وضعیت جغرافیایی کشورهای همسایه ایران

قبل از معرفی کشورهای همسایه ایران لازم است ابتدا از خود ایران شروع کنیم!

جمهوری اسلامی ایرانIslamic Republic of Iran

مشخصات جغرافیایی کشور ایران با وسعتی معادل 195، 648 ،1 کیلومتر متر مربع، شانزدهمین کشور بزرگ جهان است. ایران در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی در قاره آسیا و در قسمت غربی فلات ایران واقع شده و جزو کشورهای خاور میانه است. نصف النهار 5 44 شرقی از غربی ترین نقطه ایران و نصف النهار 18 63 شرقی از شرقی ترین نقطه ایران عبور می کند. همچنین مدار 3 25 شمالی از جنوبی ترین نقطه ایران و مدار 47 39 شمالی از شمالی ترین نقطه این کشور می گذرد. همسایگان ایران عبارت‌اند از: جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق، افغانستان، پاکستان و ترکمنستان. طول سواحل ایران در امتداد دریای خزر 657 کیلومتر، در خلیج فارس از بندر عباس تا دهانه اروند رود 259، 1 کیلومتر و امتداد دریای عمان از خلیج گواتر تا بندر عباس 784 کیلومتر است که در مجموع بالغ بر 731، 8 کیلومتر را تشکیل می‌دهد. حدود 90 درصد از خاک ایران در محدوده فلات ایران واقع شده است. ایران کشوری کوهستانی محسوب می‌شود. بیش از نیمی از مساحت کشور را کوه‌ها و ارتفاعات، و کمتر از 4/1 آن را نیز اراضی قابل کشت تشکیل داده است. ارتفاعات ایران را به طور کلی می توان به چهار رشته کوه شمالی، غربی، جنوبی و کوههای مرکزی و شرقی تقسیم کرد از رشته کوه‌های مهم می‌توان به البرز و زاگرس اشاره کرد. بلندترین قله ایران دماوند نام دارد با ارتفاع 5671 متر که از این جهت در مرتبه بیست و سوم کوه‌های جهان قرار دارد. اکثر رودهای جاری در ایران کم آب‌اند و تنها رود قابل کشتیرانی آن، رود کارون است. مهم‌ترین رودهای حوضه خلیح فارس و دریای عمان عبارت‌اند از: کارون، جراحی، کرخه، در، زهره، دالکی، اروند رود، مهران، میناب، سرباز، با هوکلات، تیاپ، نای بند، شور و مند. رود کارون با 950 کیلومتر طول، چهل و هشتمین رود جهان است. حدود 200، 180 کیلومتر مربع از خاک ایران را جنگل‌ها پوشانده که حدود 5/55 % آن مربوط به جنگ های غرب کشور است. جنگل‌های شمال کشور در حاشیه جنوبی دریایی خزر 19%، جنگل‌های پسته پراکنده در جنوب و شرق 3/13%، جنگل‌های کوهستانی ارس 6/6% و جنگل‌های گرمسیر و کویری نیز 6/5% آن را تشکیل می‌دهد. کشور ایران دارای آب وهوای متنوعی است که با مقایسه نقاط مختلف کشور، این تنوع را به خوبی می‌توان مشاهده کرد. پایتخت ایران شهر تهران و 98% مردم ایران مسلمان هستند. تاریخ پیش از اسلام پیش از مهاجرت آریائیان به ایران، اقوامی از نژادهای متفاوت با تمدن‌های مشابه در آن می‌زیستند؛ مانند ایلامی‌ها که در حدود 4000 سال قبل از میلاد مسیح می‌زیستند. در اواسط هزاره دوم قبل از میلاد، طوایفی از نژاد سفیدپوست، که شعبه‌ای از نژاد هند و اروپایی بودند، از شمال فلات ایران وارد این سرزمین شدند. نام ایران نیز از همین مردمان آریایی گرفته شده است. شعبه‌های مختلف آریایی، هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی. مادها در اوایل قرن هفتم قبل از میلاد اولین دولت ایرانی را تاسیس کردند. از پادشاهان بزرگ این سلسله می‌توان به هوخشتره که با دولت بابل متحد شد و آشوری‌ها را از بین برد اشاره کرد. دولت ماد در 550 قبل از میلاد به دست کورش منقرض شد و سلطنت ایران به پارسی ها منتقل گشت. در زمان داریوش، امپراطوری هخامنشی به منتهای بزرگی خود رسید: از هند تا دریای آدریاتیک و از دریای عمان تا کوه‌های قفقاز. جنگ های ایران و یونان در زمان او آغاز شد. دولت هخامنشی سر انجام در 330 ق. م به دست اسکندر مقدونی منقرض گشت و ایران به دست سپاهیان او افتاد. پس از مرگ اسکندر (323 ق. م) فتوحاتش بین سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیائی او که ایران هسته آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان در آمد. پس از مدتی پارت‌ها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند سلوکیان را نابود و امپراتوری اشکانی را ایجاد کنند. این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ‌های چند ساله ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی به تدریج ضعیف شد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید. وی سلسله ساسانیان را بنا نهاد که تا 652 میلادی در ایران ادامه یافت. دولت ساسانی حکومتی ملی و متکی به دین و تمدن ایرانی بود و قدرت بسیار زیادی کسب کرد. در این دوره نیز جنگ‌های ایران و روم ادامه یافت. امپراتوری پهناور ساسانی که از رود سند تا دریای سرخ وسعت داشت، در اثر مشکلات خارجی و داخلی ضعیف شد. آخرین پادشاه این سلسله یزدگرد سوم بود. در دوره او مسلمانان عرب به ایران حمله کردند و ایرانیان را در جنگ‌های قادسیه، مدائن، جلولاء و نهاوند شکست دادند و بدین ترتیب دولت ساسانی از میان رفت. ایران پس از اسلام جنگ نهاوند در سال 20 هجری اتفاق افتاد و پس از آن ایران به دست اعراب افتاد. در طول بیست سال بعد، تمام بلاد ایران مانند خراسان و سیستان نیز فتح شد. سال‌ها گذشت و در این مدت اختلافات داخلی زیادی بین مسلمانان پدید آمد. بنی امیه در دوران حکومت خود، بزرگی اعراب و تحقیر ملل دیگر را شعار خویش ساخته بودند، و ایرانیان که از فشارهای حکومت ناراضی بودند، همواره مترصد اقدام علیه آنان بودند. چنان که نه فقط همراه مختار و ابراهیم بن مالک بر ضد عبدالملک بن مروان قیام کردند، بلکه به اتفاق عبدالرحمان بن اشعث نیز علیه حجاج بن یوسف ثقفی همدست شدند،به خصوص که خلفای بنی امیه در امر جزیه و خراج خشونت و شدت زیادی به خرج می‌دادند. به تدریج در اواخر حکومت بنی امیه، خراسان پایگاهی برای مخالفان آنها شد. لذا بنی عباس برای نفوذ خود به ایرانی ها متوسل شدند. کمک ایرانیان به بنی عباس را باید دلیل اصلی برای نابودی بنی امیه و قدرت بنی عباس دانست. به همین دلیل بود که در دوره عظمت عباسیان، بالاترین مقام‌های اجرایی به ایرانیان اختصاص یافت که در این مورد می‌توان به وزارت خاندان برمکی اشاره کرد. با قتل این خاندان توسط هارون الرشید و بیرون راندن ایرانی ها از دستگاه خلافت، مقدمات ضعف دولت عباسی آغاز شد. با ضعف دولت عباسی و خارج شدن بعضی سرزمین‌ها از زیر نفوذ آن، دولت‌هایی در گوشه و کنار ایران ایجاد شدند و خود را مستقل از دستگاه خلافت اعلام کردند. از این دولت ها می توان به طاهریان و صفاریان اشاره کرد. به تدریج نفوذ دستگاه خلافت بنی عباس به عراق محدود شد و دولت‌هایی ایرانی با قدرتی بسیار پدید آمدند؛ مانند دولت آل بویه. دولت ایرانی سامانی در ماوراء النهر پدید آمد. از سال‌ها قبل، اقوام ترک در دستگاه خلافت و دیگر دولت‌ها نفوذ کرده بودند، لذا توانستند دولت غزنوی را در شرق ایران به وجود آورند. پس از غزنویان، ترک‌های سلجوقی به قدرت رسیدند که عظمت امپراطوری ایران در دوره حکوت آنها، بار دیگر تقریباً تمام فلات ایران تا آسیای صغیر را در بر گرفت. سلجوقیان حتی خلیفه عباسی را هم زیر نفوذ خود گرفتند و توانستند در جنگ با دولت روم شرقی پیروز شوند. پس از این پیروزی بود که به تدریج مقدمات جنگهای صلیبی فراهم شد تا اینکه رسماً در سال 1099 میلادی، این جنگ‌ها آغاز شد. پس از سلجوقیان، خوارزمشاهیان بر سر کار آمدند. در این دوره جهان اسلام مواجه با فاجعه بزرگی گردید: حمله مغول. بسیاری از شهر های آباد ایران با خاک یکسان شد و صدها هزار نفر از مردم کشته و آواره شدند. در حمله بعدی مغول که توسط هلاکو خان ترتیب داده شد، بغداد تصرف شد، دولت عباسی سقوط کرد و خلیفه آن کشته شد. بازماندگان هلاکوخان که به نام ایلخانان بر ایران حکومت می‌کردند، به سبب تاثیر نفوذ وزرا و مشاورینی چون خواجه نصیر الدین توسی، شمس الدین محمد جوینی و رشید الدین فضل الله همدانی و مخصوصاً فرهنگ ایرانی - اسلامی ایرانیان، به دین اسلام گرویدند و مقهور تمدن و تربیت ایرانی‌ها شدند. خاتمه کار ایلخانان با ضعف و اختلافات داخلی و شورش های زیادی در اطراف و اکناف کشور همراه شد. در این هنگام یکی دیگر از سرداران مغول به نام تیمور لنگ حملات خود را آغاز کرد. تیمور که طنین نامش از چین تا مصر و از دهلی نو تا مسکو را به وحشت می‌افکند، طی یورش‌های خونین و مکرر خویش بسیاری از بلاد ایران و سرزمین‌های دیگر را ویران کرد و جنایات بسیاری مرتکب شد. پس از او جانشینانش نتوانستند قلمرو وی را حفظ کنند و حکومت‌های محلی در همه جای ایران سر بر آوردند. سرانجام شاه اسماعیل صفوی به این حکومت ها پایان داد و حکومت مقتدر شیعی صفوی را بنیان نهاد، اما صفویه نیز با هجوم افغان‌ها منقرض گردید. پس از آن نادر شاه، افغان‌ها را بیرون راند و سلسله افشاریه را تأسیس کرد. وی حملاتی را علیه هندوستان ترتیب داد. سپس سلسله زندیه که مؤسس‌اش کریم خان زند بود، حکومتی را بنا نهاد که چندان دوام نیافت و با حملات آنها محمد خان از بین رفت. از آن پس دوره حکومت قاجاریه شروع شد که تا سال‌ها ادامه داشت. از پادشاهان این سلسله می‌توان فتحعلیشاه، ناصر الدین شاه و مظفر الدین شاه را نام برد. در این دوره جنگ‌های ایران و روسیه رخ داد که به دلیل بی‌کفایتی شاهان قاجار، بسیاری از سرزمین های ایران از کشور جدا شد و از دست رفت. آخرین سلسله پادشاهی که بر ایران حکومت کرد، خاندان پهلوی بود. رضا شاه توسط کودتایی که در سوم اسفند 1299 ترتیب داد، به وزارت رسید و مدتی بعد انقراض قاجاریه را اعلام کرد. همزمان با جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین در شهریور 1320 هجری شمسی وارد ایران شدند تا به شوروی که علیه آلمان می‌جنگید امکانات برسانند. رضا شاه به دستور دولت انگلیس از ایران خارج شد و پسرش، محمدرضا شاه، بر تخت سلطنت نشست. دوره پهلوی تا بهمن 1357 که انقلاب اسلامی پیروز شد، ادامه یافت. "

ترکیه

پیشینه تاریخی: ترکیه کشوری است با فرهنگی غنی، مردمی اصیل و طبیعتی زیبا و متنوع. این سرزمین زیبا همچنین به‌عنوان مهد بسیاری از تمدن‌ها در طول تاریخ شناخته شده است. در نتیجۀ موقعیت جغرافیایی این کشور، ترکیه در واقع به‌عنوان پل ارتباطی شرق و غرب ایفای نقش نموده است و ملت ترکیه دائماً با فرهنگ‌های بسیاری در ارتباط بوده‌اند. در طی قرون، سلاطین بسیاری آمده و رفته‌اند و هر کدام از خود ردّی در این کشور بر جای نهاده‌اند. یک بخش فوق‌العاده و بسیار مهم تاریخ ترکیه مربوط به‌مرحلۀ رشد ‌کلیسای اولیه در این کشور است. در دوران امپراتوری روم، پولس رسول سفرهای بشارتی زیادی به‌سرزمینی که اکنون ترکیه خوانده ‌می‌شود داشت. حتی هفت کلیسای ذکر شده در کتاب مکاشفه در ترکیه امروزی واقع شده‌اند. کنستانتین در سال ۳۲۵ میلادی، امپراتوری رو به‌زوال روم را متحد و نیرومند ساخت. وی پایتخت روم نوین را به‌نام کنستانتینوپل که همان استانبول امروزی است بنیاد نهاد. چند صده پس از کنستانتین، وقایع بسیاری در ترکیه رخ داد که هویت امروزی این ملت را شکل داد. ترک‌های سلجوقی با زور کنستانتینوپل را تسخیر نموده و اسلام را به‌ این منطقه معرفی کردند. پس از امپراتوری سلجوقی، امپراتوری عثمانی قدرت را در ترکیه به‌دست گرفت. امپراتوری عثمانی بزرگترین و مقتدرترین امپراتوری اسلامی در طول تاریخ بوده است. این امپراتوری تا اوایل دهۀ ۱۹۰۰ ترکیه را تحت کنترل خود داشت. در بحبوحۀ آشوب‌های جهانی و داخلی، به رهبری مصطفی کمال یا آتاتورک (‌به‌معنای لغوی پدر ترک)، ترکیه ‌به‌سوی دوران پیشرفت نوینی هدایت شد. نفوذ و ایده‌های وی آنچه را ما امروزه به‌نام ترکیه می‌شناسیم شکل بخشید.

موقعیت جغرافیایی :

ترکیه نقطه تلاقی دو قاره مهم آسیا و اروپایی می باشد. ترکیه در جنوب شرقی اروپا و جنوب غربی آسیا واقع شده است و بین 5/36 و 42 درجه عرض شمالی و 26 و 45 درجه طول شرقی در نیمکره شمالی قرار گرفته است ، سرزمین ترکیه بصورت مستطیلی قابل تصور است که طول آن از شرق تا غرب 1660 کیلومتر و عرض آن بطور متوسط 550 کیلومتر می باشد. ترکیه از سه طرف به وسیله دریا احاطه شده است. از وسعت ترکیه با 578/814 کیلومتر مربع مساحت (کمتر از نصف مساحت ایران) سی و پنجمین کشور جهان محسوب می گردد.. ترکیه در همسایه اروپایی و شش همسایه آسیای دارد. از شمال با کشورهای مشترک المنافع با 610 کیلومتر ، در شرق با جمهوری اسلامی ایران 454 کیلومتر ، با عراق 331 کیلومتر در جنوب با سوریه 877 کیلومتر در قسمت غربی با یونان 212 کیلومتر با بلغارستان 269 کیلومتر مرزهای مشترک دارد.

سواحل ودریاچه ها :ترکیه از سه طرف توسط دریای سیاه در شمال ، دریای مدیترانه درجنوب ، دریای ازه در غرب احاطه شده است. در شمال غربی دریای داخلی مهمی بنام دریای مرمره وجود دارد که این دریا از سمت شمال به وسیله تنگه بسفر به دریای سیاه واز طریق تنگه داردانل به دریای ازه متصل می گردد. این دو تنگه دریای سیاه را به دریای آزاد متصل می نمایند. دریای مرمره منطقه ای در حدود 11350 کیلومتر را در بر می گیرد..در دریاهای مرمره و ازه جزایر متعددی وجود دارند که متعلق به ترکیه میباشند . بعضی از آنها عبارتند از : جزایر مرمره در دریای مرمره و ایمیرس در در دریای ازه و ... در ترکیه در حدود 65 دریاچه کوچک و بزرگ جمعا با 9000 کیلومتر مربع مساحت وجود دارد ، از جمله دریاچه وان ( با مساحت 3713 کیلومتر) در شرق ، دریاچه نمک ( با مساحت 1620 کیلومتر) در آناطولی مرکزی و دریاچه توز (با مساحت 1500 کیلومتر) در قونیه و ....

شهرها و بنادر مهم :

پایتخت ترکیه شهر آنکارا میباشد و از شهرهای مهم آن میتوان از استانبول ، ازمیر ، آدانا ، بورسا، ارزروم، قونیه، آنتالیا ، اورفا ، وان و... نام برد.استانبول و تکیرداغ در قسمت اروپایی ترکیه وزنگولداق ، سینوپ و طرابوزان در بخش آسیایی از بنادر مهم ترکیه محسوب میشوند . بنادر ...... در ساحل دریای سیاه ، مرسین و آلانیا و انطاکیه درساحل دریای مرمره، ازمیر؛ آنتالیا در ساحل دریای مدیترانه وایرالیک در ساحل دریای ازه از دیگربنادر ترکیه می باشند.

۱) در مجاورت مرزهای غربی آسیا در همسایگی ایران كشوری قرار دارد با سابقه طولانی و پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی كه اكثریت عظیم مردم آن مسلمانند و در زمانی نه چندان دور امپراتوری عثمانی یعنی آخرین نمونه خلافت اسلامی را اداره می كردند و هنوز هم بیش از هر چیز خود را مسلمان می دانند و اغلب نمادها و نمودهای تاریخی و فرهنگی آنها خمیرمایه شرقی دارد.

2) در منتهی الیه شرق اروپا و در سواحل مدیترانه كشوری قرار دارد با نظام سیاسی لائیك كه رسما به صورت دمكراتیك اداره می شود و نهادهای مدنی و سیاسی و حقوقی آن با معیارها و هنجارهای اروپایی انطباق دارد و مردم و دولت آن یكصدا و همسو در تلاشند تا هرچه سریعتر به اتحادیه ای بپیوندند كه نماینده وحدت و هماهنگی منافع اروپایی است و در این راه از هیچ گونه كوششی دریغ نمی كنند و حتی تحقیر را به جان می خرند به این امید كه زمان بزرگی فرا رسد.

3) كدامیك از این دو كشور تركیه است؟ آیا تركیه كشوری اروپایی است یا آسیایی؟ احتمالا كسی به درستی پاسخ این سؤال را نمی داند. اصولا چرا باید فرض كنیم كه میان این دو جنبه تعارض و تضادی وجود دارد؟ آیا نمی توان تصور كرد كه تركیه یا هر كشور دیگری عناصری از هر دو فرهنگ آسیایی و اروپایی را داشته باشد و این عناصر به گونه ای با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند؟ به نظر می رسد كه بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان و حتی مردم عادی در تركیه چنین نظری دارند. آنها بر این عقیده اند كه وجود عناصر فرهنگ اروپایی و آسیایی در این كشور بیانگر غنا و تنوعی است كه در اغلب كشورهای دیگر آسیا و اروپا یافت نمی شود پس این امر نقطه قوتی برای تركیه است كه باید آن را غنیمت شمرد. اما دیگران چنین عقیده ای ندارند.

4) سه نیروی قدرتمند زندگی سیاسی را در تركیه تحت تإثیر قرار می دهند. نخست ملی گرایی نیرومندی كه با ظهور ترك های جوان قدرتی فزاینده یافت و شخص آتاتورك بزرگترین نماینده آن بود. ناسیونالیزم تركی كه گاهی در شكل پان تركیسم تجلی می كند مهمترین عامل شكل گیری دولت و كشور جدید تركیه و ادامه یافتن آن در قرن بیستم میلادی به شمار می آید. نیروی قدرتمند دیگری كه در زندگی سیاسی مردم تركیه نقش فوق العاده مؤثر و قدرتمندی ایفاء می كند صورت خاصی از غرب گرایی است كه بخش عمده ای از طبقات متوسط و بالا به ویژه نظامیان،روشنفكران و صاحبان صنایع و بازرگانان در طیف حامیان و حاملان آن قرار دارند. این نگرش از هنگام ایجاد تركیه جدید به دست كمال آتاتورك در ساختار دولت و نهادهای عمومی و مدنی نفوذ داده شد و در قانون اساسی تركیه به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت لحاظ شد. در واقع این دو نیروی سیاسی یعنی ناسیونالیزم تركی و غرب گرایی از همان هنگام كه آتاتورك دولت جدید را بنیان نهاد همواره به مثابه دو نیروی همزاد تلقی شده اند و بسیار كسان چه در تركیه و چه در خارج از این كشور اصولا این دو نیرو را یكی می پندارند و تصوری از دو گانگی این دو عنصر ندارند. حال آنكه ملی گرایی تركی می تواند اشكالی متفاوت با آنچه تاكنون داشته است به خود بگیرد و این نكته ای است كه به تازگی با تقویت نیروی سوم یعنی اسلام سیاسی در تركیه به تدریج مورد توجه قرار گرفته است. اسلام دین مردم تركیه است و آنها از قرن ها پیش بر اساس تعالیم آن زیسته اند. همچون اغلب كشورهای اسلامی، این دین چنان در تارو پود مردم تركیه درآمیخته است كه هرگز نمی توان روزی را تصور كرد كه ارزش ها و هنجارهای دینی از زندگی این مردم بیرون برود. البته تا زمانی كه اسلام را نیرویی غیر سیاسی به شمار آوریم شاید چندان مشكلی در ادامه یافتن وضع كنونی پیش نیاید اما واقعیت این است كه امروز اسلام نیروی سیاسی بسیار توانمندی است كه نه تنها گرایش غرب گرایانه سنتی را در تركیه به چالش فرامی خواند بلكه ناسیونالیسم تركی را نیز تحت الشعاع قرار داده است و برخی بر این باورند كه ناسیونالیسم تركی نیز با گذشت زمان تا حدودی رنگ و لعاب دینی به خود می گیرد چون محتوای ملی گرایی تركی قابل تغییر است.

5) آیا در تركیه امروز نیز همچون بسیاری از دیگر كشورهای اسلامی مشكل اساسی معارضه دشوار پیچیده و لاینحل سنت و مدرنیته است؟ واقعیت این است كه اسلام جدید همچون ملی گرایی جدید و غرب گرایی جدید تركیه همواره در صدد پاسخ دادن به معضله هویت ملی است. آنچه از آن با عنوان اسلام جدید در تركیه یاد می كنیم نوعی بازگشت مشتاقانه به دین و ارزش های اسلامی این ملت است كه نخستین شعله های آن در اواخر دوران امپراتوری عثمانی روشن شد یعنی هنگامی كه هجوم غربی ها بر همه زوایای حیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مردم آسیای صغیر آنها را همچون سایر ملت های مسلمان عضو امپراتوری و بقیه ملت های مسلمان استعمار زده به واكنش و دفاع برانگیخته بود و در این تلاش ملی ،اسلام به مثابه ذخیره بزرگی از توان فرهنگی و تاریخی این ملت مورد بازاندیشی قرار گرفت. در این دوران ترك ها همانند سایر ملل مسلمان تحت فشار استعمار به هویت اصیل خود رجوع كردند و بنیان های اعتقادی آنها برای مقاومت در برابر استعمار و هجوم همه جانبه غرب به كار آمد. از این رو اسلام گرایی تركیه چندان جنبه سنت گرایانه ندارد بلكه كوششی آگاهانه و جدید برای مقابله و دفاع و ضدیت با جریان زورمند و زورمدار غرب گرایی در تركیه بوده است و امروز هم به رغم كاهش محسوس خشونت و شدتی كه در نتیجه آزمون و خطا در این رویارویی حاصل شده است همچنان به اشكال گوناگون ادامه دارد.
۶) حاصل تعامل این سه نیروی سیاسی در تركیه هرچه باشد تأثیری بر این واقعیت نمی گذارد كه به رغم گذشت چند دهه ،تعارض های گوناگون و تو در تویی كه تركیه با آن روبروست نه تنها حل نشده بلكه دشوار تر و پیچیده تر شده است. این تعارض ها بیانگر نوعی بحران هویت است. بحرانی كه میراث دوران امپراتوری و سپس كمالیسم به شمار می آید. در حال حاضر نمودهای بی شماری از این بحران هویت را می توان مشاهده كرد. از یكسو پیوستن به اتحادیه اروپایی با شعار «ما اروپایی هستیم »به آرمان سیاسی بزرگ مردم و دولتمردان تركیه مبدل شده است و دولت این كشور با پشتیبانی و حمایت تقریبا همه مردم و احزاب و جریان های سیاسی می كوشد تا به هر قیمت به این هدف دست یابد. برای دستیابی به این هدف تركیه تاكنون از خیر بسیاری از مواهب گذشته و سختی ها و تحقیرهای زیادی را تحمل كرده است و با وجود این اتحادیه اروپایی هر روز موانع جدیدی در این مسیر قرار می دهد و از هر طرف اروپا صداهای مخالف كسانی كه اتحادیه اروپایی را باشگاه ملل مسیحی می دانند و تركیه را بیگانه می خوانند شنیده می شود. امروز در ورزشگاه های اروپایی هرگاه تیم فوتبالی از تركیه در برابر یك تیم اروپایی قرار می گیرد تماشاچیان تیم رقیب این شعار را سر می دهند كه : «ما اروپایی هستیم شما اهل كجایید؟»

7) تركیه كشوری اسلامی است،كشوری كه اسلام در زندگی روزمره مردم آن جریان دارد و در دهه های اخیر به اندازه ای قدرت خود را در ذهن و دل اكثریت غالب مردم بازیافته است كه احزاب اسلامی با حمایت مردمی یكی پس از دیگری ظهور می كنند و در اندك مدتی زمینه سیاسی قدرتمندی پیدا می كنند. هرگاه یكی از این احزاب با فشار و سركوب از دور خارج شده است بلافاصله حزبی با توان و آمادگی بیشتر پشتیبانی مردمی باز هم افزونتری كسب كرده و اینك كار به جایی رسیده است كه حامیان دمكراسی لائیك تركیه ناچار شده اند خشمگین و خجلت زده ظهور یك حكومت اسلام گرا را با هدایت حزبی كه تنها چند ماه پس از تاسیس از همه احزاب رقیب لائیك و ناسیونالیست در انتخابات پیشی گرفت ،بپذیرند.

8) تردیدی نیست كه روی كار آمدن حكومت اردوغان و حزب عدالت و توسعه تحولی بزرگ در تاریخ معاصر تركیه به شمار می آید ولی امروز همین حزب و همین حكومت در تلاش است تا راه مذاكرات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپایی را هموار كند و بیش از دولتهای قبلی در زمینه روابط با اروپا آمریكا و اسرائیل باز عمل می كند و در صدد تغییر و یا اصلاح بنیان های زندگی لائیك نیز برنیامده است. آیا این بدان معنی است كه اردوغان و حزبش اسلام گرا نیستند و یا بیانگر آن است كه وی مشروط و موقت بودن حكومت خود را در قالب اصول اساسی لائیسیته به رسمیت می شناسد؟

9) شاید ترك ها زیستن با تعارض و دست و پا زدن در میان تضادها را پذیرفته اند زیرا دریافته اند كه راهی برای خروج از این تناقضهای تاریخی كه هویت آنها را تیره و چندگانه كرده است نخواهند یافت. شاید خود این تضاد هویت آنها را تشكیل می دهد. اما درست تر این است كه آنها می خواهند اسلام مدرنیته غربی و ناسیونالیسم تركی را به مثابه اجزای هویت ملی یكپارچه خود به رسمیت بشناسند و هر یك از این عناصر را در حدی كه با عناصر دیگر قابل جمع باشد حفظ كنند. این هویت چندگانه و چندلایه احتمالا نه اسلامگرایان جدی را راضی می كند و نه اروپایی ها را كه به چیزی كمتر از غربی شدن كامل ترك ها رضایت نمی دهند. ولی به هرحال راهكاری است كه برای رهایی از تعارضهای حل ناشدنی هویتی راه حلی عمل گرایانه به دست می دهد.

موقعیت جغرافیایی:

تركیه، سرزمینی در غرب آسیا و جنوب شرق اروپا، در نیمكره شمالی (۳۵ تا ۲۴ درجه عرض شمالی و ۲۶ تا ۴۵ درجه طول شرقی) با وسعتی معادل ۸۱۴۵۷۸ كیلومتر مربع (۲۳۷۲۰ كیلومتر مربع در قاره اروپا) از دو شبه جزیره آناتولی (۹۷ درصد خاك تركیه و بخش آسیایی) و تراس شرقی (۳ درصد خاك تركیه و بخش اروپایی) تشكیل یافته است. تركیه از سه طرف به دریا راه دارد و دو همسایه اروپایی و شش همسایه آسیایی دارد، از شمال شرق، ۶۱۰ كیلومتر مرز را با كشورهای مشترك المنافع و از شرق ۴۵۴ كیلومتر مرز با ایران و از طرف جنوب با عراق و سوریه (۳۳۱ و ۸۷۷ كیلومتر) و از غرب با یونان و بلغارستان (۲۱۲ و ۲۶۹ كیلومتر) مرز مشترك دارد و دریاهای سیاه (شمال تركیه) مرمره و اژه (شمال غرب و غرب)،  مدیترانه(جنوب) از طریق دو تنگه بسفر و داردانل به دریاهای آزاد مرتبط می شوند و از لحاظ جغرافیایی موقعیت مناسب بحری به این كشور می دهند.

موقعیت استراتژیك:

موقعیت خاص جغرافیایی تركیه موجب شده است كه این كشور از موقعیت استراتژیكی هم برخوردار باشد، این سرزمین همانند پلی دو منطقه مهم و استراتژیكی بالكان و خاورمیانه را به یكدیگر متصل می كند. وجود نفت در خاورمیانه به بحران های متعدد، در این منطقه موجب افزایش اهمیت تركیه گشته، همچنین نزدیكی این كشور به دریای سیاه، اژه، مدیترانه و وجود دو تنگه مهم بسفر و داردانل، باعث شده است كالاهای مصرفی اروپا از طریق تركیه به خاورمیانه ارسال شود.تركیه در اوایل دوره جنگ سرد (۱۹۵۳م) به علت وحشتی كه از حمله شوروی سابق داشت، به عنوان بازوی شرقی بلوك غرب به پیمان نظامی ناتو پیوست و پس از فروپاشی شوروی احتمال می رفت كه از اهمیت نقش تركیه كاسته شود اما به علت همجوار شدن این كشور با كشورهای مشترك المنافع (جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) و وجود منابع نفت و گاز در این منطقه، دوباره مورد توجه غرب قرار گرفت. تركیه در دوره اشغال كویت به دست نیروهای عراق و در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) به موازات جبهه سعودی، جبهه ای در شمال عراق گشود و فعالانه علیه حضور نظامی عراق در كویت به نیروهای متحدین كمك كرد. پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران (۱۹۷۹) كشورهای غربی سعی كردند از طریق نفوذ تركیه به آسیای مركزی و قفقاز و انحصاری ساختن بازارهای این مناطق از نفوذ ایران بكاهند و حضور خود را از این طریق افزایش دهند.مشكلات تركیه با كشورهای همجوار و خارج از قلمرو ملی:تركیه از دیرباز با برخی همسایگان خود مرزهایی ناآرام داشته است.از آن جمله:- دشمنی دیرینه با ارمنستان (همسایه شرقی- درباره عراق، تجاوز به خاك این كشور در بخش های شمالی و اجرای طرح های تحت پوشش (GAP) كه از طریق آن تركیه كنترل مصب های دجله و فرات و بهره برداری یكجانبه و پركردن مخازن آب را انجام می دهد و انقطاع جریان آب این دو رودخانه همواره موجب نگرانی دو كشور سوریه و عراق است.درباره ایران، جمعیت كردهای تركیه و فعالیت های مرزی آنها گاه مسائلی را به وجود آورده كه بر روابط دو كشور تأثیر داشته است.- مشكلات تركیه در خارج از قلمروی ملی به سه كشور یونان، مقدونیه و قبرس مرتبط است. تركیه همواره با یونان بر سر حوزه دریای اژه، محدوده پرواز، حوزه فلات قاره و حقوق اقلیت ترك اختلاف دارد.

موارد ژئوپلتیك و تأثیرگذار بر روایط با ایران:تركیه با وجود داشتن نكات مثبت ژئوپلتیكی با پیرامون خود، نتوانسته است موانع ثبات و امنیت را كاملاً از میان بردارد. در حال حاضر مرز ایران و تركیه در مقایسه با دیگر مرزهای این كشور از آرامشی نسبی برخوردار است كه با توجه به تحولات منطقه به خصوص اشغال نظامی عراق به دست نیروهای آمریكایی نمی توان صد در صد درباره تحولات احتمالی مطمئن بود. با این وجود هر دو كشور ایران و تركیه به رغم مشكلات موجود سعی در حفظ ثبات دارند. به طور كلی موارد ژئوپلتیكی و تأثیرگذار بر روابط ایران و تركیه عبارتند از:

1- ژئوپلتیك ترك:در خصوص ژئوپلتیك ترك چند موضوع از جمله اعتقاد به «پایان تركیسم» قابل توجه است. «آذربایجان بزرگ» اقوام ترك و «جامعه ترك در مقابل جامعه اروپا» پان تركیست ها معتقدند: «اقوام و مردمی كه تا انتهای آسیای مركزی یعنی دیوار چین به زبان تركی صحبت می كنند از ملت بزرگ ترك هستند كه باید زیر یك پرچم گرد آیند.در این میان، مردم آذربایجان ایران با فرهنگ شیعی خود تا به حال تمایلی به این خودمختاری و جدایی نشان نداده اند و اصولاً آذری های ساكن در ایران به» پان تركیسم «و عقاید پان تركیست ها اشتیاقی نشان نمی دهند و همواره به حكومت مركزی ایران وفاداری محسوسی داشته اند.

2- ژئوپلتیك كرد:جمعیت كردهای تركیه تا سال ۱۹۹۵ بیش از ۱۶ میلیون نفر برآورد شده است كه در ۱۴ استان شرقی و جنوب شرقی اكثریت قومی هستند، پراكنش جغرافیایی كردها در آناتولی شرقی و جنوبی كه مناطقی استراتژیكی هستند، اهمیت ویژه ای دارد. حزب كارگران كردستان (پ.ك.ك) در سال ۱۹۷۴ تأسیس گردید. در ۱۹۷۷ با چاپ منشور» در مسیر انقلاب «فعال شد و در ۱۹۸۰ از فعالیت منع گردید. با توجه به حضور كردها در ایران و عراق مشابهت نژادی آنها با كردهای تركیه، مسائل و مشكلاتی در طول تاریخ به وجود آمده است. از آن جمله در ایران تأسیس جمهوری خودمختار كردستان از مركز مهاباد در سال ۱۳۲۴ ش به رهبری قاضی محمد و به دست اعضای حزب دموكرات كردستان، همچنین فعالیت های ضد انقلاب گروهك های كومله و دموكرات پس از انقلاب اسلامی در منطقه كردستان و ضعف این نیروها در سال ۱۳۶۴ و ...از موارد مهم و قابل مطرح شدن هستند. بنابراین می توان اذعان كرد كه در مرز ایران و تركیه عامل بالقوه بحران ساز در درجه نخست كردها هستند كه به دلایل توزیع میان مرزی، عبور و مرور ساده و روحیه استقلال طلبی هر بار كه با سركوب دولت تركیه مواجه شده اند به سوی قبایل كرد در ایران متمایل گشته و مسائلی را به وجود آورده اند.
۳- ژئوپلتیك آب

مصب دو رودخانه دجله و فرات در خاك تركیه قرار دارد و این دو رود پس از طی مسافتی، به سرزمین های سوریه و عراق وارد می شوند (فرات به سوریه و دجله به عراق).در خاك عراق دوباره این دو رود به یكدیگر می پیوندند و ۸۴ كیلومتر مرز آبی ایران و عراق (اروندرود) را تشكیل می دهند. در سال ۱۹۹۰ به علت بهره برداری های یكجانبه تركیه از مصب و امتداد این دو رودخانه، شدیدترین تضاد بین تركیه و همسایگانش به وجود آمد. این در حالی است كه تركیه با در اختیار داشتن ۲۶ حوضه رودخانه، از این لحاظ مشكل چندانی ندارد و می تواند به همراه عراق و سوریه درباره تقسیم آب دجله و فرات راه های مسالمت آمیزی را بیابد و به كار بندد. بنابراین كاهش آب در اروندرود ارتباط مستقیمی با اقدامات دولت تركیه می تواند داشته باشد. استراتژی های فرامرزی تركیه:تركیه درباره روابط با اسرائیل، ایالات متحده آمریكا و اتحادیه اروپایی استراتژی های فراملی و فرامرزی دارد و از دهه ۵۰ با ورود به ناتو به رعایت قراردادهای این پیمان و همكاری با آمریكا ملزم شد و از زمره اولین كشورهایی بود كه موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت. این كشور در ۱۴ آوریل ۱۹۸۷ تقاضای عضویت در اتحادیه اروپایی كرد كه در ۵ فوریه ۱۹۹۰ این اتحادیه در اجلاسی با عضویت تركیه مخالفت و هشت علت را برای این مخالفت، عنوان كرد كه عبارتند از: كافی نبودن سطح پیشرفت های اقتصادی، افزایش نرخ تورم و بیكاری، اختلافات دینی و فرهنگی با اروپا، منازعه تركیه و یونان، مسئله قبرس و مسئله حقوق بشر در تركیه و بالاخره فقدان ثبات سیاسی. با این وجود تركیه همچنان تلاش مِی كند نظر اتحادیه را تغییر دهد. شواهد و قرائن نیز نشان می دهد، تركیه در آینده ای نزدیك عضو اتحادیه اروپایی خواهد شد.

 

تركیه در اروپا

رهبران ترك نگران آن هستندكه هر چه تركیه به عضویت در اتحادیه اروپایی نزدیك تر می شود مقاومت در مقابل این موضوع در اروپا افزایش می یابد

نیلوفر قدیری
اشاره: بعد از سال ها كشمكش اروپا با تركیه كه پشت دروازه های قدرتمندترین بلوك تجاری سیاسی دنیا به انتظار ورود نشسته است سرانجام دو ماه دیگر شورای اروپا با اعلام تصمیم نهایی خود تكلیف این ماجرا را روشن می كند. گزارش حاضر نگاه گروهی از كارشناسان مطلع اروپایی به این موضوع است.
این گروه در بهار گذشته، با تشكیل كمیته ای به نام كمیته مستقل درباره تركیه ورود این كشور را به اتحادیه اروپایی از جوانب تاریخی، سیاسی، اقتصادی، منطقه ای و جهانی بررسی كرد.مارتی آهیستاری رئیس جمهوری سابق فنلاند، هانس وندنبروك وزیر امور خارجه سابق هلند و آنتونی گیدنز رئیس سابق دانشكده اقتصاد و علوم سیاسی لندن، از معروفترین چهره های این كمیته ۹ نفره هستند.


شورای اروپا در دسامبر سال ۲۰۰۲ در كپنهاگ درباره موضوع پذیرش تركیه در اتحادیه اروپایی چنین تصمیم گرفت: «اگر شورای اروپا در دسامبر ۲۰۰۴ براساس گزارش و توصیه كمیسیون اروپا به این نتیجه برسد كه تركیه شرایط سیاسی اعلام شده در كپنهاگ را محقق كرده است، اتحادیه اروپایی بی درنگ مذاكرات درباره پذیرش این كشور را آغاز می كند.»در نشست دو سال پیش كپنهاگ، سران و رؤسای دولت های اروپایی برای اولین بار دورنمای مذاكرات ورود به این اتحادیه را پیش روی تركیه قراردادند. این در حالیست كه اكنون بیش از چهار دهه از تقاضای تركیه برای پیوستن به جامعه اقتصادی اروپا یا همان اتحادیه كنونی می گذرد.اصلاحات تأثیرگذاری كه تركیه بعد از به رسمیت شناخته شدن به عنوان نامزد ورود به اتحادیه اروپایی در دسامبر سال ،۱۹۹۹ اجرا كرد، رهبران اروپا را تحت تأثیر قرار داد. از آن زمان دولت تركیه برای تغییر این كشور و تبدیل كردن آن به الگوی مورد نظر اروپایی ها تلاش زیادی كرد. می توان گفت كه تركیه یك «انقلاب خاموش» را تجربه می كند، اگر چه سرعت این روند كند است و زمان می برد تا تأثیرات اصلاحات در همه بخش های تركیه و در افكار عمومی خارج از این كشور ا حساس شود. اگر مذاكرات درباره عضویت تركیه، در سال ۲۰۰۵ آغاز شود و با فرض این كه این مذاكرات دشوار و طولانی باشد، عضویت تركیه در كوتاه ترین زمان ممكن حداقل ۱۰ سال دیگر محقق می شود. در آن زمان هم تركیه و هم اروپا دستخوش تغییرات زیادی شده انددر چهل سال گذشته، هیچ گاه مشروعیت تركیه برای عضویت در اتحادیه اروپایی آشكارا مورد تردید قرار نگرفت، بلكه در بسیاری موارد و موقعیت ها این مشروعیت مورد تأیید هم قرار گرفته است. اما همواره به تركیه گفته شده است كه شرایط اقتصادی و سیاسی حاكم اجازه نمی دهد كه مذاكرات آغاز شود.
پیام همیشه دولت های اروپایی این بوده است، از ورود تركیه به اتحادیه اروپایی استقبال می شود اما تاریخ ورود آن به زمانی بستگی دارد كه شرایط عضویت محقق شود. در چند سال گذشته افكار عمومی در چند كشور اروپایی به دورنمای ورود یك كشور بزرگ مانند تركیه به اتحادیه اروپایی با جمعیتی مسلمان و شرایط اجتماعی و اقتصادی كنونی كه پایین تر از میانگین اروپایی هاست، بدگمان شده اند. بدون شك ورود تركیه به این اتحادیه پیامدهای چشمگیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هم برای اروپا و هم برای خود تركیه دارد. اما فرصت های غیرقابل انكاری را نیز برای اروپا به همراه می آورد.
روند عضویت تركیه در اتحادیه اروپایی با تصمیم ماه آینده شورای اروپا، با همه بحث های سیاسی درباره آن آغاز می شود.تركیه در اروپادر اصل اول پیمان تدوین قانون اساسی اروپا آمده است: این اتحادیه به روی همه كشورهای اروپایی كه به ارزش های آن احترام بگذارند گشوده است. شرایط عضویت در اتحادیه اروپایی در این پیمان توضیح داده شده است.نخست اینكه یك كشور باید اروپایی باشد تا بتواند وارد این اتحادیه شود ، همچنین باید به ارزش های اتحادیه اروپایی كه در بند ۲ توضیح داده شده است پایبند باشد. این ارزش ها احترام به حقوق و عزت بشر، آزادی،  دموكراسی، برابری و حكومت قانون است. شورای اروپا در كپنهاگ در سال ۱۹۹۳ شرایط مشخص دیگری تعیین كرد كه جنبه های سیاسی و قانونی و اقتصادی و وظایف عضو شدن را شامل می شود.آیا تركیه یك كشور اروپایی است؟ پاسخ به این سئوال به عوامل مختلفی بستگی دارد:عوامل جغرافیایی، فرهنگی، تاریخی و انتخاب هایی كه خود تركیه انجام می دهد و البته شیوه پذیرش در دیگر كشورهای اروپایی.بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی، خاك تركیه تا جایی محدود شد كه فقط ۳درصد آن در قاره اروپاست.اما ۱۱ درصد جمعیت تركیه و استانبول پایتخت اقتصادی _ فرهنگی آن در همین ۳ درصد واقع شده است. خاك تركیه هم در اسیا واقع شده است و هم اروپا.اما پاسخ به ان سئوال فقط جغرافیایی نیست. امپراطوری عثمانی در دوران حكومت خود عامل تعیین كننده ای در سیاست اروپا بود، گاهی به عنوان یك فاتح و گاهی در جایگاه هم پیمان نزدیك با كشورهای اروپایی همچون فرانسه. در این امپراطوری براساس آموزه های قران كه می گوید با مردم ادیان دیگر باید به مدارا رفتار كرد، جوامع دیگر مذاهب فقط با رعایت وفاداری به سلطنت، در آرامش در خاك تركیه زندگی می كردند. در همان زمان هم سلطان های عثمانی در پی غربی كردن امپراطوری تحت سلطنت خود بودند. فرانسه، آنها را در این روند، تشویق و تحریك می كرد كه به حذف چند نهاد عثمانی، نوسازی ارتش، تمركز اداره دولت، آموزش ابتدایی اجباری و قوانین جدید شهری وجزایی منجر شد. بعد از شكست فرانسه از پروس در سال ،۱۸۷۱ اصلاحات متوقف شد و اگر چه همه اهداف در نظر گرفته شده محقق نشد اما این اصلاحات، امپراطوری عثمانی را تغییر داد. در سال های آینده هم نفوذ اروپا و به ویژه انگلیس و فرانسه «جنبش ترك های جوان» را بر آن داشت تا یك دولت مشروطه پیشنهاد و آشكارا درباره آزادی و حقوق سیاسی شهروندان پرسش هایی را مطرح كنند.

وضعیت جغرافیایی کشورهای همسایه ایران

در دوره بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی و كمال آتاتورك نیز نوسازی،  شعار همیشگی ترك ها بود تمدن برای آتاتورك و اصلاح طلبان ترك به معنای تمدن غربی بود. آنها می گفتند: كسانی كه متمدن نیستند باید تحت سلطه متمدن ها بمانند. اعطای حقوق سیاسی به زنان، تغییر روز تعطیل از جمعه به یكشنبه، تغییر خط و تبدیل آن به لاتین و قوانین جدید جزائی از جمله اصلاحات آتاتورك بود. نباید درباره این اقدامات سوءتعبیر شود و نمی توان گفت كه هدف از آن ریشه كنی اسلام و ارزش های اسلامی از جامعه تركیه بوده است. آتاتورك می خواست سیاست را از اسلام جدا و مذهب را به موضوعی خصوصی و فردی تبدیل كند. او توانست تركیه را به یك حكومت سكولار تبدیل كند. شورای اروپا در اوت سال ۱۹۴۹ تركیه را به عنوان یك عضو دائم پذیرفت و اعلام كرد كه جمهوری تركیه دو شرط عضویت را محقق كرده است یعنی اینكه هم یك كشور اروپایی است و هم به حقوق بشر و دمكراسی تكثر گرایانه و حكومت قانون احترام می گذارد.در آن زمان اعتبار اروپایی تركیه هیچ گاه مورد پرسش قرار نگرفت. تنها انگیزه های استراتژیك برای جذب تركیه در اردوگاه غرب در جریان جنگ سرد باعث اتخاذ این تصمیم شده است. در سال ۱۹۵۱ تركیه به ناتو پیوست و عضویت سازمان همكاری اقتصادی اروپا، كنفرانس امنیت و همكاری اروپا و بانك توسعه و بازسازی اروپا را نیز بدست آورد. تركیه اكنون عضو دائم همه نهادهای اروپایی، به جز اتحادیه اروپایی است.در سال ۱۹۸۷ تركیه تقاضای عضویت در جامعه اروپا را تسلیم این جامعه كرد. اعلام نظر كمیسیون اروپا درباره این درخواست دو سال طول كشید. این كمیسیون درخواست تركیه را قبول اما مذاكرات درباره ورود آن را رد كرد، چون این كمیسیون خود درگیر تغییرات گسترده بود. شرایط اقتصادی، سیاسی تركیه هم دلیل دیگر جواب منفی كمیسیون اروپا برای آغاز مذاكرات بود. این كمیسیون توصیه هایی به تركیه ارائه كرد.در یك دهه بعد، مشروعیت تركیه برای عضویت در اتحادیه اروپایی در چند موقعیت ونشست مختلف تأیید شد، اما اشاره می شد كه مشكلات سیاسی و اقتصادی از جمله وضع حقوق بشر در تركیه همچنان مانعی بر سرراه این مذاكرات است. گشایش جدی در روابط تركیه با اروپا در دسامبر سال ۱۹۹۹ در شورای اروپا در هلینسكی روی داد. در این نشست چنین نتیجه گیری شد كه تركیه یك كشور نامزد ورود به اتحادیه اروپایی است كه روند عضویت آن براساس همان شرایطی خواهد بود كه برای دیگر نامزدها صادق است. با این تصمیم تركیه در مسیر عضویت در اتحادیه اروپایی قرار گرفت. شورای اروپا در اكتبر سال ۲۰۰۲ از پیشرفت تركیه و گام های مهم آن برای تحقق شرایط عضویت در اتحادیه اروپایی استقبال كرد.دو ماه بعد این شورا، تصمیم گیری را درباره آغاز مذاكرات با تركیه درباره پیوستن به اتحادیه اروپایی به دسامبر سال ۲۰۰۴ موكول كرد. برای كمك به تركیه در این روند، كمك های مالی پیش از پیوستن به اتحادیه اروپایی به این كشور تقویت شد و پیمان های گمركی گسترش یافت. اما بعضی دولت های اروپایی همچنان در مقابل این موضوع ابرو درهم می كشیدند و پرسش های مختلف درباره شرایط اجتماعی اقتصادی و سابقه حقوق بشر تركیه و آمادگی نداشتن اروپا را مطرح می كردند. اما به رغم همه این ناخشنودی ها، اهمیت استراتژیك تركیه برای اروپا همچنان وسوسه كننده بود.امروزه رهبران ترك نگران آن هستند كه هرچه تركیه به عضویت در اتحادیه اروپایی نزدیك تر می شود، مقاومت در مقابل این موضوع در اروپا افزایش می یابد.فرصت هاشكی نیست كه عضویت تركیه در اتحادیه اروپایی هم برای تركیه و هم برای اروپا نه فقط چالش بلكه فرصت ها و مزایای زیادی در بردارد. ورود تركیه به اتحادیه اروپایی سند غیرقابل انكاری برای اثبات این خواهد بود كه اروپا یك «كلوب مسیحی» بسته نیست. این موضوع ماهیت اتحادیه را به عنوان جامعه  ای با مدارا و تحمل كه قدرت خود را از گوناگونی اش می گیرد و با ارزش های مشتركی چون آزادی، دموكراسی و حكومت قانون و احترام به حقوق بشر منسجم مانده است، اثبات می كند. در قرن ۲۱ كه غفلت و تعصب و پدیده هایی چون تروریسم بین المللی از ویژگی های آن است، یك اروپای چند قومی، چند فرهنگی و چند مذهبی می تواند پیام محكمی به بقیه دنیا بفرستد و بگوید كه «جنگ تمدن ها» سرنوشت گریزناپذیر بشر نیست. از این راه اروپا می تواند نقش قابل توجهی در آینده روابط غرب و دنیای اسلام هم ایفا كند.در شرایطی كه اتحادیه اروپایی در پی بدست آوردن مسئولیت بیشتر در دنیاست، پذیرش تركیه در این اتحادیه، توانایی های این قاره را به عنوان یك بازیگر سیاست خارجی تقویت می كند. تركیه به دلیل موقعیت ژئواستراتژیك خود به تلاش های اتحادیه اروپایی در سیاست خارجی در خاورمیانه، مدیترانه و آسیای مركزی و قفقاز ابعاد جدیدی می دهد. اروپا در حال حاضر به رغم كمك مالی به فلسطینی ها، نقش اندكی در خاورمیانه دارد اما می تواند در آینده بدون به چالش كشیدن رهبری آمریكا، مثلاً در مناقشه اسراییل و فلسطینی ها نقش مؤثرتری ایفا كند. تركیه با هر دو طرف این درگیری، روابط خوبی دارد و در اسراییل و دنیای عرب از اعتبار قابل توجهی برخوردار است. بنابر این حلقه ارتباطی خوبی میان اروپا و خاورمیانه خواهد بود. همچنین توان نظامی تركیه و قابلیت های این كشور برای ایجاد پایگاه نظامی، به نفع سیاست دفاعی و امنیتی اروپاست.تركیه از نظر اقتصادی نیز می تواند به وزن اروپا در دنیا بیافزاید. اگر چه اقتصاد تركیه با كسری و نبود توازن روبه روست اما كشور تركیه بزرگ است و منابع و نیروی كار جوان آموزش دیده ای دارد. جمعیت ۷۰ میلیونی تركیه و دورنمای افزایش قدرت خرید آن، قابلیت های یك بازار خوب برای اروپا را دارد.اما تركیه هم به اروپا نیاز دارد. رجب طیب اردوغان نخست وزیر تركیه بارها گفته است، تركیه به خاطر خودش باید اصلاحات را اجرا كند نه فقط به خاطر خوشایند بروكسل. در این روند، پیشرفت هایی در زمینه اصلاح دولت، تقویت نقش مجلس، تشویق برابری جنسیتی و ارتقای سطح حقوق و آزادی های مذهبی صورت گرفته اند.وضعیت زندگی كردها نیز بهبود یافته است. می توان گفت كه تركیه در دو سال اصلاحاتی را انجام داد كه بیشتر از تمام یك دهه گذشته بود. نظام حقوقی و سیاسی این كشور به طور عمیقی تغییر كرده است. در نتیجه این پیشرفت ها، مجمع پارلمانی شورای اروپا در نشست اخیر خود در بهار، تصمیم گرفت روند نظارتی را كه از سال ۱۹۹۶ برای تركیه به كار می گرفت برچیند.با این حال و به رغم این دستاوردها برای تضمین اجرای قوانین جدید در همه ساختارهای حكومتی تركیه، تلاش های زیادی نیاز است. از سوی دیگر اگرچه حل مشكل قبرس پیش شرطی برای آغاز مذاكرات نیست، اما حل این موضوع می تواند موضع تركیه را تقویت كند.چالش هاتركیه، بزرگ، فقیر و مسلمان است. این سه عامل، پیوستن تركیه به اتحادیه اروپایی را به چالشی بزرگ بدل كرده و نگرانی و مقاومت بسیاری از بخش های اروپا را برانگیخته است.اگر مذاكرات درباره عضویت تركیه، در سال ۲۰۰۵ آغاز شود و با فرض این كه این مذاكرات دشوار و طولانی باشد، عضویت تركیه در كوتاه ترین زمان ممكن حداقل ۱۰ سال دیگر محقق می شود. در آن زمان هم تركیه و هم اروپا دستخوش تغییرات زیادی شده اند.در سال ۲۰۱۵ اتحادیه اروپایی دست كم ۲۸ عضو خواهد داشت (كه شامل بلغارستان، رومانی و كرواسی هم می شود) سیاست های این اتحادیه متناسب با شرایط تغییر كرده است.تركیه هم تغییرات چشمگیری را تجربه كرده است و شاید كاملاً عوض شده باشد. پیش بینی می شود كه شروع مذاكرات، اقتصاد تركیه را تقویت كند و موقعیت این كشور را در مقایسه با دیگر كشورهای عضو اتحادیه اروپایی و به ویژه اعضای جدید تقویت كند. تا سال ۲۰۱۵ جمعیت تركیه به بیش از ۸۰ میلیون نفر می رسد یعنی جمعیتی برابر با آلمان كه ۱۴ درصد از جمعیت جدید اتحادیه اروپایی را تشكیل می دهد. با توجه به شرایط نامشخص اتحادیه اروپایی و تركیه، حدس دقیق پیامدهای عضویت تركیه برای نهادهای اروپایی و اتحاد سیاسی و سیاست مالی آن دشوار است. روشن است كه سازوكار جدید تعریف شده در قانون اساسی در باره نفوذ كشورها براساس جمعیت آنها، به تركیه قدرتی معادل چهار كشور بزرگ اروپا (آلمان، فرانسه، انگلیس و ایتالیا) می دهد. این وضعیت در مجلس اروپا هم صدق می كند جایی كه تركیه در آن به اندازه آلمان كرسی دارد.از سوی دیگر ادامه اجرای اصل توافق جمعی در حوزه های مهمی مانند سیاست مشترك امنیتی، خارجی ،دفاعی و مالی، امتیاز جمعیتی را از تركیه در روند تصمیم گیری ها می گیرد. عضویت تركیه همچنین نقشی در تركیب كمیسیون اروپا نیز ندارد. زیرا تا آن زمان تصمیم درباره كاهش تعداد اعضای كمیسیون اروپا و اجرای اصل عضویت دوره ای اتخاذ می شود.درباره سه محور غالب در اتحادیه اروپایی یعنی كشورهای بزرگ در مقابل كوچك، كشورهای فقیر در مقابل ثروتمند و كشورهای فدرالی در مقابل متمركز، پیش بینی تأثیر حضور تركیه آسان تر است. وجود تركیه، گروه كشورهای بزرگ را تقویت می كند و تعادل موجود را كه با ورود كشورهای كوچك در دور قبلی توسعه اتحادیه، ایجاد شده بود به هم می زند. ورود تركیه به دلیل اقتصاد ضعیف این كشور، معیارهای اقتصادی اتحادیه اروپایی را پایین می آورد و این اتحادیه را به طور كلی فقیرتر می كند.درباره خطر ورود تركیه به اروپا برای اتحاد سیاسی این اتحادیه و دورنمای اروپای متحد، حرف های زیادی زده شده است. درست است كه عضویت یك كشور بزرگ مسلمان با موقعیت منحصر به فرد ژئوپلتیك و منافع قوی در مناطقی چون آسیای مركزی و قفقاز و خاورمیانه، رویكرد سیاست خارجی اتحادیه اروپایی را تحت تأثیر قرار می دهد، اما واقعیت آن است كه با هر دور پذیرش اعضای جدید، این رویكرد دچار تغییر می شود.اتحاد سیاسی كه شش كشور مؤسس اتحادیه اروپایی داشتند با موقعیتی كه این اتحادیه ۲۵ عضوی اكنون دارد بسیار متفاوت است. این كه در مقابل شرایط جدید چه راهی را باید در پیش گرفت، آیا باید تلاش برای جذب كامل اعضای جدید تقویت گردد و یا رویكرد آرام كنونی پیگیری شود، پرسشی است كه با ورود تركیه پیچیده تر خواهد شد.تركیه به عنوان یكی از نامزدهای عضویت در اتحادیه اروپایی، با احتیاط كامل در اتخاذ و اجرای سیاست خارجی سعی می كند مطابق با مواضع اروپا عمل كند. كمیسیون اروپا هم در گزارش سال ۲۰۰۳ خود به این موضوع اعتراف كرد.در باره هزینه های مالی ورود تركیه به اتحادیه اروپایی، در این مرحله، پیش بینی، غیرممكن است. این پیش بینی به عوامل گوناگونی بستگی دارد، مسائلی چون سیاست های كشاورزی و بودجه ای اروپا.در مورد تأثیر عضویت در خود تركیه هم، همه چیز به تحولات اقتصادی این كشور در ده سال آینده بستگی دارد. بسیاری از كارشناسان عقیده دارند، این موضوع فواید آنی برای تركیه به همراه دارد؛ از جمله این فواید، سرازیر شدن سرمایه گذاری مستقیم خارجی، نرخ رشد ۵ تا ۶ درصدی و كمتر شدن بحران های فلج كننده برای اقتصاد تركیه است. تنها پیش بینی كه در این زمان می توان كرد آن است كه تركیه از كمك های زیادی برخوردار خواهد شد.تركیه مسلماندورنمای عضویت تركیه در اتحادیه اروپایی به دلیل جمعیت بیشتر مسلمان این كشور، اروپایی ها را نگران می كند. اروپایی ها نگران آن هستند كه فضای سنتی اجتماعی، فرهنگی یك تركیه مسلمان بر اروپا تأثیر بگذارد. از سوی دیگر اروپایی ها نگران آن هستند كه اسلام سیاسی در تركیه روی كار آید و به این ترتیب مهار یكی از مهمترین اعضای اتحادیه اروپایی را به دست بگیرد. كمیته ویژه نظارت بر تعهدات نامزد های عضویت، در شورای اروپا در گزارش اخیر خود اعلام كرد، میان تركیه جدید و تركیه سنتی و نواحی شرق و غرب این كشور تفاوت زیادی وجود دارد. این تفاوت به ویژه در زمینه حقوق زنان و قتل های ناموسی بسیار مشهود است. اصلاحات توصیه شده اروپا این وضع را تغییر نداده است. مقامات ترك وعده داده اند كه این اقدامات را ریشه كن كنند.درباره نقش اسلام در سیاست در تركیه نیز ابتدا باید ماهیت نظام سكولاری كه آتاتورك بعد از تأسیس جمهوری تركیه آن را بنا گذاشت درك شود. شاید این نظام برگرفته از روح «لائیسیته» فرانسوی ها باشد، اما این نظام به هیچ وجه به معنای جدایی حكومت از كلیسا، آن طور كه در فرانسه اجرا می شود، نیست. در تركیه، سكولاریسم به معنای محدود كردن عقاید مذهبی در حریم خصوصی و فردی و جدا كردن قوانین قرآنی از زندگی مردم است. نهادهای اسلامی همچنان در كنترل دولت هستند، دولت بر بخش های آموزش مذهبی، فعالیت مساجد و بنیادهای خیریه مذهبی نظارت و امام های جماعت را به عنوان كارمندان دولتی استخدام می كند.بعد از شروع به كار یك نظام چند حزبی در سال ۱۹۴۶ در تركیه و حضور اسلام سیاسی در آن، بحث درباره نقش مذهب در حكومت تركیه شدت گرفت و به تنش های سیاسی، مداخله ارتش و ممنوع شدن فعالیت احزاب اسلامگرا منجر شد. بحث اصلی میان اسلامگرایانی بود كه در پی ایفای نقش محسوس تر مذهب در زندگی مردم به عنوان یك امر عادی در یك كشور مسلمان بودند و سكولارهایی كه چنین درخواست هایی را تلاش برای ایجاد یك حكومت مذهبی و تهدیدی جدی برای اساس تشكیل دهنده جمهوری تركیه می دانستند.اكنون كه بحث عضویت تركیه در اتحادیه اروپایی مطرح است، پرسیدن این كه ۸۰ سال بعد از معرفی سكولاریسم، این مفهوم تا چه حد در جامعه تركیه ریشه دارد و آیا این خطر كه نظام سیاسی تركیه از طریق راههای دموكراتیك تغییر كند و با معیارهای اروپایی ناسازگار شود یا نه، پرسشی مشروع و منطقی است.در سال۲۰۰۰ یك مؤسسه پیشروی پژوهشی در تركیه، پژوهشی را انجام داد كه نتیجه آن دولت و نمایندگان جامعه مدنی در این كشور را از میزان حمایت مردم از نظام سكولار، مطمئن ساخت. این بررسی نشان داد اكثر مردم تركیه خود را مسلمان می دانند و برای ادای فریضه ها و وظایف مذهبی اشان تلاش می كنند. اما اعتقادی به این كه مذهب باید نقشی در زندگی سیاسی داشته باشد، ندارند. با وجود این، مانند همه كشورهای دموكراتیك دیگر، خطر سوءاستفاده گروه های افراطی از روندهای دموكراتیك برای رسیدن به اهداف خود وجود دارد.اقتصادتاریخچه طولانی بی ثباتی در اقتصاد كلان تركیه ریشه در بحران مالی سال ۲۰۰۱ دارد. دلایل این بحران، مدیریت ضعیف مالی و نظام شكننده بانكداری این كشور است. در نتیجه این دو عامل، تولید ناخالص داخلی تركیه ۵/۷ درصد كاهش یافت، نرخ بهره به۴۰۰ درصد رسید و ارزش پول كاهش و بدهی های دولت افزایش یافت. این بحران برای اقتصاد تركیه عقب گردی جدی بود، اما همزمان انعطاف پذیری و پویایی آن را هم نشان داد. در نتیجه اجرای اصلاحات با حمایت صندوق بین المللی پول، دوران بهبود طی شد و طی یك سال، نرخ رشد به بیش از ۷ درصد رسید، تورم كاهش یافت و لیره تركیه ارزش خود را به دست آورد.اما به رغم این تحولات مثبت، جبران كسری ها و فقدان ترازها، مدت ها طول می كشد. بدهی دولت و كسری بودجه هنوز بسیار زیاد است. نرخ بهره هم همین طور. نرخ تورم ۴/۱۸ درصد است و بیكاری ۸/۱۰ درصد.نرخ تولید ناخالص داخلی تركیه برای كشوری با۷۰ میلیون نفر جمعیت، در حد متعادل است و درآمد سرانه پایین.
به دلیل اندازه كوچك اقتصاد تركیه، كه در حال حاضر كمتر از دو درصد تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپایی را تشكیل می دهد، ورود این كشور به اروپا تأثیر چندانی بر اقتصاد این اتحادیه نخواهد داشت. اما در مقابل، این اتفاق برای تركیه پیامدهای چشمگیری دارد. براساس آمار و تخمین های موجود عضویت در اتحادیه اروپایی، تجارت دوجانبه تركیه را تا۴۰ درصد افزایش می دهد.***تأخیر بیشتر در روند عضویت تركیه در اتحادیه اروپایی و آغاز مذاكرات در این مورد، به اعتبار این اتحادیه آسیب می رساند، تركیه یك كشور اروپایی- آسیایی است و فرهنگ و تاریخ آن با اروپا عجین شده است و وضع آن با دیگر كشورهای نزدیك به اروپا در آفریقای شمالی و خاورمیانه متفاوت است. بنابراین، این كشورها نباید انتظار داشته باشند كه اتحادیه اروپایی رفتاری مانند تركیه با آنها در پیش بگیرد. دولت های اروپایی دیگر نمی توانند مخالفتی با ورود تركیه به این اتحادیه نشان دهند چون هرگونه مخالفت در این زمینه باید در سال ۱۹۵۹ در زمان ارائه اولین درخواست تركیه یا در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۹۹ صورت می گرفت.البته تصمیمی كه دسامبر آینده شورای اروپا درباره عضویت تركیه می گیرد به معنای ورود فوری این كشور به اروپا نیست بلكه به معنای شروع مذاكرات در این زمینه است. مدت زمان و نتیجه مذاكرات به پیشرفت كار بستگی دارد. پیش بینی می شود كه این روند زمان زیادی طول بكشد. روند دشوار تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی در تركیه را نمی توان نادیده گرفت و این را هم نباید فراموش كرد كه در بخش های مختلف جامعه این كشور، مقاومت زیادی در مقابل این تغییرات وجود دارد.

پاکستان

این سرزمین جزئی از هندوستان بود و این کشور نیز مستعمره انگلستان بود. در هنگام قیام گاندی برعلیه استعمار انگلیس، پاکستان به رهبری محمدعلی جناح (از یاران گاندی) پیش از استقلال هند، استقلال خود را بازیافت. در قسمت غربی پاکستان، منطقه کویری وسیعی وجود دارد که به بلوچستان انگلیس مشهور است. این قسمت جزء خاک ایران بود که در زمان ناصرالدین شاه قاجار در اثر سیاستهای استعماری انگلیس بر طبق قرارداد گلداسمیت از خاک ایران جدا شد.

سیاست

·         فهرست احزاب پاکستان

حزب عوامی لیگ از احزاب مهم پاکستان بشمار می‌‌آید.

تقسیمات کشوری

پاکستان ﮬﻔﺖ استان دارد:

·         استان بلوچستان

·         استان مرزی شمال غربی

·         استان سند

 ·         استان پنجاب

·         ﻣﻨﺎﻃق ﺷﻤﺎﻟﻰ

·         ﻣﻨﺎﻃق ﻗﺒﻴﻠﻪﺍﻯ

·         ﻛﺸﻤﻴﺮﺁﺯﺍﺩ

·         ﺍﺳﻼﻡﺁﺑﺎﺩ

وضعیت جغرافیایی کشورهای همسایه ایران

افغانستان

موقعیت

در آسیای میانه

مختصات جغرافیایی

بین 60 تا 75 درجه شرقی بین 29 تا 38 درجه شمالی

مساحت

مساحت افغانستان 652225 کیلومتر مربع است.كه از نظر مساحت در جهان مقام چهلم و در قاره آسيا جايگاه يازدهم را دارا مي باشد.

مرز های مشترک

کل: 5529 کیلومتر

·         مرزهای مشترک:

o        ایران (غرب): 936 کیلومتر

o        ترکمنستان (شمال): 744 کیلومتر

o        ازبکستان (شمال): 137 کیلومتر

o        تاجیکستان (شمال): 1206 کیلومتر

o        چین (شرق): ۷۶ کیلومتر

o        کشمیر (شمال شرق): ؟؟؟ کیلومتر

o        پاکستان (جنوب): ۲,۴۳۰ کیلومتر

آب و هوا

قاره ای، تابستان گرم و زمستان سرد.

 

ارتفاع

کشور افغانستان از معدود کشورهایی است که محصور در کوهستان ها و خشکی ها است. مناطق مختلف این کشور اغلب پوشیده از کوه است اما در جنوب و جنوب شرقی مناطق پستی نیز وجود دارد.

بلندترین نقطه: قله نوشاک(Nowshâk) به ارتفاع ۷,۴۸۵ متر از سطح دریا.
منابع طبیعی

از منابع طبیعی آن می توان به گاز طبیعی ، نفت ، زغال سنگ ، مس ، کرومیت ، طلق (talc) (نوعی کانی شفاف به رنگ های سفید و سبز و خاکستری ) ، سولفات باریم ، گوگرد ، سرب ، روی ، سنگ آهن ، نمک طعام و سنگ های قیمتی (گوهر) و .... اشاره کرد.

محیط زیست

شاید مهمترین مشکل زیست محیطی افغانستان خط انقراض حیواناتی چون پلنگ ، سمور، غزال های وحشی ، قوچ و ... باشد .این حیوانات بیشتر برای استفاده از پوست شان کشته میشوند. از شاخص ترین محدودیت های زیست محیطی این کشور می توان به محدویت در دسترسی به منابع آب (مصرف کشاورزی و آشامیدنی )، چرای بیش از حد دام ، آلودگی هوا و آب ، عدم دسترسی به آب های آزاد و ... اشاره کرد. تقریبا در افغانستان سیستم چگونگی دفع زباله به روش مدرن وجود ندارد.

جغرافیای انسانی

طبق آمار سال ۲۰۰۵ دارای ۳۵ ولایت است. پرجمعیت ترین شهر های افغانستان به ترتیب کابل ، قندهار ، مزار شریف، جلال آباد و ... هستند. . روابط خویشاوندی و خانوادگی در میان مردم افغانستان بسیار نزدیک وصمیمانه است که نشانه عواطف و احساسات عمیق خانوادگی است. هنوز در این کشور مسائل حاد میان مردم توسط ریش سفیدان و بزرگان حل و فصل می شود.

تقسیمات کشوری

افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) است.

خطرات طبیعی

از بلایای طبیعی معمول این کشور می توان به زلزله های متوالی در میان کوه های هندوکش و سیل و خشکسالی اشاره کرد.

جمعیت

جمعیت افغانستان حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد می‌شود.براساس سرشماري مقدماتي كميته ملي احصائيه كشور، جمعيت افغانستان در سال 1385، 24 ميليون نفر است. گفته می شود از اين تعداد 12,300 ميليون مرد و 11,800 ميليون نفرشان زن هستند، 7/21% جمعيت كشور شهرنشين مي باشند. مرحله اصلي نفوس شماري افغانستان در ماه سنبله 1387 صورت خواهد گرفت.اين آمار شامل ميليون ها مهاجر افغاني مقيم ايران، پاكستان و كشورهاي ديگر نمي باشد. سازمان ملل پيش از اين جمعيت افغانستان را 29 ميليون نفر برآورد كرده بود.

وضعیت سنی

آمار زیر به صورت تقریبی می باشند.

۰ تا ۱۴ سال: ۴۴.۶% / مرد ۷۰۹۵۱۱۷/ زنان ۶۷۶۳۷۵۹

۱۵ تا ۶۴ سال: ۵۳% / مرد ۸۴۳۶۷۱۶ /زنان ۸۰۰۸۴۶۳

۶۵ به بالا: ۲.۴% / مرد ۳۶۶۶۴۲ / زنان ۳۸۶۳۰۰

متوسط سن

43

نرخ رشد جمعیت

2.67

ملیت

افغان

گروه‌های قومی و نژادی

پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک ،ایماق، ترکمن، بلوچ و ...

دین ها و مذاهب

99٪ مردم افغانستان را مسلمان تشکیل میدهند که حدود 75٪ آنان مسلمان سنی و 24٪ مسلمان شیعه‌هستند.

مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ های ۳۰ سال اخیر اقلیت یهودی نیز در افغانستان و بویژه شهر هرات وجود داشتند اما امروزه اغلب آنان به اسرائیل پناهنده شده اند.

زبان

مردم افغانستان به یکی از زبان‌های دری ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، ازبکی، ترکمنی و بلوچی سخن می‌گویند بر اساس قانون اساسی افغانستان،زبانهای دری و پشتو زبان های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی میشود.اگر کسی یکی از دو زبان رسمی افغانستان را بداند میتوان گفت تقریبا در برقراری ارتباط در هیچ جای افغانستان مشکلی ندارد. زبان غالب در کابل پایتخت و بیشتر شهرهای شمال، مرکز و غرب افغانستان دری است. زبان غالب در شهرهای قندهار و جلال آباد ، پشتو است

سواد

تعریف فرد باسواد: فرد بالای ۱۵ سال که می‌تواند بخواند و بنویسد.

کل: 36 درصد با سواد

·         مردها: 51% درصد

·         زنها: 21% درصد

تاریخ

آغاز پادشاهی احمدشاه ابدالی در سال ۱۷۴۴ میلادی آغاز تاریخ مستقل افغانستان است.تاریخ قبل از این تاریخ عبارت از تاریخ مشترک افغانستان با برخی کشور های همسایه اش بویژه تاریخ کشور ایران است.

تاریخ مشترک

رجوع شود به تاریخ افغانستان و تاریخ ایران

 

شکل گیری

افغانستان از زمان تاجگذاری احمدشاه درانی شکل گرفت. البته محدوده آن زمان افغانستان با محدوده امروزش متفاوت است.پس از این تاریخ بخشهایی از افغانستان کم شد و بخش هایی بدان افزوده شد. از جمله این تقیرات جغرافیایی میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

الحاق هرات در معاهدهٔ پاریس توسط انگلیسها

حدود ۱۵۰ سال پيش، انگلیس با تصرف بخش‌هایی از جنوب ایران (بنادر خرمشهر و بوشهر و جزایر جنوب) ناصرالدین شاه قاجار را مجبور به قبول پیمان پاریس (۱۸۵۶) کرد. بر طبق این پیمان ایران از ادعای خود بر هرات چشم پوشی کرد و هرات در ۱۸۶۳ به افغانستان ملحق گشت و ایران موجودیت کشوری به نام افغانستان را به رسمیت شناخت.

جدایی بلوچستان توسط انگلیسها

در سال ۱۸۸۷ بلوچستان توسط انگلیسها به هند تحت حکومت بریتانیا ملحق شد.

جدایی نیمی از پشتونستان در معاهدهٔ دیورند توسط انگلیسها

در سال ۱۸۹۳ نیمهٔ شرقی پشتونستان طبق معاهدهٔ دیورند به هند تحت حکومت بریتانیا ملحق شد.

 

افغانستان مستقل

از تاریخ ۱۷۴۷ تا زمان استقلال افغانستان در سال ۱۹۱۹ ، ا ین کشور به زیر سلطه دو ابر امپراطوری آن دوران بریتانیا و روسیه در آمده بود. یک دوره کوتاه مدت دموکراسی و آزادی خواهی در این کشور که از سال ۱۹۷۳ آغاز شده بود که با کودتای کمونیستی ۱۹۷۸ به پایان رسید. در سال ۱۹۹۲ یک نیروی خودجوش و چریکی به نام مجاهدین در این کشور شکل گرفت که رژیم کمونیستی ۱۵ ساله را شکست داد.

سلطه طالبان

مجاهدین موفق به تشکیل دولت ملی نشدند و جای آنها را طالبان که از حمایت مادی و معنوی پاکستان سود می بردند گرفت. طالبان نتوانستند بقایای مجاهدین را که بر علیه آنها مقاومت می کردند به طور کامل سرکوب نمایند. رژیم طالبان با حمله ی ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا از هم پاشید.

حامد کرزی

مقاله اصلی:حمله آمریکا به افغانستان

از سال ۲۰۰۱ میلادی بعد از کنفرانس بن (Bonn) در اثر توافق گروه های افغان دولت موقت به رهبری حامد کرزی روی کار آمد. حکومت در ۷ دسامبر ۲۰۰۴ میلادی به ریاست جمهوری حامد کرزی (Hamid Karzai) شکل گرفت و در ۱۹ دسامبر سال ۲۰۰۵ نیز انتخاب مجلس قانون گذاری آن را تکمیل کرد.

تاریخچه نام این کشور

در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ اثر میر غلام محمد غبار از کلمه ی "آریانا" به عنوان نام تاریخی افغانستان نام برده شده است.اما از آنجا که در آن زمان افغانستان دارای هویت یک کشور نبوده این نام را نمیتوان بعنوان نام قدیمی افغانستان قلمداد کرد و حتی میتوان آریانا را همان کلمه ی ایران دانست.دكتر ذبيح الله صفا باور دارد: (ائيرين همان نامي است كه در زبان پهلوي به « اِران» (ايران با ياء مجهول) مبدل گشت و در دورة اسلامي ايران ( با ياء معلوم ) خوانده شد... كه مي توان آن را سرزمين اصلي آريا ناميد.رك به : حماسه سرايي در ايران ،

شادروان احمد علي كهزاد را نيز باور براين است كه : (همين نام ايريانا و آريانا بود كه بعدها در پارس «پارسه» با تغيري اندك « ايران» قبول شد.)رك به : رسالة آريانا

استرابون (Strobo – 40 ق م – 40 م ) ، جغرافيدان معروف عهد قديم يونان ، كه اندكي بعد از سقوط دولت يوناني باختر مي زيست ، از محدوده ی جغرافیایی افغانستان امروزي با نام آريانا ياد كرده ، باختر و بلخ و سند را هم جزئي از آريانا بشمار آورده است. رك به: تاريخ افغانستان / مهديزاده كابليد کلمه دیگری که به عنوان نام قدیم افغانستان استفاده میشود "خراسان" است که نام بخشی از "ایران تاریخی" است. خراسان بزرگ به بخش شرقی ایران تاریخی گفته می شده. ۱احمد شاه درانی از شاهان پشتون افغانستان، در سال ۱۷۴۷ میلادی، رسما به عنوان شاه خراسان تاجگذاری نمود.واژهٔ افغانستان نخستین بار در زمان شاه شجاع و پس از نیمهٔ قرن ۱۹ توسط انگلیسها در برخی معاهده ها استفاده شد.[نیاز به ذکر منبع] افغان اگرچه در لغت به معنای ناله و فغان است اما در حقیقت مستعرب واژهٔ اوغان است که به اقوام پشتون گفته می شود اما اکنون، به هر تبعهٔ کشور افغانستان صرفنظر از قومی که بدان تعلق دارد "افغان" اطلاق می گردد.

پایتخت‌های افغانستان

1-از سال ۱۷۴۷ تا ۱۷۷۵ قندهار

2-از سال ۱۷۷۵ تا اکنون کابل

فرهنگ

زبان و خط

ماده شانزدهم قانون اساسی افغانستان زبانهای فارسی (در گویش رسمی و دولتی دری)و پشتو را زبانهای رسمی افغانستان اعلام می کند و چنین می گوید: "از جمله زبان هاى پشتو، درى ، ازبکی ، ترکمنی ، بلوچی و پشّه یی ، نورستانی ،پاميرى و ساير زبان هاى رايج در کشور، پشتو و درى زبانهاى رسمي دولت مي باشند. در مناطقي که اکثريت مردم به يکي از زبان هاى ازبکي ، ترکمني ، پشه يي ،نورستاني ، بلوچي و يا پاميرى تکلم مي نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و درى به حيث زبان سوم رسمي مي باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم مي گردد. دولت براى تقويت و انکشاف همه زبانهاى افغانستان پروگرامهاى موثر طرح و تطبيق مي نمايد. نشر مطبوعات و رسانه هاى گروهي به تمام زبانهاى رايج در کشور آزادمي باشد."

مشاهیر فرهنگی

از چهره‌های فرهنگی که در گستره جغرافيایی افغانستان امروز زاده شده‌اند می‌توان به مولانا جلال الدین بلخی، ناصر خسرو،سنایی غزنوی، خواجه عبدالله انصاری، ابوعبید عبدالرحمن محمد جوزجانی،حميدی بلخی، حنظله بادغيسی، ظهيرالدين فاريابی واعظ کاشفی، کمال الدین بهزاد، عنصری بلخی، فارابی،ابواسحاق فارابی، ابوشکور بلخی سید جمال الدین حسینی(افغان) ،خلیل الله خلیلی و عبدالرحمان مهمند یا رحمان بابااشاره کرد.


در افغانستان پشتونها دارای نوعی رقص گروهی هستند که بدان اتن ملی می گویند.

·         احمد ظاهر

رادیو و تلویزیون

افغانستان دارای یک سازمان رسانه ای ملی به نام "رادیو تلویزیون ملی افغانستان" (RTA) میباشد.این سازمان دارای یک کانال تلویزیونی و یک کانال رادیویی میباشد. اگرچه RTA رسانه ای متعلق به دولت است اما طبق قوانین جدیدرسانه ای نه دولتی و نه خصوصی ، بلکه رسانه ای مردمی است که صرفا هزینه اش را دولت تامین میکند. علاوه بر RTA رادیو و تلویزیون های خصوصی دیگری در افغانستان وجود دارد که شامل نزدیک به ۱۰۰ فرستنده رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیونی میشود. فهرست شبکه های تلویزیونی افغانستان

آموزش و پرورش

در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی جنگهای داخلی این کشور(دهه‌های ۹۰ میلادی)، شالوده‌ آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دوره‌ی قدرت طالبان حتی دختران خانه‌نشین شده و اجازه‌ی تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند شیمی و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزشهای مذهبی تاکید می شد. اکنون برآورد می‌شود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از حمله‌ امریک به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندک‌اندک رو به بهبودی می‌رود ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند.

 دولت

نظام قانونی

نظام حکومتی افغانستان جمهوری اسلامی ( متفاوت با پاکستان و ایران) است.براساس ساختار جدید در این کشور ، قوانین این کشور بر اساس تعالیم دین اسلام است. بر اساس قانون اساسی این کشور حکومت متبوع از قانون اساسی متعهد است یک کشور مترقی و کامیاب ، یک نظام مبتنی بر عدالت اجتماعی ، محفوظ نگه داشتن حقوق و کرامت انسانی مردم افغانستان ، تفهیم و نهادینه کردن یک کشور دموکراتیزه ، حفظ اتحاد ملی ، برابری و تساوی حقوق اقوام و قبایل گوناگون ساکن در کشور، به معرض وجود گذارد. براساس قانون اساسی این کشور متعهد به رعایت قوانین سازمان ملل و قوانین بین المللی در دفاع از حقوق بشر است. براساس قانون اساسی افغانستان ، یک جوان با ۱۸ سال سن تمام می تواند رای بدهد.

رئیس جمهور افغانستان: حامد کرزی

وزیر خارجه افغانستان: دادفر سپنتا

قوه ی قانون گذاری

مجلس نمایندگان افغانستان (ولسی جرگه): 249 نفر

مجلس سنا افغانستان (مشرانو جرگه): 102 نفر
رئیس: عبدالسلام عظيمی

ارتش ملی افغانستان(Afghan National Army) بعد از سقوط طالبان به تدریج شروع به بازشکلگیری کرد .در سال ۲۰۰۶ نیروی هوایی این کشور رسما آغاز به کار کرد . هر افغانی دارای ۲۲ سال سن باید به خدمت سربازی برود که به مدت ۴ سال است. به موجب آمار اگر افغانستان وارد جنگی غیر منتظره شود حدود ۵ میلیون سرباز آماده دارد که نیمی از آن را زنان تشکیل می دهند.

اقتصاد

افغانستان به لحاظ اقتصادی یکی از فقیرترین کشورهای جهان محسوب می شود که همه ناشی از نابسامانی های سیاسی است. اقتصاد افغانستان بعد از فروپاشی حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ رو به بهبودی نهاده است .نرخ آمار زیر خط فقر این کشور بسیار وحشتناک است ، به موجب این نرخ از هر صد افغانستانی ۵۵ نفر آنان زیر خط فقر هستند. از دیگر نرخ های نگران کننده این کشور فقیر نرخ ۴۳ درصدی بیکاری است. حدود ۸۱ درصد مردم این کشور کشاورز هستند و بقیه شامل ۱۱ درصد در صنعت ( اغلب بافندگی ) و۹ درصد در خدمات مشغول به کار هستند. به موجب آمار سال ۲۰۰۴ ، ۱۵ میلیون نفر در این کشور کارگر هستند. نرخ تورم در این کشور در سال ۲۰۰۵ ، ۱۶.۳ و در سال ۲۰۰۶ بنا بر پیش بینی ها ۱۷ درصد است. عمده ترین محصولات صادراتی این کشور به سه کشور آمریکا(۲۵.۴%) ، پاکستان(۲۲%) و هند(۱۹.۵%) است که حجم آن ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده می شود. و عمده ترین شریکان صادر کننده محصولات به این کشور پاکستان (۲۳.۷%) ، آمریکا (۱۱.۲%) ، هند (India ۷.۹%) ، آلمان (۶.۸%) ، ترکمنستان (۴.۹%) ، روسیه (۴.۵%) ، کنیا (۴.۳%) و ترکیه (۴.۲%) می باشند که حجم آن به بیش از ۴ میلیارد دلار می رسد. بیشترین بدهی این کشور به کشور روسیه و نیز بانک بین المللی پول است که به بالغ بر ۸ میلیارد دلار می رسد. پس از سقوط طالبان بیش از ۶۰ کشور جهان قول کمک به این کشور را دادند که به فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ ، ۸.۹ میلیارد دلار به این کشور کمک بلاعوض کنند. واحد پول آن افغانی نام دارد که از سال۲۰۰۰ به بعد ارزش ها به نسبت دلار رو به بهبودی دارد.سال مالی آن از اول فرودین (۲۱ مارس ) تا ۲۹ اسفند ( ۲۰ مارس ) است. عمده ترین محصول صادراتی این کشور مرفین یا تریاک است . از دیگر اقلام صادراتی این کشور می توان به جامه پشمی بومی این کشور و فرش های دستباف و پوست گاو و گوسفند و سمور و پلنگ و مار اشاره کرد.

راهها

افغانستان به لحاظ ارتباطی و وضعیت جاده ها و بزرگراه ها نسبت به گذشته رشد نموده است. به طور کلی ۴۵ فرودگاه در این کشور وجود دارد که بیشتر آن پس از سقوط طالبان به ضرورت عملیات نظامی ساخته شدند. نام هواپیمای بین المللی افغانستان آریانا است. سه فرودگاه بین المللی کابل و قندهار و بگرام از مهمترین میدان های هوایی (فرودگاه) این کشور است. افغانستان به دلیل عدم دسترسی به آب های آزاد فاقد بندر و کشتیرانی است و تنها رودخانه مرزی آمودریا از این قاعده مستثنا است که آن هم به سبب عدم توجه کافی هیچ بهره ای برای این کشور ندارد. در افغانستان راه آهن وجود ندارد .در کشور افغانستان بنا بر آمار سال ۲۰۰۴ حدود ۳۵ هزار کیلومتر جاده وجود دارد که تنها ۹ هزار کیلومتر آن سنگ فرش و آسفالت شده است. ۱۲۰۰ کیلومتر تنها مسیر رودخانه ای و آبی این کشور است که در محدوده آموردیا با سه کشور تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان واقع است. از بنادر نزدیک به این رودخانه می توان به شیرخان بندر و خیر آباد اشاره کرد. نزدیک ترین شهر مهم به این رودخانه مزار شریف است.

ارتباطات

رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار کند صورت می گیرد که مستلزم توسعه کیفی در زمینه ماهواره است . در افغانستان بیش از ۵۰ هزار نفر صاحب تلفن هستند و جالب تر آن که ۱۲ برابر آن در این کشور صاحب تلفن همراه هستند.به طور متوسط ۱۰ کانال تلوزیونی در این کشور به فعالیت مشغولند. در این کشور بیش از ۳۰ هزار نفر کاربر اینترنت هستند.از مهم ترین وسایل ارتباطی میان مردم و آگاهان جامعه مجلات و روزنامه ها و نیز رادیوها هستند.

 

رابطه های خارجی

رابطه با همسایه ها

رابطه با ایران

به سبب ارتباطات ریشه دار فرهنگی ، ایران نقش مهمی در سیاست خارجی افغانستان دارد علاوه بر این ایران یکی از بزرگترین طرف های تجاری افغانستان است.بعد از سقوط حکومت طالبان و روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان روابط تجاری افغانستان و ایران افزایش چشمگیری داشت البته این روابط تا کنون بیشتر صادرات ایران به افغانستان میباشد.ایران و افغانستان در ضمینه مبارزه با مواد مخدر و بازسازی شبکه حمل و نقل افغانستان همکاری دارند.افغانستان و ایران در سالهای اخیر که مشکل کمبود باران وجود دارد بر سر تقسیم آب رودخانه هیرمند در منطقه ی سیستان اختلاف نظر دارند .اگرچه ه ردو بر توافقنامه ی امضا شده توسط امیر عباس هویدا و آقای مشفق ( صدراعظم های وقت هردو کشور) در مورد تقسیم حق آبه هیرمند تاکید دارند.

رابطه با پاکستان

رابطه با هند

رابطه با چین

رابطه با تاجیکستان

رابطه با ازبکستان

رابطه با ترکمنستان

وضعیت جغرافیایی کشورهای همسایه ایران

جمهوری ارمنستان

جمهوری ارمنستان در قفقاز جنوبی در میان دریای سیاه و دریای خزر است. همسایگان آن در غرب ترکیه، در شمال گرجستان، در شرق جمهوری آذربایجان و در جنوب ایران و ناحیه خودگردان نخجوان می‌باشند. بزرگ‌ترین دریاچه این کشور دریاچه سوان است که آب شیرین دارد و رویه نسبتاً بزرگی از بخش میانی این کشور را پوشانده است.

: تاریخ ارمنستان

ارمنستان پیش از سال ۱۴۵۴ یک پادشاهی توانگر با فرهنگی پرمایه بود که در برهه‌ای از زمان همه سرزمینهای میان دریای سیاه و خزر را در بر می‌گرفت. در سال ۳۰۱، ارمنستان نخستین کشوری بود که مسیحیت را چونان دین رسمی کشور برگزید، دوازده سال پیش از رم.

استان‌ها

 

1.       آراگاتسوتن

2.      آرارات

3.    آرماویر

4.    گغارکونیک

5.     کوتایک

6.     لوری

7.    شیراک

8.    سیونیک

9.      تاووش

10.   وایوتس جور

۱۱.  ایروان

: گیتاشناسی ارمنستان

خاستگاه ارمنیان : ارمنیان از دیدگاه نژادی آمیزه‌ای از هورّی-لووی‌ها و فریژیهای تراکی هستند. هورّی- از نژاد قفقازی یعنی خویشاوند با گرجی هاامروزی بودند. لووی‌ها از خویشاوندهای نزدیک هتیت‌ها بودند و همچون هتیت‌ها ریشه هندواروپایی داشتند. فریژیهای تراکی هم هندواروپایی بودند. دسته سوم همان دسته ایست که زبان ارمنی را با خود به قفقاز آورد. پس بنا بر این ارمنیها از دیدگاه نژادی حدود دو سوم هندواروپایی و یک سوم قفقازی اند.

زبان ارمنی زبانی کاملاً هندواروپایی است .

مردم : امروزه شمار ارمنی زبانان جهان پیرامون ۵ تا ۶ ملیون است. جمعیت خود جمهوری ارمنستان دو و نیم ملیون است یعنی کمتر از نیمی از ارمنیان بیرون از میهن خود بسر می‌برند. دومین کشور که بیشترین جمعیت ارمنی را در جهان داراست ایران است با ۳۷۰٫۰۰۰ ارمنی. پس از آن سوریه (۲۹۹٫۰۰۰) لبنان (۲۳۵٫۰۰۰)، امریکا (۱۷۵٫۰۰۰) و مصر (۱۰۰٫۰۰۰) قرار دارند. شمار دیگری نیز در بسیاری کشورها و مناطق جهان از جمله در قره باغ زندگی می‌کنند. ارمنیان خود برای زبانشان نامهای هایِرن و آشخاری را بکار می‌برند. البته نام آشخاری بیشتر از سوی ادیبان بکار می‌رود.

در ارمنستان همچنین اقلیت کرد یزیدی و روسی زندگی می‌کنند.

 جمهوری ترکمنستان

جمهوری ترکمنستان (به ترکمنی: Türkmienistan Riespublikasy) از کشورهای تازه استقلال یافته از شوروی سابق است. در شمال شرقی ایران و در منطقه آسیای مرکزی قرار دارد. پایتخت آن عشق‌آباد است. مردم آن به زبان ترکمنی (شاخه‌ای از زبان‌های ترکی‌تبار) صحبت می‌کنند.

رئيس جمهور ترکمنستان در سال ۲۰۰۶ میلادی صفرمراد نيازف بوده است.

تاریخ

در سپتامبر ۲۰۰۵ رسما از جرگه کشورهای مستقل همسود خارج شد.

سیاست

تقسیمات کشوری

ترکمنستان دارای ۵ استان (ولایت) است:

1.       آخال

2.      بلکان

3.    داش‌حوض

4.    لباب

۵.   مرو

جغرافیا

ترکمنستان با ایران، افغانستان، ازبکستان، قزاقستان و دریای خزر همسایه است.

اقتصاد

ترکمنستان اقتصادی رو به رشد دارد وبا توجه به منابع سرشار نفت وگاز وپنبه از طریق سرمایه گذاری مشترک(jv)صنایع پائین دست راگسترش داده وجزوء معدود کشورهائی است که فرآورده های نفتی صادر میکند با فراوری محصول پنبه وبا اتکا به نیروی کار خود صنایع فعال نساجی پیشرفه ای دارد که ازبازار فروش بالائی در سطح جهان برخوردار می باشد و با فروش سالانه مقدار زیادی گاز به کشورهائی چون اکراین و روسیه و چند کشور دیگر از جمله ایران , اقدام به کسب درآمدهای سرشار برای کشورش را دارد .

مردم

72 درصد مردم ترکمنستان به زبان ترکمنی صحبت می کنند که شاخه ای از شاخه زبان‌‌های آلتاییک می‌باشد و نزدیک به 90 درصد از جمعیت 5 میلیونی این جمهوری را ترکمن ها تشکیل می دهند و بقیه مردم آن کشور از نژادهای روس، ازبک بوده و تعداد کمی نیز قزاق هستند.  ترکمن ها مسلمان و پیرو مذهب اهل سنت حنفی هستند.

عراق

عراق کشوری است در خاورمیانه در جنوب غرب آسیا. از جنوب با کشور عربستان سعودی و کویت از غرب با اردن و سوریه از شرق با ایران و از شمال با کشور ترکیه همسایه است. کشور عراق از جنوب مرز آبی کوچکی با خلیج فارس دارد و دو رود مشهور دجله و فرات که منشأ تمدن‌های باستانی ساکن میان‌رودان (بین‌النهرین) در طول تاریخ کهن این کشورند از شمال به جنوب آن روان هستند. پایتخت عراق شهر باستانی بغداد است.

·         تاریخ عراق

تاریخ باستان

نخستین قوم‌های باستانی ساکن سرزمین کنونی عراق سومریان، اکدی‌ها و آشوری‌ها بودند.

تاریخ میانه

کشور عراق دوره‌های تاریخی بسیاری را بخود دیده. از آن میان دوره طولانی سالاری شاهنشاهان ایران بر آن سرزمین.

در روزگار ساسانیان پایتخت شاهنشاهی ایران یعنی کلانشهر تیسفون در میانرودان قرار داشت. عراق کنونی در تقسیمات کشوری ساسانیان، دل ایرانشهر یا سورستان نامیده می‌شد.

تاریخ معاصر

شکلگیری عراق امروزی

پس از متلاشی شدن امپراتوری عثمانی کشور کنونی عراق که جزئی از آن بود در سال 1920 به تصرف بریتانیا درآمد. کشور عراق از 3 ولایت موصل در شمال، بغداد در مرکز و بصره‌ در جنوب تشکیل شد. در سال 1932 عراق استقلال خود را از بریتانیا کسب کرد. و تا سال 1958 حکومت خاندان ‌هاشمی که‌ دست‌نشانده‌ بریتانیا بود بر آن حاکم بود تا اینکه‌ در 14 ژوئیه‌ 1958 با کودتای تیمسار عبدالکریم قاسم برانداخته‌ شد. عبدالکریم که‌ چپگرا بود با برانداختن حکومت سلطنتی، حکومت خود را تشکیل داد. دوران حکومت عبدالکریم پنج سال طول کشید تا اینکه‌ در سال 1963، عبدالسلام عارف وی را از حکومت خلع نمود. عبدالسلام عارف در سال 1966 درگذشت و برادرش عبدالرحمان عارف، زمام امور را در دست گرفت. در سال 1968، عبدالرحمان عارف توسط جناح راست حزب سوسیالیستی عربی بعث برکنار شد و حزب بعث توانست قدرت را در دست گیرد. و این آغازی شد برای قدرتگیری صدام حسین و تداوم حاکمیت وی در دهه‌های آتی. در سال 1980 جنگ ایران و عراق آغاز شد که‌ تا سال 1988 ادامه‌ یافت. در همان دهه عملیات انفال که‌ در مناطق شمالی عراق به‌ اجرا درمی‌آمد به‌ قتل و کشتار بیش از 182 هزار از کردها گردید و از جمله‌ آن می‌توان به‌ بمباران شیمیایی شهر حلبچه‌ اشاره‌ نمود. به‌ دنبال تهاجم ارتش عراق به‌ کویت و جنگ خلیج فارس کشور عراق با تحریم‌های اقتصادی روبرو شد و قسمت شمالی آن منطقه‌ پرواز ممنوع اعلام شد. تهاجم امریکا و همپیمانانش در سال 2003 به‌ عراق سرنگونی حکومت صدام حسین را به‌ دنبال داشت و دولت موقت در آن برقرار شده‌ است.

مردم

عراق کشوری است با قومیت‌های گوناگون و ساکنان آن را عرب 72% و کرد 25% آسوری، ترکمن و غیره 3% تشکیل می‌‌دهند. کردها در نواحی شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق مشهور است زندگی می‌کنند و از لحاظ فرهنگی. زبانی و طرز پوشش با عرب‌ها متفاوتند.پس از جنگ کویت و عراق و وضع ممنوعیت پرواز عراق به بالای خط ۲۳ درجه در سال ۱۹۹۱ کردهای عراق عملا توانستند حکومت خود را تأسیس نمایند و با حل اختلافات گروهی و قیام علیه حکومت بعث حکومت منطقه را به عهده گرفتند که کردها این خیزش را «راپه‌رین» می‌نامند. پس از ده سال و با حمله مجدد امریکا به عراق در شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق معروف است کردها حکومت خود مختاردر جمهوری فدرال عراق به طور رسمی تشکیل دادند. در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ نیز ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه عراق توسط کردها اداره می‌گردد. جلال طالبانی رئيس جمهور عراق استقلال کردستان از اين کشور را "ناممکن" میداند و میگوید: "فرض کنيم که ما اعلام استقلال کرديم. عراق، ايران، سوريه و ترکيه نيازی ندارند که با ما جنگ کنند. اگر اين کشورها مرزهايشان را ببندند و جلوی عبور و مرور ما را بگيرند، ما چگونه به زندگی ادامه دهيم؟"

مقاله‌ اصلی: کردها در عراق

سیاست

دولت عراق جمهوری است پس از براندازی رژیم حزب بعث عراق و رهبر حزب صدام حسین، حکومت موقت برقرار شده است.

تحکیم قدرت حزب بعث عراق

حزب بعث عراق زمانی قدرت را به دست گرفت که عراق در میان بحران‌های عمیقی غرق شده بود. عراق بسیار پیش‌تر از قدرت گیری حزب بعث، بین گروه‌های اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی‌اجتماعی تقسیم شده بود. سنی دربرابر شیعه، عرب علیه کرد، رئیس قبیله در مقابل بازرگان شهری و کوچ‌نشین ضد روستایی. ثبات قدرت در کشوری که توسط چنددستگی‌ها و درگیری‌های سیاسی به هم ریخته بود، نیازمند پیشبرد استانداردهای زندگی بود.

حزب بعث، نوسازی اقتصاد عراق را به همراه تشکیل یک دستگاه امنیتی قدرتمند برای جلوگیری از بروز کودتا در ساختار قدرت و جلوگیری از شورش‌های مردمی پیگیری ‌کرد. حزب بعث به دقت روی برنامه‌های توسعه و رفاه اجتماعی نظارت می‌کرد.

در مرکز استراتژی حزب بعث، نفت عراق واقع شده بود. حزب بعث در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۵۱ (۱ ژوئن ۱۹۷۲) فرآیند سلب مالکیت شرکت‌های نفتی غربی را که امتیاز انحصاری نفت عراق را در اختیار داشتند آغاز کرد. یک سال بعد بهای نفت در بازارهای جهانی بر اثر شوک نفتی سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) به شدت افزایش یافت و حزب بعث توانست از رهگذر سود بالای نفت، مقاصد جاه‌طلبانهٔ خویش را با شدت بیشتری دنبال کند.

در خلال چند سال پس از آن، دولت عراق شروع به ارائهٔ خدماتی به مردم کرد که تا پیش از آن در دیگر کشورهای خاورمیانه سابقه نداشتند. حزب بعث طرح «نهضت ملی سوادآموزی» و «آموزش اجباری رایگان» را راه‌اندازی کرده و نظارت می‌کرد. دولت آموزش رایگان همگانی تا آخرین درجهٔ آموزشی را تشکیل داد؛ ظرف چند سال بعد هزاران نفر توانستند خواندن و نوشتن را یاد بگیرند. دولت همچنین شروع به حمایت مالی از خانواده‌های سربازان کرده، درمان عمومی را رایگان ساخته و به کشاورزان وام بلاعوض می‌داد. با اینکار عراق توانست یکی از بهترین سیستم‌های بهداشت عمومی در خاورمیانه را به وجود آورد.حزب بعث به منظور ایجاد تنوع در اقتصاد تک ‌محصولی و متکی به نفت، طرح ملی تقویت زیربنای اقتصادی عراق را آغاز کرده و از آن پشتیبانی می‌کرد. این طرح باعث پیشرفت زیادی در ساخت جاده‌ها، ارتقای صنعت معدن و توسعهٔ صنایع غیرنفتی شد. همچنین این طرح باعث انقلاب قابل توجهی در صنایع تولید انرژی گردید. تقریباً تمامی شهرهای عراق از جمله روستاها و نواحی دورافتاده دارای برق شدند.پیش از دههٔ هفتاد میلادی، بیشینهٔ جمعیت عراق در روستاها زندگی می‌کردند و کشاورزان تقریباً دو سوم کل جمعیت به حساب می‌آمدند. این رقم در دههٔ هفتاد میلادی به شدت کاهش یافت. دلیل آن، اسکان مردم در شهرها و صنعتی‌سازی‌ای بود که صدام از طریق تزریق پول نفت، آن را به جلو می‌راند.حزب بعث پس از ملی‌سازی صنعت نفت، شروع به نوسازی و پیشرفت مناطق روستایی، مکانیزه‌سازی کشاورزی در مقیاسی وسیع و توزیع زمین بین کشاوزران کرد. حزب بعث تصرفات زمینداران بزرگ را گرفت و به کشاورزان روستایی بخشید. بعثی‌ها چندین شرکت تعاونی تأسیس کردند که سودهای بدست آمده را بنابر میزان کار روستاییان بین آنها تقسیم می‌کردند و بقیه را صرف تربیت بی‌تجربه‌ها می‌ساختند. تعهد دولت عراق بر اصلاحات ارضی، خود را در دو برابر شدن هزینه‌های توسعهٔ کشاورزی در سال ۱۳۵۴-۱۳۵۳ (۱۹۷۵-۱۹۷۴) نشان داد. اصلاحات ارضی همچنین باعث پیشرفت استانداردهای زندگی لشکر بزرگ دهقانان و رشد تولید شد.پیشرفت سریع عراق در دههٔ هفتاد میلادی به بار نشست؛ پیشرفت عراق با آنچنان سرعتی جلو می‌رفت که دو میلیون نفر از دیگر کشورهای عربی و یوگوسلاوی در عراق کار می‌کردند تا نیاز به کارگران در عراق تأمین شود.

حزب بعث نوعی سیستم قضایی غربی در کشور به اجرا گذاشت. با این کار عراق تبدیل به تنها کشور خلیج فارس شد که طبق قوانین سنتی اسلام (شریعت) اداره نمی‌شد. او فعالیت دادگاه‌های مبتنی بر شریعت را به جز برای رسیدگی به دعاوی آسیب‌های شخصی ممنوع اعلام کرد.کشمکش‌های داخلی ادامهٔ کار پروژه‌های نوسازی را با مشکل مواجه ساخت. جامعهٔ عراق بین گروه‌های زبانی، دینی و قومی تقسیم شده است؛ دولت بعثی عراق تنها از سوی ۲۰ درصد مردم که از طبقهٔ کارگر، کشاورز و خرده‌تاجران سنی مذهب بودند حمایت می‌شد. این روال مانند زمانی بود که حاکمان انگلیسی در این سرزمین حکومت می‌کردند.شیعیان که اکثریت جمعیت عراق را تشکیل می‌دادند به دلیل سیاست‌های ضددین دولت، عَلم مخافت با آن را برداشته بودند و حزب بعث از تأثیر گرفتن آنها از انقلاب ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) ایران واهمه داشت. کردهای شمال عراق (که سنی هستند ولی عرب نیستند) نیز مخالف سیاست‌های عرب‌سازی حزب بعث بودند. در این شرایط بود که رژیم صدام برای حفظ رژیم خود، هستهٔ مرکزی دولت را از خویشاوندان و اهالی قبیلهٔ تکریت انتخاب می‌کرد.رژیم صدام حسین برای مقابله با خطر فزایندهٔ شیعیان، کردها، کمونیست‌ها و دیگر مخالفان بالقوه‌، دو راه پیش رو داشت. اول اینکه آنها را هم وارد رژیم ساخته و منافع را با آنها تقسیم کند یا اینکه با تدابیر شدید پیشگیرانه مانع از اقدامات آنها شود. ابزار اصلی این هدف، سازمان‌های پلیسی و نظامی بودند. در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۴)، طه یاسین رمضان ریاست ارتش خلق را بر عهده داشت که وظیفه‌اش حفظ امنیت داخلی بود. این گروه به عنوان شاخهٔ نظامی حزب بعث به عنوان وزنه‌ای علیه کودتاهایی بود که توسط نیروهای عادی مسلح انجام می‌شد. در کنار ارتش خلق، سازمان اطلاعات کل عراق (استخبارات) قرار داشت که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت بود و از استفاده از هرگونه ترور و شکنجه ابایی نداشت. این سازمان توسط برزان ابراهیم التکریتی که برادر کوچک‌تر و ناتنی صدام بود اداره می‌شد. ناظران خارجی از سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) به بعد بر این باور بودند که این سازمان در عملیات‌های مختلف، مخالفان صدام حسین در داخل و خارج از کشور را نابود می‌کند.دستگاه امنیت داخلی رژیم صدام به دلیل ستمکاری‌های بیش از حد، بدنام شده بود. در سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) عملیاتی تروریستی علیه صدام حسین در شهرک دجیل در ۴۰ کیلومتری شمال بغداد انجام شد. نیروهای امنیتی نیز در پاسخ به این اقدام به شهر حمله کرده و بالغ بر ۱۶۰ نفر از ساکنین را کشته و اعدام کردند که در میان آنها چند کودک نیز وجود داشتند. حدود ۱,۵۰۰ تن از اهالی شهر به زندان فرستاده شدند تا تحت شکنجه قرار گیرند. جریمهٔ تمامی اهالی هم این بود که ۱,۰۰۰ کیلومتر مربع از زمین‌های زراعیشان نابود شود؛ تا ده سال بعد هم به کسی اجازهٔ کاشت دوباره داده نشد.رژیم صدام حسین، میهن‌پرستی عراقی را با این ادعا که عراق نقش تعیین کننده‌ای در تاریخ جهان عرب داشته است تصدیق و تشویق می‌کرد. او به عنوان رئیس‌جمهور، غالباً به دورهٔ عباسیان که در آن بغداد مرکز سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جهان عرب بود اشاره می‌کرد. صدام همچنین به دوران پیش از اسلام در عراق اشاره می‌کرد و میانرودان را به عنوان گهوارهٔ تمدن بشری می‌ستود و شخصیت‌هایی چون بخت‌النصر و حمورابی را گرامی می‌داشت. او منابع مالی زیادی را صرف اکتشافات باستان‌شناسی می‌کرد. وی در عمل به دنبال ترکیب پان‌عربیسم و ملی‌گرایی عراقی و ارائهٔ تصویری از یک دنیای عربی متحد، تحت رهبری عراق بود.تلاش صدام حسین در ارتباطات خود با خارج بر این استوار بود که عراق نقش تعیین‌کننده‌ای در خاورمیانه داشته باشد. عراق در سال ۱۳۵۱ (۱۹۷۲) یک پیمان کمک‌رسانی با شوروی امضا کرد که پس از آن محموله‌های زیادی اسلحه و هزاران مشاور به عراق فرستاده شدند. اما اعدام کمونیست‌های عراقی در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) و قرار گرفتن غرب به عنوان طرف تجاری عراق باعث کدورت روابط با شوروی شد. پس از آن نیز غربگرایی عراق روز به روز بیشتر می‌شد تا اینکه جنگ خلیج فارس در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) واقع شد.عراق در سال ۱۳۵۴ (۱۹۷۵) پیمانی با ایران امضا کرد که به موجب آن عراق دست از ادعاهای مرزی خود برداشته و در مقابل ایران هم دست از حمایت کردهای مخالف در عراق بر می‌داشت.عراق در دههٔ هشتاد میلادی طرح غنی‌سازی اتمی عراق را با کمک فرانسه آغاز کرد. اولین راکتور اتمی عراق اوسیراک نام گرفت. اوسیراک نام خدای مرگ در مصر باستان بود. این راکتور بعدها توسط حملهٔ هوایی اسرائیل نابود شد زیرا اسرائیل بر این باور بود که عراق می‌خواهد از این راکتور برای تولید سلاحهای مبتنی بر مواد اتمی استفاده کند.پس از اینکه شاه ایران به موجب معاهدهٔ سال ۱۳۵۴ (۱۹۷۵) حمایت خود از کردهای عراقی را سلب کرد، صدام از فرصت استفاده کرده و شکستی سنگین بر آنها وارد ساخت. از آغاز تشکیل عراق به عنوان یک کشور مدرن در سال ۱۲۹۹ (۱۹۲۰) کردها جزو مخالفان دول عراقی بوده و خواستار استقلال شمال عراق بوده‌اند. صدام حسین در سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰) موافقتنامه‌ای با کردها امضا کرد که در آن به رهبران کرد خودمختاری داد، ولی این موافقتنامه به زودی از سوی صدام شکسته شد. نتیجهٔ آن، نبردی بی‌رحمانه بین دولت و گروه‌های کرد بود. در این نبردها حتی روستاهای کردنشین ایران نیز بمباران شدند که این کار باعث تیرگی روابط ایران و عراق گردید.پس از براندازی رژیم حزب بعث عراق و رهبر حزب صدام حسین، حکومت موقت برقرار شده است. کردها از سال 1991 منطقه خودگردان خود را اداره می‌کنند. رئیس جمهور حکومت موقت عراق جلال طالبانی از چهره‌های مشهور سیاسی عراق و رهبر حزب اتحادیه میهنی کردستان (Yekêtî Nîştmanî Kurdistan) می‌‌باشد.

بخش اعظم عراق صحراست اما مناطق مابین دو رود دجله و فرات حاصلخیز است. قسمت‌های شمالی کشور به عمدتاً کوهستانی است و بلندترین قله آن حاجی عمران (هممرز با بلندیهای پیرانشهر ایران) با ارتفاع 3600 متر است. عراق مرز ساحلی کوجکی با خلیج فارس دارد. در مجاورت شط العرب که نزد ایرانیان با اروندرود شناخته شده است، مرداب‌ها قرار داشتند اما بیشتر آنان طی سالهای دهه 90 خشکانیده شدند. آب و هوای کشور (به جز شمال) عمدتاً صحرایی است با زمستان‌های خنک و گاها سرد و تابستانهای خشک و گرم و آفتابی.مناطق کوهستانی شمال اغلب از زمستانهای سرد با بارش برف و باران برخوردار است که گاهی موجب طغیان رودخانه‌ها می‌شود. شهر بغداد که پایتخت کشور است در مرکز کشور و در ساحل رود دجله قرار دارد. شهرهای بزرگ دیگر اربیل و موصل در شمال و بصره در جنوب هستند.

کشور عراق را گهواره تمدن بشریت دانسته اند.

استان‌های عراق

کشور عراق به ۱۸ استان (به عربی: المحافظة به کردی: پاریزگه Parêzge) تقسیم می‌شود.

این ۱۸ استان که گروههای زبانی ساکن آنان نیز در زیر مشخص است بدین ترتیب می‌‌باشند:

 

1.       بغداد ؛(عربی)، (کردی)، (آسوری)،

2.      صلاح‌الدین؛ (عرب)، (کردی)

3.    دیاله؛ (کردی)، (عربی)

4.    واسط؛ (عربی)

5.     میسان؛ (عربی)

6.     بصره؛ (عربی)

7.    ذی‌قار؛ (عربی)

8.    مثنی؛ (عربی)

9.      قادسیه؛ (عربی)

10.   بابِل؛ (عربی)

11.    کربلا؛ (عربی)

12.   نجف؛ (عربی)

13. انبار؛ (عربی)

14. نینوا؛ (عربی)، (کردی)، (آسوری)

15.  دهوک؛ (کردی)

16.  اربیل؛ (کردی)

17. تأمیم (کرکوک)؛ (کردی)، (عربی)، (ترکمنی)

۱۸.سلمانیه (کردی)

تعریف - مفهوم و انواع گل فشان هاVolcanic Mud

گل فشان ها Volcanic Mud

گل فشان ها ازعوارض مهم مورفولوژيكي هستند كه اغلب به شكل مخروطي از جنس گل رس بوده و ازارتفاع 2 مترتا حداكثر400- 500 متراز اطراف خود و با قاعده اي به قطر20متر تا حداكثر3500مترمي باشد. احتمال دارد قسمت مركزي آن از جنس ماسه و بخش خارجي آن از جنس گل باشد. اين گل فشان ها تپه اي و داير هاي شكل هستند كه داراي يك دهانه اصلي و چند دهانه كوچكتر جانبي است، دهانه اصلي معمولاً در وسط گل فشان واقع شده و كاس هاي يا تيغه اي شكل است و دهانه هاي جانبي، ثابت ودائمي نيستند. گاهي گل فشان ها فاقد انفجار بوده و برخي دائمي نبوده و به صورت دوره اي و چشمه هاي نبض دار فعاليت دارند و از اين حيث به آتش فشان ها شباهت داشته كه به مراتب كوچك تر از آن ها هستندو خطر چنداني ندارند. گل فشان ها هم در خشكي ها و هم در اقيانوس ها ديده مي شوند. اين ساخت ها با ذخاير هيدروكربني، مناطق تكتونيكي در حال فرورانش و نيز كمربندهاي كوهزايي در ارتباط بوده در مواردخيلي نادر با آتشفشان ها مرتبط مي شوند. خوشبختانه بيشتر گل فشان ها در كف درياها وجود دارند وتاثيرات آن ها به مراتب كمتر است.

در فرهنگ بزرگ گيتاشناسي گل فشان به اين صورت تعريف شده است: گل و آب گرمي كه از دهانه آتشفشان به خارج پرتاب گشته و مخروط هاي موقتي كوچكي را پديد مي آورد و گاهي اوقات گازهاي طبيعي توأم با رسوبات نفتي نيز با مواد مزبور همراه هستند.نه تنها در اين فرهنگ جغرافيايي تشكيل و حضور گل فشان در ارتباط با فعاليت آتشفشان ها مطرح شده و تشكيل آن را به آتشفشان ها نسبت داده شده است بلكه در فرهنگ هاي جغرافيايي ديگر نيز بر ارتباط

گل فشان ها با پديده آتشفشان ها اشاره شده و تشكيل گل فشان ها را مرتبط با فعاليت هاي آتشفشاني

مي دانند. حفره اي مخروطي به شكل يك دهانه كوچك كه از آن گل و گاز خارج مي شود و در مناطق آتشفشاني بيشتر ديده مي شود مثل زلاند نو و جزيره سيسيل در ايتاليا.گل فشان در بلوچستان جنوبي نيز ديده مي شود. در مناطق غير آتشفشاني نيز از اين گل فشان ها اتفاق افتاده است.

در فرهنگ ديگري آمده است: در اثر حركت توده هاي مذاب از داخل زمين توده هاي گل نيز به خارج پرتاب مي شود كه همراه آن آب داغ نيز مي باشد. به عبارت ديگر بيرون ريختن مواد مذاب دروني وگازهاي طبيعي همراه با رسوبات گلي است كه در نواحي نفت خيز به وفور ديده مي شود و تپه هاي كوچك مخروطي شكل از اين گل ها در باكوي آذربايجان ديده شده است.

فواره گل فشان فواره آب، بخار و گل مي باشد كه به وسيله گازهاي ولكانيك به سطح زمين رانده مي شوند ودر زمان انفجار گل فشان از دهانه جرياني از گل و گاز به بيرون پرتاب مي شود. همين پديده مي تواند به وسيله گازهاي نفتي در حال فرار صورت گيرد. گاهي نيز به تود ههاي مخروطي گلي اطلاق شده است كه 0بيرون زدگي آن ها حاصل آب گيري لايه هاي رسي باشد. گل فشان ها بي شباهت به گنبدهاي نمكي نيستند و گاهي همراه آن ها ديده مي شوند و شايد بتوان آن ها را گنبدهاي رسي ناميد. نحوه عملكرد بدين صورت است كه لاي ههاي رسي به وسيله آب و گاز شارژ شده و ايجاد يك تنش عمودي از پايين به بالا مي كند. اين تنش زماني كه بتواند به فشار ليتوساتيك غلبه كند در طبقات بالايي ايجاد كمانش، و اگر فشار زياد باشد آن ها را بريده وگاهي با صداي انفجارگونه به سطح زمين مي رسند و ايجاد مخروط گل فشان را مي نمايند.

معمولاً اين پديده بيشتر در مناطقي اتفاق ميافتد كه طبقات هنوز تحت تراكم قرار داشته و رديفهاي ضخيم و ضعيف رسوبات تخريبي ترشياري وجود دارد. در رسوبات توربيدايتي به علت ته نشست سريع موادو خروج بعدي آب از لابه لاي ذرات باعث تشكيل آتش فشان گلي در سطح رسوبات مي شود. فوران گل دربعضي موارد بسيار آرام است ولي در پار هاي حالات، خروج مواد به صورت فوران شديد است و مقدار زيادي لجن به هوا پرتاب مي شود. در حالي كه لجن هاي خارج شده خيلي سيال باشند، مخروط تشكيل نمي شود واين مواد به سهولت پخش مي شوند.زمين شناسان در مورد زايش يك گل فشان )لحظه تولد آن در اعماق زمين( چندان متفق القول نيستند.

تصویری از یک گل فشان

برخي آن را پيامد روندهاي خاص زمين شناسي مي دانند و عده اي آن را به عوامل ديگري نظير وقوع زمين لزره و تغييرات فشار لايه هاي مرتبط مي دانند اما همگي آن ها در يك نكته اتفاق نظر دارند كه عامل اصلي بالا آورنده گل فشان به سطح زمين گازهاي موجود در تل ههاي نفتي اعماق زمين هستند و نيز اين نكته كه گل فشان ها در مناطق داراي رسوبات جوان )جوان درمقياس زمين شناسي يعني درحدود 10 تا 20 ميليون سال) و در نقاط ضعيف "مثلاً امتداد گسل ها" به وجود آمده و به سطح زمين مي رسند. گل فشان، مخروطي در سطوح زمين يا كف دريا ايجاد مي كنند. گاهي مي توان قطعات سنگي با قطر1 تا 2 متررا درمواد پرتابي يافت. دودكش لوله باريك و يا نسبتاً عريض گل فشان به سمت پايين شبيه قيف برگشته است كه ازحوضچه پايين )درون زمين( تغذيه مي كند. حوضچه گل فشان دره اي حاوي گل فشان هاي متعدد مي باشد.

زماني كه سه بخش سازنده گل فشان آب، گاز و نفت شروع به تراكم نمايد، به علت تحرك بيشتر گاز و آب خيلي سريع به هسته گسل هجوم م يآورد. آب سنگ هاي هسته چين را نرم كرده و بر اثر نفوذ گاز آب به سمت بالا حركت كرده و از قسمت بالايي ساختمان هاي دياپيري به صورت چشمه هاي گاز خارج مي شود.

اگر هم گاز زياد باشد امكان خارج شدن، به بيرون نداشته و در هسته به مقادير زيادي تراكم م ييابد به همين علت فشار حاصل در هسته چين به مقدار خيلي زياد بالا مي رود. بر اثر انفجار گاز نيروي كششي حاصل مي شود. فوران قوي باعث خروج مواد به سمت بيرون شده و قطعه سنگ هاي هسته و بخش هاي مجاور در اثر انفجار به بيرون مي ريزد. در اغلب گل فشان ها انفجار با به وجود آمدن شعله گاز تا ارتفاع 300متر و يا بيشتر همراه بوده و با زبانه هاي گل همراه هستند.

گازهاي متصاعد در گل فشان ها اختلافي با ذخاير نفتي همراهشان نداشته و شامل متانCH4 (بين 85تا 89 درصد دي اكسيد كربن (حداكثر تا 10درصد)و CON2 مي باشد.مايعات همراه گل  بيشتر آب و گاه شامل مواد اسيدي، آب شور و يا سيالات هيدروكربني است.

گل فشان ها بر خلاف گفته بعضي از راهنمايان تورهاي طبيعت در ايران كه فقط در ايران ديده مي شوند،در كشورهاي ديگر مانند جنوب شرق اكراين، سيسيل در ايتاليا، آذربايجان، اطراف درياي سياه، پاكستان،منطقه ژينگ جيان در چين، اندونزي، هندوستان، آمريكا، ونزوئلا و منطقه آمريكاي مركزي وجود دارد.

منشا گل فشان ها

اما چه چيز يك گل فشان را به وجود مي آورد؟ همان طور كه اشاره گرديد، زمين شناسان در مورد ايجاد يك گل فشان نظرات مختلفي دارند. برخي آن را مربوط به روندهاي خاص زمين شناسي دانسته و علت به وجود آمدن آن را عامل فرورانش و ساير فشارهاي ناشي از حركات تكتونيكي مي دانند. عده اي ديگري نيزگل فشان ها را از پي آمدهاي بعدي آتشفشان ها مي دانند. برخي نيز آن را به عواملي مثل زمين لرزه وتغييرات فشار لايه ها نسبت مي دهند، اما جالب اين جاست كه همگي در يك مورد هم عقيده هستند و آن اين كه عامل اصلي بالا آمدن گل فشان به سطح زمين گازهاي موجود در تله هاي نفتي اعماق زمين هستند و گل فشان ها در مناطق داراي رسوبات جوان و درمناطق ضعيف مثل امتداد گسل ها به وجود آمده و به سطح زمين رسيده اند.در هر حال گل فشان ها بيشتر به خاطر فشار گازهاي هيدروكربني و يا احتمالا بخار آبي كه از اعماق زمين به سطح صعود مي كند، تشكيل مي شوند. گازهايي مثل متان ضمن صعود و عبور از لايه هاي سست سنگي و اشباع آب، آن ها را يه صورت گل درآورده، با خود به سطح زمين حمل مي كنند. گل فشان ها را بر اساس دمايشان به دو گروه گل فشان سرد و گل فشان گرم تقسيم مي كنند.به نظر مي رسد كه منشا تشكيل گل فشان ها در سواحل شمالي درياي عمان، حركت صفحه اقيانوسي درياي عمان به زير صفحه قاره اي ايران باشد.

درباره منشا گل فشان هاي ايران نيز نظريات مختلف و متعدد بيان شده است. آن چه مسلم است تشكيل كليه گل فشان هاي موجود در مناطق مختلف كشور و به خصوص استان سيستان و بلوچستان را نمي توان بر اساس يك نظريه واحد توضيح داد و بيان نمود.

همان طور كه در بالا اشاره شد، منشا تكتونيكي، عوارض بعدي آتشفشان ها و فشار گازهاي هيدرو كربن ويا احتمالا بخار آبي كه از اعماق زمين به طرف سطح صعود مي كنند همه از عوامل تشكيل گل فشان ها دانسته شده اند. يعني گازهاي مذبور در ضمن صعود و عبور از لايه هاي سست سنگي و اشباع از آب آن ها را به صورت گل درآورده و با خود به سطح زمين منتقل مي نمايد. به هر حال گل فشان ها عارضه هاي طبيعي و مخروطي شكلي هستند از جنس گل كه همراه با خروج گازهايي از درون زمين در سطح زمين تشكيل مي شوند.اين مواد گل )رس( در طي فرايندهاي رسوب گذاري در فعاليت هاي گذشته حوضه رسوبي در لابه لاي لايه هاي غير قابل نفوذ در عمق كم گذاشته شده اند.

لايه بالايي و لايه زيرين رس اگر غير قابل نفوذ باشد، آب )چه آب زير زميني در حال صعود به بالا و چه آب فرو رو باران ها يا آب هاي جاري سطحي كه به اعماق فرو مي روند( نتوانسته به لايه رس محصور شده برسد. حال بر اثر حوادث مختلف مثلا تكان ها و فعاليت هاي تكتونيكي اگر لايه هاي نفوذ ناپذير بالا و زيربشكنند و يا بر اثر فعاليت هاي هوازدگي و تخريب و حمل و نقل بخش هايي از لايه نفوذ ناپذير بالاتخريب شود در اين صورت از اين طرق آب هاي سطحي يا آب هاي در حال صعود زيرزميني به لايه رس مي رسد. رس اين خاصيت را دارد كه آب گيري نمايد.

رس ها بر اثر آب گيري افز ايش حجم مي يابند در نتيجه اگر در لابلاي لايه هايي غير قابل نفوذ محصورشده باشند بايد راهي براي خروج از لايه ها تحت فشار ناشي از افزايش حجم يافته تا با خارج شدن از لايه هاي محصور كننده و ريختن در سطح زمين حجم مقدار ماده رس آبگيري نموده دفن شده كاهش يافته در نتيجه فشار حاصل از افزايش حجم كاهش يافته و پايداري نسبي ايجاد گردد. البته اين عمل با ادامه تدريجي آب گيري و افزايش حجم و در نتيجه افزايش فشار به صورت مداوم ادامه مي يابد و گل حاصل ازافزايش حجم به طور دائم به بالا مي آيد و در سطح زمين جاري و گل فشان را به وجود مي آورد.با اين همه نمي توان منشا و تشكيل كليه گل فشان ها را يكسان توضيح داد و هر منطقه گل فشاني ساختار و شرايط خاص خود را دارد.

اهميت و كاربرد گل فشان ها:

1- وجود اين پديده مورفولوژيكي در هر منطقه نشانه فعاليت تكتونيكي آن منطقه بوده است. بنابراين

احتمال زلزله خفيف و گسل خوردگي وجود داشته كه اين امر بايد در احداث سازه هاي ثابت وسكونتگاه هاي استاني لحاظ شود.

2- تركيبات بعضي گل فشان ها تا حدي مشخص كننده وضعيت دروني زمين از لحاظ وجود منابع آب ونفت و ساير مشتقات هيدروكربوري مي باشد.

گل فشان هاي ايران اكثراْ در جلگه ساحلي درياي عمان در جنوب استان سيستان و بلوچستان و هرمزگان واقع شده اند. تعدادي از آن ها فعال بوده و فعاليت آن ها در فصول مختلف سال با تغييراتي همراه است، به طوري كه گاهي يك گل فشان فعال غيرفعال مي شود و بالعكس.وجود گل فشان ها موار د استفاده متعدد و گوناگون دارد:

1- ازديدگاه مطالعات زمين شناسي:

وجود گل فشان ها در خشكي نشانه يك زون ضعيف يا زون گسله مي باشد. وجود گل فشان ها در هر منطقه نشانه بارزي از فعاليت هاي تكتونيكي جوان در منطقه مي باشد. يعني منطقه از نظر تكتونيك و نئوتكتونيك فعال بوده و احتمال زلزله نسبتا خفيف؛ گسل خوردگي و ... زياد بوده و در هنگام ساخت و ساز سازه هاي ثابت و بزرگ و ماندگار و لرزان همچون نيروگاه هاي توليد برق و يا كارخانه هاي پتروشيمي و ... بايد به اين مسئله توجه نمود.

تشكيل گل فشان ها در ارتباط با آتشفشان ها و نواحي فرورانش بوده پس و جود گل فشان در يك منطقه وفعاليت آن در طول زمان مي تواند نشانه سابداكشن )فرورانش( در منطقه بوده و ثانيا وجود گل فشان ها دريك منطقه نشان مي دهد كه در آن منطقه فعاليت هاي آتشفشاني )فعال، نيمه فعال، غير فعال( وجود داشته و بايد منتظر گسترش اين گونه فعاليت ها در منطقه بود.

2- ازديدگاه اقتصادي:

گل فشان ها مي توانند تا حدي معرف وضعيت دروني زمين در منطقه مورد فعاليت داشته و نشان دهنده وجود منابع آب هاي زير زميني،گازهاي هيدروكربن و نفت باشد.

در برخي از گل فشان ها قطرات نفت كه سبك تر از آب هستند بر روي سطح آب و گل جوش آن از دهانه گل فشان خارج مي شوند اين مورد در گل فشان سنرمبرسوبان گزارش شده است. اين گل اگر با دست لمس شود بر خلاف گل لمس شده در ساير گل فشان ها كه چسبنده و لغزنده است در اين گل فشان به دليل نفت لمس چرب را به خوبي از خود نشان مي دهد و بوي نفت از گل به مشام مي رسد.

برخي از گل فشان ها بوي لجن و گوگرد از آن ها متصاعد شده كه بوي لجن مربوط به فعاليت هاي حياتي وتجزيه مواد آلي موجود در لابلاي لايه هاي رس و يا ساير لايه هاي موجود در منطقه بوده و بوي گوگرد نيزمربوط به مواد گوگردي موجود در آب منطقه است. چنان چه در گل فشان هاي اطراف پزم بوي ماندگي ولجن همراه با گازهاي هيدروكربن (متان) به راحتي به مشام رسيده و حتي در برخي از ايام اين گازها باكبريت مشتعل مي گردند.

در گل فشان پير گل وجود تركيبات زرد گوگردي باعث شده است كه رنگ گل خشك شده و گل فشان زردو نارنجي شده كه حكايت از وجود گوگرد فراوان در منطقه داشته و اين هم راستا با وجود فعاليت هاي گوگردي در اطراف تفتان است.

پف كردگي زمين هاي پايين دست گل فشان ها ارتباط گل فشان ها با آب هاي شور مي باشد كه پس ازتبخير و خشك شدن آب گل هاي خارج شده از گل فشان، گل خشك شده به صورت پف كرده و

نمك زارهاي كويري ديده مي شود. نمونه اي از اين پديده در گل فشان عين(10كيلومتري جاده كهير-  زر آباد )ديده مي شود.

3- ازنظر بهداشتي:

گل موجود در گل فشان ها از نظر بهداشتي استفاده هاي دارويي متعدد داشته و در درمان بيماري هاي مختلف همچون دردهاي رماتيسمي، كوفتگي و خستگي عضلاني بسيار موثر است.

ضمنا گل فشان ها در درمان بيماري هاي پوستي و قارچي انسان و حيوان موثر بوده و حتي برخي از اهالي اطراف گل فشان پيرگل معتقدند كه استراحت چند دقيقه اي در گل گل فشان در رشد موهاي سر و پرپشتي موي سر نيز موثر است. گل فشان باعث خنكي بدن و از بين بردن گرمي شده و باعث شادابي و نشاط استفاده كنندگان از گل در گل فشان ها مي گردد.

علل پيدايش گل فشان هاي ايران:

اهالي محل در مورد اين پديده چندين باور را مطرح مي كنند و بر اساس اعتقادات خود نام هايي را نيز براي گل فشان به كار مي برند. به نظر آن ها گل فشان پديده اي طبيعي است كه با دريا در ارتباط بوده و به هنگام بالا آمدن آب دريا (مد) به ويژه در فصل تابستان، فعاليت آن به حداكثر مي رسد، از اين رو به آن ناف زمين يا ناف دريا نيز مي گويند. عده اي بر اين باورند كه فعاليت اين پديده به كشش و جاذبه اجرام سماوي به خصوص ماه وابسته است. بر اين اساس معتقدند كه فعاليت آن در ابتداي ماه و نيمه ماه قمري )ماه نو،بدر( بيشتر مي شود. هر چند اين نظريه كمتر به حقيقت نزديك است اما به طور كل هم قابل رد نيست.

گروهي نيز بر اين عقيده اند كه فعاليت اين پديده پس از بارندگي ها ي شديد زيادي مي شود، لذا ممكن است از آب ناشي از سيلاب ها، فعال شود. اما بايد گفت كه از نظر علمي، وجود گل فشان ها در هر منطقه اول نشانه بارزي از فعاليت هاي تكتونيكي بوده و ثانيا اغلب به لايه هاي سنگي داراي ذخاير نفت و يا ديگرانواع هيدروكربور بستگي دارد. فشار گازهاي حاصل از اين لايه و ذخاير آن ها موجب مي شود كه سنگ هاي رسي و مارني كف و تحتاني، كه توسط آب هاي زير زميني اشباع و نرم شده و يا به صورت گل در آمده اند

به خارج پرتاب شوند و از اين طريق دهانه هايي گاهاً بسيار بزرگ شبيه به دهانه هاي آتشفشان )شبه كراترCraterيا كراترگون( به وجود مي آيند.

مناطق گل فشاني ايران

درحال حاضر برخي از گل فشان هاي ايران خاموش و يا غيرفعال هستند و برخي ديگر فعال بوده و داراي فعاليت متناوبي هستند. در فصول بارندگي، فعاليت آن ها بيشتر مي شود، اما گل آن ها رقيق تر و سيال تربوده و به صورت سر ريز جاري مي شود. در فصول خشك تر فعاليت آن ها كمتر است و در عوض گل غليظ تر و به حالت انفجاري تر بيرون مي ريزد.

در قله اين مخروط ها و داخل كراتر آن ها، دهانه هاي متعددي با قطر چند سانتي متر وجود دارد كه به طور متناوب ازآن ها گل خاكستري يا كمي متمايل به سبز خارج شده و به سوي دامنه ها سرازير مي گردد.

تناوب بيرون ريزي و فوران گل ها در طي زمان، يك ساختمان چند لايه اي را در مخروط ها و زمين هاي مجاور پديده آورده است. اين لايه ها داراي ساختمان فلسي يا پولكي هستند و با يكديگر همپوشاني دارند.به گونه اي كه جديد ترين لايه در رو و در راس مخروط قرار گرفته و قديمي ترين لايه نيز به رنگ روشن است. همچنين گاهي جريان گل غليظ در دامنه مخروط نقوش مينياتوري همانند گچ بري هاي قرنيز شكل را پديد مي آورد. با گذشت زمان و فرا رسيدن مرحله پيري گل فشان، فاصله و تناوب فعاليت هاي آن كمترمي شود و غلظت گل آن افزايش مي يابد. در نتيجه گسترش افقي مخروط كاهش يافته و به ارتفاع آن افزوده مي شود.

از آن پس زمان خاموشي و مرگ گل فشان فرا مي رسد و فرسايش بر آن غالب مي گردد. عمل فرسايش دربرخي موارد منجر به محو كامل گل فشان مي گردد و اثري از آن بر جاي نمي گذارد. اهالي محل در مورداين پديده چندين باور را مطرح مي كنند و بر اساس اعتقادات خود نام هايي را نيز براي گل فشان به كارمي برند.

بخش اعظمي از گل فشان هاي ايران در منطقه اي واقع در كرانه ي درياي عمان در استان سيستان وبلوچستان قرار گرفته است. بسياري از چشمه هاي اين منطقه حاوي گاز محتوي هيدروكربن هاي سبك مثل متان، اتان و پروپان است كه با مقدار كمي گازH2S همراه مي باشد.

مناطق عمده گسترش گل فشان هاي ايران، منحصر به سواحل پست شمالي و جنوبي كشور بوده و به طوركلي در دو ناحيه زير مشهود اند:

- گل فشان هاي واقع در استپ هاي تركمن صحرا، درشرق درياي مازندران

- گل فشان هاي سواحل درياي عمان درحد فاصل ميناب تا بندر گواتر

ويژگي گل فشان ها

اين پديده ها به صورت تپه هاي مخروطي قرينه وگاه بي قرينه هستند كه حداكثر ارتفاع آن ها به 30 تا 50 متر مي رسد. مخروط هاي مذكور گاه به صورت انفرادي و در برخي مناطق با يك يا چند مخروط كوچك ترو فرعي همراه هستند. مورفولوژي اين مخروط ها در درجه اول به غلظت و يا سياليت گل هاي خارج شده،كه خود تابع شرايط فصلي و مرحله سني مخروط است، بستگي دارد و در درجه دوم متاثر از فرسايش آب هاي جاري است. به اين معني كه گل فشان هاي مورد اشاره احتمالا با بيرون ريزي گل هاي سيال ترفعاليت خود را آغاز نموده و در نتيجه روانه هاي گل را به نقاط دورتر )چند صد متري دهانه (گسترشمي دهند، و ليكن با گذشت زمان و يا در فصول خشك تر، گل ها غليظ تر شده، شكل تقريبا خميري به خود مي گيرند و به بيرون مي ريزند. در چنين شرايطي است كه گل ها قادر نيستند خود را به نقاط دورتربرسانند و در محل دهانه، مخروطي را شكل مي دهند كه شيب دامنه آن ها تقريبا تند بوده و به 45 درجه وبيشترمي رسد. اما چون مواد متشكله سست و داراي نفوذ پذيري كم مي باشد، ديري نمي پايد كه آب هاي جاري آن ها را مي فرسايند و با ايجاد فركندها و آبكند ها به تقطيع دامنه هاي مخروطي مي پردازند. اين مخروط ها، همانند مخروط هاي آتشفشا ني داراي دهانه اي به شكل كراتر هستند كه قطر آن ها از چندين سانتي متر تا چندين ده متر متغير است. عمق اين دهانه ها چندان زياد نبوده و جداره داخلي دهانه شيبي تند و در حدود85تا 90 درجه داردبخشي از ديواره پيراموني دهانه، باز بوده و معبري براي خروج گل سرريز، مي باشد. اين وضعيت عاملي براي بي قرينه شدن مخروط به شمار مي آيد.

در برخي موارد، مانند گل فشان سند، چون ارتفاع مخروط بسيار كم است و در دهانه نيز گل نسبتا رقيقي حضور دارد و دهانه آن به شكل يك مخروط كوچك خود نمايي مي كند. در حل حاضر بعضي گل فشان ها خاموش و يا غير فعال هستند و برخي ديگر فعال بوده وداراي فعاليت متناوبي هستند. در فصول بارندگي،فعاليت آن ها بيشتر مي شود، اما گل آن ها رقيق تر و سيال تر بوده و به صورت سرريز جاري مي شود. درفصول خشك تر فعاليت آن ها كمتر است و در عوض گل غليظ تر و به حالت انفجاري تر بيرون مي ريزد. درقله اين مخروط ها و داخل كراتر آن ها، دهانه هاي متعددي با قطر چند سانتي متر وجود دارد كه به طورمتناوب از آن ها گل خاكستري يا كمي متمايل به سبز خارج شده و به سوي دامنه ها سرازير مي گردد.

 

دوره تناوب اين پديده 10 تا 15دقيقه است كه معمولا با لرزش خاك همراه مي باشد. دبي گل خارج

شده در هر بار 3 تا 5 ليتر است. دهانه ي داخل كراتر يا واقع در سطح دامنه مخروط غالباً تغيير مكان مي دهند. گل خارج شده سرد و فاقد بخار آب مي باشد. گاهي صداهايي مانند شليك گلوله تفنگ نيزشنيده مي شود. گل خروجي بسيار چسبناك بوده و بوي گاز متان و گوگرد از آن استشمام مي شود و دماي آن برابر با دماي محيط مي باشد و خاصيت پاك كنندگي دارد، زيرا به هنگام شستشوي كمي كف مي كند.

اين گل ها خواص درماني داشته و براي بيماري هاي پوستي مفيد است. به گفته اهالي منطقه، گل فشان هايي در اين ناحيه وجود دارد كه نفت خام از آن ها نشت مي كند و بوي آن به خوبي استشمام مي شود.

تناوب بيرون ريزي و فوران گل ها در طي زمان، يك ساختمان چند لايه اي را در مخروط ها و زمين هاي مجاور پديده آورده است. اين لايه ها داراي ساختمان فلسي يا پولكي هستند و با يكديگر همپوشي دارند. به گونه اي كه جديد ترين لايه در رو، و در راس مخروط قرار گرفته و قديمي ترين لايه نيز به رنگ روشن است. همچنين گاهي جريان گل غليظ در دامنه مخروط، نقوش مينياتوري همانند گچ بري هاي قرنيز شكل را پديد مي آورد. با گذشت زمان و فرا رسيدن مرحله پيري گل فشان، فاصله و تناوب فعاليت هاي آن كمترمي شود و غلظت گل آن افزايش مي يابد. در نتيجه گسترش افقي مخروط كاهش يافته و به ارتفاع آن افزوده مي شود. از آن پس زمان خاموشي و مرگ گل فشان فرا مي رسد و فرسايش بدلندي برآن غالب مي گردد. عمل فرسايش در برخي موارد منجر به محو كامل گل فشان مي گردد و اثري از آن بر جاي نمي گذارد.

گفتني است، گل فشان از جمله پديد ههاي جالب توجه در منطقه ساحلي خزر و درياي عمان هستند. هرچند در نقاط ديگر دنيا نيز وجود دارد اما همبستگي اين عارضه زمين شناسي با منابع نفت و گاز آن را به پديده اي جذاب در اين دو حوضه تبديل كرده است. در كل تعداد گل فشان ها ي زمين بيش از 800عددنيست كه بيش از نيمي از آن ها در اطراف اين دو دريا قرار گرفته، به ويژه تعدادي از آن درحوضه خزر درمنطقه جمهوري آذربايجان واقع شده است.

كارشناسان زمين شناسي و گردشگري بر اين باورند كه در مورد گل فشان هاي شمال و جنوب كشورتاكنون مطالعات سيستماتيك و ارزنده اي انجام نشده و از آن جايي كه اين پديده از ارزش اقتصادي وگردشگري بسيار خوبي برخوردار است، پيشنهاد مي كنند تا اين طرح به عنوان يكي از جد ي ترين طرح ها وبرنامه هاي مطالعات زمين شناسي دريايي همگام با گشايش انستيتوي زمين شناسي دريايي در ايران موردتوجه قرار گيرد.

گل فشان هاي فعال سيستان و بلوچستان

در جنوب شرق ايران 20 گل فشان وجود دارد كه 5 مورد آن ها بين بندر جاسك و ميناب، 9 مورد بين چابهار و بندر جاسك و 6 مورد ديگر هم بين چابهار و مرز ايران و پاكستان به ويژه شمال خليج گواتر قرارگرفته است. مهم ترين اين گل فشان ها در 95 كيلومتري غرب بندر كنارك و در دشت كهير نرسيده به روستاي تنگ در زميني مسطح واقع شده و داراي سه تپه كوچك گل فشان است كه يكي از آن هاشبيه آتشفشان و در حال حاضر فعال است و بقيه آن ها نيز از چند سال قبل به صورت غيرفعال درآمد هاند. دربلنداي اين تپه ها، دهانه هايي به قطر چند سانتي متر وجود دارد و از دهانه گل فشان كه در حال حاضر فعال است، به طور متناوب گل خاكستري رنگ خارج شده و به سوي دامنه ها سرازير مي شود. دوره تناوب اين پديده نادر و زيبا ده تا پانزده دقيقه است كه اين عمل با لرزش خاك همراه است و گاهي به هنگام خروج گل فشان هاي ايران بيشتر در جلگه ساحلي درياي عمان ، صدايي همانند شليك تفنگ از آن به گوش مي رسد.

به خصوص بلوچستان جنوبي تمركز دارند و بيشتر آن ها در حال حاضر فعالند، اما فعاليت آن ها در

فصول مختلف، از سالي به سال ديگر تغيير پيدا مي كند. اين پديده به طور عمده در فصول پر باران ازجاذبه هاي نادر و ديدني استان به شمار مي رود.گل فشان ها در ميان بوميان ساكن استان سيستان وبلوچستان و هرمزگان به صورت هاي مختلفي تلفظ مي شود. مردم منطقه گواتر، جلگه دشتياري و شرق بلوچستان گل فشان را به لهجه محلي "بوتن" و اهالي چابهار، كهير و زرآباد آن را "گل پاشان" و "ناپك" به معناي ناف زمين يا ناف دريا مي نامند و در بين ساكنان شرق استان هرمزگان نيز به "آب باد" معروف است.

گل فشان ناپاق

مهم ترين گل فشان قسمت مركزي ناحيه ي بلوچستان به "ناپاق" معروف است كه در فاصله 75 كيلومتري شمال غربي بندر چابهار قرار گرفته است. قله ي مخروطي شكل آن حدود 50 متر از سطح زمين ارتفاع داردو از مسافت بيش از سي كيلومتري قابل ديدن است. قسمت مركزي آن به شكل گنبد با سطح نسبتا شيبداري به شكل مخروط است كه قطر قاعده آن در حدود 1 كيلومتر مي باشد و از گل هاي قديمي تر به وجودآمده است. دهانه آن حدود 5 متر قطر دارد و از لجن تيره رنگ و جوشان پر شده است. گاز در فواصل 5 تا10 ثانيه با شدت از دهانه خارج مي شود و در نتيجه آن قطعات گل به ارتفاع چندين متر به هوا پرتاب مي شوند.چنين ساختي در سطح رسوبات توربيدايتي و ولكانيكي سازند سينا در آق دربند كپه داغ نيز ديده شده

است.

گل فشان پيرگل

گل افشان پيرگل در يك هزار و 300 كيلومتري خاش با ارتفاع يك هزار و 653 متر بين حصار كوه هاي تفتان نمونه اي بي بديل از آفرينش را در اين منطقه به نمايش مي گذارد. گل افشان ها پديده جالب ومهيجي هستند كه با جزر و مد دريا از دل زمين گل به بيرون پرتاب مي كنند. گستره اي 3 هكتاري پوشيده در لفافه گل هاي رس و مارن، بدون هيچ گياه و سبزي در اطراف، منحصر و تك افتاده در نزديكي ساحل درياي آزاد، منظره اي زيبا از عارضه جغرافيايي به نمايش گذاشته است. پيرگل نام گل فشان مشهورخاش است. خاك حاشيه اش كه ترك برداشته و خشك و نيمه خشك، تكه تكه شده، با رنگي شبيه خاك كائولين )خاك زرد( جلايي زيبا به فضاي بين كوه هاي سپيدپوش تفتان داده است.

اين گل فشان يكي از زيباترين فورآن هاي گل بوده كه در روستاي گونيچ كارواندر قد برافراشته و همان طوركه اشاره شد، در محدوده سه هكتاري آن هيچ گونه پوشش گياهي و جانوري وجود ندارد. اين گل فشان زيبابا دهانه هاي فوراني بسيار به عنوان اثري طبيعي و ملي به ثبت رسيده و اين جاذبه طبيعي در دنيا نظيرندارد و در جذب گردشگر بسيار موثر است. هر چند در نقاط ديگر دنيا نيز چنين پديده هايي چشم هربيننده اي را مجذوب مي كند اما همبستگي اين عارضه زمين شناسي با منابع نفت و گاز بر اهميت آن مي افزايد. تاكنون مطالعات سيستماتيك و ارزنده اي روي اين گ لفشان انجام نشده است. از آن جا كه اين پديده داراي ارزش اقتصادي و گردشگري بالايي است، ضروري است ضمن انجام مطالعات متعدد روي آن براي جذب گردشگران و تشويق سرمايه گذاران در اين منطقه توجه ويژه اي صورت پذيرد.

براساس اطلاعات زمين شناسي موجود اين گ لفشان همانند گنبدهاي نمكي بوده و گاهي همراه آن ها ديده مي شود و شايد بتوان آن ها را گنبدهاي رسي ناميد. به علت نزديكي زياد اين منطقه به اقيانوس هند، وجودقله آتشفشاني نيمه فعال تفتان و همچنين شكل هاي خاص پوسته زمين در اين ناحيه باعث به وجود آمدن فشارهاي زيادي به پوسته زمين و خروج آب همراه با گل و لاي مي شود.گل فشان پيرگل به طور عمده در فصول مختلف سال از جاذب ههاي نادر و ديدني منطقه به شمار مي رود، اين گل فشان داراي 15 سوراخ استخراج گل است كه از بلندترين گنبد آن، گ لهاي بيشتري تراوش مي كند وگل ها سرد هستند. علاوه بر گ لفشان پيرگل، گ لفشان هاي ديگري در شمال و جنوب ايران از جمله چابهارو در مقياس كوچك تر قرار دارند.

گل فشان تنگ

يكي از بزرگ ترين گل فشان هاي ايران، گل فشان تنگ است كه در فاصله 400 متري جاده ساحلي بندرصيادي تنگ در 100 كيلومتري غرب شهرستان چابهار واقع شده و داراي تپه مخروطي به ارتفاع 45 متر ازسطح دريا مي باشند.

گل فشان تنگ با مختصات جغرافيايي"1 ′28 °25شمالي"59 ′55 °59 شرقي به عنوان بزرگ ترين وبارزترين گل فشان ايران در سواحل شمالي درياي عمان، خودنمايي كرده و بر جاذبه هاي طبيعي سواحل جنوبي كشورمان افزوده است. تنگ با تپه اي مخروطي شكل و با چندين دهانه كه به صورت متناوب يكي ازدهانه ها خاموش و ديگري فعال مي شود. خروج و فوران گل با دبي متفاوت معمولا بين 3 تا 5 دقيقه به صورت متناوب تكرار شده و از قسمت غربي مخروط كه ديواره آن فرو ريخته به سمت زمين هاي اطراف جريان مي يابد.

فوران گل با تشكيل حباب هايي با اشكال گوناگون تواْم با سروصدا مي باشد. اين روانه هاي گلي سرد كه ازدهانه مخروط گل فشان خارج مي شوند با گذشت زمان به صورت لايه لايه روي هم قرارگرفته و تا مسافتي دور از دهانه گسترش يافته و در مجاورت هواي گرم و آفتاب شديد منطقه خشك شده و شكاف هايي در آنها پديد مي آيد، دامنه گسترش اين روانه هاي گلي در اطراف مخروط گل فشان تا 400 الي 500 متر رسيده است. وجود مارن هاي فراوان در گل هاي خارج شده رنگ خاكستري آن را سبب شده است.

كوه گل افشان تنگ داراي 100 متر ارتفاع است و اطراف اين كوه را بياباني وسيع فرا گرفته كه ظاهرا اين بيابان نيز همچون خود كوه ماحصل اتفاقاتي درون زمين است. اطراف كوه به فاصله حدود 200 متر از كوه،چاله اي به عمق حدود 2 متر ايجاد شده كه براي رسيدن به كوه بايد وارد اين چاله شد.

بالا رفتن از كوه اگر فصل بارندگي نباشد؛ تقريبا راحت است. در بالاترين نقطه كوه چاله اي به قطر كمتر ازيك متر و به عمق حدود نيم متر وجود دارد كه با گل پوشيده شده است. در فواصل زماني حدود يك دقيقه،مقداري گل با صداي خاصي شبيه به تركيدن يك حباب، از چاله خارج و به اطراف پراكنده مي شود. احتمالا تمام اين كوه در طول ساليان دراز بر اثر فعاليت اين چشمه ايجاد شده باشد. در كنار اين كوه، دو كوه كم ارتفاع ديگر وجود دارد كه به نظر مي رسد زماني آن ها نيز گل افشان بوده اند.

نظرات گوناگوني در مورد علت وجود اين چشمه ها ذكر شده كه آنوبانيني محتمل ترين آن ها را بيان

مي نمايد. به علت نزديكي زياد اين منطقه به اقيانوس هند و همچنين شكل خاص پوسته زمين در اين

ناحيه، پوسته اقيانوس با شيب بسيار تندي در زير اين منطقه به داخل زمين فرو مي رود كه باعث به وجودآمدن فشارهاي زيادي به پوسته زمين مي گردد. فشار به وجود آمده باعث خروج آب و به همراه آن گل ولاي مي شود. اين عامل يكي از علت هاي به وجود آمدن گل فشان ها و چشمه هاي آب معدني فراوان دراين منطقه به حساب مي آيد.

سرد بودن گل و عدم وجود بخار به همراه آن تاييدي بر صحت ادعاي ذكر شده است. زيرا در مناطقي كه پديده هاي مشابهي به علت گرماي زمين و فعاليت هاي آتشفشاني رخ مي دهد، خروج آب گرم به همراه بخار طبيعي تر است.

اين گل فشان نسبت به گل فشان پيرگل خاش كه در سال 1380 به عنوان يك اثر طبيعي- ملي شناخته

شده است داراي مزاياي ويژه اي است كه از اين رو مي تواند به فهرست آثار طبيعي كشورافزوده شود:

1- فاصله نزديك آن به بندر چابهار كه به علت دارا بودن منطقه آزاد تجاري، سواحل صخره اي كم نظير وامواج خروشان، جنگل هاي حراو ... همواره مورد توجه مسافرين و طبيعت دوستان بوده و هست.

2- وضعيت توپوگرافي منطقه به نحوي است كه تپه مخروطي شكل گل فشان در دشت هاي منطقه كاملاواضح و نمايان است.

3-  راه مناسب و اهميت منطقه.

گل فشان بولوبولو

نيز گل فشان مهم ديگرى است كه در جنوب شرق ايران و « بولوبولو » اما گل فشان واقع در روستاي تنگ يا در 95 كيلومترى غرب بندر كنارك و در دشت كهير نرسيده به روستاى تنگ در زمينى مسطح واقع شده است. اين گل فشان داراى سه تپه كوچك است كه يكى از آن ها شبيه آتشفشان و در حال حاضر فعال است و بقيه آن ها نيز از چند سال قبل به صورت غيرفعال در آمده اند. در بلنداى اين تپه ها، دهانه هايى به قطرچند سانتى متر وجود دارد و از دهانه گل فشان كه در حال حاضر فعال است، به طور متناوب گل خاكسترى رنگ خارج شده و به سوى دامنه ها سرازير مى شود. دوره تناوب اين پديده نادر و زيبا ده تا پانزده دقيقه است كه اين عمل با لرزش خاك همراه است و گاهى به هنگام خروج گل، صدايى همانند شليك تفنگ ازآن به گوش مى رسد.

گل فشان هاي كرانه خزر

گل فشان "گميشان"، "قارنيارق" و "نفتليجه" از جاذبه هاي كم نظير گردشگري گلستان و قلب تپنده خزربه شمار مي آيند كه به رغم سردي و خاموشي از فوران همچنان زيبا و پر جاذبه و در عين حال ناشناخته ماندند.

اين قلب هاي تپنده، پر جاذبه و كم خروش خزر به عنوان مناظر طبيعي، درماني و گردشگري به رغم داشتن جاذبه هاي فراوان همچنان ناشناخته باقي مانده اند و براي معرفي، نياز به تلاشي مضاعف دارند.

اين پديده ها از زيباترين پديده هاي طبيعي به اشكال مخروط هاي كوچك آتشفشاني از جنس گل يا ماسه هستند كه ابعاد آن ها از چند سانتي متر تا چندين متر متغير است و به نظر مي آيد قسمت مركزي آن ازجنس ماسه و بخش خارجي آن از جنس گل باشد.

در اين آتشفشان ها، تزريق مواد گلي و ماسه اي از زير به داخل شكاف و به همراه آب صورت مي گيرد و به مواد گلي كه از شكاف خارج مي شود، روانه گلي مي گويند.

پرتاب شدن سريع گل هاي روان و آبكي كه با حباب و صدا همراهند موجب شكل گيري مخروط مي شود ودر مركز اين مخروط ها، حفره كراتر مانند براي خروج مواد وجود دارد كه در اثر ايجاد شكاف در سطح زمين و تزريق مواد از زير همراه آب و گاز شكل مي گيرند.

بررسي ها نشان مي دهد كه اين مخروط ها در مناطق زلزله خيز و در امتداد برخي از گسل ها به وجودمي آيند و ته نشست سريع مواد و خروج بعدي آب از لابه لاي ذرات باعث تشكيل آتشفشان گلي در سطح رسوبات مي شود.

برخي نيز معتقدند كه گل فشان ها، منشا تكتونيكي دارند و عمل فرورانش و فشارهاي ناشي از حركات تكتونيكي دليل پيدايش آن ها است و برخي نيز معتقدند كه گل فشان ها در مناطق آتشفشاني ايجادمي شوند.گل فشان "قارنيارق" در شرق گميشان، "نفتليجه" در شمال شرق گميشان و "اينچه" در كنار تالاب اينچه برون گل فشان هاي معروف استان گلستان هستند و همگي با خروج گاز، آب حاوي كلريد سديم و موادنفتي آروماتيكي فعال هستند.

گل فشان نفتليجه در شمال شرق گميشان با مواد نفتي همراه بوده و تپه اي را در وسط يك دشت صاف ازخمير گلي، نفتي كه از دهانه آن خارج مي شود ايجاد كرده و فعاليت گازي بالايي نيز دارد.

قارنيارق نيز در زبان محلي يعني جايي كه شكم زمين شكافته شده، با قطر دهانه حدود 600 متر

بزرگ ترين گل فشان گلستان محسوب شده كه رسوبات نمكي، گاز متان و آثاري از مواد نفتي از آن خارج مي شود و اهالي بومي به خواص درماني آن اعتقاد دارند.گل فشان اينچه نيز در كنار تالاب اينچه برون واقع است كه در سال هاي گذشته صدور مجوز چاه هاي بهره برداري در كنار تالاب، اين گل فشان را از فعاليت انداخته است.

گل فشان، پديده زمين شناسي نادر و جذابي براي گردشگري است و نزديكي چاه هايي از اين قبيل در

همجواري تالاب ها كار درستي نيست و بايد براي اين گونه فعاليت ها فاصله اي در نظر گرفته شود زيرا فعاليت انساني در كنار اكوسيستم هاي طبيعي اثرات منفي دارد.گل فشان ها در معرفي جاذبه هاي گردشگري ديگر مانند تالاب ها، صحرا، بازارچه مرزي، سد وشمگير وبسياري مجموعه هاي ديگر استان گلستان نقش موثري دارند.

نخستين مجموعه گل درماني كشور توسط بخش خصوصي در گل فشان نفتيلجه در شهر گميشان در حال احداث است و اين طرح براي اولين بار در سطح كشور در حال اجرا است. استفاده از خواص اين گل فشان ها به ويژه در زمينه درمان پوكي استخوان و بيماري هاي پوستي از مزاياي اجراي اين طرح است. گل درماني يكي از انواع گردشگري رايج در دنيا بوده كه در صورت فعال كردن آن سودآوري زيادي به همراه خواهد داشت. با توجه خواص فراوان اين گل فشان ها مي توان براي گسترش صنعت توريسم و توريسم درماني بهره گيري كرد و اين امر مستلزم معرفي و شناخت بيشتر اين پديده ها و ارائه امكانات و خدمات بيشتر در حاشيه اين مناطق است.

گل فشان هاى منطقه گميشان و بندر تركمن اين گل فشان تپه اي دايره اي شكل به قطر 20 متر و ارتفاع 2 متر تشكيل داده و داراي يك دهانه اصلي وچند دهانه كوچك تر جانبي است كه دهانه هاي جانبي، ثابت و دايمي نيستند.

اين گل فشان مانند ديگر گل فشان هاي حاشيه درياي خزر، در ارتباط با ميدان هاي گاز و نفت است و درمنطقه ظهور آن بوي نفت خام به مشام مي رسد و گل آن غلظت كمي دارد و به همين دليل حباب هاي توليدشده توسط آن به سرعت منفجر مي شوند.

در بخش جنوبى درياى خزر در منطقه گميشان علاوه برگل فشان دشت تركمن كه محل رويداد آن در

فاصله قابل توجهى از ساحل دريا قرار دارد، گل فشان هاى ديگرى نيز در خشكى در خاور گميشان و شمال آق قلا وجود دارند )گل فشان هاى نفتليجه و قارنياريق تپه( كه بررسي هاى اوليه نشان دهنده وجود ارتباط ساختارى و احتمال هم زمانى فعاليت دوره اى در اين گل فشان ها مى باشد.

ادامه رشته كوه هاى قفقاز با روند شمال باخترى- جنوب خاورى، به صورت برجستگى زيرآبى بخش هاى ميانى و جنوبى درياى خزر را از هم جدا مى سازد. نهشته هاى موجود شامل رسوبات نئوژن و كواترنرى با ضخامت تقريبي 10 كيلومتر اس ت كه بر روى نهشته هاى قديمى تر و بر روى پوسته اقيانوسى موجود قرارگرفته اند. بر مبناى اطلاعات حاصل از عمليات لرزه نگارى، وجود تاقديس ها و ناوديس هاى بزرگى دربخش جنوبى درياى خزر و ارتباط نزديك محل گل فشان ها با اين ساخت ها به اثبات رسيده است. حضورگل فشان ها همواره راهنماى خوبى براى پى جويى هاى نفتى به شمار مى آيد.

بخش جنوبى درياى خزر به ويژه ميدان هاى نفتى جمهورى هاى آذربايجان و تركمنستان و تا حدودى

شمال بندر تركمن در ايران بيشترين پراكندگى گل فشان هاى خزر را نشان مى دهد كه حدود 70 درصد گل فشان هاى جوان را شامل مى شود. گل فشان هاى قارنياريق تپه و نقتليجه معروف ترين گل فشان هاى شناخته شده در كشور ما درناحيه خزر هستند كه دراين بخش تشريح شده اند.

گل فشان نفتليجه

اين گل فشان در فاصله 16 كيلومترى شمال گميشان در ميان دشت به صورت تپه برجسته مخروطى شكل و مدورى ديده مى شود كه دست كم در حدود 4 تا 5 متر از زمين هاى اطراف بلندتر است. در بخش مركزى و رأس تپه دهانه گل فشان با قطر تقريبى 10 متر قرار دارد كه فوارن گل و لاى به همراه خروج حباب هاى گاز قابل مشاهده است. دهانه گل فشان به صورت نا متقارن در ميان مخروط واقع شده به طوري كه شعاع بزرگ ترين دايره به مركزيت دهانه در حدود 100 متر و كوچك ترين دايره در حدود 50 متراست. به اين ترتيب قطر ميانگين مخروط در حدود 150 متر برآورد مى گردد كه در حاشيه آن آب شورتجمع يافته و در برخى نقاط آثارى از وجود مواد نفتى مشاهده شده است )واژه نفت در نام اين گل فشان نيز به اين نكته اشاره دارد(. خروج مواد به صورت ناپيوسته و نامنظم معمولاً به صورت فوران شديد پس ازدقايقى آرامش و سكون صورت گرفته، كه با استشمام بوى گاز همراه مي باشد. با دور شدن از دهانه گل فشان ميزان سياليت مواد كاهش يافته و به تدريج از نظر سنى قديمى تر مى شدند. در واقع با توجه به چينه شناسى نهشته ها از نظر سنى مى توان مخروط را به دو بخش قديمى تر )بخش خارجى يا پائينى( بارنگ روشن مواد، بدون رطوبت )يا با رطوبت كم( و با شيب ملايم و بخش جديدتر با رنگ تيره، شيب تندترو رطوبت زياد )با نزديك شدن به دهانه حالت باتلاقى پيدا مي كند( تقسيم نمود.

گل فشان قارنياريق تپه

قارنياريق تپه در زبان تركمنى به معناى تپه شكم پاره است و اين مفهوم با ويژگي هاى آن هم خوانى دارد.اين گل فشان در فاصله 29 كيلومترى شمال خاورى گميشان و در 12 كيلومتري شمال غربي آق قلا وكيلومتر هفت جاده "قلعه جيق" با قطر خارجي 700 متر داراي يك فرو افتادگي در داخل به عمق تقريبي پنج تا 10 متر بوده و در مركز اين چاله يك تپه مخروطي شكل كه در راس آن چاله اي قرار داشته، دهانه گل فشان متروكه اي را نشان مي دهد.

وسعت آن بسيار زياد و بيش از 500 متر مربع مى باشد. از نظر ريخت شناسى شامل يك حلقه خارجى)بخش قديمى تر( و يك بخش داخلى )مخروط جوان تر(مى باشد كه بين آن ها به وسيله آب پرشده است.

با توجه به ابعاد بزرگ و فرسايش پيشرفته در نهشته هاى ديواره مخروط اين گل فشان مى توان سن

بيشترى را نسبت به گل فشان نفتليجه براى آن در نظر گرفت. به دليل باتلاقى بودن زمين امكان بررسى بخش داخلى مخروط وجود نداشته و نمى توان درمورد چگونگى فعاليت و فوران مواد اظهار نظر نمود ولى به نظر مى رسد فعاليت زيادى نداشته باشد. نكته قابل توجه اين است كه اين گل فشان با گل فشان هاى نفتليجه وگل فشان اخير در درياى خزر در يك فاصله تقريبى 50 كيلومترى در يك راستا قرار دارند. اين نكته تا حدودى تأييد كننده رويداد اين پديده بر روى و يا در راستاى ساختمان هاى تكتونيكى خطى نظيرتاقديس ها ياگسله ها بوده و ارتباط نزديك آن را با اين ساخت ها نشان مى دهد.چنان چه گفته شد همخوانى محل رويداد گل فشان ها با ساختمان هاى تكتونيكى امرى شناخته شده بوده و موارد بسيارى از اين همخوانى در حوضه هاى نفتى خزر ديده شده است.

قرارگيرى خطى گل فشان هاى قارنياريق تپه، نفتليجه و گل فشان دشت تركمن خاور جنوب خاورى- باخترشمال باخترى را مى توان با ساختارهاى تكتونيكى زيرسطحى مربوط دانست. با استفاده از نقشه هاى زمين شناسى وجود چنين ساختارى را به طور مستقيم نمى توان دريافت ولى نحوه گسترش و ريخت شناسى نهشته هاى سطحى و راستاى قرارگيرى گل فشان هاى ياد شده تا حدودى مى تواند وجود اين ساختار را درزير نهشته ها نشان دهد.

گل فشان قارنياريق تپه ابعاد به مراتب بزرگ ترى از نفتليجه دارد. از نظر وضعيت فعاليت مى توان گل فشان دشت تركمن را فعال تر از نفتليجه دانست ضمن اين كه هم زمان با فعاليت آن فعاليت محدودترى نيز درنفتليجه صورت گرفته است. آثار فعاليت جديدى درگل فشان قارنياريق تپه محسوس نيست. به اين ترتيب با توجه به ابعاد، ترتيب قرارگيرى و وضعيت فعاليت شايد بتوان گفت كانون فعاليت و فوران مواد در ساختارزيرسطحى از گل فشان قارنياريق تپه به سوى گل فشان جديد در دريا مهاجرت نموده است كه دليل آن رامى توان تغيير در نحوه عملكرد و راستاى نيروهاى تكتونيكى در عمق دانست.

گل فشان گوبكل جه

گل فشان "گوبكل جه" در شمال منطقه گوبكل جه و در حاشيه شرقي جاده صوفيكم به صورت پنج چاله برون مخروط به قطر تقريبي هر يك دو متر در مجاورت هم و در يك امتداد نيز به طور همزمان فعال،مشاهده مي شود.

گل فشان اينچه

گل فشان اينچه يكي ديگر از گل فشان هاي دشت گرگان است در 26 كيلومتري شمال آق قلا در مجاورت حاشيه غربي درياچه اينچه است. در اين گل فشان گودال مدور به عمق 10 متر و قطر هشت متر وجود داردكه از آن گاز، آب حاوي كلريد سديم و مواد نفتي آروماتيكي خارج مي شود كه آثار سكوي حفاري نفتي درآن ملاحظه مي گردد.در سال هاي گذشته صدور مجوز چاه هاي بهره برداري از يد در كنار تالاب، اين گلفشان را از فعاليت انداخته است.

گل فشان هاي جمهوري آذربايجان

از حدود 700 گل فشان شناسايي شده در دنيا، 300 گل فشان در آذربايجان و در حاشيه درياي خزر

گزارش شده است كه توانايي بيرون ريختن ميليون ها متر مكعب گازهاي هيدروكربني و كوهي از گل رادارند.خوشبختانه خسارت ناشي از اين گل فشان ها كم بوده و بسياري از توريست ها براي استفاده از اثرات درماني استخر گل فشان ها به اين مناطق سفر مي كنند.

گل فشان هاي جمهوري آذربايجان نمادهاي ديدني وجود منابع نهفته نفت و گاز در زير عمق زمين دردرياي خزر هستند. تراوش گاز زماني اتفاق مي افتد كه زير سطح زمين از گاز متان اشباع شده و به دنبال پيداكردن راه عبور به سطح هستند.

مثال مشهور تراوش گاز، در يانارداق (كوهستان آتش) در شبه جزيره آبشرون است. مردم غالباً براي ديدن رقص شعله ها به آن جا مي روند و از تماشاي اين پديده دلفريب كه هيچ گاه خاموش نمي شود لذت مي برند و اين براي آن ها جالب است كه بفهمند چگونه اين آتش جاويد مي ماند و از داخل زمين مي سوزدو وسيله اي براي پرستش مي شود.

مردم آذربايجان پيدايش آيين زرتشتي در آذربايجان را - در حدود 2000 سال پيش- با اين پديده زمين شناسي مرتبط مي دانند. بر طبق نظر آنان اسم كشور "آذربايجان" نيز از كلمه آذر به معني "آتش" از زبان فارسي مشتق شده است. اين آيين آتش پرستي مهم ترين آيين تاريخي قبل از اسلام در اين منطقه بوده است.

حجم نهايي ساليانه گاز گسيل شده توسط همه گل فشان ها در آذربايجان 20 ميليون مترمكعب در سال برآورد شده است. در سال 1964 گل فشان "Turaghayi"شعله هايي ايجاد كرد كه چندين سال سوختن آن به طول انجاميد و 500 ميليون مترمكعب گاز از آن آزاد گرديد.گل فشان هاي آذربايجان معمولا خارج از مراكز جمعيتي، به طور ناگهاني و در زمان كوتاهي اتفاق مي افتند.

به همين دليل مشاهده آن ها از ابتدا تا انتها ميسر نمي گردد. به استثناي گل فشان "Lokbatan"

كه توسط دانشكده علوم موسسه زمين شناسي آذربايجان مطالعه گرديد و فوران آن بيشتر از 20 ساعت به طول انجاميدLokbatan نام منطقه اي واقع در 15 كيلومتري جنوب باكو است كه در زمان هاي گذشته به علت وجود گل، شتر ها در آن غرق شده اند.

گل فشان هاي آذربايجان در اندازه و شكلشان تنوع دارند، اما بيشتر گل فشان هاي اين كشور مخروط

كوچك يا منفذ خروج گل دارند. اين مخروط هاي كوچك جالب بوده و حتي منظره زيبايي دارند و گل سرد،آب و گاز به بيرون مي ريزند. در اين گل ها خواص درماني )يد، برم، كلسيم، منيزيم، اسيدهاي ارگانيك وهيدروكربن هاي آروماتيك( گزارش شده است. اين محلول گلي ماده سمي قابل توجه اي ندارد.

گل فشان ها اثري جاويدان و بي همتا هستند كه نياز به محافظت دارند و تاكنون در مورد 23 گل فشان درآذربايجان اين محافظت انجام گرفته است.

شيوه جديد جست و جوي گل فشان

پژوهشگران زمين شناس آذربايجان به تازگي موفق به استفاده از شيوه هاي جديد براي يافتن گل فشان شناسايي « آبشرون » شده اند و با اين روش، گل فشان هاي مدفون شده اي را در جنوب غربي شبه جزيره كرده اند.

گل فشان ها به مدت 40 سال در موسسه زمين شناسي مطالعه مي شدند ولي برخي ترديدها درباره اين بخش از علوم وجود داشت. هيچ نظريه كاملي راجع به تشكيل و ساز و كار گ لفشان ها وجود نداشت و هيچ اطلاعات قابل توجهي راجع به گل فشان هاي مدفون شده، ارائه نشده بود.اين محققان با استفاده از عكس هاي گرفته شده از منطقه و روش هواي دكد شده به شناسايي گل فشان ها پرداخته اند.

همان طور كه مي دانيم، بيش از 90 درصد نهشته هاي نفت و گاز آذربايجان داراي ساختارهاي گل فشان مي باشند؛ از اين رو، گ لفشان هايي كه به تازگي كشف شده است، مي تواند گواه محتوي نفت و گاز در اين مناطق باشد.

كشف گل فشان در سطح مريخ

دكتر عباس كنگي، عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شاهرود و پژوهشگر زمين شناسي سياره اي،موفق به كشف پديده گل فشان به جا مانده از فعاليت هاي آتشفشاني در سطح سياره مريخ شد.

يافته هاي جالب توجه اين محقق ايراني كه به گفته وي احتمالا نخستين گزارش علمي از وجود گل فشان در سطح سياره سرخ است در قالب مقاله اي در شماره ماه مه 2007 مجله علمي معتبر(ASTRONAUTICA (Elsevier- ACTA مجله آكادمي بين المللي كيهان نوردي- ارائه شده است.

اثبات اين كشف مبني بر فعاليت گل فشان ها در سطح مريخ كه با بررسي يكي از آتشفشان هاي باستاني مريخ موسوم به Hecate Tholus و با بهره گيري از اطلاعات حاصل از فضاپيمايي مارس اكسپرس ناسا حاصل شده مي تواند فصل جديدي در كاوش ها در سياره مريخ بگشايد چرا كه با توجه به آن چه در نمونه هاي مشابه زمين مشاهده شده، گل فشان ها از محل هاي داراي پتانسيل حيات فسيل شده در سطح سياره سرخ مي باشند.

وي با بيان اين كه چون مطالعه بر روي مريخ به صورت غير مستقيم انجام مي شود، در بيشتر موارد آن را با مدل هاي زميني تطبيق مي دهند، تصريح كرد: مطالعه حيات بر روي سياره مريخ به دو صورت جستجوي حيات زنده و موجودات فسيل شده انجام مي شود. وجود حيات زنده در مورد مريخ منتفي مي باشد، اما دانشمندان به دنبال شناسايي مناطقي هستند، كه آثاري از حيات گذشته در آن جا مشاهده مي شود. اثبات فعاليت گل فشان ها در سطح مريخ مي تواند به عنوان يكي ديگر از محل هاي داراي پتانسيل حيات فسيل شده در سطح سياره باشد.

به عبارت ديگر ارگانيسم هاي گرما دوست، با سوخت و سازهاي متنوع، توانايي زندگي در شرايط نامناسب رادارند و مي توانند از تركيبات آهن و ديگر منابع انرژي موجود در محيط بهرمند شوند. بنابراين مي توان پيش بيني كرد مجموعه هاي حياتي در داخل رسوبات گل مانند حاشيه آتشفشان هكاتيس تالوس بر سطح مريخ به صورت مجموعه هاي ميكروبي، در شكل استروماتوليت و ميكرو فسيل ها قابل دسترسي باشد.

به گفته كنگي هر روز هزاران تصوير و طيف هاي نوري توسط فضاپيماها مستقر در مدار مريخ تهيه و به زمين ارسال مي گردد. در چنين شرايطي با وجود فاصله بيش از 55 ميليون كيلومتري مريخ از زمين مي توان به كمك تكنيك هاي سنجش از دور علاوه بر بررسي ساختمان هاي زمين شناسي سطح سياره،خصوصيات مغناطيسي، جنس سنگ ها، درجه حرارت و ديگر خصوصيات مورد نياز را به دست آورد.آخرين فعاليت آتشفشاني كه در مريخ اتفاق افتاده مربوط به 20 ميليون سال پيش است و پديده گل فشان در آتشفشان هكاتيس تالوس جزو فعاليت هاي جديد سياره محسوب مي شود.

تا سال 1997 تصاوير تهيه شده از سطح مريخ داراي قدرت تفكيك پايين بود. بنابراين شناسايي بسياري ازساختمان هاي زمين شناسي از جمله گل فشان ها در سطح سياره ممكن نبود؛ بنابراين، بحث وجود گل فشان ها در مريخ حداكثر در حد گمانه زني و طرح سوال بود.

از سال 1997 تا 2001 فضاپيما Global Surveyor در مدار مريخ مستقر شد و سطح سياره به صورت دقيق نقشه برداري شد. با استقرار فضا پيما مارس اكسپرس در سال 2003 در مدار مريخ تصاوير با رزلوشن بالا ازبخش هاي مختلف سياره تهيه شد و دور جديدي از تحقيقات در سطح اين سياره آغاز شد.

تهيه كننده :مريم السادات مير كاظميان

منابع

1- خاني، ع.، مشاهدات و بررسي هاي به عمل آمده از گل فشان تنگ، گزارشات استاني اداره كل حفاظت

محيط زيست سيستان و بلوچستان.

٢- زمرديان، م.ج.، ژئومورفولوژي ايران: فرايندهاي اقليمي و ديناميك هاي بيروني، 1387 ، دانشگاه فردوسي

مشهد

3- نگارش، ح.، 1380 ، مطالعه گل فشان هاي بلوچستان جنوبي، دانشگاه سيستان و بلوچستان.

4‐ http://arizonageology.blogspot.com /

5‐ http://azer.com/

6‐ http://chht-sb.ir/

7‐ http://en.wikipedia.org/

8‐ http://g2.blogfa.com/

9‐ http://geogerapher.blogfa.com/

10‐ http://khschool.ir/

11‐ http://matinfar20.persianblog.ir/

12‐ http://msshamraz.wordpress.com/

13‐ http://news83.persianblog.ir/

14‐ http://www. isna.ir/

15‐ http://www.abrarnews.com/

16‐ http://www.daneshju.ir/

17‐ http://www.farsnews.net/

18‐ http://www.gsi.ir

19‐ http://www.irandeserts.com/

20‐ http://www.irna.ir/

21‐ http://www.jamejamonline.ir/

22‐ http://www.mehrnews.ir/

23‐ http://www.ngdir.ir/

24‐ http://www.p30lords.com/

25‐ http://www.persiangeo.com/

26‐ http://www.persiangeo.com/

27‐ http://www.rozane3625g.blogfa.com/

28‐ http://www.topiranian.com/

29‐ http://www.usgs.gov/

30‐ http://zamin.tama.ir/

31‐ http://geology.about.com/

32‐ http://azerbaijan24.com/