزن رانشان می دهد که برای پیش گویی رفتار سیالات درطول تولید استفاده می شود.

همان گونه که دیده می شودشرایط اولیه برای گا زخشک خارج ازپوشش دوفازی ودرسمت راست نقطه ی بحرانی است درجه ی حرارت یک گاز میعانی بین درجه حرارت بحرانی ودرجه حرارت ماکزیممی است که درآن دوفاز مایع وگاز باهم وجوددارندوبالاخره برای هردونوع نفت ندارد نفت سیاه درجه حرارت اولیه ی مخزن زیرنقطه ی بحرانی است .وبنابراین سیال به حالت مایع درمخزن می باشدچنان چه فشار پایین بیافتد عاقبت به نقطه ی جوش می رسدوگاز ازمایع جدا می شود.ترکیب این گاز بیش تر مخلوطی از تشکیل دهنده های فرارخواهد بود.

 

فصل چهارم

سیالات وشرایط زیرسطحی

4-1 مقدمه

برای اکتشاف نفت لازم است که مناسبی درباره ی شرایط زیرسطحی (Subsurface) حوضه ی مورد مطالعه داشته باشیم ،این شرایط ازحوضه ای به حوضه ی دیگرمی تواند متفاوت باشد.ومی تواند اثرات اساسی ومهمی روی سیستم های نفتی داشته باشد.

4-2 سیالات زیرسطحی :بهترین سیالاتی که درزیر سطح زمین مورد توجه زمین شناسان نفتی می باشدهیدروکربن ها و آب می باشد .راجع به هیدروکربن ها قبلا بحث شد.اما درارتباط با آب مطالب زیرارائه می گردد:

براساس چگونگی پیدایش آب ها به 4گروه زیرتقسیم بندی می شوند:

1-      آب های جوی که درواقع آب های جوی موجود درنزدیکی سطح زمین هستند .که ازنفوذ آب باران به وجود می آیند PHپایین ،اکسیژن بالاوفاقد شوری

2-      آب های فسیل ؛به آب های میان روزنه ای اطلاق می شود که برای مدت طولانی درچرخه ی هیدرولیکی قرارنداشته اندواحتمالامیان آب های اولیه محبوس شده دررسوبات درطی چرخه رسوب گذاری می باشندکه ممکن است شوری اولیه آب را درمحیط رسوب گذاری نشان دهد.

3-      آب های جوان که ازماگما منشاء می گیرند.

4-      آب های مخلوط(Mix)که می تواند مخلوطی از گروه های دیگر آب های زیرسطحی باشد.

آب های زیر سطحی هم چنین براساس نحوه ی قرارگیری درداخل مخزن به دوگروه آب آزاد وآب ثابت تقسیم می شود.

آب آزاد یا جاری می تواند درداخل شبکه منافذ سنگ مخزن وقتی که تحت تاثیر اختلاف فشار قرار گیرد حرکت نماید وآب ثابت یا به سطح کانی هاچسبیده ویا داخل شبکه منافذ موئین به تله افتاده است.

درجه ی شوری آب منفذی با مقیاس PPM یا میلی گرم درلیتربیان می شود.شوری آب دریاحدود PPM 35000 است وشوری آب منفذی داخل مخزن بسیارمتغییر می باشد.شوری آب به دلیل وجود کاتیون ها وآنیون های

,  , , , ,   ,

است شوری آب منفذی هدایت الکتریکی سنگ ها راتحت تاثیر قرار می دهد.درماسه سنگ ها باافزایش هرکیلومترعمق ،حدود PPM100 برمیزان شوری آب افزوده می شود ولی این مقداردرشیل ها بسیار کم تر است. زیرا شیل ها ازحرکت یون ها ی نمک جلوگیری می کنند.

4-3 دما ی زیر سطحی :ازسطح تا مرکز زمین دما به طور تدریجی افزایش می یابد .نسبت به افزایش دما به عمق شیب زمین گرمایی نامیده می شود.دانستن شیب زمین گرمایی برای درک زمان زایش هیدروکربن ازسنگ منشاءدارد.برای به دست آوردن شیب زمین گرمایی ازرابطه ی زیر استفاده می شود»

1000   =گرادیان حرارتی

 = گرادیان

متوسط شیب عمق زمین گرمایی حدود 30است .اما درسپرهای پرکامبرین 15ودرمناطق ریفی  گرابنی وبه ویژه حوضه های پیش کمانی به 65 تا90درجه ی سانتی گرادبرکیلومتر می رسد. به طورمعمول دمای چاه درعمق 3000کیلومتری 100تا125درجه ی سانتی گراد در6000 کیلومتری 200تا˚c 240   (سانتی گراد برکیلومتر) ودر7265کیلومتری˚c 290 است.

گرادیان های حرارتی برای انواع سنگ های مختلف متفاوت است.به عنوان مثال به ازای هر کیلومتر افزایش عمق برای سنگ آهک 13، گرانیت 15، ماسه سنگ 5/22 ،شیل آهمکی (مارن)30ومادستون 35 می باشد.

4-4 فشارهای زیر سطحی :

بعد ازتدفین سنگ درزیر فشار طبقات بالایی قرارمی گیرند.فشار طبقات بالایی شامل مجموع فشارهای لیتواستاتیک وهیدرواستاتیک می باشد.فشارلیتواستاتیک وزن لایه های سنگی است که برروی هم قرار دارد وفشاررادانه به دانه به پایین منتقل می کند.وفشار هیدرواستاتیک دراثر وزن ستون سیالات منفذی مرتبط به هم به وجود می آید.با افزایش عمق فشار لیتواستاتیک وهیدرواستاتیک درنتیجه ی فشار طبقات بالایی افزایش می یابد.فشار لیتواستاتیک حدود  برای سنگ های باچگالی 3/2 گرم برسانتی مترمکعب می باشد.گرادیان فشاربرای سیالات مختلف متفاوت است .به عنوان مثال برای گاز طبیعی 01/0 ،نفت خام 35/0آب شیرین 433/0 وآب دریا466/0 می باشد.

فشار سازند ی دریک مخزن می تواند 3حالت نرمال – تحت نرمال – وفوق نرمال داشته باشد.اگر گرادیان فشارسیال درون مخزن برابرگرادیان هیدرواستاتیک باشد،فشارسازند نرمال است.چنین حالتی وقتی به وجود می آیدکه سنگ های اطراف مخزن کاملا تراوا بوده ودرنتیجه با یک دیگرتبادل داشته باشند.فشار تحت نرمال وقتی است که هنگامی که فشار داخل سیالات منفذی کم تر ازفشار هیدرواستاتیک باشد.این وضعیت زمانی به وجود می آید که سنگ مخزن دربین سنگ های ناتراوا محدود شده باشد.هم چنین به علت بهره برداری زیادازمخزن وفرآیند هایی که باعث افزایش حجم مخازن ویا انقباض سیالا ت منفذی می شوند به وجود می آید .مثل کاهش فشردگی سنگ درطی بالا آمدگی وفرسایش وایجاد شکستگی های کششی دراثر گسل و...

وقتی که فشار سیالات منفذی سازندی بیش تر ازفشار هیدرواستاتیک باشد فشار فوق نرمال نامیده می شود که می تواند درطی حفاری بسیار مخاطره آمیز باشد علل زیادی برای ایجاد فشار فوق نرمال وجود دارد مانند فرآیند های آرتزین ،فرآیند های تراکمی ودیاژنزی .درفرآیند دیاژنزی که سبب آزاد شدن آب درسیستم بسته شود می تواند فشار فوق نرمال را ایجاد کند .مثال تبدیل ژیپس به انیدریت ،تبدیل کانی های رسی به یک دیگر که آب زا می باشند .هم چنین بلوغ کروژن به دلیل تغییر ازفاز جامد به فاز مایع می تواند باافزایش حجم ،افزایش فشار منفذی را دریک سیستم بسته موجب گردد.

4-5 فشار سازندی فشارسازندی درزیر سطح زمین از رابطه ی زیر به دست می آید:

Pfm= Ps+(TVD Ge)

Pfm:                                    فشار سازندی

Ps:                     فشار سطحی( psi7/14)

TVD:                       عمق عمودی حقیقی (ft)

Ge:گرادیان فشارسیال نسبت به عمق

فشار سازندی درزیر سطح زمین قبل از حفر یک چاه باید تخمین زده شود تا بتوان گل حفاری و جداره ی مناسب برای چاه به کاربرد.بدیهی است که پس ازتخمین فشار سازندی درطی حفاری ازگل حفاری با چگالی مناسب به منظور جلوگیری ازفوران چاه استفاده خواهد شد .فشار هیدرولیکی حاصل از گل حفاری درته چاه ازرابطه ی زیر محاسبه می شود.

Pmud= Ps+(TVD Gm)

Pmud:       فشار هیدرولیکی گل حفاری درته چاه

Ps:                     فشار سطحی( psi7/14)

TVD:                      عمق عمودی حقیقی (ft)

Gm:            گرادیان فشارگل حفاری

معمولا چگالی گل حفاری برحسب پوند /گالن بیان می شود.یک پوند درگالُن ،گرادیان فشاری معادل psi 0519/0 درهرفوت دارد.معمولاحفارها سعی می کنند گل حفاری با چگالی یک پوند برگالن (PPG1 ) بیش تر به عنوان ضریب اطمینان به کاربرند.تا فشار گل حفاری برفشار سازندی غلبه کند .اگرفشارسازندی درهرعمق بیش تر از فشارگل حفاری می باشد.سیال سازند به داخل چاه جریان خواهد یافت .اگرسیال سازندی دارای گازباشد .گاز درطی بالا آمدن افزایش حجم پیدامی کند وچگالی گل کاهش می یابد.این پدیده سبب کاهش فشارهیدرولیکی گل می شود . دراین حالت چاه دروضعیت خطرناک فوران قرارمی گیرد.درچنین وضعیتی بایدچگالی گل حفاری به سرعت افزایش یابد وگازهای حاصله سریعا ازگل تخلیه شود.

 

زمین شناسی نفت

فصل پنجم

مهاجرت نفت

5-1مقدمه:

پدیده ی مهاجرت به دوبخش مهاجرت اولیه وثانویه قابل تقسیم است.

مهاجرت اولیه به حرکت نفت وگاز ازسنگ منشاء به لایه های تراواویا معبر گفته می شود.درصورتی که درطی مهاجرت ثانویه نفت وگازدرلایه ی تراوا حرکت می کنند تا این که دریک تله نفتی متمرکز شود.تفکیک وجدایش این دونوع مهاجرت ازیک دیگر بسیار مهم است. مهاجرت اولیه احتمال به مسافت کم تر از 4100 متراست ودیگر رفتارپیچیده ی نفت ،آب منفذی آزاد وسطوح کانی های رسی که دراطراف ساختمان خود آب رانگه می دارند می باشد.درصورتی که مهاجرت ثانویه می تواند درساختمان طولانی انجام شود.دراین نوع مهاجرت حرکت قطرات هیدروکربنی درسیال شبکه پیوسته منفذی که اشباع ازآب می باشد صورت می گیرد.

5-2 مهاجرت اولیه :مهاجرت اولیه درحقیقت یکی ازناشناخته های ی زمین شناسی نفت است چراکه مکانیزم آن به خوبی شناخته نشده است.کوچک بودن منافذ موجود درسنگ های منشاء وعدم تابعیت حل شدن هیدروکربن ها درآب ،ازدلایل شکل گیری پدیده ی مهاجرت اولیه است .مکانیزم های متفاوتی برای مهاجرت اولیه پیش نهاد شده است.

کلیه ی مکانیزم های مهاجرت اولیه رای می توان دردو دسته قرارداد یک دسته که نیاز به جرکت آب منفذی دارد.(مکانیزم های قطرات وحباب های هیدریوکربن)که توسط حرکت آب منفذی مهاجرت می کنند.دسته ی دوم شامل مکانیزم هایی است که مستقل از جریان آب منفذی است (مثل مکانیزم های انتشاروحرکت مستقل فاز هیدروکربن).

الف)مکانیزم قطرات یاحباب های هیدروکربن:حرکت هیدروکربن به صورت قطره یا حباب ازمیان خلل وفرج ریز واشباع ازآب سنگ منشاءدرگیرپدیده ی مویینگی است.تازمانی که اندازه قطرات یا حباب های هیدروکربن کو چک تر یا هم اندازه ی مجاری موجود درسنگ منشاءاست.هیچ محدودیتی درحرکت وجود نداردولی اگراندازه ی مجاری موجود درسنگ منشاءکوچک تراز قطرقطرات یاحبابهای هیدروکربن باشد برای حرکت باید بتوان برنیروی موینی غبله کردیعنی قطره باید تغییر شکل پیدا کند .کشش سطحی بین دو سیال آب هیدروکربن سبب ایجادمقاومت درمقابل این تغییر شکل می شود .زایش هیدروکربن هایی باوزن ملکولی کم از کروژن سبب افزایش حجم زیاد مولی می شود که موجب ایجاد نقاط یابسته های فشار درسنگ منشاء می شود که این فشارزیاد می تواندنیروی موردنیاز برای غلبه برنیروی مویینگی رادردسترس قراردهد.

ب) مکانیزم محلول ملکولی :

مهاجرت هیدروکربن به صورت محلول ملکولی برای برخی از آروماتیک های سبک مثل بنزن مکانیزم مناسبی به نظر می رسد.حتی باوجود قابلتی حلالیت کم درصورتی که حجم قابل توجهی آب بتواند ازسنگ فشرده وخارج شود ممکن است مقادیر قابل توجهی ازهیدروکربن ازسنگ منشاءخارج شود.

راه هایی وجود داردکه باآن ها قابلیت حلالیت هیدروکربن درآب افزایش می یابد یکی از آن های باتشکیل پترولیوم است.این مدل پیش نهاد می کند که آن چه از سنگ منشاءخارج می شود هیدروکربن های نفتی نیستند.بلکه مواد اولیه مهم تری مثل الکل ها واستون ها می باشد که باسهولت بیش تری نسبت به هیدروکربن درآب ازسنگ های منشاءخارج می شود.

ج)مکانیزم حرکت مستقل فاز هیدروکربن :این مکانیزم چنین بیان می کند که درابتدا فاز هیدروکربنی تشکیل شده از کروژن به وسیله ی پدیده ی انتشار خود رابه منافذ درقشر سنگ منشاء رسانده وتمرکزمی نماید.پس ازشکل گیری قطرات درشت واتصال آن ها به یک دیگر آن ها به یک دیگر آن ها می توانند شروع به حرکت نمایند.

د)ایجاد ریز شکستگی درسنگ منشاء:همان گونه که گفته شد زایش هیدروکربن از کروژن می تواند فشار زیادی ایجاد نماید این فشارممکن است آن قدر زیاد شود که سبب ایجاد ریز شکستگی هایی با قطران برزگ تر ازقطر منافذ درشبکه شود که موجب تسهیل مهاجرت اولیه نفت خواهد شد.

و) مکانیزم شبکه ی سه بعدی به هم پیوسته مواد آلی:این مدل بیان می کند که مهاجرت اولیه ی هیدروکربن هاازمیان شبکه ی سه بعدی به هم پیوسته  کروژن بدون این که وارد متن سنگ شوندانتقال می یابند این فرایند فقط درشیل های سیاه غنی ازمواد آلی وبرخی ازسن های کربناته امکان پذیراست.

ه)مکانیزم های متفرقه:ممکن است افزایش فشار درسنگ منشاء به دلیل افزایش دما اتفاق بیش تر وممکن است وضعیت های مختلف زمین شناسی سبب ایجاد یک یاچند مکانیزم برای مهاجرت اولیه نفت باشد .پس درنتیجه درمکانیزم های متفرقه ممکن دویا چند مکانیزم دخیل باشد.

5-3 تاثیرزه کشی سنگ منشاءمهاجرت اولیه:زه کشی سنگ منشاء فاکتوردیگری نیز وجود داردکه مهاجرت اولیه را کنترل می کند.زه کشی درواقع توانایی سنگ منشاءدرانتقال هیدروکربن تولید شده به لایه های سنگ معبر است.حرکت هیدروکربن درمواردی درامتداد لایه بندی سنگ آسان تر ازجهت عمود برلایه بندی است.هم چنین هیدروکربن های سبک تر آسان تر از هیدروکربن های سنکین تر حرکت می کند هم چنین هرچقدر ضخامت لایه های سن منشاء کم تر باشد.میزان زه کشی بیش ترمی شود.پس هر چه انباشته نفتی بزرگ تر باشد نفت بایستی از سطوح بیش تری ازسنگ منشاء سرچشمه گرفته باشد .به عنوان مثال یک میدان نفتی به قطر3 کیلومتر یک شبکه ی زه کشی به شعاع 15کیلومتر داشته باشد.

5-4 مهاجرت ثانویه:مکانیزم مهاجرت ثانویه خیلی بهتراز مهاجرت اولیه شناخته شده است.درخلال مهاجرت ثانویه پترولیوم به صورت قطرات نفت درمنافذ سنگ مخزن تراوا حرکت می کند.چون قطر منافذ درسنگ مخزن داشته است حتی قطرات نسبتادرشت نفت نیز قاردبه حرکت هستند فرآیند های فیزیکی که باعث مهاجرت ثانویه می شوند شامل شناوری ،فشارمویینگی ،گرادیان هیدرودینامیکی است.دراثر پدیده ی شناوری که ناشی ازاختلاف چگالی بین هیدروکربن وآب سازندی است.قطرات نفت درداخل لایه های بعد به طرف بالا حرکت می کند.حرکت تازمانی که قطرات به منافذی با قطر کم ترازخود برسد ادامه دارد.

مهاجرت ثانویه عموما درامتداد لایه بندی لایه ها ی معبر صورت می گیرد .بنابراین مهاجرت جانبی می توانددردامنه ی وسیعی ازمسافت ها صورت گیرد.وقتی که  سنگ مخزن به سنگ منشاء نزدیک باشد مهاجرت کوناه صورت می گیرد .

5-5 مسیرهای مهاجرت ونوع حوضه : به طور کلی سه سیستم مهاجرت اصلی درحوضه هایی با طرح  های تکتونیکی مختلف شناسایی شده است.

1-      سیستم مهاجرت گسلی :دراین سیستم بیش تر درریف های قاره ای (قسمت های درحال کشش حوضه وحوضه های پشت کمان ) دیده می شود.فرونشست شدید وجریان ماگمایی زیاد باعث نهشته شدن سریع وبلوغ سن گهای منشاء می شود.نفت عمدتا درجهت عمودی ودرطول شبکه حاصل از گسل حرکت می کند.گسل های بسته باعث متوقف شدن مهاجرت می شود.

2-      سیستم های مهاجرت طولانی:این سیستم مهاجرت بیشتردر حوضه های کراتونی قدیمی یافت می شود .این حوضه ها درطول دوران زمین شناسی پایدار و دارای فرونشست کم وجریان گرمایی کم بوده اند.تعداد لایه های سنگ منشاء خیلی محدود بوده واغلب به یک واحدچینه ای محدود می شود.زایش نفت عمدتا درمرکز حوضه صورت می گیرد .درحالی که نفت گیر ها درلبه های حوضه قرار دارند ،مسیر های طولانی مهاجرت ،مناطق زه کشی شده وسیعی ایجاد می کنند که ازدست دادن مقدارزیادی نفت سبک باعث ایجاد ماسه های قیری دراین سیستم مهاجرت می شود.

3-      سیستم مهاجرت پراکنده :این سیستم درمناطقی که تحت کوه زایی فعال قرار دارد دیده می شود پراکندگی گسترده ی مخازن نفت وگاز درحضه ی رسوبی نتیجه ی ا این سیستم است این سیستم برای مهاجرت طولانی مناسب نیست  ومسیرهای مهاجرت به صورت جانبی ،عمودی وکم مسافت است .میزان پراکندگی سیستم بستگی به تکتونیک ،گسل ها وچین های حاصله دارد.

5-6 مسیرهای مهاجرت(Migration Pathways):مسیرهای مهاجرت راه هایی است که هیدروکربن به طرف محل تجمع خود حرکت می کندکه می تواند به شکل های تقارن دایره ای تا منحنی های نامتقارن کشیده ،متغییر است.شکل زیر

5-7 نحوه ی پرشدن مخازن ازهیدروکربن :پرشدن یک مخزن اشباع ازآب فرایندی تدریجی  است که درطی این فرایند نفت به صورت پیش رونده ای جایگزین آب منفذی می شود .عقیده براین است که نفت مهاجرت کرده ،فقط درسیستم های منفذی بزرگ تر لایه های معبر که فشارهای مویینه ی پایین تری دارند جای می گیرد .درحالی که تجمع نفت بیش تر وبیش تر می شود نیروی شناوری افزایش یافته وبه تدریج بخش های دیگرمخزن ازنفت پرخواهد شد.

5-8 اهمیت توالی فرآیند ها درتجمع اقتصادی هیدروکربن

عموما برای تجمع اقتصادی نفت چندین عامل وفرآیند مهم لازم است که بایستی دریک توالی به خصوص رخ دهند.هرانحرافی ازاین توالی مانع تجمع نفت خواهدشد.دراین توالی زمان بحرانی (Critical Moment) برای تجمع هیدروکربن درنظر گرفته شده است. زمان بحرانی ،مبین این است که زایش ومهاجرت نفت قطعا بایستی بعد ازتشکیل نفت گیرباشد ،درغیر این صورت ،نفت حاصله ممکن است درسطح وسیع پخش وبه هدربرود.شکل زیرتوالی فرآیند های لازم برای انباشت اقتصادی هیدروکربن رانشان می دهد.

 

 

زمین شناسی نفت

فصل ششم

سنگ مخزن(The Reservoir Rock)

1-6 مقدمه:سنگ مخزن سنگی است که هم دارای ظرفیت ذخیره سازی بوده (متخلخل باشد)وهم توانایی عبورسیال از میان خود را داشته باشد (تراوا باشد)درارزیابی یک مخزن ازکلیه ی تکنیک ها وروش های استفاده می شود تابتوان پارامترهای زمین شناسی وپتروفیزیک کنترل کننده ی حرکت سیال را درآن مشخص نمود پس به طور کلی دو خاصیت مهم فیزیکی سنگ مخزن دارا بودن تخلخل ونفوذپذیری است .توصیف یک مخزن برای کسب پارامترهای زیر ضروری است:

تعیین ظرفیت ذخیره

تعیین هدایت هیدرولیکی

تعیین پراکندگی نسبی تخلخل ونفوذ پذیری

پیش بینی عمل کرد یک مخزن

برآورد مقدارتولید

درطبیعت بیش ترین نفت وگاز درسنگ مخزن های ماسه سنگ وکربنات ها قرار دارد علاوه بر آن ممکن است درسنگ های آذرین ودگرگونی درشرایط ویژه (مثلاشکستن سنگ ها)هیدروکربن تجمع یابد .

6-2 عوامل موثر بر تخلخل ونفوذپذیری سنگ مخزن:

عوامل مختلف زمین شناسی ممکن است حجم فضا های خالی سنگ راتغییرداده وتخلخل کم تریا بیش تر ایجاد نماید تراکم سیمانی شدن وتبلور مجددسبب کاهش تخلخل ولی انحلال دولومیتی شدن ودرزوشکاف برداشتن باعث افزایش تخلخل می شود.هرقدراختلاف فشاردوسر یک سنگ مخزن وهم چنین سطح مقطعی که مایع ازآن عبورمی کندبیش تر باشد نفوذ پذیری افزایش می یابد وهرچه قدر لزجت سیال بیش تر باشد وطول مسیر انتقال سیال بیش تر باشد،نفوذ پذیری کم تر می شود.طبق فرمول زیر:

Q«نفوذ پذیری

K»ضریب نفوذ پذیری

A«سطح مقطع

L»طول

»اختلاف فشار

«لزجت سیال

6-3 انواع مهم سنگ مخزن

طبقه بندی سنگ مخزن براساس جنس سنگ انجام می گیرد چون بیش تر مخازن عمده ی نفت وگاز جهان درسنگ های مخزن رسوبی قرار دارند .این طبقه بندی ازنوع سنگ های رسوبی الهام می گیرد.سنگ مخزن مهم ازنظر میزان ذخیره وتعداد درسه گروه عمده ی آواری ،کربناته ومتفرقه قرار می گیرد.

الف) سنگ مخزن های آواری :سنگ مخزن های آواری به گروه های زیر تقسیم می شود:

1-      سنگ مخزن های ماسه سنگی :سنگ مخزن های ماسه سنگی خود به کوارتز آرنایت ها،ماسه سنگ های گری وکی ،ماسه سنگ های کوارتزیتی وماسه سنگ های آرکوزی تقسیم می شود.که ازاین میان ماسه سنگ های گری وکی وآرکوز کم ترین پتانسیل وماسه سنگ های کوارتز آرنایتی به علت جورشدگی وگردشدگی خوب ورس شدگی (مچوریتی بالا) رادارند،بهترین پتانسیل سنگ مخزن رادارند.یکنواختی تخلخل ونفوذ پذیری درسنگ های ماسه ای بیش از کربناته بوده وهم چنین تعداد مخازن نفت وگاز کش شده در ماسه سنگ ها بیش از انوا ع دیگرسنگ مخزن هاست(*ولی میزان ذخیره ومقدار کل بهره برداری ازمخازن کربناته بیش تر است.)

ماسه سنگ بورغان به سن کرتاسه، سنگ مخزن میدان نفتی بورغان را که بزرگ ترین میدان نفتی ماسه سنگی جهان است را درکویت می سازد.

2-      سنگ مخزن های کنگلومرایی :چون مقدارکنگلومرا درحوضه های رسوبی زیاد نیست ازاین رو نقش مهمی را درایجاد مخازن نفت وگاز ایفا نمی کند.سنگ مخزن های کنگلومرایی معمولا به صورت عدسی درداخل ماسه سنگ هاموجود می باشند.درپنسیلوانیا ،شرق تگزاس وچین سنگ مخزن هایی از جنس کنگلومرا دیده شده است.

ب) سنگ مخزن های کربناته:بیش تر ذخایر کشف شده درایران وخاورمیانه دراین گونه سنگ مخازن قراردارند.قابلیت جریان نفت درسنگ مخزن کربناتی درز دار ،به مراتب بیش ازسنگ مخزن ماسه سنگی متوسط است .سنگ های کربناته خودبه دوگروه اصلی سنگ های آهکی وسنگ های دولومیتی تقسیم می شود.

سنگ های آهکی :سنگ های آهکی براساس طبقه بندی های مختلف تقسیم بندی می شود .دراین میان سنگ های کربناته ی دانه ریز آواری مثل رس سنگ ها(میکرایت)کم ترین پتانسیل سنگ مخزن را دارایند .واما گرین استون واوواسپارایت به دلیل آن که دارای ماتریکس رسی کم تر ومچوریتی بهتری است ،پتانسیل بالاتری برای مخزن بودن را دارایند.واما تبدیل آهک به دولومیت باعث افزایش یازده درصدی تخلخل سنگ می گردد.به عنوان مثال سنگ مخزن آسماری آهکی است و سنگ مخزن خانگیران ومزدوران دولومیتی است.

ج)سنگ مخزن متفرقه :سنگ مخزن های عمده ی این گروه شامل سنگ های آذرین ودگرگونی وشیل های شکاف داراست این کانسارها اگرچه ازنظر زمین شناسی به علت تجمع نفت وگاز درمخزن های غیرمتعارف جالب هستندولی ازنظراقتصادی حائز اهمیت نمی باشند.مثلا درژاپن وآرژانتین  درداخل توف ها وسنگ های ریولیتی نفت ذخیره شده است.

 

فصل هفتم

پوش سنگ(Cap Rock)

7-1 مقدمه :پوش سنگ ها درواقع سنگ هایی هستند که می توانند از حرکت روبه بالای هیدروکربن جلوگیری نمایند.پس پوش سنگ سنگی است نفوذ ناپذیر که عموما کیفیت یک پوش سنگ به ضخامت ،ارتفاع ستون هیدروکربن زیر آن فشار جانبی وگسترش جانبی آن بستگی دارد.باافزایش پارامترهای فوق کارایی یک پوش سنگ افزایش می یابد.

7-2 انواع مهم پوش سنگ:انواع مهم پوش سنگ درپنج گروه زیر قرارمی گیرد.

1)      سنگ های پوشش تبخیری :مهم ترین سنگ پوشش ها را سنگ نمک وسنگ گچ تشکیل می دهند.نمک ازناتراواترین کانی هاست.هم چنین خاصیت پلاستیک داردوهم چنین انیدریت نیز دارای این ویژگی هاست درنتیجه یا نمی شکند ویا اگر گسلی از داخل آن عبورکند نمک آن شکستگی را می پوشاند.یکی ازمعروف ترین سنگ پوشش های جهان سنگ پوشش تبخیری سازند گچساران می باشد.که مخزن آسماری را می پوشاند.درحوضه ی رسوبی ایرا ن مرکزی بخش زیرین سازند قرمز فوقانی که از لایه ای انیدریت ونمک است سنگ پوشش سنگ مخزن  قم رامی پوشاند.

2)      سنگ پوشش های آواری :رس سنگ ها وشیل ها به دلیل ناتراوایی شان سنگ پوشش های مناسبی را می سازند .درمیان رس ها کائولینیت به دلیل مقاومت کم تر درمقابل شکستگی ضعیف ترین ومونت موریونیت به دلیل خاصیت شکل پذیری اش بهترین سنگ پوشش را می سازد.

3)      سنگ پوشش های مارنی:مارن ها که مخلوطی از آهک ورس اند می توانند سنگ پوشش های نسبتا مناسبی را بسازند .این گروه ازپوش سنگ ها نسبت به سنگ های تبخیری وسنگ های رسی دارای ویژگی ضعیف تری برای سنگ پوشش بودن را دارند.

4)      سنگ پوش های آهکی:سنگ آهک ریز بلوریا میکرایت که از دیاژنز گل آهکی به وجود می آید به دلیل ریز دانه بودن خاصیت نفوذپذیری کمی داشته ومی تواند مانند رس سنگ ها سنگ پوشش مناسبی را تشکیل دهد.این لیتولوژی فقط درتاقدیس های باچین خوردگی ملایم ویا درنفت گیرهای چینه ای می تواند سنگ پوشش مناسبی را تشکیل دهند.

5)      سنگ پوشش متفرقه :هیدروکربن های جامد یا نیمه جامد مانند قیرها گاهی با مسدودنمودن  خلل وفرج سنگ ها راه عبور نفت وگاز را می بندند . و می توانند سنگ پوشش متفرقه را به وجود آورند ویا ماسه سنگ های رس دار نیز ممکن است به حدی ناتراوا شوند که پوشش سنگ رابسازند.

فصل هشتم

نفت گیر(Oil Trap)

8-1 مقدمه:نفت گیر یا تله ی نفتی یک از عوامل اصلی وضروری برای تجمع هیدروکربن می باشد.وقتی که نفت از سنگ منشاءبه وجود آید ازلایه های نفوذ پذیر به طرف بالاشروع به حرکت کرده ومی تواند به سطح زمین برسد.مگر این که مانعی درسه راه حرکت روبه بالای آن قرار گیرد .بتواند درساختاری به نام تله انباشته شود .درشکل زیر ساده ترین وفراوان ترین نوع نفت گیر یعنی نفت گیر تاقدیسی نشان داده شده است.

زمین شناسی نفت

بالاترین بخش یک نفت گیر، قله وپایین ترین بخش آن نقطه ی فرار است که منطبق برسطحی است که یک نفت گیر پایین ترازآن سطح قادر به نگه داری هیدروکربن نیست.یک نفت گیرممکن است تا نقطه ی فرار از نفت مملو ویا فقط بخشی از آن پر شده باشد.فاصله ی عمودی بین قله تا نقطه ی فرار کلوژر نامیده می شود.یک نفت گیرممکن است دارای نفت، گازیا مخلوطی از هر دوباشد.سطح تماس بین آب ونفت (OWC) سطح مشترک بین بخشی است که عمدتا ازنفت اشباع بوده وبخشی که عمدتا ازآب اشباع می باشد به طورمشابه سطح تماس بین نفت وگاز(GOC) یا گاز وآب (GWC) وجود دارد.ارزیابی دقیق این سطوح قبل ازمحاسبه ی ذخیره ی مخزن ضروری است.وقتی که نفت وگاز باهم دریک نفت گیر وجود دارند گاز به علت چگالی کم تر دربالا قرار می گیرد .نوع هیدروکربن درسنگ مخزن به نوع کروژن ،درجه ی بلوغ سنگ منشاء ،درجه ی حرارت وفشار مخزن بستگی دارد.

مرز بین آب ونفت ممکن است مشخص یا تدریجی باشد.*مرزناگهانی مشخصه ی مخزن تراواست ومرز تدریجی مشخصه ی مخازن باتراویی کم وفشار موئینگی بالاست.*بلافاصله درپایین زون هیدروکربن دار آب زیرین قراردارد ودرمجاورت مخزن آب حاشیه ای دیده می شود.سطح تماس سیالات درنفت گیرها عمومامسطح است.مگر آن که جریان های هیدرودینامیکی درآب زیرین موجب کج شدن سطح سیالات شود.تمامی ضخامت ستون نفت احتمال داردهیدروکربن تولید نکند.زیرا درداخل ستون نفت مخزن ممکن است به دلیل ناهم گنی ،فواصلی وجود داشته باشدکه ازنظر تراوایی ضعیف بوده وهیدروکربن تولید نکند.

یک ستون نفت را می توان به سه بخش تفکیک کرد:

1-      بخش تولید کننده ی 100%نفت

2-      بخش تدریجی آب – نفت

3-      بخش تولید کننده ی 100% آب

بخش یک مخزن ممکن است حاوی درصدی آب باشد ولی به دلیل این که تراوایی نسبی نفت بسیاربیش تراز آب است لذا تولید از این بخش فقط نفت خواهد بود.بخش دوم که هم آب وهم نفت تولید می کند؛خود به دوبخش اقتصادی وغیراقتصادی قابل تفکیک است.وبخش سوم بخشی که فقط آب تولید می کند وآن به دلیل تراوایی نسبی کم نفت نسبت به آب است.مرزهای مختلفی دریک ستون نفتی تعریف شد.مرز نفت آزاد مرزی که درآن اشباع شدگی نفت درحدی است که اجازه ی تولیدنفت رابه صورت 100% می دهدواین مرزبرروی بخش تدریی قرار دارد ومعمولا بخشی است که نفت بیش از 70% اشباع شدگی دارد.مرز آب – نفت اقتصادی مرزی است که ازآن به بالا نفت به اندازه ی کافی واقتصادی تولید می شود.این مرزمعمولا منطبق برنفت اشباع شدگی بیش از 50% است.مرز تولید آب – نفت مرزی که تولید نفت از آن اقتصادی نیست این مرز معمولا منطبق بر نفت اشباع شدگی 15- 20% است.بخش تولید کننده ی 100% آب که زیرمرز نفت – آب تولیدی قرارداردصرفا آب تولید می کند ودارای اشباع شدگی خیلی کمی ازنفت است.

زمانی که نفت گازی که  دارای چگالی متفاوتی هستند بخواهند یک نفت گیر راپرکنند نفت که سنگین تر است توسط

گاز سبک تر که می خواهد بخش بالایی نفت گیر رااشغال کندجابجا می شود.درچنین حالتی ممکن است جایگزینی گاز به حدی برسد که نفت را ازطزیق نقطه ی فرار نفت گیر به بخش های دیگر براند.

8- 2 ظرفیت نفت گیر وتجمع نفت گیرها:ظرفیت نفت گیر برای ذخیره ی نفت وگازبه عوامل مهم زیربستگی دارد:

الف)حجم نفت گیر (ارتفاع کلوژر وابعاد نفت گیر)

ب) تخلخل ونفوذ پذیری سنگ مخزن

ج)فشارودرجه ی حرارت سیال داخل مخزن

تجمع دریک نفت گیر بایک سنگ مخزن منفرد Poolنامیده می شود.وجود چند مخزن مجاوربه یک دیگر چه ازنظر جانبی یا عمودی ،میدان نفتی (Field)را تولید می کنند .مانند میدان مسجد سلیمان

مجموعه ی میدان های نفتی موجود در یک حوضه ی  رسوب گذاری تحت عنوان ایالت Province یا حوضه Basin نامیده می شود.

8- 3 انواع مهم نفت گیرها:به طور کلی نفت گیرها درچهار گروه اصلی طبقه بندی می شوند :

1-      ساختمانی

2-      چینه ای

3-      هیدرودینامیک

4-      مرکب

1-نفت گیرهای ساختمانی »عمدتا ناشی از فرایند های بعد ازرسوب گذاری بوده ودرتکوین آن ها نیروهای زمین ساختی عامل اصلی .این نفت گیرها به دودسته ی

الف) چین خوردگی

ب) گسلی تقسیم می شوند.

ازمهم ترین نفت گیرهای چین خورده ،نفت گیرهای تاقدیسی می باشد.مثال های خوبی از این نفت گیرها درحوضه ی زاگرس وجود دارد.این نفت گیرها ناشی ازنیروهای تراکمی یا فشارش هستند .چین خوردگی درحوضه ی زاگرس به صورت چین های کم دامنه(Low Amplitude) است .وبه همین دلیل میادین منابع عظیم نفت وگاز تولید شده وپوش سنگ آن ها بیش تر تبخیری است.

*تقریبا تمام مخازن نفت وگازکشف شده در ایران وحدود 80%درجهان ازاین نوع (تاقدیسی )می باشند.نفت گیرهای تاقدیسی قوّار بزرگ ترین میدان نفتی جهان را درعربستان می سازد.این نفت گیر تاقدیسی ازشش تاقدیس  ساده تشکیل شده طول این میدان Km250 وعرض آن Km20 می باشد.میدان گازی فوق عظیم کنگان (پارس جنوبی)که بزرگ ترین مخزن گازی جهان است ازنوع تاقدیسی است.

2- نفت گیرهای نوع گسلی(Fault Traps ): دربسیاری از میدان هاگسل عامل تجمع وبه تله افتادن هیدروکربن هامی باشد.نقش اصلی گسل ها درایجاد نفت گیر قرار دادن لایه های مخزنی درمقابل لایه های ناتراواست.شکل زیر:

 

اما مشکل اصلی دررابطه با گسل ها این است که برخی ازگسل هابسته نیستند وسیالات داخل مخزن را ازخود عبور می دهند.به هرحال برای شکل گیری نفت گیر گسلی وجود دو عامل لازم است:

الف)سطح گسل بایستی به صورت یک سطح نفوذ ناپذیر عمل کند.

ب)سنگ های مخزن باید درمجاورت سنگ های ناتراواقرارگیرند.

انواع مختلف گسل ها مانند گسل نرمال- گسل معکوس -گسل راستا لغزوگسل تراستی وگسل رشدی می تواندباعث ایجاد نفت گیر گسلی شود.نفت گیر گسلی فهود درعمان مثالی از نفت گیرهای گسلی است.

3-نفت گیرهای نوع دیاپیری:فرآیند دیاپیریسم ازمکانیزم های مهم برای ایجاد انواع زیادی ازنفت گیرهاست.دیاپیرها یاگنبدهای نمکی از حرکت روبه بالای رسوبات سبک که عموما نفت یا رس های پرفشار هستندبه وجود می آید.حرکت نفت باعث ایجاد چندین ساختار برای انباشته شدن نفت می شود. گاهی اوقات دیاپیرهایی از رس ها مانند گنبد های نمکی به طبقات جوان وسنگین تر نفوذ می کنند ؛به طوری که گاهی به صورت گل فشان به سطح زمین می رسند درشکل زیر ساختمان یک گنبد نمکی هم راه با مناطق مختلفی ازآن ،که درآن نفت تجمع می یابد.نشان داده شده است.

میدان نفتی دمام اولین میدان نفتی کشف شده در عربستان سعودی ازنوع نفت گیر فوق کلاهک است.

4-نفت گیرهای چینه ای (Stratigraphic Traps) :شکل گیری نفت گیرهای چینه ای درارتباط با تغییرات لیتولوژیکی است .تغییر درلیتولوژی یا درطی رسوب گذاری صورت می گیرد .مثل تغییر رخساره دررسوبات کانال های رود خانه ای ویا ریف ها ویا ناشی ازتغییرات بعد از رسوب گذاری است مثل فرسایش رسوبات ویا دیاژنز. تعیین موقعیت نفت گیرهای چینه ای به مراتب مشکل تراز نفت گیرهای ساختمانی است؛چراکه این نوع نفت گیر ها به راحتی به وسیله ی مطالعات لرزه ای آشکارنمی شوند .وهم چنین فرآیند هایی که درتشکیل آن ها دخالت دارند عموما خیلی پیچیده هستند .با توجه به تقسیم بندی دیتن هاوس نفت گیرهای چینه ای را می توان دردوسته ی اصلی قرار داد:

الف)نفت گیرهایی که ارتباطی به سطوح ناپیوستگی ندارند مثل نفت گیرهای تغییر رخساره ای یا رسوبی ،نفت گیرهای دیاژنزی .

ب) نفت گیرهای چینه ای مرتبط با ناپیوستگی ها که ممکن است نفت گیر دربالای ناپیوستگی یا درزیرناپیوستگی به وجود آید.

5-نفت گیرهای هیدرودینامیکی :دراین نفت گیرها حرکت روبه پایین آب مانع ازحرکت روبه بالای نفت وگازمی شود.نفت گیرهایی که صرفا هیدرودینامیکی باشند بسیارکمیابند ولی بسیاری از نفت گیرها وجود دارند که نتیجه ی ترکیب نیروهای هیدرودینامیکی وعوامل ساختمانی وچینه ای هستند.

6-نفت گیرهای مرکب :نفت گیرهایی هستند که ازترکیب دویاچند نفت گیربه وجود می آیند .نفت گیرهای مرکب می توانند ناشی ازعوامل ساختمانی –چینه ای، ساختمانی وهیدرودینامیکی ،چینه ای وهیدرودینامیکی وغیره می باشد.

8-4 مقایسه ی اهمیت نفت گیرها:مقدار نفت درانواع مختلف نفت گیر هابسیار متفاوت است .از کل میدان های عظیم نفتی(Gaint Oil Field )شناخته شده که دارای بیش از 500میلیون بشکه ذخیره ی قابل بازیافت می باشند ؛نفت گیرهای تاقدیسی 75%نفت گیر های چینه ای 13% نفت گیرهای مرکب9% نفت گیرهای گنبد نمکی 2% ونفت گیرهای گسلی فقط 1% آن ها را شامل می شوند.

http://geologyinfo.blogfa.com

***