وضعیت جغرافیایی کشورهای همسایه ایران
قبل از معرفی کشورهای همسایه ایران لازم است ابتدا از خود ایران شروع کنیم!
جمهوری اسلامی ایرانIslamic Republic of Iran
مشخصات جغرافیایی کشور ایران با وسعتی معادل 195، 648 ،1 کیلومتر متر مربع، شانزدهمین کشور بزرگ جهان است. ایران در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی در قاره آسیا و در قسمت غربی فلات ایران واقع شده و جزو کشورهای خاور میانه است. نصف النهار 5 44 شرقی از غربی ترین نقطه ایران و نصف النهار 18 63 شرقی از شرقی ترین نقطه ایران عبور می کند. همچنین مدار 3 25 شمالی از جنوبی ترین نقطه ایران و مدار 47 39 شمالی از شمالی ترین نقطه این کشور می گذرد. همسایگان ایران عبارتاند از: جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق، افغانستان، پاکستان و ترکمنستان. طول سواحل ایران در امتداد دریای خزر 657 کیلومتر، در خلیج فارس از بندر عباس تا دهانه اروند رود 259، 1 کیلومتر و امتداد دریای عمان از خلیج گواتر تا بندر عباس 784 کیلومتر است که در مجموع بالغ بر 731، 8 کیلومتر را تشکیل میدهد. حدود 90 درصد از خاک ایران در محدوده فلات ایران واقع شده است. ایران کشوری کوهستانی محسوب میشود. بیش از نیمی از مساحت کشور را کوهها و ارتفاعات، و کمتر از 4/1 آن را نیز اراضی قابل کشت تشکیل داده است. ارتفاعات ایران را به طور کلی می توان به چهار رشته کوه شمالی، غربی، جنوبی و کوههای مرکزی و شرقی تقسیم کرد از رشته کوههای مهم میتوان به البرز و زاگرس اشاره کرد. بلندترین قله ایران دماوند نام دارد با ارتفاع 5671 متر که از این جهت در مرتبه بیست و سوم کوههای جهان قرار دارد. اکثر رودهای جاری در ایران کم آباند و تنها رود قابل کشتیرانی آن، رود کارون است. مهمترین رودهای حوضه خلیح فارس و دریای عمان عبارتاند از: کارون، جراحی، کرخه، در، زهره، دالکی، اروند رود، مهران، میناب، سرباز، با هوکلات، تیاپ، نای بند، شور و مند. رود کارون با 950 کیلومتر طول، چهل و هشتمین رود جهان است. حدود 200، 180 کیلومتر مربع از خاک ایران را جنگلها پوشانده که حدود 5/55 % آن مربوط به جنگ های غرب کشور است. جنگلهای شمال کشور در حاشیه جنوبی دریایی خزر 19%، جنگلهای پسته پراکنده در جنوب و شرق 3/13%، جنگلهای کوهستانی ارس 6/6% و جنگلهای گرمسیر و کویری نیز 6/5% آن را تشکیل میدهد. کشور ایران دارای آب وهوای متنوعی است که با مقایسه نقاط مختلف کشور، این تنوع را به خوبی میتوان مشاهده کرد. پایتخت ایران شهر تهران و 98% مردم ایران مسلمان هستند. تاریخ پیش از اسلام پیش از مهاجرت آریائیان به ایران، اقوامی از نژادهای متفاوت با تمدنهای مشابه در آن میزیستند؛ مانند ایلامیها که در حدود 4000 سال قبل از میلاد مسیح میزیستند. در اواسط هزاره دوم قبل از میلاد، طوایفی از نژاد سفیدپوست، که شعبهای از نژاد هند و اروپایی بودند، از شمال فلات ایران وارد این سرزمین شدند. نام ایران نیز از همین مردمان آریایی گرفته شده است. شعبههای مختلف آریایی، هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارسها در قسمت جنوبی و پارتها در حدود خراسان امروزی. مادها در اوایل قرن هفتم قبل از میلاد اولین دولت ایرانی را تاسیس کردند. از پادشاهان بزرگ این سلسله میتوان به هوخشتره که با دولت بابل متحد شد و آشوریها را از بین برد اشاره کرد. دولت ماد در 550 قبل از میلاد به دست کورش منقرض شد و سلطنت ایران به پارسی ها منتقل گشت. در زمان داریوش، امپراطوری هخامنشی به منتهای بزرگی خود رسید: از هند تا دریای آدریاتیک و از دریای عمان تا کوههای قفقاز. جنگ های ایران و یونان در زمان او آغاز شد. دولت هخامنشی سر انجام در 330 ق. م به دست اسکندر مقدونی منقرض گشت و ایران به دست سپاهیان او افتاد. پس از مرگ اسکندر (323 ق. م) فتوحاتش بین سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیائی او که ایران هسته آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان در آمد. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند سلوکیان را نابود و امپراتوری اشکانی را ایجاد کنند. این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوههای قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگهای چند ساله ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگهای خارجی به تدریج ضعیف شد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید. وی سلسله ساسانیان را بنا نهاد که تا 652 میلادی در ایران ادامه یافت. دولت ساسانی حکومتی ملی و متکی به دین و تمدن ایرانی بود و قدرت بسیار زیادی کسب کرد. در این دوره نیز جنگهای ایران و روم ادامه یافت. امپراتوری پهناور ساسانی که از رود سند تا دریای سرخ وسعت داشت، در اثر مشکلات خارجی و داخلی ضعیف شد. آخرین پادشاه این سلسله یزدگرد سوم بود. در دوره او مسلمانان عرب به ایران حمله کردند و ایرانیان را در جنگهای قادسیه، مدائن، جلولاء و نهاوند شکست دادند و بدین ترتیب دولت ساسانی از میان رفت. ایران پس از اسلام جنگ نهاوند در سال 20 هجری اتفاق افتاد و پس از آن ایران به دست اعراب افتاد. در طول بیست سال بعد، تمام بلاد ایران مانند خراسان و سیستان نیز فتح شد. سالها گذشت و در این مدت اختلافات داخلی زیادی بین مسلمانان پدید آمد. بنی امیه در دوران حکومت خود، بزرگی اعراب و تحقیر ملل دیگر را شعار خویش ساخته بودند، و ایرانیان که از فشارهای حکومت ناراضی بودند، همواره مترصد اقدام علیه آنان بودند. چنان که نه فقط همراه مختار و ابراهیم بن مالک بر ضد عبدالملک بن مروان قیام کردند، بلکه به اتفاق عبدالرحمان بن اشعث نیز علیه حجاج بن یوسف ثقفی همدست شدند،به خصوص که خلفای بنی امیه در امر جزیه و خراج خشونت و شدت زیادی به خرج میدادند. به تدریج در اواخر حکومت بنی امیه، خراسان پایگاهی برای مخالفان آنها شد. لذا بنی عباس برای نفوذ خود به ایرانی ها متوسل شدند. کمک ایرانیان به بنی عباس را باید دلیل اصلی برای نابودی بنی امیه و قدرت بنی عباس دانست. به همین دلیل بود که در دوره عظمت عباسیان، بالاترین مقامهای اجرایی به ایرانیان اختصاص یافت که در این مورد میتوان به وزارت خاندان برمکی اشاره کرد. با قتل این خاندان توسط هارون الرشید و بیرون راندن ایرانی ها از دستگاه خلافت، مقدمات ضعف دولت عباسی آغاز شد. با ضعف دولت عباسی و خارج شدن بعضی سرزمینها از زیر نفوذ آن، دولتهایی در گوشه و کنار ایران ایجاد شدند و خود را مستقل از دستگاه خلافت اعلام کردند. از این دولت ها می توان به طاهریان و صفاریان اشاره کرد. به تدریج نفوذ دستگاه خلافت بنی عباس به عراق محدود شد و دولتهایی ایرانی با قدرتی بسیار پدید آمدند؛ مانند دولت آل بویه. دولت ایرانی سامانی در ماوراء النهر پدید آمد. از سالها قبل، اقوام ترک در دستگاه خلافت و دیگر دولتها نفوذ کرده بودند، لذا توانستند دولت غزنوی را در شرق ایران به وجود آورند. پس از غزنویان، ترکهای سلجوقی به قدرت رسیدند که عظمت امپراطوری ایران در دوره حکوت آنها، بار دیگر تقریباً تمام فلات ایران تا آسیای صغیر را در بر گرفت. سلجوقیان حتی خلیفه عباسی را هم زیر نفوذ خود گرفتند و توانستند در جنگ با دولت روم شرقی پیروز شوند. پس از این پیروزی بود که به تدریج مقدمات جنگهای صلیبی فراهم شد تا اینکه رسماً در سال 1099 میلادی، این جنگها آغاز شد. پس از سلجوقیان، خوارزمشاهیان بر سر کار آمدند. در این دوره جهان اسلام مواجه با فاجعه بزرگی گردید: حمله مغول. بسیاری از شهر های آباد ایران با خاک یکسان شد و صدها هزار نفر از مردم کشته و آواره شدند. در حمله بعدی مغول که توسط هلاکو خان ترتیب داده شد، بغداد تصرف شد، دولت عباسی سقوط کرد و خلیفه آن کشته شد. بازماندگان هلاکوخان که به نام ایلخانان بر ایران حکومت میکردند، به سبب تاثیر نفوذ وزرا و مشاورینی چون خواجه نصیر الدین توسی، شمس الدین محمد جوینی و رشید الدین فضل الله همدانی و مخصوصاً فرهنگ ایرانی - اسلامی ایرانیان، به دین اسلام گرویدند و مقهور تمدن و تربیت ایرانیها شدند. خاتمه کار ایلخانان با ضعف و اختلافات داخلی و شورش های زیادی در اطراف و اکناف کشور همراه شد. در این هنگام یکی دیگر از سرداران مغول به نام تیمور لنگ حملات خود را آغاز کرد. تیمور که طنین نامش از چین تا مصر و از دهلی نو تا مسکو را به وحشت میافکند، طی یورشهای خونین و مکرر خویش بسیاری از بلاد ایران و سرزمینهای دیگر را ویران کرد و جنایات بسیاری مرتکب شد. پس از او جانشینانش نتوانستند قلمرو وی را حفظ کنند و حکومتهای محلی در همه جای ایران سر بر آوردند. سرانجام شاه اسماعیل صفوی به این حکومت ها پایان داد و حکومت مقتدر شیعی صفوی را بنیان نهاد، اما صفویه نیز با هجوم افغانها منقرض گردید. پس از آن نادر شاه، افغانها را بیرون راند و سلسله افشاریه را تأسیس کرد. وی حملاتی را علیه هندوستان ترتیب داد. سپس سلسله زندیه که مؤسساش کریم خان زند بود، حکومتی را بنا نهاد که چندان دوام نیافت و با حملات آنها محمد خان از بین رفت. از آن پس دوره حکومت قاجاریه شروع شد که تا سالها ادامه داشت. از پادشاهان این سلسله میتوان فتحعلیشاه، ناصر الدین شاه و مظفر الدین شاه را نام برد. در این دوره جنگهای ایران و روسیه رخ داد که به دلیل بیکفایتی شاهان قاجار، بسیاری از سرزمین های ایران از کشور جدا شد و از دست رفت. آخرین سلسله پادشاهی که بر ایران حکومت کرد، خاندان پهلوی بود. رضا شاه توسط کودتایی که در سوم اسفند 1299 ترتیب داد، به وزارت رسید و مدتی بعد انقراض قاجاریه را اعلام کرد. همزمان با جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین در شهریور 1320 هجری شمسی وارد ایران شدند تا به شوروی که علیه آلمان میجنگید امکانات برسانند. رضا شاه به دستور دولت انگلیس از ایران خارج شد و پسرش، محمدرضا شاه، بر تخت سلطنت نشست. دوره پهلوی تا بهمن 1357 که انقلاب اسلامی پیروز شد، ادامه یافت. "
ترکیه
پیشینه تاریخی: ترکیه کشوری است با فرهنگی غنی، مردمی اصیل و طبیعتی زیبا و متنوع. این سرزمین زیبا همچنین بهعنوان مهد بسیاری از تمدنها در طول تاریخ شناخته شده است. در نتیجۀ موقعیت جغرافیایی این کشور، ترکیه در واقع بهعنوان پل ارتباطی شرق و غرب ایفای نقش نموده است و ملت ترکیه دائماً با فرهنگهای بسیاری در ارتباط بودهاند. در طی قرون، سلاطین بسیاری آمده و رفتهاند و هر کدام از خود ردّی در این کشور بر جای نهادهاند. یک بخش فوقالعاده و بسیار مهم تاریخ ترکیه مربوط بهمرحلۀ رشد کلیسای اولیه در این کشور است. در دوران امپراتوری روم، پولس رسول سفرهای بشارتی زیادی بهسرزمینی که اکنون ترکیه خوانده میشود داشت. حتی هفت کلیسای ذکر شده در کتاب مکاشفه در ترکیه امروزی واقع شدهاند. کنستانتین در سال ۳۲۵ میلادی، امپراتوری رو بهزوال روم را متحد و نیرومند ساخت. وی پایتخت روم نوین را بهنام کنستانتینوپل که همان استانبول امروزی است بنیاد نهاد. چند صده پس از کنستانتین، وقایع بسیاری در ترکیه رخ داد که هویت امروزی این ملت را شکل داد. ترکهای سلجوقی با زور کنستانتینوپل را تسخیر نموده و اسلام را به این منطقه معرفی کردند. پس از امپراتوری سلجوقی، امپراتوری عثمانی قدرت را در ترکیه بهدست گرفت. امپراتوری عثمانی بزرگترین و مقتدرترین امپراتوری اسلامی در طول تاریخ بوده است. این امپراتوری تا اوایل دهۀ ۱۹۰۰ ترکیه را تحت کنترل خود داشت. در بحبوحۀ آشوبهای جهانی و داخلی، به رهبری مصطفی کمال یا آتاتورک (بهمعنای لغوی پدر ترک)، ترکیه بهسوی دوران پیشرفت نوینی هدایت شد. نفوذ و ایدههای وی آنچه را ما امروزه بهنام ترکیه میشناسیم شکل بخشید.
موقعیت جغرافیایی :
ترکیه نقطه تلاقی دو قاره مهم آسیا و اروپایی می باشد. ترکیه در جنوب شرقی اروپا و جنوب غربی آسیا واقع شده است و بین 5/36 و 42 درجه عرض شمالی و 26 و 45 درجه طول شرقی در نیمکره شمالی قرار گرفته است ، سرزمین ترکیه بصورت مستطیلی قابل تصور است که طول آن از شرق تا غرب 1660 کیلومتر و عرض آن بطور متوسط 550 کیلومتر می باشد. ترکیه از سه طرف به وسیله دریا احاطه شده است. از وسعت ترکیه با 578/814 کیلومتر مربع مساحت (کمتر از نصف مساحت ایران) سی و پنجمین کشور جهان محسوب می گردد.. ترکیه در همسایه اروپایی و شش همسایه آسیای دارد. از شمال با کشورهای مشترک المنافع با 610 کیلومتر ، در شرق با جمهوری اسلامی ایران 454 کیلومتر ، با عراق 331 کیلومتر در جنوب با سوریه 877 کیلومتر در قسمت غربی با یونان 212 کیلومتر با بلغارستان 269 کیلومتر مرزهای مشترک دارد.
سواحل ودریاچه ها :ترکیه از سه طرف توسط دریای سیاه در شمال ، دریای مدیترانه درجنوب ، دریای ازه در غرب احاطه شده است. در شمال غربی دریای داخلی مهمی بنام دریای مرمره وجود دارد که این دریا از سمت شمال به وسیله تنگه بسفر به دریای سیاه واز طریق تنگه داردانل به دریای ازه متصل می گردد. این دو تنگه دریای سیاه را به دریای آزاد متصل می نمایند. دریای مرمره منطقه ای در حدود 11350 کیلومتر را در بر می گیرد..در دریاهای مرمره و ازه جزایر متعددی وجود دارند که متعلق به ترکیه میباشند . بعضی از آنها عبارتند از : جزایر مرمره در دریای مرمره و ایمیرس در در دریای ازه و ... در ترکیه در حدود 65 دریاچه کوچک و بزرگ جمعا با 9000 کیلومتر مربع مساحت وجود دارد ، از جمله دریاچه وان ( با مساحت 3713 کیلومتر) در شرق ، دریاچه نمک ( با مساحت 1620 کیلومتر) در آناطولی مرکزی و دریاچه توز (با مساحت 1500 کیلومتر) در قونیه و ....
شهرها و بنادر مهم :
پایتخت ترکیه شهر آنکارا میباشد و از شهرهای مهم آن میتوان از استانبول ، ازمیر ، آدانا ، بورسا، ارزروم، قونیه، آنتالیا ، اورفا ، وان و... نام برد.استانبول و تکیرداغ در قسمت اروپایی ترکیه وزنگولداق ، سینوپ و طرابوزان در بخش آسیایی از بنادر مهم ترکیه محسوب میشوند . بنادر ...... در ساحل دریای سیاه ، مرسین و آلانیا و انطاکیه درساحل دریای مرمره، ازمیر؛ آنتالیا در ساحل دریای مدیترانه وایرالیک در ساحل دریای ازه از دیگربنادر ترکیه می باشند.
۱) در مجاورت مرزهای غربی آسیا در همسایگی ایران كشوری قرار دارد با سابقه طولانی و پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی كه اكثریت عظیم مردم آن مسلمانند و در زمانی نه چندان دور امپراتوری عثمانی یعنی آخرین نمونه خلافت اسلامی را اداره می كردند و هنوز هم بیش از هر چیز خود را مسلمان می دانند و اغلب نمادها و نمودهای تاریخی و فرهنگی آنها خمیرمایه شرقی دارد.
2) در منتهی الیه شرق اروپا و در سواحل مدیترانه كشوری قرار دارد با نظام سیاسی لائیك كه رسما به صورت دمكراتیك اداره می شود و نهادهای مدنی و سیاسی و حقوقی آن با معیارها و هنجارهای اروپایی انطباق دارد و مردم و دولت آن یكصدا و همسو در تلاشند تا هرچه سریعتر به اتحادیه ای بپیوندند كه نماینده وحدت و هماهنگی منافع اروپایی است و در این راه از هیچ گونه كوششی دریغ نمی كنند و حتی تحقیر را به جان می خرند به این امید كه زمان بزرگی فرا رسد.
3) كدامیك از این دو كشور تركیه است؟ آیا تركیه كشوری اروپایی است یا آسیایی؟ احتمالا كسی به درستی پاسخ این سؤال را نمی داند. اصولا چرا باید فرض كنیم كه میان این دو جنبه تعارض و تضادی وجود دارد؟ آیا نمی توان تصور كرد كه تركیه یا هر كشور دیگری عناصری از هر دو فرهنگ آسیایی و اروپایی را داشته باشد و این عناصر به گونه ای با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند؟ به نظر می رسد كه بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان و حتی مردم عادی در تركیه چنین نظری دارند. آنها بر این عقیده اند كه وجود عناصر فرهنگ اروپایی و آسیایی در این كشور بیانگر غنا و تنوعی است كه در اغلب كشورهای دیگر آسیا و اروپا یافت نمی شود پس این امر نقطه قوتی برای تركیه است كه باید آن را غنیمت شمرد. اما دیگران چنین عقیده ای ندارند.
4) سه نیروی قدرتمند زندگی سیاسی را در تركیه تحت تإثیر قرار می دهند. نخست ملی گرایی نیرومندی كه با ظهور ترك های جوان قدرتی فزاینده یافت و شخص آتاتورك بزرگترین نماینده آن بود. ناسیونالیزم تركی كه گاهی در شكل پان تركیسم تجلی می كند مهمترین عامل شكل گیری دولت و كشور جدید تركیه و ادامه یافتن آن در قرن بیستم میلادی به شمار می آید. نیروی قدرتمند دیگری كه در زندگی سیاسی مردم تركیه نقش فوق العاده مؤثر و قدرتمندی ایفاء می كند صورت خاصی از غرب گرایی است كه بخش عمده ای از طبقات متوسط و بالا به ویژه نظامیان،روشنفكران و صاحبان صنایع و بازرگانان در طیف حامیان و حاملان آن قرار دارند. این نگرش از هنگام ایجاد تركیه جدید به دست كمال آتاتورك در ساختار دولت و نهادهای عمومی و مدنی نفوذ داده شد و در قانون اساسی تركیه به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت لحاظ شد. در واقع این دو نیروی سیاسی یعنی ناسیونالیزم تركی و غرب گرایی از همان هنگام كه آتاتورك دولت جدید را بنیان نهاد همواره به مثابه دو نیروی همزاد تلقی شده اند و بسیار كسان چه در تركیه و چه در خارج از این كشور اصولا این دو نیرو را یكی می پندارند و تصوری از دو گانگی این دو عنصر ندارند. حال آنكه ملی گرایی تركی می تواند اشكالی متفاوت با آنچه تاكنون داشته است به خود بگیرد و این نكته ای است كه به تازگی با تقویت نیروی سوم یعنی اسلام سیاسی در تركیه به تدریج مورد توجه قرار گرفته است. اسلام دین مردم تركیه است و آنها از قرن ها پیش بر اساس تعالیم آن زیسته اند. همچون اغلب كشورهای اسلامی، این دین چنان در تارو پود مردم تركیه درآمیخته است كه هرگز نمی توان روزی را تصور كرد كه ارزش ها و هنجارهای دینی از زندگی این مردم بیرون برود. البته تا زمانی كه اسلام را نیرویی غیر سیاسی به شمار آوریم شاید چندان مشكلی در ادامه یافتن وضع كنونی پیش نیاید اما واقعیت این است كه امروز اسلام نیروی سیاسی بسیار توانمندی است كه نه تنها گرایش غرب گرایانه سنتی را در تركیه به چالش فرامی خواند بلكه ناسیونالیسم تركی را نیز تحت الشعاع قرار داده است و برخی بر این باورند كه ناسیونالیسم تركی نیز با گذشت زمان تا حدودی رنگ و لعاب دینی به خود می گیرد چون محتوای ملی گرایی تركی قابل تغییر است.
5) آیا در تركیه امروز نیز همچون بسیاری از دیگر كشورهای اسلامی مشكل اساسی معارضه دشوار پیچیده و لاینحل سنت و مدرنیته است؟ واقعیت این است كه اسلام جدید همچون ملی گرایی جدید و غرب گرایی جدید تركیه همواره در صدد پاسخ دادن به معضله هویت ملی است. آنچه از آن با عنوان اسلام جدید در تركیه یاد می كنیم نوعی بازگشت مشتاقانه به دین و ارزش های اسلامی این ملت است كه نخستین شعله های آن در اواخر دوران امپراتوری عثمانی روشن شد یعنی هنگامی كه هجوم غربی ها بر همه زوایای حیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مردم آسیای صغیر آنها را همچون سایر ملت های مسلمان عضو امپراتوری و بقیه ملت های مسلمان استعمار زده به واكنش و دفاع برانگیخته بود و در این تلاش ملی ،اسلام به مثابه ذخیره بزرگی از توان فرهنگی و تاریخی این ملت مورد بازاندیشی قرار گرفت. در این دوران ترك ها همانند سایر ملل مسلمان تحت فشار استعمار به هویت اصیل خود رجوع كردند و بنیان های اعتقادی آنها برای مقاومت در برابر استعمار و هجوم همه جانبه غرب به كار آمد. از این رو اسلام گرایی تركیه چندان جنبه سنت گرایانه ندارد بلكه كوششی آگاهانه و جدید برای مقابله و دفاع و ضدیت با جریان زورمند و زورمدار غرب گرایی در تركیه بوده است و امروز هم به رغم كاهش محسوس خشونت و شدتی كه در نتیجه آزمون و خطا در این رویارویی حاصل شده است همچنان به اشكال گوناگون ادامه دارد.
۶) حاصل تعامل این سه نیروی سیاسی در تركیه هرچه باشد تأثیری بر این واقعیت نمی گذارد كه به رغم گذشت چند دهه ،تعارض های گوناگون و تو در تویی كه تركیه با آن روبروست نه تنها حل نشده بلكه دشوار تر و پیچیده تر شده است. این تعارض ها بیانگر نوعی بحران هویت است. بحرانی كه میراث دوران امپراتوری و سپس كمالیسم به شمار می آید. در حال حاضر نمودهای بی شماری از این بحران هویت را می توان مشاهده كرد. از یكسو پیوستن به اتحادیه اروپایی با شعار «ما اروپایی هستیم »به آرمان سیاسی بزرگ مردم و دولتمردان تركیه مبدل شده است و دولت این كشور با پشتیبانی و حمایت تقریبا همه مردم و احزاب و جریان های سیاسی می كوشد تا به هر قیمت به این هدف دست یابد. برای دستیابی به این هدف تركیه تاكنون از خیر بسیاری از مواهب گذشته و سختی ها و تحقیرهای زیادی را تحمل كرده است و با وجود این اتحادیه اروپایی هر روز موانع جدیدی در این مسیر قرار می دهد و از هر طرف اروپا صداهای مخالف كسانی كه اتحادیه اروپایی را باشگاه ملل مسیحی می دانند و تركیه را بیگانه می خوانند شنیده می شود. امروز در ورزشگاه های اروپایی هرگاه تیم فوتبالی از تركیه در برابر یك تیم اروپایی قرار می گیرد تماشاچیان تیم رقیب این شعار را سر می دهند كه : «ما اروپایی هستیم شما اهل كجایید؟»
7) تركیه كشوری اسلامی است،كشوری كه اسلام در زندگی روزمره مردم آن جریان دارد و در دهه های اخیر به اندازه ای قدرت خود را در ذهن و دل اكثریت غالب مردم بازیافته است كه احزاب اسلامی با حمایت مردمی یكی پس از دیگری ظهور می كنند و در اندك مدتی زمینه سیاسی قدرتمندی پیدا می كنند. هرگاه یكی از این احزاب با فشار و سركوب از دور خارج شده است بلافاصله حزبی با توان و آمادگی بیشتر پشتیبانی مردمی باز هم افزونتری كسب كرده و اینك كار به جایی رسیده است كه حامیان دمكراسی لائیك تركیه ناچار شده اند خشمگین و خجلت زده ظهور یك حكومت اسلام گرا را با هدایت حزبی كه تنها چند ماه پس از تاسیس از همه احزاب رقیب لائیك و ناسیونالیست در انتخابات پیشی گرفت ،بپذیرند.
8) تردیدی نیست كه روی كار آمدن حكومت اردوغان و حزب عدالت و توسعه تحولی بزرگ در تاریخ معاصر تركیه به شمار می آید ولی امروز همین حزب و همین حكومت در تلاش است تا راه مذاكرات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپایی را هموار كند و بیش از دولتهای قبلی در زمینه روابط با اروپا آمریكا و اسرائیل باز عمل می كند و در صدد تغییر و یا اصلاح بنیان های زندگی لائیك نیز برنیامده است. آیا این بدان معنی است كه اردوغان و حزبش اسلام گرا نیستند و یا بیانگر آن است كه وی مشروط و موقت بودن حكومت خود را در قالب اصول اساسی لائیسیته به رسمیت می شناسد؟
9) شاید ترك ها زیستن با تعارض و دست و پا زدن در میان تضادها را پذیرفته اند زیرا دریافته اند كه راهی برای خروج از این تناقضهای تاریخی كه هویت آنها را تیره و چندگانه كرده است نخواهند یافت. شاید خود این تضاد هویت آنها را تشكیل می دهد. اما درست تر این است كه آنها می خواهند اسلام مدرنیته غربی و ناسیونالیسم تركی را به مثابه اجزای هویت ملی یكپارچه خود به رسمیت بشناسند و هر یك از این عناصر را در حدی كه با عناصر دیگر قابل جمع باشد حفظ كنند. این هویت چندگانه و چندلایه احتمالا نه اسلامگرایان جدی را راضی می كند و نه اروپایی ها را كه به چیزی كمتر از غربی شدن كامل ترك ها رضایت نمی دهند. ولی به هرحال راهكاری است كه برای رهایی از تعارضهای حل ناشدنی هویتی راه حلی عمل گرایانه به دست می دهد.
موقعیت جغرافیایی:
تركیه، سرزمینی در غرب آسیا و جنوب شرق اروپا، در نیمكره شمالی (۳۵ تا ۲۴ درجه عرض شمالی و ۲۶ تا ۴۵ درجه طول شرقی) با وسعتی معادل ۸۱۴۵۷۸ كیلومتر مربع (۲۳۷۲۰ كیلومتر مربع در قاره اروپا) از دو شبه جزیره آناتولی (۹۷ درصد خاك تركیه و بخش آسیایی) و تراس شرقی (۳ درصد خاك تركیه و بخش اروپایی) تشكیل یافته است. تركیه از سه طرف به دریا راه دارد و دو همسایه اروپایی و شش همسایه آسیایی دارد، از شمال شرق، ۶۱۰ كیلومتر مرز را با كشورهای مشترك المنافع و از شرق ۴۵۴ كیلومتر مرز با ایران و از طرف جنوب با عراق و سوریه (۳۳۱ و ۸۷۷ كیلومتر) و از غرب با یونان و بلغارستان (۲۱۲ و ۲۶۹ كیلومتر) مرز مشترك دارد و دریاهای سیاه (شمال تركیه) مرمره و اژه (شمال غرب و غرب)، مدیترانه(جنوب) از طریق دو تنگه بسفر و داردانل به دریاهای آزاد مرتبط می شوند و از لحاظ جغرافیایی موقعیت مناسب بحری به این كشور می دهند.
موقعیت استراتژیك:
موقعیت خاص جغرافیایی تركیه موجب شده است كه این كشور از موقعیت استراتژیكی هم برخوردار باشد، این سرزمین همانند پلی دو منطقه مهم و استراتژیكی بالكان و خاورمیانه را به یكدیگر متصل می كند. وجود نفت در خاورمیانه به بحران های متعدد، در این منطقه موجب افزایش اهمیت تركیه گشته، همچنین نزدیكی این كشور به دریای سیاه، اژه، مدیترانه و وجود دو تنگه مهم بسفر و داردانل، باعث شده است كالاهای مصرفی اروپا از طریق تركیه به خاورمیانه ارسال شود.تركیه در اوایل دوره جنگ سرد (۱۹۵۳م) به علت وحشتی كه از حمله شوروی سابق داشت، به عنوان بازوی شرقی بلوك غرب به پیمان نظامی ناتو پیوست و پس از فروپاشی شوروی احتمال می رفت كه از اهمیت نقش تركیه كاسته شود اما به علت همجوار شدن این كشور با كشورهای مشترك المنافع (جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) و وجود منابع نفت و گاز در این منطقه، دوباره مورد توجه غرب قرار گرفت. تركیه در دوره اشغال كویت به دست نیروهای عراق و در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) به موازات جبهه سعودی، جبهه ای در شمال عراق گشود و فعالانه علیه حضور نظامی عراق در كویت به نیروهای متحدین كمك كرد. پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران (۱۹۷۹) كشورهای غربی سعی كردند از طریق نفوذ تركیه به آسیای مركزی و قفقاز و انحصاری ساختن بازارهای این مناطق از نفوذ ایران بكاهند و حضور خود را از این طریق افزایش دهند.مشكلات تركیه با كشورهای همجوار و خارج از قلمرو ملی:تركیه از دیرباز با برخی همسایگان خود مرزهایی ناآرام داشته است.از آن جمله:- دشمنی دیرینه با ارمنستان (همسایه شرقی- درباره عراق، تجاوز به خاك این كشور در بخش های شمالی و اجرای طرح های تحت پوشش (GAP) كه از طریق آن تركیه كنترل مصب های دجله و فرات و بهره برداری یكجانبه و پركردن مخازن آب را انجام می دهد و انقطاع جریان آب این دو رودخانه همواره موجب نگرانی دو كشور سوریه و عراق است.درباره ایران، جمعیت كردهای تركیه و فعالیت های مرزی آنها گاه مسائلی را به وجود آورده كه بر روابط دو كشور تأثیر داشته است.- مشكلات تركیه در خارج از قلمروی ملی به سه كشور یونان، مقدونیه و قبرس مرتبط است. تركیه همواره با یونان بر سر حوزه دریای اژه، محدوده پرواز، حوزه فلات قاره و حقوق اقلیت ترك اختلاف دارد.
موارد ژئوپلتیك و تأثیرگذار بر روایط با ایران:تركیه با وجود داشتن نكات مثبت ژئوپلتیكی با پیرامون خود، نتوانسته است موانع ثبات و امنیت را كاملاً از میان بردارد. در حال حاضر مرز ایران و تركیه در مقایسه با دیگر مرزهای این كشور از آرامشی نسبی برخوردار است كه با توجه به تحولات منطقه به خصوص اشغال نظامی عراق به دست نیروهای آمریكایی نمی توان صد در صد درباره تحولات احتمالی مطمئن بود. با این وجود هر دو كشور ایران و تركیه به رغم مشكلات موجود سعی در حفظ ثبات دارند. به طور كلی موارد ژئوپلتیكی و تأثیرگذار بر روابط ایران و تركیه عبارتند از:
1- ژئوپلتیك ترك:در خصوص ژئوپلتیك ترك چند موضوع از جمله اعتقاد به «پایان تركیسم» قابل توجه است. «آذربایجان بزرگ» اقوام ترك و «جامعه ترك در مقابل جامعه اروپا» پان تركیست ها معتقدند: «اقوام و مردمی كه تا انتهای آسیای مركزی یعنی دیوار چین به زبان تركی صحبت می كنند از ملت بزرگ ترك هستند كه باید زیر یك پرچم گرد آیند.در این میان، مردم آذربایجان ایران با فرهنگ شیعی خود تا به حال تمایلی به این خودمختاری و جدایی نشان نداده اند و اصولاً آذری های ساكن در ایران به» پان تركیسم «و عقاید پان تركیست ها اشتیاقی نشان نمی دهند و همواره به حكومت مركزی ایران وفاداری محسوسی داشته اند.
2- ژئوپلتیك كرد:جمعیت كردهای تركیه تا سال ۱۹۹۵ بیش از ۱۶ میلیون نفر برآورد شده است كه در ۱۴ استان شرقی و جنوب شرقی اكثریت قومی هستند، پراكنش جغرافیایی كردها در آناتولی شرقی و جنوبی كه مناطقی استراتژیكی هستند، اهمیت ویژه ای دارد. حزب كارگران كردستان (پ.ك.ك) در سال ۱۹۷۴ تأسیس گردید. در ۱۹۷۷ با چاپ منشور» در مسیر انقلاب «فعال شد و در ۱۹۸۰ از فعالیت منع گردید. با توجه به حضور كردها در ایران و عراق مشابهت نژادی آنها با كردهای تركیه، مسائل و مشكلاتی در طول تاریخ به وجود آمده است. از آن جمله در ایران تأسیس جمهوری خودمختار كردستان از مركز مهاباد در سال ۱۳۲۴ ش به رهبری قاضی محمد و به دست اعضای حزب دموكرات كردستان، همچنین فعالیت های ضد انقلاب گروهك های كومله و دموكرات پس از انقلاب اسلامی در منطقه كردستان و ضعف این نیروها در سال ۱۳۶۴ و ...از موارد مهم و قابل مطرح شدن هستند. بنابراین می توان اذعان كرد كه در مرز ایران و تركیه عامل بالقوه بحران ساز در درجه نخست كردها هستند كه به دلایل توزیع میان مرزی، عبور و مرور ساده و روحیه استقلال طلبی هر بار كه با سركوب دولت تركیه مواجه شده اند به سوی قبایل كرد در ایران متمایل گشته و مسائلی را به وجود آورده اند.
۳- ژئوپلتیك آب
مصب دو رودخانه دجله و فرات در خاك تركیه قرار دارد و این دو رود پس از طی مسافتی، به سرزمین های سوریه و عراق وارد می شوند (فرات به سوریه و دجله به عراق).در خاك عراق دوباره این دو رود به یكدیگر می پیوندند و ۸۴ كیلومتر مرز آبی ایران و عراق (اروندرود) را تشكیل می دهند. در سال ۱۹۹۰ به علت بهره برداری های یكجانبه تركیه از مصب و امتداد این دو رودخانه، شدیدترین تضاد بین تركیه و همسایگانش به وجود آمد. این در حالی است كه تركیه با در اختیار داشتن ۲۶ حوضه رودخانه، از این لحاظ مشكل چندانی ندارد و می تواند به همراه عراق و سوریه درباره تقسیم آب دجله و فرات راه های مسالمت آمیزی را بیابد و به كار بندد. بنابراین كاهش آب در اروندرود ارتباط مستقیمی با اقدامات دولت تركیه می تواند داشته باشد. استراتژی های فرامرزی تركیه:تركیه درباره روابط با اسرائیل، ایالات متحده آمریكا و اتحادیه اروپایی استراتژی های فراملی و فرامرزی دارد و از دهه ۵۰ با ورود به ناتو به رعایت قراردادهای این پیمان و همكاری با آمریكا ملزم شد و از زمره اولین كشورهایی بود كه موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت. این كشور در ۱۴ آوریل ۱۹۸۷ تقاضای عضویت در اتحادیه اروپایی كرد كه در ۵ فوریه ۱۹۹۰ این اتحادیه در اجلاسی با عضویت تركیه مخالفت و هشت علت را برای این مخالفت، عنوان كرد كه عبارتند از: كافی نبودن سطح پیشرفت های اقتصادی، افزایش نرخ تورم و بیكاری، اختلافات دینی و فرهنگی با اروپا، منازعه تركیه و یونان، مسئله قبرس و مسئله حقوق بشر در تركیه و بالاخره فقدان ثبات سیاسی. با این وجود تركیه همچنان تلاش مِی كند نظر اتحادیه را تغییر دهد. شواهد و قرائن نیز نشان می دهد، تركیه در آینده ای نزدیك عضو اتحادیه اروپایی خواهد شد.
تركیه در اروپا
رهبران ترك نگران آن هستندكه هر چه تركیه به عضویت در اتحادیه اروپایی نزدیك تر می شود مقاومت در مقابل این موضوع در اروپا افزایش می یابد
|
نیلوفر قدیری |
شورای اروپا در دسامبر سال ۲۰۰۲ در كپنهاگ درباره موضوع پذیرش تركیه در اتحادیه اروپایی چنین تصمیم گرفت: «اگر شورای اروپا در دسامبر ۲۰۰۴ براساس گزارش و توصیه كمیسیون اروپا به این نتیجه برسد كه تركیه شرایط سیاسی اعلام شده در كپنهاگ را محقق كرده است، اتحادیه اروپایی بی درنگ مذاكرات درباره پذیرش این كشور را آغاز می كند.»در نشست دو سال پیش كپنهاگ، سران و رؤسای دولت های اروپایی برای اولین بار دورنمای مذاكرات ورود به این اتحادیه را پیش روی تركیه قراردادند. این در حالیست كه اكنون بیش از چهار دهه از تقاضای تركیه برای پیوستن به جامعه اقتصادی اروپا یا همان اتحادیه كنونی می گذرد.اصلاحات تأثیرگذاری كه تركیه بعد از به رسمیت شناخته شدن به عنوان نامزد ورود به اتحادیه اروپایی در دسامبر سال ،۱۹۹۹ اجرا كرد، رهبران اروپا را تحت تأثیر قرار داد. از آن زمان دولت تركیه برای تغییر این كشور و تبدیل كردن آن به الگوی مورد نظر اروپایی ها تلاش زیادی كرد. می توان گفت كه تركیه یك «انقلاب خاموش» را تجربه می كند، اگر چه سرعت این روند كند است و زمان می برد تا تأثیرات اصلاحات در همه بخش های تركیه و در افكار عمومی خارج از این كشور ا حساس شود. اگر مذاكرات درباره عضویت تركیه، در سال ۲۰۰۵ آغاز شود و با فرض این كه این مذاكرات دشوار و طولانی باشد، عضویت تركیه در كوتاه ترین زمان ممكن حداقل ۱۰ سال دیگر محقق می شود. در آن زمان هم تركیه و هم اروپا دستخوش تغییرات زیادی شده انددر چهل سال گذشته، هیچ گاه مشروعیت تركیه برای عضویت در اتحادیه اروپایی آشكارا مورد تردید قرار نگرفت، بلكه در بسیاری موارد و موقعیت ها این مشروعیت مورد تأیید هم قرار گرفته است. اما همواره به تركیه گفته شده است كه شرایط اقتصادی و سیاسی حاكم اجازه نمی دهد كه مذاكرات آغاز شود.
پیام همیشه دولت های اروپایی این بوده است، از ورود تركیه به اتحادیه اروپایی استقبال می شود اما تاریخ ورود آن به زمانی بستگی دارد كه شرایط عضویت محقق شود. در چند سال گذشته افكار عمومی در چند كشور اروپایی به دورنمای ورود یك كشور بزرگ مانند تركیه به اتحادیه اروپایی با جمعیتی مسلمان و شرایط اجتماعی و اقتصادی كنونی كه پایین تر از میانگین اروپایی هاست، بدگمان شده اند. بدون شك ورود تركیه به این اتحادیه پیامدهای چشمگیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هم برای اروپا و هم برای خود تركیه دارد. اما فرصت های غیرقابل انكاری را نیز برای اروپا به همراه می آورد.
روند عضویت تركیه در اتحادیه اروپایی با تصمیم ماه آینده شورای اروپا، با همه بحث های سیاسی درباره آن آغاز می شود.تركیه در اروپادر اصل اول پیمان تدوین قانون اساسی اروپا آمده است: این اتحادیه به روی همه كشورهای اروپایی كه به ارزش های آن احترام بگذارند گشوده است. شرایط عضویت در اتحادیه اروپایی در این پیمان توضیح داده شده است.نخست اینكه یك كشور باید اروپایی باشد تا بتواند وارد این اتحادیه شود ، همچنین باید به ارزش های اتحادیه اروپایی كه در بند ۲ توضیح داده شده است پایبند باشد. این ارزش ها احترام به حقوق و عزت بشر، آزادی، دموكراسی، برابری و حكومت قانون است. شورای اروپا در كپنهاگ در سال ۱۹۹۳ شرایط مشخص دیگری تعیین كرد كه جنبه های سیاسی و قانونی و اقتصادی و وظایف عضو شدن را شامل می شود.آیا تركیه یك كشور اروپایی است؟ پاسخ به این سئوال به عوامل مختلفی بستگی دارد:عوامل جغرافیایی، فرهنگی، تاریخی و انتخاب هایی كه خود تركیه انجام می دهد و البته شیوه پذیرش در دیگر كشورهای اروپایی.بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی، خاك تركیه تا جایی محدود شد كه فقط ۳درصد آن در قاره اروپاست.اما ۱۱ درصد جمعیت تركیه و استانبول پایتخت اقتصادی _ فرهنگی آن در همین ۳ درصد واقع شده است. خاك تركیه هم در اسیا واقع شده است و هم اروپا.اما پاسخ به ان سئوال فقط جغرافیایی نیست. امپراطوری عثمانی در دوران حكومت خود عامل تعیین كننده ای در سیاست اروپا بود، گاهی به عنوان یك فاتح و گاهی در جایگاه هم پیمان نزدیك با كشورهای اروپایی همچون فرانسه. در این امپراطوری براساس آموزه های قران كه می گوید با مردم ادیان دیگر باید به مدارا رفتار كرد، جوامع دیگر مذاهب فقط با رعایت وفاداری به سلطنت، در آرامش در خاك تركیه زندگی می كردند. در همان زمان هم سلطان های عثمانی در پی غربی كردن امپراطوری تحت سلطنت خود بودند. فرانسه، آنها را در این روند، تشویق و تحریك می كرد كه به حذف چند نهاد عثمانی، نوسازی ارتش، تمركز اداره دولت، آموزش ابتدایی اجباری و قوانین جدید شهری وجزایی منجر شد. بعد از شكست فرانسه از پروس در سال ،۱۸۷۱ اصلاحات متوقف شد و اگر چه همه اهداف در نظر گرفته شده محقق نشد اما این اصلاحات، امپراطوری عثمانی را تغییر داد. در سال های آینده هم نفوذ اروپا و به ویژه انگلیس و فرانسه «جنبش ترك های جوان» را بر آن داشت تا یك دولت مشروطه پیشنهاد و آشكارا درباره آزادی و حقوق سیاسی شهروندان پرسش هایی را مطرح كنند.