دراين ميان استفاده از شاخص توزيع استاندارد يكي از شاخصهای اساسی در مطالعه تغييرات حول مركز بشمار می آيد كه محاسبه آن نيازمند داشتن ميانگين و انحراف معيار درازمدت مقادير بارندگی برای دوره های مورد مطالعه است . شاخص دهكها و صدكها نيز شاخصی است كه عمدتا” مورد استفاده محققان استراليايی قرار گرفته است . دهكها و صدكهای يك نمونه ، مقداری است كه وقتی داده ها ازكوچكترين تا بزرگترين مقدار مرتب شدند حداقل مقدار مشخصی مثلا” 10 درصد مشاهدات منطبق براين مقدار يا درسمت چپ (زير) آن و حداقل 90 درصد از مشاهدات منطبق بر اين مقدار يا درسمت راست (بالای) آن باشند . دراين شاخص ، محدوده های هر دهك از توزيع منحنی فراوانی تجمعی يا هر نظام معينی از داده ها محاسبه می شود . از اينرو اولين دهك مقدار بارندگی است كه ازكمترين 10 درصد كل تجاوز نمی كند ،دومين دهك مقداری است كه از 20 درصد كل تجاوز نكرده و به همين ترتيب ادامه پيدا می كند . دهك پنجم يا ميانه مقداری است كه از 50 درصد رخدادها تجاوز نمی كند . محدوده دهكها محدوده ارزشهای بين دهكها هستند ، از اينرو هر محدوده دهك بين هفت و هشت می باشد
4- روشهای تحليل سينوپتيكی
مطالعه درمورد آب و هواشناسی ديناميكی رخداد خشكسالی توجه زيادی را به خود جلب نكرده است . دراين زمينه تا نهيل توزيع بارندگی بر روی ايالات متحده آمريكا را به وسيله مرجع قرار دادن سيستمهای پرفشار اقيانوس اطلس مطالعه نموده است . به نظر وی اين عامل بطور وسيعی مقدار باران آمريكا را تحت كنترل خود دارد ( تانهيل درسابرامانيام ، 1967 ) بوند (1960 ) نيز تحليلهای خشكسالی را درآمريكای شمالی ، با مرجع قراردادن ويژگيهای گردش عمومی ناحيه عنوان نموده است . وی دريافت كه گردشهای آنتی سيكلونی در مناطق معتدل نيمكره شمالی و جنوبي بطور مستقيم درجريان هوا و وقوع خشكسالی اثر می گذارد ( بوند در سابرامانيام ، 1967) براوروكاوس ( 1991 ) به بررسی شرايط سينوپتيكی و فيزيكی خشكسالی دريك منطقه مفروض پرداخته اند. نتايج بررسيهای آنها نيز نشان ميدهد كه رخداد اين پديده در رابطه مستقيم با گردش عمومی جو و نحوه استقرار مراكز فشار می باشد .
5- روش استفاده از اطلاعات ژئومورفولوژيك و تاريخی
اطلاعات تاريخی كه ازخاطرات ، رسوم خانوادگی ساكنين و از نشانه های ژئومورفولوژيك ازقبيل واروهای گلی (مربوط به سيستم فرسايش يخچالي و ساير پديده های ژئومورفولوژيك محيطهای قديمی به دست می آيد ، رخدادهای پديده های طبيعی گذشته ازجمله خشكسالی را بيان می نمايد . معمولا” خاطراتی همچون كاهش شديد ميزان محصولات يا ميزان بارندگی در سالهای گذشته به دليل اثری كه درجوامع می گذارد ، درذهنها باقی می ماند ولی متاسفانه اين گونه اطلاعات بيشتر ايام حالت مكتوب به خود نمی گيرد.
سفرنامه های سياحان و مكتشفان اوليه و مهاجرين مستعمرات نيز می تواند اطلاعات ذيقيمتی را دربرداشته باشد. همچنين ، بررسيهای باستان شناسی مي توانند روش ديگری برای مطالعه خشكساليهای گذشته باشند . بعد از جمع آوری مدارك و اسناد چگونگی ربط آنها به مسائل خشكسالی از اهميت خاصلی برخوردار است . معمولا” يافتن تابعهای تبديل برای گفته ها ، خسارتهای كشاورزی و اجتماعی و ارتباط آنها به بارش ساليانه و جريانها درطی دوره های بارانی مساله پيچيده ای محسوب می گردد .
6- ملاحظات خشكسالی در رابطه با ايران
ايران كشور پهناوری است كه بعلت موقعيت خاص و ويژيگهای توپوگرافيك ، از آبی و هوای متفاوتی برخورداست . ميزان بارندگی متوسط سالانه آنرا حدود 224 تا 275 ميليمتر ذكر نموده اند ، كه بدين ترتيب حدوی يك سوم متوسط بارندگيهای خشكيها (800 ميليمتر ) و كمتر از يك سوم بارندگی متوسط كره زمين (1133 ميليمتر ) می باشد .
به همين دليل ، قسمت اعظم ايران در قلمرو آب و هواهای خشك جهان قرار می گيرد . علاوه برقلت بارندگی ، نوسانات شديد بارندگی درمقياسهای روزانه ، فصلی و سالانه ازجمله خصوصياتی است كه موجب عدم اطمينان كافی نسبت به دريافت حداقل بارش مورد نياز جهت مصارف كشاورزی ، تغذيه جريانهای سطحی و سفره آبهای زيرزمينی و مصارف انسانی می شود . با توجه به وجود نوسانات منفی شديد دربارشهای مناطق مختلف كشور، وقوع خشكسالی های ضعيف تا شديد دركشور امری اجتناب ناپذير محسوب می شود ، وقوع اين خشكساليها ، اثر بسيار زيانباری را بر بخشهای كشاورزی و اقتصادی كشور تحميل می كند .
تحقيقات انجام گرفته نشان ميدهد كه درصد فراوانی وقوع خشكسالی و شدت آن در كشور بسيار بالا بوده كه بيشترين فراوانی با 50 درصد متعلق به منطقه بندرعباس می باشد و پس ازآن به ترتيب ، زابل 7/46% ، زاهدان 43% ، يزد 42% ، ايرانشهر 40% ،كرمان 27% ، دارای خشكسالی می باشند كه همگی جزو مناطق خشك ايران محسوب می شوند . بطوركلی پراكندگی جغرافيائی مجموع درصد خشكسالی محاسبه شده درنواحی جنوبی كشور از گستردگی زيادتری برخوردار است و هرچه ازبخشهای جنوبی و مركزی كشور فاصله گرفته می شود از شدت و فراوانی خشكساليها نيز كاسته می شود .
دليل اين امر ، تاثير سيستمهای پرفشار جنب حاره ای است كه مقادير بارندگی بخشهای جنوبی كشور را نسبت به بخشهای شمالی و غربی بطور محسوس كاهش داده و مانع ازتاثير سيستمهای شمالی و غربی به اين مناطق می شود
بطوركلی بايد گفت كه وقوع خشكسالی از ويژگيهايی اصلی آب و هوای ايران محسوب می شود كه هم درقلمرو آب و هوای مرطوب به هم خشك قابل مشاهده است . اين حالت در نتيجه وجود نوسانات آب وهوائی شديد در مقياسهای مختلف زمانی حاصل می شود . ويژگيهای خشكسالی ايران نشان ميدهد كه بطوركلی هيچ منطقه ای ازكشور ، ازاين پديده درامان نبوده و به نسبت موقعيت طبيعی خود اثرهای اين پديده مخرب را تجربه می نمايد و بخشهای جنوبی ، شرقی و مركزی كشور به علت نوسانات بيشتر درمقادير بارندگی ، از آسيب پذيری زيادتری برخوردار هستند .
آشكارسازی نواحی دارای ريسك بروز خشكسالی به كمك
ماهواره های هواشناسی
CSE يك مركز پايش زيست محيطی ملی است كه وظيفه اش جمع آوری ، پردازش و توزيع داده ها و اطلاعات زمينی مربوط به منابع طبيعی و اخطاريه های زود هنگام ( پيش آگاهی ) می باشد .
مؤسسه CSE با همكاری مركز AGRHYMET ( مركز منطقه ای تغيير هشدارهای زور هنگام در 9 كشور آفريقای غربی در CILSS نرم افزاری را برای آشكارسازی مناطق زراعی مستعد ( دارای ريسك ) خشكسالی با استفاده از ماهواره ها ( تصاوير ماهواره های Meteo SAT يا NOAA ) و داده های زمينی پايش كه توسط سازمانهای هواشناسی جمع آوری می شوند ، تهيه كرده است . مناطق دارای ريسك ( مستعد ) نواحی هستند كه در آنها استقرار محصولات زراعی به دليل تأخير شروع فصل بارش به تعويق افتاده است .
اين نرم افزار امكان آشكارسازی و پايش اين مناطق را فراهم ساخته و به زارعان كمك می كند تا اطلاعات سودمندی در مورد فصل بارش كسب كنند . نقشه ها به دولت و مؤسسات مالی حمايتی كمك می كند تا بهترين تصميمات را به هنكام پايان فصل بارندگی اتخاذ كنند .
اين نوع محصولات نرم افزاری برای اخطارهای زورهنگام در كشورهای ساحلی آفريقا بسيار جالب توجه است چون جمع آوری داده های زمينی برای مقابله با بلايای طبيعی يا خشكسالی ها آسان نيست .
تهيه يك سيستم هوشمند برای پايش روزانة خشكسالی
تی. جی چانك - اچ . ژنگ
چكيده :
در انجام اين پژوهش با استفاده از بسته نرم افزاری سيستم هوشمند Clips يك سيستم پايش روزانه خشكسالی تهيه شد . اين سيستم پايش از 4 جزء تشكيل شده است : 1) پايگاه اطلاعات كه شامل مجموعه ضوابطی از نوع IF - THEN ( اگر - آنگاه ) برای تصميم گيری در مورد شدت خشكسالی روزانه 2) حافظه فعال كه حاوی واقعياتی از خصوصيات خشكسالی های قديم شامل : سطوح Truncations ، متوسط دوره و ميانگين احتمالات شرطي برآورده شده در ايستگاههای اندازه گيری می باشد . 3) موتور استنتاج كه مولد استنتاجاتی برای تصميم گيری برای تعيين مجموعه شروطی است كه واقعيات موجود در زمينه تعيين ميزان شدت خشكسالی آنها را ارضا می كند . 4) رابط سيستم با كاربر كه سازو كاری برای روابط كاربر و سيستم برقرار می كند . از يك دوره 6 ماهه از خشكسالی های گذشته كه در آغاز ماه مه 1988 در منطقه اوهايو مركزی شروع شده بود جهت تست اين سيستم استفاده شد نتايج نشان داد كه سيستم در مشخص كردن رخدادهای خشكسالی های روزانه كارآيی دارد
نمايه های خشكسالي
بيشتر تعاريفی كه در مورد خشكسالی عنوان ميگردد قابليت انطباق زراعت با شرايط اقليمی مورد نظر ميباشد مثلاً يك مرتع دار روی مرتع اصلاح شده ای كه توزيع بارندگی به صورت نرمال هزار ميلی متر در سال ميباشد . با آسودگي خاطر گوسفند خود را به چرا می برد . در صورتی كه بارندگی روی مرتع در يك سال به 750 ميلی متر كاهش يابد ، عليرغم اينكه سال قبل نرمال بوده ، برای مرتع دار سال خشك محسوب ميشود .
برای مرتع دار ديگری كه در يك ناحيه نيمه خشك كار می كند و در آن منطقه ساليانه بطور متوسط 300 ميلی متر بارندگی ناظر می شود ، بارش 750 ميلی متر در سال بعنوان يك ركورد سال مرطوب و پر باران در نظر گرفته ميشود و مرتع دار در اين ناحيه با توجه به باران اضافی كه مشكلاتی نظير غرقاب شدن مرتع و خيس بودن خاك ، تهيه محل سرپوشيده برای دام و انبار كردن محصول ، گل آلود بودن جاده و مشكلات شخم و نيز برداشت محصول زير باران بوجود می آورد از بارش اضافی خشنود نخواهد بود .
بطور كلی در مناطق خشك و نيمه خشك با توجه به وضعيت اقليمی ، تطابق كشاورزی سنتی با آب و خاك و متوسط اقليمی صورت گرفته و تجارب شخصی روستائيان و سنتهای قديمی به آنها می آموزد چگونه با تغييرات جزئی در شرايط جوی از خطرات خشكسالی اجتناب كنند .
با آين وجود گاهی وضعيت هوا Weather آنچنان نسبت به متوسط اقليمی Climatological normal تفاوت دارد كه دردسرهايی برای كشاورز و مرتع دار بوجود می آورد .
شاخص های خشكسالی
اگرچه تعاريف گوناگونی از نظر خشكسالی موجود است ولی تعاريف ارائه شده توسط هواشناسان، جغرافی دانان ، مهندسين آبياری و غيره كاملاُ متفاوت بوده و هر يك از پارامترهای مشخصی را درفرمول خشكسالی دخالت می دهند .
در هواشناسی كشاورزی خشكسالی بعنوان يك خشكی غير معمول و اتفاقی است كه د ريك يا چند سال اتفاق می افتد .
در مورد شاخص های خشكی از نظر آب و هواشناسی نويسندگان زيادی مثل كوپن Koppen لانگ Long ، اولدكوپ 01dekop ، دومارتن De Martonne ، می ير Meyer ، تورنت وايت Thornth WaITE و آمبرژه Emberger كار كرده اند كه در اكثر موارد اين فرمولها در محاسبه ضريب خشكسالی از نظر كشاورزی كاربرد چندانی ندارد .
بعضی از نويسندگان فوق فقط عامل بارش و بعضی عامل بارش و درجه حرارت و يا تبخير و تعرق را در فرمول خود دخالت داده اند . مثلاً بعضی از تعاريف خشكسالی كه با توجه به عامل بارش معرفی شده اند بشرح زير است :
الف - كمتر از 5/2 ميلی متر بارندگی در 48 ساعت .
ب - بارندگی در طول هفته نصف نرمال يا كمتر .
ج - در يك دوره 10 روزه بارندگي از 5 ميلی متر بيشتر نباشد .
د - در 15 روز بارندگي نداشته باشيم .
و - 21 روز يا بيشتر باران كمتر از 30 درصد نرمال .
به نظر می رسد هيچ يك از تعاريف فوق با شرايط آب وهوايی كشور ما تناسب نداشته باشد و اين تعاريف در مناطق مرطوبی در جزيره انگليس ، اروپا و شمال آمريكا بيشتر می تواند مورد استفاده قرار گيرد .
در منطقه ايران كه يك فصل و گاه 5 ماه از سال هيچگونه بارشی ديده نمی شود تعيين ضريب خشكسالی بصورت دوره های كوتاه مدت چند روزه مقدور نيست .
در حقيقت در مناطق خشك و نيمه خشك اگر باران خارج از فصل ببارد نه تنها مفيد نيست بلكه خساراتی نظير سيل يا خرابی مرتع به همراه دارد . در چنين مناطقی اگر در فصل بارش به فواصل زماني معين بارش نداشته باشيم بطوريكه رشد گياه تداوم نيابد و يا شروع بارانهاي بهاری با تاخير همراه باشد خشكسالی پيش بينی ميگردد . در تعاريف خشكسالی كشاورزی تنها عامل بارش نمي تواند تعيين كننده شاخص باشد .
راسل در 1896 اظهار داشت كه خشكسالی استراليا يا خشكسالی انگلستان كاملاً متفاوت است و اين تفاوت برای هواشناسان قديمی استراليا كه قبلاً در انگلستان بوده و به آب و هوای آنجا آشنايی دارند كاملاً محسوس است . وی اضافه می كند علاوه بر تغييرات بارندگی در تعيين شاخص خشكسالی بايستی گرمای زياد و بادهای خشك كننده گياه را نيز در نظر گرفت .
اكوچف در اواخر قرن نوزدهم ، ترانسو ( 1905) و Vysotsky در 1905 شاخص P/E را برای تخمين خشكسالی بكار برده و اهميت تبخير را در بررسی خشكسالی موردتاكيد قرار داده اند .
استفاده از ميانگين دما توسط Kolostrov ( 1925 ) سيليانينوف و تورنث وايت توصيه شده است . البته كاربرد مدلهايی كه بر اساس درجه حرارت معرفی شده اند خارج از محيطي كه تجربه شده اند چندان موفق نبوده و بايستی با احتياط بيشتری از آنها استفاه نمود . با وجود اين اگر آمار كنترل شده بمدت طولانی دراختيار باشد اين مدلها در تكميل اطلاعات خشكساليها بسيار موثر هستند.
تلاشهايی بعمل آمده تا اندازه گيری كمبود اشباع نيز كه شاخص خوبی برای درجه خشكی جو ميباشد در فرمولهای رطوبت بكار رود . نمونه ای از اين شاخص ها روابط نوع دلتون Delton است كه توسط پژوهشگران زيادی براي تخمين تبخير از سطح آزاد آب بكار رفته است .
خشكسالی جوی به خشكی غير معمول هوا گفته ميشود و تعاريف زيادی با استفاده از پارامتر كمبود اشباع برای طبقه بندی خشكسالی جو بكار رفته است .
در خشكسالی كشاورزی موضوع به شاخصهای خشكسالی كشاورزی محدود ميشود كه نشان دهنده درجه يا مقدار تاثير پذيری گياه به كمبود غير معمول رطوبت خاك است . كمبود رطوبت ممكن است از كاهش غير عادی آب در خاك و يا نياز رطوبتی زياد گياه بصورت غير معمول ناشی شده باشد .
در حاليكه كاهش توليد آب برای چهارپايان معمولاً يك جنبه از خشكسالی كشاورزی را نشان ميدهد ولی در واقع اين مشكل جدا از مسائل كشاورزی است . زيرا اين نوع كمبود آب هيچگونه ارتباط اوليه ای به رطوبت خاك ندارد . می توان كمبود آب برای چهارپايان را در واقع نوعی خشكسالی هيدرولوژيكی بحساب آورد كه با خشكسالی كشاورزی فصل مشترك دارد .
علت جدا كردن بحث خشكسالی كشاورزی از خشكسالی هيدرولوژيكی اين است كه در مطالعه خشكسالی كشاورزی ، باران موثر بعنوان بخشی از باران كه بتواند در ناحيه ريشه نفوذ كند مورد نظر ميباشد در حاليكه در خشكسالی هيدرولوژيكی باران موثر بخشي از بارندگی است كه به ناحيه ريشه در خاك نفوذ نمي كند بلكه در سطح زمين يا در زير زمين جاری شده و به افزايش آب در چشمه ها ، جويبارها ، درياچه ها و حوضچه ها می انجامد . تعيين شاخص خشكسالی در كشاورزی به منظورهای ذيل صورت می گيرد :
الف - بررسی گرايش اقليم بطرف خشكی
Evaluation of climatic proneness aridity
يك استفاده معمول و هميشگی ضريب خشكسالی برای تعيين گرايش اقليم بطرف خشكی و يا پتانسيل خشكسالی منطقه است كه به مفهوم عام مورد استفاده ميباشد .مثلاً تامركين Tumertekin و كان ترك Conturk از فرمول خشكی دومارتن يعنی برای بدست آوردن فراواني وقوع درجات خشكی در 86 ايستگاه هواشناسی تركيه استفاده نموده اند . ضريب بدست آمده توسط اين دو پژوهشگر نشان داد كه مقادير ضريب خشكی در تمام ايستگاهها خيلی نزديك به توزيع گوسن بوده است . بنابراين با استفاده از انحراف معيار و ميانگين ضرايب خشكی می توان نقشه هايی كه نشان دهنده فواصل متوسط بين درجات مختلف خشكی می باشند را رسم نمود . چنين مطالعاتی را می توان در ارزيابی پتانسيل خشكسالی بعنوان نوعی بررسی اوليه محل خشكساليها منظور نمود . متاسفانه ضرايب تجربی ساده نظير فرمول دومارتن يك بررسی واقعی از محدوديتهای كشاورزی را درسالهای خشك بدست نمی دهد .
ب - تخمين نياز آبياری در منطقه
برای بدست آوردن اطلاعات اضافی در مورد سيكل فصلی و فراوانی نقصان آب ، بايستي دوره های كمتر از يكسال مثلاً دوره های ماهيانه ، ده روزه و حتي روزانه را جهت محاسبه بيلان آب در نظر گرفت كه اين محاسبه بر اساس آمارهای طولانی ساليانه بدست آمده باشد .نقصان تبخير و تعرق را می توان با يكی از روشهای هواشناسی و استفاده از قابليتهای فرضی ذخيره آب در محل ريشه محاسبه نمود .
مطالعات ون باول Van – Bavel از اين نوع ميباشد . نتايج را می توان با در نظر گرفتن كل دوره زمانی مثلاً تعداد روزهايی كه فصل رشد ادامه دارد و در اين دوره محصول از كمبود رطوبت خاك در مضيقه بوده است و يا كل عمق آب اضافی كه می توانست مانع كمبود ذخيره رطوبت باشد ارائه نمود .
اگرچه نتايج فوق و اطلاعاتی كه از اين طريق بدست مي آيد در حل مشكلات آبياری موثر است معذالك اين نوع مطالعات مورد انتقاد قرار گرفته اند زيرا بطور مناسبی تمام عوامل موثر در تعادل رطوبت محصولات ويژه ای را در زمان معين در نظر نمی گيرند . اين انتقادات از پيچيدگيهايی كه در اهداف پروژه ها در نظر گرفته شده ناشی می شوند .
ارزيابی خشكسالی بشكل محلی To evaluate drought in a local setting
مخالفين استفاده از شاخصهای خشكسالی ميل دارند كه توجه به وضعيت آب در رشد نوع خاصی از محصول صورت گيرد كه اين محصول در شرايط زمانی و مكانی خاصی در روی خاك مطالعه ميشود . بطور كلی فقط دو نوع افراد به ارزيابی خشكسالی بصورت محلی اعتقاد دارند .
يكی تجربه كننده های حرفه ای كه می خواهند فراينده های اصلی فيزيكی و بيولوژيكی در حال انجام را در محل اندازه گيری نموده و بلافاصله با اندازه گيريها و درك فرآيندهای اصلی فيزيكی و بيولوژيكی نتايج را به زبان علمی توزيع دهند . دومين گروه كشاورزانی هستند كه نوع خاصی از محصول را می كارند و به رشد آن توجه دارند .
در تعيين شاخص خشكسالی سه مسئله مهم وجود دارد :
1- 1- ظرفيت محيط براي تبخير و تنفس گياه كه در واقع جنبه انرژی مسئله است .
2- 2- قابليت خاك و گياه كه بتوانند آب لازم را براي تبخير و تنفس گياه فراهم كنند .
در اولين مسئله اندازه گيری تشعشع و انتقال افقی گرمای محسوس مورد نظر می باشد . در دومين مسئله لازم است توانايی سيستم گياه و خاك بعنوان يك منبع و يك پمپ برای فراهم كردن آب جهت تبخير بررسی شود و اين خود مسائل جديدی مثل تركيب فيزيكی و شيميايی خاك از جمله مشخصات جذب و رها سازی آب را در ناحيه رشد مورد بحث قرار می دهد .
مقدار آبی كه بوسيله بارندگی يا آبياری به سطح خاك اضافه ميشود بايستی اندازه گيری شود . اين اندازه گيری روی مزرعه كوچكی كه بيش از چند جريب را نمی پوشاند كار مشكلی است . با وجود اين نمونه گيری بارش توسط باران سنج روش مناسبی است . سپس باران كه در بخش كوچكی از زمين جاری شده و در ناحيه ريشه نفوذ كرده بايستی اندازه گيری شود . اينگونه اندازه گيری ميزان نفوذ ، زهكشی سطح و قسمت زير سطح زمين و نفوذ به عمق لايه خاك را بدست می دهد . معمولاً لازم است مقدار باران در فواصل كوتاه مثلاً هر ساعت يك مرتبه اندازه گيری شود . گاهی انتقال بخار آب بداخل خاك بسيار مهم بوده و لازم است پروفايل دما در لايه خاك مورد بررسی قرار گيرد .
3- 3- قابليت محيطی جو كه رطوبت را بپذيرد و بخار آبی را كه در فرآيند تبخير و تنفس گياه جذب كرده است در خود پراكنده كند .
سومين مسئله يعنی ميزان پذيرش و انتقال بخار آب در جو ، اندازه گيری پروفايل سرعت باد ، درجه حرارت و رطوبت هوا را ضروری می سازد . برای محاسبه دقيق پيچيدگيهای آئروديناميكی و انرژيتيكی مسئله تبخير و فرمول تقريبی برای استفاده روزانه در آبياری منطقه و بررسيهای اقليمی به كتاب عوامل ميكروكليمای موثر در تبخير و تنفس گياه نوشته پن من مراجعه شود .
گزارش شدت و وسعت خشكسالی
يكی از مهمترين كاربرد شاخص خشكسالی تهيه گزارش دوره ای شدت و وسعت خشكسالی است . شاخص خشكسالی وسيله ای است كه با خلاصه نمودن اطلاعات خشكسالی بصورت دوره ای ، اين اطلاعات و شرايط رطوبتی محصول در منطقه گزارش می گردد .
اينگونه اطلاعات كه در آن پيشرفت و رشد محصول و جنبه های توليد مورد نظر است ، بطور شديد مورد نياز موسسات دولتی و گروههای ديگری كه علاقه يا مسئوليتی در قبال يك ناحيه وسيع يا در سطح ملی دارند می باشد .
گروههای زيادی به مجموعه اطلاعاتی از اين قبيل علاقه دارند كه بسهولت در دسترس آنان قرار نمی گيرد .
بنابراين دو استفاده ابتدايی از شاخص خشكسالی كشاورزی وجود دارد كه اولي اغلب در مقايسه يك ناحيه با نواحی اطراف خسارات خشكسالی را بررسی می كند و دومی وسعت و شدت خشكسالی را روی يك منطقه بصورت دائمی يا بصورت دوره ای ارزيابی می نمايد . در هر دو مورد روشهايی مورد نياز است كه بتوان بصورت واقعی ميزان متوسط آب ورودی منطقه و ميزان خروجی آن را بدست آورد . اگر بخواهيم بطور واقعی تغييرات مهم هوا را منعكس كنيم بايستی ارزيابی هر چند روز يكمرتبه صورت گيرد . بررسی يكماهه كافی نيست زيرا در يك ماه اتفاقات زيادی برای محصول رخ می دهد . بررسی يك روزه بسيار ايده آل است ولی جزئيات زياد بصورت تكرار در می آيند . بنظر می رسد بررسی های 5 تا 10 روزه مناسب تر می باشند .
شاخص خشكسالی پالمر
مطلوب ترين روش تركيبی متغيرهای بارش و درجه حرارت روش پالمر است . ضريب پالمر به اين دليل جهانی است كه درجه حرارت و بارندگی بصورت نرمال در تمام فصول وهر گونه اقليم بطور ثابت عدد صفر را نشان می دهد . بعلاوه در دوره های طويل المدت شديدترين خشكسالی غير معمول ضريبی در حدود 6- بدست می دهد . بدون اينكه درجه خشكی يا مرطوب بودن وضعيت اقليمی منطقه ايكه مورد مطالعه است در آن نقشی داشته باشد .
نتايج بدست آمده از آناليز دوره طولانی يك سری از مقادير ضرايب خشكسالی ماهيانه نشان می دهد كه كلاً اين مقادير بين 6+ و 6ـ تغيير می كنند.
احتمال وقوع ضرايب مثبت هميشه وجود دارد ولی مقادير مثبت غير معمول يك دوره طولانی هوای مرطوب غير نرمال را نشان می دهد ، درتجزيه وتحليل آمار هواشناسی به روش پالمر اطلاعات هواشناسی به چند دوره خشكسالی ، مرطوب غير نرمال ، نرمال يا نزديك نرمال ، تقسيم می شود . جدول زير شرح وضعيت های خشكسالی يا ترسالی را در فاصله تغييرات ضرايب پالمر نشان می دهد .
شاخص خشكسالی پالمر
|
عدد شاخص
|
وضعيت هوا |
|
4 يا بيشتر |
بسيار مرطوب تر از نرمال |
|
3 تا 99/3 |
خيلی مرطوب تر از نرمال |
|
2 تا 99/2 |
نسبتاً مرطوب تر از نرمال |
|
1 تا 99/1 |
كمی مرطوب تر از نرمال |
|
5/0 تا 99/0 |
يك حوزه مرطوب درحال شكل گيری |
|
49/0 + تا 49/0- |
تقريباً نرمال |
|
5/0- تا 99/0- |
ابتدای خشكسالی |
|
0/1- تا 99/1- |
خشكسالی ملايم |
|
0/2- تا 99/2- |
خشكسالی متوسط |
|
0/3-تا 99/3- |
خشكسالی شديد |
|
خشكسالی بسيار شديد |
تهیه کنندگان:علی رضا غفاری سعید عبدالله زاده